جز حمید گلزار صفحهٔ پیش‌نویس:فمینیسم را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به فمینیسم منتقل کرد
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.
'''فمینیسم'''؛ جنبش فکری، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مدعی دفاع از حقوق زنان.


فمینیسم جنبشی اجتماعی، سیاسی و فکری است که هدف آن تعریف، برقراری و دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و شخصی برای [[زنان]] است. این جنبش به‌طور تاریخی به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعی‌ای بوده که زنان را در موقعیت فرودست نسبت به [[مردان]] قرار داده‌اند. فمینیسم شامل طیف گسترده‌ای از ایدئولوژی‌ها و جنبش‌ها است که دربارۀ علل [[نابرابری جنسیتی]] و راه‌حل‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی اندیشمندان فمینیست بر این باور هستند که فمینیسم پس از قرن‌ها تلاش و مبارزه، کژکاردهای بسیاری را در پی داشته است، ازجمله: ابهام‌افزایی، دامن‌زدن به بحران تفاهم انسان‌ها، ایجاد دشمنی بین دو [[جنس]] زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش‌ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن.
فمینیسم جنبشی اجتماعی، سیاسی و فکری است که هدف آن تعریف، برقراری و دفاع از حقوق برابر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و شخصی برای [[زن|زنان]] است. این جنبش به‌طور تاریخی به دنبال تغییر ساختارهای اجتماعی‌ای بوده که زنان را در موقعیت فرودست نسبت به [[مرد|مردان]] قرار داده‌اند. فمینیسم شامل طیف گسترده‌ای از ایدئولوژی‌ها و جنبش‌ها است که دربارۀ علل [[نابرابری جنسیتی]] و راه‌حل‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی دارند. برخی اندیشمندان فمینیست بر این باور هستند که فمینیسم پس از قرن‌ها تلاش و مبارزه، کژکاردهای بسیاری را در پی داشته است، ازجمله: ابهام‌افزایی، دامن‌زدن به بحران تفاهم انسان‌ها، ایجاد دشمنی بین دو [[جنس]] زن و مرد، تلاش در ایجاد همانندی مصنوعی با نادیده گرفتن نقش‌ها و کارکردهای ویژه زنان و مردان و در نهایت پایین آوردن جایگاه انسانی زن.
==ریشه‌شناسی و تعاریف==
==ریشه‌شناسی و تعاریف==
واژه [[فمینیسم]] (به فرانسوی: Féminisme) از ریشه لاتین Femina به‌معنای [[زن]]، گرفته شده‌ است و نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی ظاهر شد.<ref>میشل، جنبش اجتماعى زنان، 1383ش، ص11.</ref>  این واژه در زبان فارسی معادل‌هایی مانند زن‌گرایی، زنانه‌نگرى، جنبش زنان<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&f=amid فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب]</ref> و نهضت برابری‌خواهی زنان دارد.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم].</ref>
واژه [[فمینیسم]] (به فرانسوی: Féminisme) از ریشه لاتین Femina به‌معنای زن، گرفته شده‌ است و نخستین بار در قرن نوزدهم میلادی در زبان فرانسوی ظاهر شد.<ref>میشل، جنبش اجتماعى زنان، 1383ش، ص11.</ref>  این واژه در [[زبان فارسی]] معادل‌هایی مانند زن‌گرایی، زنانه‌نگرى، جنبش زنان<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&f=amid فرهنگ عمید، ذیل واژه «فمینیسم»، وب‌سایت واژه یاب]</ref> و نهضت برابری‌خواهی زنان دارد.<ref>[https://www.vajehyab.com/?q=%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85&f=moein معین، فرهنگ معین، ذیل واژه فمینیسم].</ref>


اولین کاربرد ثبت‌شده فمینیسم به سال ۱۸۷۱م در یک متن پزشکی فرانسوی بازمی‌گردد که برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» در بیماران مرد به کار رفت. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست آن را برای توصیف زنانی استفاده کرد که مردانه رفتار می‌کردند. این سیر تحول واژه نشان می‌دهد که ابتدا برابری‌خواهی زنان، بار معنایی منفی داشت. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا میانه‌های قرن بیستم به طور فراگیر برای اشاره به کنشگران زن استفاده نشد.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1382ش، ص14.</ref>
اولین کاربرد ثبت‌شده فمینیسم به سال ۱۸۷۱م در یک متن پزشکی فرانسوی بازمی‌گردد که برای توصیف «توقف رشد خصوصیات مردانه» در بیماران مرد به کار رفت. یک سال بعد، یک نویسنده ضد فمینیست آن را برای توصیف زنانی استفاده کرد که مردانه رفتار می‌کردند. این سیر تحول واژه نشان می‌دهد که ابتدا برابری‌خواهی زنان، بار معنایی منفی داشت. تبدیل این واژه به یک عنوان خودخواسته برای جنبش، فرآیندی تدریجی بود و تا میانه‌های قرن بیستم به طور فراگیر برای اشاره به کنشگران زن استفاده نشد.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1382ش، ص14.</ref>
خط ۱۰: خط ۱۰:
* [[ایدئولوژی]] که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیض‌های جنسیتی مبارزه می‌کند.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.</ref>
* [[ایدئولوژی]] که بر برابری ارزش زن و مرد تأکید دارد و با تبعیض‌های جنسیتی مبارزه می‌کند.<ref>جمعی از نویسندگان، فمینیسم و دانش‌های فمنیستی، 1385ش، ص 13و 14.</ref>
* [[جنبش اجتماعی]] سازمان‌یافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش می‌کند.<ref>Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.</ref>
* [[جنبش اجتماعی]] سازمان‌یافته که برای دگرگونی نظامات اجتماعی نابرابر تلاش می‌کند.<ref>Dictionary of Ethics, theology and society, Rosemary Radford Ruether, 1997, p.377.</ref>
* چشم‌انداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین جنسیت‌ها در حوزه‌های مختلف دانش می‌پردازد.<ref>میشل، جنبش اجتماعى زنان، 1383ش، ص11.</ref>
* چشم‌انداز نظری که به تحلیل روابط قدرت بین [[جنسیت|جنسیت‌ها]] در حوزه‌های مختلف دانش می‌پردازد.<ref>میشل، جنبش اجتماعى زنان، 1383ش، ص11.</ref>


==زمینه‌های پیدایش فمینیسم==
==زمینه‌های پیدایش فمینیسم==
پیدایش فمینیسم، پاسخی بود به یک سیستم به‌هم‌پیوسته از محرومیت‌ها در جامعه غربی، که زنان را از شخصیت حقوقی مستقل و مشارکت اجتماعی کامل، محروم کرده بود. روشنگری و تحولات اجتماعی قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در [[اروپا]] و [[آمریکا]]، بستر فکری و عملی برای پیدایش فمینیسم را فراهم آورد. از این منظر، فمینیسم به‌عنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمان‌یافته، در واکنش به مجموعه‌ای پیچیده از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.]</ref>
پیدایش فمینیسم، پاسخی بود به یک سیستم به‌هم‌پیوسته از محرومیت‌ها در جامعه غربی، که زنان را از شخصیت حقوقی مستقل و [[مشارکت اجتماعی]] کامل، محروم کرده بود. روشنگری و تحولات اجتماعی قرن هجدهم و نوزدهم میلادی در [[اروپا]] و [[آمریکا]]، بستر فکری و عملی برای پیدایش فمینیسم را فراهم آورد. از این منظر، فمینیسم به‌عنوان یک نیروی اجتماعی و فکری سازمان‌یافته، در واکنش به مجموعه‌ای پیچیده از شرایط تاریخی، فلسفی، اقتصادی و اجتماعی در غرب شکل گرفت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، فمینیسم در ترازوی نقد، 1388ش، ص88.]</ref>
===زمینه‌های فلسفی و دینی===
===زمینه‌های فلسفی و دینی===
* یونان باستان: در آتن، که به‌عنوان زادگاه [[دموکراسی]] غرب ستایش می‌شود، زنان از مقام [[شهروندی]] محروم بودند. آنان نه [[حق رأی]] داشتند، نه می‌توانستند در مجامع عمومی شرکت کنند و نه مالکیت مستقلی داشتند. فیلسوفانی مانند [[ارسطو]] زنان را موجوداتی ناقص‌العقل و طبیعی‌ترین حالت جامعه را سلطه مرد بر زن می‌دانستند. حتی [[افلاطون]] که از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن می‌گفت، در جای دیگری [[خدا]] را به خاطر آفرینش مرد شکر می‌کند.<ref>[https://journals.ihu.ac.ir/article_201521_c4466ad1cc6f92a93def93120643b559.pdf زروندی، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.]</ref>
* یونان باستان: در آتن، که به‌عنوان زادگاه [[دموکراسی]] غرب ستایش می‌شود، زنان از مقام [[شهروندی]] محروم بودند. آنان نه [[حق رأی]] داشتند، نه می‌توانستند در مجامع عمومی شرکت کنند و نه مالکیت مستقلی داشتند. فیلسوفانی مانند [[ارسطو]] زنان را موجوداتی ناقص‌العقل و طبیعی‌ترین حالت جامعه را سلطه مرد بر زن می‌دانستند. حتی [[افلاطون]] که از آموزش برابر برای زنان و مردان سخن می‌گفت، در جای دیگری [[خدا]] را به خاطر آفرینش مرد شکر می‌کند.<ref>[https://journals.ihu.ac.ir/article_201521_c4466ad1cc6f92a93def93120643b559.pdf زروندی، «نقدی بر دیدگاه‌های رایج فمینیستی»، 1386ش، ص80.]</ref>
خط ۲۰: خط ۲۰:
===زمینه‌های حقوقی و سیاسی===
===زمینه‌های حقوقی و سیاسی===
در نظام‌های حقوقی گذشته اروپا و آمریکا، هویت قانونی زن متأهل در وجود شوهرش ادغام می‌شد. این اصل نتایج زیر را در پی داشت:
در نظام‌های حقوقی گذشته اروپا و آمریکا، هویت قانونی زن متأهل در وجود شوهرش ادغام می‌شد. این اصل نتایج زیر را در پی داشت:
* نفی حق مالکیت: زنان ازدواج‌کرده حق مالکیت مستقل بر اموال، درآمد شخصی یا ارث را نداشتند و تمام دارایی آنان به کنترل کامل [[شوهر]] منتقل می‌شد.
* نفی حق مالکیت: زنان ازدواج‌کرده حق مالکیت مستقل بر اموال، درآمد شخصی یا [[ارث]] را نداشتند و تمام دارایی آنان به کنترل کامل [[شوهر]] منتقل می‌شد.
* نفی حق قرارداد و دادخواهی: زنان نمی‌توانستند به طور مستقل قرارداد ببندند، در دادگاه اقامه دعوا کنند یا مورد دعوا قرار گیرند.
* نفی حق قرارداد و دادخواهی: زنان نمی‌توانستند به طور مستقل قرارداد ببندند، در دادگاه اقامه دعوا کنند یا مورد دعوا قرار گیرند.
* محرومیت از [[حضانت فرزند]]: در صورت [[طلاق]] یا جدایی، [[حق سرپرستی فرزندان]] به‌طور خودکار به [[پدر]] تعلق می‌گرفت.
* محرومیت از [[حضانت فرزند]]: در صورت [[طلاق]] یا جدایی، [[حق سرپرستی فرزندان]] به‌طور خودکار به [[پدر]] تعلق می‌گرفت.
خط ۲۸: خط ۲۸:
* محدودیت‌های آموزشی: دسترسی زنان به تحصیلات رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، به شدت محدود بود. دانشگاه‌ها درهای خود را بر روی زنان بسته بودند. آموزش آنان عمدتاً به مهارت‌های [[خانه‌داری]]، [[همسرداری]] و [[فرزندپروری]] محدود می‌شد تا نقش سنتی خود را ایفا کنند.
* محدودیت‌های آموزشی: دسترسی زنان به تحصیلات رسمی، به ویژه تحصیلات عالی، به شدت محدود بود. دانشگاه‌ها درهای خود را بر روی زنان بسته بودند. آموزش آنان عمدتاً به مهارت‌های [[خانه‌داری]]، [[همسرداری]] و [[فرزندپروری]] محدود می‌شد تا نقش سنتی خود را ایفا کنند.
* محدودیت‌های شغلی: حرفه‌های تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. [[فعالیت اقتصادی]] آنان غالباً به کار بدون مزد در [[خانه]] یا مشاغل کم‌درآمد و بی‌ثبات محدود می‌شد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم می‌بخشید.
* محدودیت‌های شغلی: حرفه‌های تخصصی، مشاغل مدیریتی و حتی بسیاری از مشاغل کارگری برای زنان ممنوع یا بسیار دشوار بود. [[فعالیت اقتصادی]] آنان غالباً به کار بدون مزد در [[خانه]] یا مشاغل کم‌درآمد و بی‌ثبات محدود می‌شد و وابستگی اقتصادی کامل به مردان را تداوم می‌بخشید.
* [[تقسیم کار جنسیتی]]: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، خانواده و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیم‌بندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه می‌داشت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>
* [[تقسیم کار جنسیتی]]: جامعه، حوزه عمومی را قلمرو مردان و حوزه خصوصی مانند خانه، [[خانواده]] و عواطف را عرصه طبیعی زنان تعریف کرده بود. این تقسیم‌بندی، قدرت اجتماعی و اقتصادی را در دست مردان متمرکز و زنان را از منابع قدرت دور نگاه می‌داشت.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>


===زمینه‌های فکری و روشنگرانه===
===زمینه‌های فکری و روشنگرانه===
* [[اومانیسم]] و [[عقل‌گرایی]]: گرچه ابتدا مردمحور بود، اما تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، به‌تدریج پرسش‌هایی را درباره طبیعت و جایگاه زنان برانگیخت.
* [[اومانیسم]] و [[عقل‌گرایی]]: گرچه ابتدا مردمحور بود، اما تأکید بر ارزش ذاتی انسان و قدرت عقل، به‌تدریج پرسش‌هایی را درباره طبیعت و جایگاه زنان برانگیخت.
* [[انقلاب فرانسه]] و ایده‌های روشنگری: شعارهای [[آزادی]]، [[برابری]] و [[برادری]] و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، تضاد آشکاری با وضعیت حقوقی زنان داشت. زنانی مستقیماً این تناقض را نشانه گرفتند و خواستار شمول زنان در این حقوق شدند.
* [[انقلاب فرانسه]] و ایده‌های روشنگری: شعارهای [[آزادی]]، [[برابری]] و [[برادری]] و تأکید بر حقوق طبیعی و ذاتی بشر، تضاد آشکاری با وضعیت حقوقی زنان داشت. زنانی مستقیماً این تناقض را نشانه گرفتند و خواستار شمول زنان در این حقوق شدند.
* [[انقلاب صنعتی|انقلاب‌های صنعتی]]: از یک سو، با بیرون کشیدن تولید از [[خانه]]، نقش اقتصادی سنتی زنان را کمرنگ کردند و از سوی دیگر، با ایجاد کارخانه‌ها، نیاز به [[نیروی کار ارزان]] از جمله زنان و [[کودکان]] را ایجاد کردند که هرچند با [[استثمار]] همراه بود، اما اولین فرصت‌ها برای [[استقلال اقتصادی زنان|استقلال اقتصادی]] نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی را فراهم آورد.
* [[انقلاب صنعتی|انقلاب‌های صنعتی]]: از یک سو، با بیرون کشیدن تولید از خانه، نقش اقتصادی سنتی زنان را کمرنگ کردند و از سوی دیگر، با ایجاد کارخانه‌ها، نیاز به [[نیروی کار ارزان]] از جمله زنان و [[کودک|کودکان]] را ایجاد کردند که هرچند با [[استثمار]] همراه بود، اما اولین فرصت‌ها برای [[استقلال اقتصادی زنان|استقلال اقتصادی]] نسبی و حضور زنان در عرصه عمومی را فراهم آورد.
* جنبش الغای بردگی: زنان در [[جنبش ضدبرده‌داری]] در [[آمریکا]] و [[بریتانیا]]، مهارت‌های سازمان‌دهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف به‌عنوان زن در جامعه، بسیاری از آنان را به این نتیجه رساند که برای [[رهایی]] خود مبارزه کنند.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>
* جنبش الغای بردگی: زنان در [[جنبش ضدبرده‌داری]] در [[آمریکا]] و [[بریتانیا]]، مهارت‌های سازمان‌دهی، سخنرانی عمومی و نگارش متقاعدکننده را آموختند. تجربه تبعیض مضاعف به‌عنوان زن در جامعه، بسیاری از آنان را به این نتیجه رساند که برای [[رهایی]] خود مبارزه کنند.<ref>[https://alefbalib.com/index.aspx?pid=256&PdfID=177816 افشون و توفیقیان، «فمینیسم در ترازوی نقد»، 1388ش، ص59.]</ref>


خط ۶۲: خط ۶۲:
* '''ابزار اصلی''': [[اینترنت]]، [[شبکه‌های اجتماعی]]، [[هشتگ|هشتگ‌ها]].
* '''ابزار اصلی''': [[اینترنت]]، [[شبکه‌های اجتماعی]]، [[هشتگ|هشتگ‌ها]].
* '''محرک‌های اصلی''': مقابله با [[آزار جنسی]]، [[خشونت علیه زنان]]، [[عدالت جنسیتی]] در [[فضای مجازی]]، توجه به مسائل [[تراجنسیتی|تراجنسیتی‌ها]].
* '''محرک‌های اصلی''': مقابله با [[آزار جنسی]]، [[خشونت علیه زنان]]، [[عدالت جنسیتی]] در [[فضای مجازی]]، توجه به مسائل [[تراجنسیتی|تراجنسیتی‌ها]].
* '''جنبش‌های شاخص''': MeToo# برای مقابله با آزار و سوءاستفاده جنسی، جنبش «زن، زندگی، آزادی» در ایران.
* '''جنبش‌های شاخص''': [[جنبش من هم|MeToo#]] برای مقابله با آزار و سوءاستفاده جنسی، جنبش «[[زن، زندگی، آزادی]]» در [[ایران]].
* '''مفاهیم''': فراجنسیتی‌گرایی، [[فمینیسم اینترسکشنال]] (تقاطعی)، نقد [[فرهنگ تجاوز|فرهنگ رِیپ]] (تجاوز).<ref>مهدی‌پور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.</ref>
* '''مفاهیم''': فراجنسیتی‌گرایی، [[فمینیسم اینترسکشنال]] (تقاطعی)، نقد [[فرهنگ تجاوز|فرهنگ رِیپ]] (تجاوز).<ref>مهدی‌پور، «زنان و مبارزه آنلاین»، سایت سایبرپژوه، 24 شهریور 1399ش.</ref>


خط ۶۹: خط ۶۹:


=== فمینیسم لیبرال ===
=== فمینیسم لیبرال ===
پیروان [[فمنیسم لیبرال]]، نبودن فرصت‌های برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر [[زنان]] می‌دانند و تلاش می‌کنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت [[زنان]] را بهبود بخشند.
پیروان [[فمنیسم لیبرال]]، نبودن فرصت‌های برابر آموزشی در جامعه را دلیل ستم بر [[زن|زنان]] می‌دانند و تلاش می‌کنند با انجام اصلاحاتی در این زمینه، بدون آنکه بنیادهای اجتماعی و اساسی موجود در جامعه تغییر کند، موقعیت [[زنان]] را بهبود بخشند.
* تمرکز: اصلاحات تدریجی در چارچوب نظام‌های سیاسی و حقوقی موجود.
* تمرکز: اصلاحات تدریجی در چارچوب نظام‌های سیاسی و حقوقی موجود.
* بنیان فکری: ارزش‌های لیبرالی مانند [[فردگرایی]]، [[برابری فرصت‌ها]] و [[عقلانیت]].
* بنیان فکری: ارزش‌های لیبرالی مانند [[فردگرایی]]، [[برابری فرصت‌ها]] و [[عقلانیت]].
خط ۸۴: خط ۸۴:


===فمینیسم مارکسیستی و سوسیالیستی===
===فمینیسم مارکسیستی و سوسیالیستی===
طرفداران [[فمینیسم مارکسیستی]] با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن [[زنان]] شده‌ و تا زمانی که نظام مالکیت خصوصی وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. [[فمینیسم سوسیالیستی]] نیز [[جنس]]، [[طبقه اجتماعی|طبقه]]، [[نژاد]]، سن و [[ملیت]] را عوامل ستم بر زنان‌ می‌داند و معتقد است که سلطه تاریخی [[مردان]] بر [[زنان]]، در [[جامعه سرمایه‌داری|جوامع سرمایه‌داری]] شکل تازه‌تری می‌یابد.<ref>[https://sid.ir/paper/996034/fa#downloadbottom سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها»، 1401ش، ص7.]</ref>
طرفداران [[فمینیسم مارکسیستی]] با تأکید بر مادرسالار بودن جوامع اولیه، معتقدند که پیدایش مالکیت خصوصی در جوامع، سبب در بند کشیدن [[زنان]] شده‌ و تا زمانی که نظام مالکیت خصوصی وجود دارد، این اسارت وجود خواهد داشت. [[فمینیسم سوسیالیستی]] نیز [[جنس]]، [[طبقه اجتماعی|طبقه]]، [[نژاد]]، سن و [[ملیت]] را عوامل ستم بر زنان‌ می‌داند و معتقد است که سلطه تاریخی [[مرد|مردان]] بر [[زن|زنان]]، در [[جامعه سرمایه‌داری|جوامع سرمایه‌داری]] شکل تازه‌تری می‌یابد.<ref>[https://sid.ir/paper/996034/fa#downloadbottom سینافر، «فمینیسم، تاریخچه، امواج، گرایش‌ها و آثار مثبت و منفی جنبش‌ها»، 1401ش، ص7.]</ref>
* تمرکز: پیوند [[ستم جنسیتی]] با [[سرمایه‌داری]] و [[نظام طبقاتی]].
* تمرکز: پیوند [[ستم جنسیتی]] با [[سرمایه‌داری]] و [[نظام طبقاتی]].
* بنیان فکری: مارکسیسم. کار بی‌مزد زنان در [[خانه]]، پایه‌ای برای انباشت سرمایه است.
* بنیان فکری: مارکسیسم. کار بی‌مزد زنان در [[خانه]]، پایه‌ای برای انباشت سرمایه است.