جز تمیزکاری |
جز ویکی سازی و تمیزکاری |
||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
از آثار ذایقۀ رسانهای، مواجهۀ مخاطبان با سلایق و فرهنگهای مختلف در جهان است که بازتاب دهندۀ مجاری مختلف فرهنگی در تمدنهای گوناگون جهانی محسوب میشود. قدرت رسانهها در ایجاد پیوندهای تمدنی و فرهنگی میان ملل مختلف دنیا خود یک ظرفیت فرهنگی است که از جهات متعدد میتواند مثبت تلقی شود و جوامع مختلف انسانی میتوانند در پرتو آن با هم گفتگو کنند.<ref>رشیدپور و آقاسی، «ظرفیتسازی فرهنگی عامل کلیدی در راستای توسعۀ سیاسی- فرهنگی»، 1390ش، ص133.</ref> | از آثار ذایقۀ رسانهای، مواجهۀ مخاطبان با سلایق و فرهنگهای مختلف در جهان است که بازتاب دهندۀ مجاری مختلف فرهنگی در تمدنهای گوناگون جهانی محسوب میشود. قدرت رسانهها در ایجاد پیوندهای تمدنی و فرهنگی میان ملل مختلف دنیا خود یک ظرفیت فرهنگی است که از جهات متعدد میتواند مثبت تلقی شود و جوامع مختلف انسانی میتوانند در پرتو آن با هم گفتگو کنند.<ref>رشیدپور و آقاسی، «ظرفیتسازی فرهنگی عامل کلیدی در راستای توسعۀ سیاسی- فرهنگی»، 1390ش، ص133.</ref> | ||
=== | ===لیبرالمنشی=== | ||
ذایقۀ رسانهای، از خاستگاه تاریخی لیبرالیسم غربی برخوردار بوده و طبیعی است که نشانههای فرهنگی لیبرالسم در آن وجود دارد. این ویژگی ذایقۀ شهروندان را بیمبالات، سنتگریز و قداستستیز بار میآورد. حجاب و عفاف در منظر آنان رنگ میبازد و جامعه کمکم از معنویت تهی میشود.<ref>معینیفر، «بررسی اثرات نظریۀ لیبرالیسم در حوزۀ خانواده»، وبسایت دیگران.</ref> | ذایقۀ رسانهای، از خاستگاه تاریخی لیبرالیسم غربی برخوردار بوده و طبیعی است که نشانههای فرهنگی لیبرالسم در آن وجود دارد. این ویژگی ذایقۀ شهروندان را بیمبالات، سنتگریز و قداستستیز بار میآورد. [[حجاب]] و [[عفت|عفاف]] در منظر آنان رنگ میبازد و جامعه کمکم از [[معنویت]] تهی میشود.<ref>معینیفر، «بررسی اثرات نظریۀ لیبرالیسم در حوزۀ خانواده»، وبسایت دیگران.</ref> | ||
===3. واقعیتگریزی=== | ===3. واقعیتگریزی=== | ||
ذایقۀ رسانهای، بهمیزان زیادی واقعیتگریز بوده که در آن ملاک وقایع، تصاویری است که روزانه از مجاری رسانههای الکترونیکی بهخورد مردم داده میشود. مرجعیت رسانهها سبب شده تا جهانبینی بصری سلطۀ بیبدیل داشته باشد؛ بهطور مثال اغلب افرادی که جامعه امریکا را تنها از دریچۀ دوربین رسانهها دیدهاند باور نمیکنند که در آمریکا فقرایی هستند که شبها گرسنه میخوابند؛ چنین تصویری در ذایقۀ رسانهای جایگاه ندارد و واقعیت آن چیزی دانسته میشود که از دوربین رسانهها دیده شده و آمریکا را سرزمین آرزوها معرفی کرده است.<ref>احمدیرشاد، دین رسانهای، آثار و پیامدها؛ بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانههای جمعی و الکترونیکی، 1395ش، ص81.</ref> | ذایقۀ رسانهای، بهمیزان زیادی واقعیتگریز بوده که در آن ملاک وقایع، تصاویری است که روزانه از مجاری رسانههای الکترونیکی بهخورد مردم داده میشود. مرجعیت رسانهها سبب شده تا جهانبینی بصری سلطۀ بیبدیل داشته باشد؛ بهطور مثال اغلب افرادی که جامعه امریکا را تنها از دریچۀ دوربین رسانهها دیدهاند باور نمیکنند که در آمریکا فقرایی هستند که شبها گرسنه میخوابند؛ چنین تصویری در ذایقۀ رسانهای جایگاه ندارد و واقعیت آن چیزی دانسته میشود که از دوربین رسانهها دیده شده و آمریکا را سرزمین آرزوها معرفی کرده است.<ref>احمدیرشاد، دین رسانهای، آثار و پیامدها؛ بررسی حضور مفاهیم دینی در رسانههای جمعی و الکترونیکی، 1395ش، ص81.</ref> | ||