زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۲۶: خط ۲۶:


تسبیح‌ها از نظر تعداد دانه‌ها به انواع گوناگونی تقسیم می‌شوند:
تسبیح‌ها از نظر تعداد دانه‌ها به انواع گوناگونی تقسیم می‌شوند:
* '''چهاریکه''': تسبیحی ۲۴ یا ۲۵ دانه‌ای که کاربرد آن بیشتر جنبهٔ تفننی داشته و جنس دانه‌های آن از کائوچو یا چوب است.
* '''چهاریکه''': تسبیحی ۲۴ یا ۲۵ دانه‌ای که کاربرد آن بیشتر جنبهٔ تفننی داشته و جنس دانه‌های آن از کائوچو یا چوب است.
* '''تسبیح ۳۴ دانه''': گروهی از پژوهشگران این تسبیح را تسبیح اصلی می‌دانند، زیرا معتقدند که پیامبر اسلام به دخترش، حضرت فاطمه زهرا، سفارش کرد تا پس‌از هر نماز، ۳۴بار «الله اکبر»، ۳۳بار «الحمدلله» و ۳۳بار «سبحان‌الله» بگوید. جنس دانه‌های این تسبیح معمولاً از خاک است.
* '''تسبیح ۳۴ دانه''': گروهی از پژوهشگران این تسبیح را تسبیح اصلی می‌دانند، زیرا معتقدند که پیامبر اسلام به دخترش، حضرت فاطمه زهرا، سفارش کرد تا پس‌از هر نماز، ۳۴بار الله اکبر، ۳۳بار الحمدلله و ۳۳بار سبحان‌الله بگوید. جنس دانه‌های این تسبیح معمولاً از خاک است.
* '''تسبیح ۱۰۰ دانه''': این نوع، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح ۱۰۰ دانه، به جز شیخک‌های آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که توسط شیخک‌ها به سه دستهٔ ۳۳تایی تقسیم می‌شوند.
* '''تسبیح ۱۰۰ دانه''': این نوع، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح ۱۰۰ دانه، به جز شیخک‌های آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که توسط شیخک‌ها به سه دستهٔ ۳۳تایی تقسیم می‌شوند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/239649/تسبیح احمدی، «تسبیح»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>


=== تسبیح‌های معروف و خا ===
=== تسبیح‌های معروف و خاص ===
تسبیح‌ها، از نظر تعداد دانه‌های آن، به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند. برای مثال، تسبیح «چهاریکه»، تسبیحی ۲۴ یا ۲۵ دانه‌ای است که در دست گرفتن آن، بیش‌تر جنبه تفننی داشته و جنس دانه‌های آن نیز از کائوچو یا چوب است. نوع دیگر تسبیح، تسبیح ۳۴ دانه‌ای است. گروهی از پژوهشگران، این تسبیح را تسبیح اصلی می‌دانند، زیرا معتقدند که [[حضرت محمد|پیامبر خدا]] به دخترش، [[حضرت فاطمه|فاطمه زهرا]]، سفارش کرد تا بعد از هر نماز، ۳۴ مرتبه «الله اکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمدلله» و ۳۳ مرتبه «سبحان‌الله» بگوید. جنس دانه‌های این تسبیح، معمولاً از خاک است. تسبیح ۱۰۰ دانه، تسبیح رایج میان مردم است. هر تسبیح، به‌جز شیخک‌های آن، باید ۹۹ دانه داشته باشد که این دانه‌ها، توسط شیخک‌ها به سه دسته ۳۳تایی تقسیم می‌شوند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/239649/تسبیح احمدی، «تسبیح»، وب‌سایت دائرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
برخی از تسبیح‌ها به دلیل شیوهٔ ساخت، جنس یا محل ساخت، شهرت ویژه‌ای یافته‌اند:


برخی از انواع تسبیح‌ها، به‌دلیل شیوه ساخت، جنس و محل ساخت آن‌ها، شهرتی ویژه دارند. تسبیح معروف به «شاه‌مقصود»، در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح، از سنگی خاص، در معادن [[قندهار]] ساخته می‌شود و بسیار کم‌یاب و گران‌بها است. تسبیح عقیق ساخته‌شده از سنگ عقیق یمنی بوده و به تسبیح «یمانی» معروف است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/داستان-پیدایش-تسبیح-و-اقسام-ان علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 33-34.'']</ref>
* '''تسبیح شاه‌مقصود''': در باور مردم، نوعی تسبیح پادزهری است که محصول افغانستان بوده و به رنگ سبز روشن است. این تسبیح از سنگی خاص در معادن قندهار ساخته می‌شود و بسیار کم‌یاب و گران‌بها است.
* '''تسبیح عقیق (یمانی)''': از سنگ عقیق یمنی ساخته می‌شود و به تسبیح یمانی معروف است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/داستان-پیدایش-تسبیح-و-اقسام-ان علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص 33-34.'']</ref>


== اجزای تسبیح ==
== اجزای تسبیح ==
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
یک تسبیح کامل دارای اجزای زیر است:
# سَره: دانه‌ای به اندازه هسته [[خرما]] که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگوله‌ها متصل می‌گردند؛
# '''سَره''': دانه‌ای به اندازه هسته [[خرما]] که هر دو سر نخ تسبیح از سوراخ طولی آن گذشته و به منگوله‌ها متصل می‌شوند.
# شیخک: دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند؛
# '''شیخک''': دانه‌هایی که نخ تسبیح از وسط آن‌ها گذشته و تعداد دانه‌های اصلی تسبیح را به ۳ قسمت تقسیم می‌کنند.
# منگوله: این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است؛
# '''منگوله''': این قسمت از تسبیح، بیش‌تر از جنس نخ قیطان، نخ‌های ابریشمی زرتاب یا نقره‌تاب است.
# دانه‌های تسبیح: بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/داستان-پیدایش-تسبیح-و-اقسام-ان علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص31-33'']؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref>
# '''دانه‌های تسبیح''': بیش‌تر از جنس سنگ‌های قیمتی (مروارید، [[فیروزه]]، [[یاقوت]]، [[زمرد]]، شاه‌مقصود)، چوب (کهور، آبنوس، شمشاد، زیتون)، تربت (خاک)، دانه‌های خوش‌بو (یُسر)، صمغ (تسبیح کهربایی‌رنگ)، شاخ و استخوان حیوانات و شیشه هستند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/248202/داستان-پیدایش-تسبیح-و-اقسام-ان علایی، «''داستان'' ''پیدایش'' ''تسبیح'' ''و'' ''اقسام'' ''آن»، 1343ش، ص31-33'']؛ دائرة المعارف تشیع، ج4، ۱۳۸۱ش، ص242.</ref>


== کاربردها ==
== کاربردها ==
استفاده از تسبیح علاوه بر شمارش اذکار، در برخی کشورها جنبهٔ تفننی-نمایشی نیز دارد. گاهی تسبیح از مواد و سنگ‌های قیمتی مانند سندلوس ساخته می‌شود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم محسوب می‌شود.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقات‌های سیاسی نیز رایج است که بیشتر برای تمرکز ذهن به‌کار می‌رود. در این‌گونه ملاقات‌ها استفاده از نوع تسبیح و نحوهٔ به‌دست گرفتن آن نیز ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصهٔ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما، می‌دانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref>
تسبیح افزون‌بر کاربرد اصلی خود برای شمارش اذکار و اوراد، در برخی کشورها جنبهٔ تفننی‌_نمایشی نیز یافته است. گاهی تسبیح از مواد و سنگ‌های قیمتی مانند سندلوس ساخته می‌شود و برای آن خواصی بیان شده است.<ref>[https://silver110.ir/blog/sandeloos-stone/ «تاریخچه سنگ سندلوس بررسی خواص و انواع رنگ‌های آن+ تشخیص اصالت»، وب‌سایت سیلور 110.]</ref> در فرهنگ عامه، استفاده از تسبیح صرفاً برای چرخاندن و سرگرمی، مذموم شمرده شده است.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref> امروزه استفاده از تسبیح در محافل و ملاقات‌های سیاسی نیز رایج است و بیشتر برای تمرکز ذهن به کار می‌رود. در این گونه ملاقات‌ها، نوع تسبیح و نحوهٔ به دست گرفتن آن ممکن است حامل معنا و پیام باشد. برخی رواج تسبیح در محافل سیاسی را ناشی از ورود روحانیون به عرصهٔ سیاست و تقلید از فرهنگ مخصوص علما می‌دانند.<ref>[https://tarikhche.blog.ir/1393/04/07/www.yazdfarda.com شکری، «تاریخچه تسبیح»، وبلاگ تاریخچه.]</ref>


== تسبیح در فرهنگ عمومی ==
== جایگاه تسبیح در فرهنگ عامه ایران ==
استفاده از تسبیح در بین عامهٔ مردم به‌ویژه زنان در مجالس به‌صورت گروهی انجام می‌شود که به آن سفرهٔ صلوات گفته و با آداب و تشریفات خاصی انجام می‌شود.<ref>[https://www.niksalehi.com/din-andishe/نحوه-برگزاری-مجلس-ختم-صلوات.html «نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.]</ref> ایرانیان [[مسلمان]] از تسبیح، برای ذکر و [[دعا]] بهره می‌گیرند. همچنین تسبیح، در افسانه‌ها، امثال و حکم، شعر و نثر ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد. در لرستان، به تسبیح‌هایی که از [[تربت امام حسین|تربت]] کربلا ساخته شده، قسم می‌خورند.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.</ref> مردم اراک، برای حاجت‌روایی خود، در امام‌زاده‌ها، [[نذر]] تسبیح می‌کنند. اگر فردی در این منطقه به حاجت خود برسد، ابتدا تعدادی تسبیح خریده، آن‌ها را در [[مسجد جمکران]] تبرک کرده و سپس در میان مردم توزیع می‌کند.<ref>پویا، «بررسی باورهای مردم‌شناختی امامزاده عبدالله و آمنه‌خاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.</ref>
تسبیح در میان عامهٔ مردم ایران، به‌ویژه زنان، در مجالس به‌صورت گروهی و با عنوان سفرهٔ صلوات و با آداب و تشریفات خاصی انجام می‌شود.<ref>[https://www.niksalehi.com/din-andishe/نحوه-برگزاری-مجلس-ختم-صلوات.html «نحوه برگزاری مجلس ختم صلوات» وبسایت نیکی صالحی.]</ref> تسبیح در افسانه‌ها، امثال و حکم، شعر و نثر فارسی نیز حضوری پررنگ دارد. برخی از باورها و رسوم مرتبط با تسبیح در مناطق مختلف ایران عبارت است از: در لرستان، به تسبیح‌های ساخته‌شده از [[تربت امام حسین|تربت]] کربلا سوگند یاد می‌شود.<ref>عسکری عالم، فرهنگ عامهٔ لرستان، ج2، ۱۳۸۷ش، ص131.</ref> مردم اراک در امامزاده‌ها برای حاجت‌روایی، نذر تسبیح می‌کنند. بدین ترتیب که فرد پس‌از رسیدن به حاجت خود، تعدادی تسبیح خریده، آن‌ها را در [[مسجد جمکران]] تبرک کرده و سپس میان مردم توزیع می‌کند.<ref>پویا، «بررسی باورهای مردم‌شناختی امامزاده عبدالله و آمنه‌خاتون شهر اراک»، ۱۳۸۷ش، ص۸۶.</ref>  


در برخی از نقاط ایران، اگر روی غذای نذری آن‌ها، شکلی همچون تسبیح ظاهر شود، آن غذا را نظرکرده ائمه و نمادی از برآورده شدن مراد دل خود می‌دانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.</ref> پاره شدن ناگهانی بند تسبیح نیز نشانه حاجت‌روایی انگاشته می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.</ref> مردم [[سیرجان]] برای شفای بیمار خود، بالای سر او نشسته و یک دست بر سر بیمار گذاشته و با دست دیگر، تسبیح می‌گردانند و ذکر می‌گویند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.</ref> همچنین به بیماری که دچار تنگی‌نفس یا تپش قلب است، سفارش می‌شود که تسبیج کهربایی به‌دست گرفته و دعا بخواند.<ref>Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.</ref> تسبیح‌های ساخته‌شده از خاک کربلا، نزد مردم ایران بسیار باارزش بوده و آن را در جانماز<ref>Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.</ref> و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]] خود قرار می‌دهند.<ref>کریمی فروتقه، «نگاهی به سفره‌های نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛ برزویی، آیین‌ها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.</ref> نقش حک شدهٔ تسبیح بر روی سنگ مزار درگذشتگان نیز نشان از ارزش بسیار آن دارد.<ref>پورکریم، «نقش‌ونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آن‌ها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛ عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.</ref>
در برخی نقاط ایران، اگر روی غذای نذری شکلی همچون تسبیح نقش ببندد، آن را نشانهٔ نظرکردهٔ ائمه و برآورده شدن مراد می‌دانند.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص۳۹ و ۶۳.</ref> پاره‌شدن ناگهانی بند تسبیح در باور عامه نشانهٔ حاجت‌روایی انگاشته می‌شود.<ref>شکورزاده، عقاید و رسوم مردم خراسان، ۱۳۶۳ش، ص631.</ref> مردم [[سیرجان]] برای شفای بیمار، بالای سر او نشسته و درحالی‌که یک دست بر سر بیمار می‌گذارند، با دست دیگر تسبیح می‌گردانند و ذکر می‌گویند.<ref>مؤید محسنی، فرهنگ عامیانهٔ سیرجان، ۱۳۸۶ش، ۳۲۴ و ۳۱۹.</ref> به بیماران مبتلا به تنگی‌نفس یا تپش قلب، سفارش می‌شود که تسبیح کهربایی به دست گرفته و دعا بخوانند.<ref>Massé, Croyances et coutumes persanes, 1938, V.II, P335.</ref> تسبیح‌های ساخته‌شده از خاک کربلا نزد مردم ایران ارزش ویژه‌ای دارد و آن را در جانماز<ref>Aubin, La Perse d’aujourd’hui, 1908, P387.</ref> و [[سفره نذری|سفره‌های نذری]] خود قرار می‌دهند.<ref>کریمی فروتقه، «نگاهی به سفره‌های نذری در مزارات کاشمر»، ۱۳۸۶ش، ص۱۰۷؛ برزویی، آیین‌ها و باورهای مذهبی مردم لرستان، ۱۳۸۴ش، ص۱۰۰.</ref> همچنین نقش حک‌شدهٔ تسبیح بر سنگ مزار درگذشتگان، نشان از جایگاه والای آن در فرهنگ عامه دارد.<ref>پورکریم، «نقش‌ونگارهای عامیانهٔ ایران و اهمیت گردآوری و بررسی آن‌ها»، ۱۳۵۳ش، ص۲۶؛ عناصری، «پایگاه هنرهای تجسمی در باورهای عامه»، ۱۳۶۱ش، ص۱۲۸.</ref>


== استخاره با تسبیح ==
== استخاره با تسبیح ==
{{اصلی|استخاره}}
استخاره با تسبیح، روشی رایج میان شیعیان برای طلب خیر و تشخیص مصلحت در تصمیم‌گیری‌ها است که شیوه‌های گوناگونی برای آن ذکر شده است. در یکی از شیوه‌های منسوب به حضرت امام مهدی، فرد پس‌از فرستادن سه صلوات، بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهره‌ها را دوتادوتا جدا می‌کند؛ باقی ماندن یک مهره به معنای امر به انجام کار و باقی ماندن دو مهره، نشانه نهی از آن است. در شیوه‌ای دیگر که به امام صادق منسوب است، پس‌از قرائت سوره حمد، سه بار سوره توحید و پانزده صلوات، دعای ویژه‌ای خوانده می‌شود؛ سپس فرد بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهره‌ها را سه دسته می‌کند: با اولی «سُبحانَ الله»، با دومی «الحمدلله» و با سومی «لا إله إلا الله» می‌گوید. در این روش، نتیجه نهایی براساس تکرار این اذکار و مهره باقی‌مانده تعیین می‌شود، به‌طوری که «الحمدلله» نشانۀ امر، «لا إله إلا الله» نشانۀ نهی، و «سُبحان الله» نشانه مخیر بودن میان انجام و ترک کار دانسته شده است.<ref>[https://old.makarem.ir/main.aspx?reader=1&pid=61829&lid=0&mid=12353 «استخاره با تسبیح»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی.]</ref>
استخاره با تسبیح، روشی رایج در میان شیعیان برای طلب خیر و تشخیص مصلحت در تصمیم‌گیری‌هاست که شیوه‌های گوناگونی برای آن ذکر شده است. در یکی از شیوه‌های منسوب به حضرت امام مهدی، فرد پس از فرستادن سه صلوات، بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهره‌ها را دوتادوتا جدا می‌کند؛ باقی ماندن یک مهره به معنای امر به انجام کار و باقی ماندن دو مهره، نشانه نهی از آن است. در شیوه‌ای دیگر که به امام صادق منسوب است، پس از قرائت سوره حمد، سه بار سوره توحید و پانزده صلوات، دعای ویژه‌ای خوانده می‌شود؛ سپس فرد بخشی از تسبیح را جدا کرده و مهره‌ها را سه دسته می‌کند: با اولی «سُبحانَ الله»، با دومی «الحمدلله» و با سومی «لا إله إلا الله» می‌گوید. در این روش، نتیجه نهایی بر اساس تکرار این اذکار و مهره باقی‌مانده تعیین می‌گردد، به‌طوری که «الحمدلله» نشانه امر، «لا إله إلا الله» نشانه نهی، و «سُبحان الله» نشانه مخیر بودن میان انجام و ترک کار دانسته شده است.<ref>[https://old.makarem.ir/main.aspx?reader=1&pid=61829&lid=0&mid=12353 «استخاره با تسبیح»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت‌الله مکارم شیرازی.]</ref>


استخاره، بیش‌تر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام می‌شود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سوره‌ای از [[قرآن]] خوانده می‌شود و سپس با دو دست، بخشی از دانه‌های تسبیح را جدا می‌کنند. پس از آن از سمت راست، دانه‌های تسبیح را یکی‌یکی به‌نام آدم، حوا و ابلیس می‌شمرند. اگر آخرین دانه به‌نام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر به‌نام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر به‌نام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته می‌شود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژه‌های «خیر» و «شر» برای شمارش دانه‌های تسبیح استفاده می‌کردند. در صورتی‌که آخرین دانه به واژه خیر ختم می‌شد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref>
استخاره، بیش‌تر با تسبیح ۱۰۰ دانه انجام می‌شود. در فرهنگ عامیانه برای [[استخاره]] با تسبیح، ابتدا سوره‌ای از [[قرآن]] خوانده می‌شود و سپس با دو دست، بخشی از دانه‌های تسبیح را جدا می‌کنند. پس‌از آن از سمت راست، دانه‌های تسبیح را یکی‌یکی به‌نام آدم، حوا و ابلیس می‌شمرند. اگر آخرین دانه به‌نام آدم بیفتد، انجام آن کار خوب؛ اگر به‌نام حوا بیفتد، انجام آن کار میانه و اگر به‌نام ابلیس بیفتد، انجام آن کار، بد دانسته می‌شود.<ref>مرادی، فرهنگ عامهٔ خطهٔ تویسرکان، ج1، ۱۳۷۵ش، ص42.</ref> برخی، از واژه‌های خیر و شر برای شمارش دانه‌های تسبیح استفاده می‌کردند. در صورتی‌که آخرین دانه به واژۀ خیر ختم می‌شد، انجام آن کار خوب بود و برعکس.<ref>همایونی، فرهنگ مردم سروستان، ۱۳۴۸ش، ص۳۷۱.</ref>


== در ادبیات فارسی ==
== در ادبیات فارسی ==
واژهٔ تسبیح در ادبیات فارسی‌زبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائم‌مقام فراهانی می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/ghaemmagham/divan/ghasghet/sh9 قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وب‌سایت گنجور.]</ref>{{آغاز نستعلیق}}
واژهٔ تسبیح در ادبیات فارسی‌زبانان نیز حضور یافته است؛ برای مثال، قائم‌مقام فراهانی می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/ghaemmagham/divan/ghasghet/sh9 قائم مقام فراهانی، «دیوان اشعار»، وب‌سایت گنجور.]</ref>
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=زاهد چه بلائی تو که این دانه تسبیح \\ از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد}}
{{ب|زاهد چه بلائی تو که این دانه تسبیح|از دست تو سوراخ به سوراخ گریزد}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


[[حافظ]] نیز به این واژه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh206 حافظ، «غزلیات»،] وب‌سایت گنجور.</ref>{{آغاز نستعلیق}}
[[حافظ]] نیز به این واژه اشاره کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/hafez/ghazal/sh206 حافظ، «غزلیات»،] وب‌سایت گنجور.</ref>
{{شعر|نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار \\ دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود}}
{{ب|رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار|دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق بود}}
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}


[[سعدی شیرازی|سعدی]] در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh9 سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.]</ref>
[[سعدی شیرازی|سعدی]] در شعر خود می‌گوید:<ref>[https://ganjoor.net/saadi/boostan/bab1/sh9 سعدی، بوستان، باب اول، بخش 9، بیت 7، سایت گنجور.]</ref>
{{آغاز نستعلیق}}
{{شعر جدید|متن=طریقت به جز خدمت خلق نیست \\ به تسبیح و سجاده و دلق نیست}}
{{شعر|نستعلیق}}
 
{{ب|طریقت به جز خدمت خلق نیست|به تسبیح و سجاده و دلق نیست}}
در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژۀ تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاهزاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» کنایه از بدبیاری؛ «مثل مهر و تسبیح» کنایه از وفور هر چیز؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» کنایه از زهدفروشی و ریا؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» کنایه از [[ریا]]؛ «تسبیح انداز» کنایه از سخت‌گیر<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» نیز کنایه از اظهار کوچکی است.<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>
{{پایان شعر}}
{{پایان نستعلیق}}در ادبیات داستانی ایرانیان نیز واژه تسبیح بسیار پرکاربرد بوده است. افسانه‌های محلی بسیاری، در این‌باره وجود دارد، مانند افسانه مردم آذربایجان، که در آن شاه‌زاده به‌کمک تسبیح خود، دختر یتیمی را پیدا کرده و با او ازدواج می‌کند.<ref>کوهی، افسانه‌های دیار شهریار، ۱۳۸۵ش، ص۱۲۳–۱۲۶.</ref> امثال و حکم ایرانیان نیز از این واژه بی‌بهره نبوده است. از آن جمله می‌توان به ضرب‌المثل‌های «کار به استخاره شد، تسبیح ملا پاره شد» (کنایه از بدبیاری)؛ «مثل مهر و تسبیح» (کنایه از وفور هر چیز)؛<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۸7ش، ص۳۱۳.</ref> «کربلا من بودم، تو از مهر و تسبیح آن‌جا خبر داری؟»؛<ref>ذوالفقاری، فرهنگ بزرگ ضرب‌المثل‌های فارسی، ج2، ۱۳۸۸ش، ص1379 و 1420.</ref> «تسبیح هزاردانه در دست مپیچ» (کنایه از زهدفروشی و ریا)؛<ref>بهمنیار، داستان‌نامهٔ بهمنیاری، ۱۳۶۹ش، ص۱۴۱.</ref> «تسبیح آب کشیدن» (کنایه از [[ریا]])؛ «تسبیح انداز» (سخت‌گیر)<ref>پرچمی، پس‌کوچه‌های فرهنگ، ۱۳۸۲ش، ص۱۳۹.</ref> و «تسبیح دستتم» (اظهار کوچکی).<ref>اکرامی، مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی، ۱۳۸۴ش، ص۱۴۶.</ref>


== پانویس ==
== پانویس ==