'''بیعت؛''' پیمانی دوسویه میان مردم و پیامبر، امام، خلیفه، حاکم و رهبر بر پایهٔ اطاعت از شریعت و عدالت در اندیشه اسلام.
'''بیعت؛''' پیمانی دوسویه میان مردم و پیامبر، امام، خلیفه، حاکم و رهبر بر پایهٔ اطاعت از شریعت و عدالت در اندیشه اسلام.
بيعت یکی از مهمترین مسائل اجتماعی-سياسی در اسلام است که بنا بر شرایط و تحولات تاریخی از صدر اسلام تاکنون در اشکال متعددی متبلور گشته است. این مفهوم در قرآن با تأکید بر بیعت با خدا و در سیره نبوی در قالب بیعتهای گوناگون مانند اسلام، جهاد، خلافت، زنان و بیعتهای عمومی مانند شجره تجلی یافته و کارکردی دوگانه تأکیدی بر وفاداری و انشایی برای اعطای حاکمیت داشته است. از طرفی بيعت قابل اسناد به دو طرف مردم و حاکم میباشد؛ به طوریکه افراد جامعه با بيعت، اموال و امکانات و تعيين مصالح اجتماعی خویش را در اختيار رهبر قرار میدهند و او نيز متقابالً متعهد میشود بر پایه عدالت از هرجومرج جلوگيری کند. اهلسنت در طول تاریخ تلاش کردهاند که امامت را تا حد یک مسئله اجتماعی و حکومتی کاهش دهند و از طرق مختلف مانند بيعت و شورای حل و عقد به تعيين خليفه و امام دست بزنند، اما شيعه با نگاهی مقدس به امامت، آن را فراتر از مسائل دنيوی و یک امر الهی تلقی کرده است. این مفهوم در دوران معاصر با بازتعریفهایی همراه شده و نسبت آن با انتخابات و مشارکت عمومی، بهویژه در انقلاب اسلامی ایران، موضوع بحث میان اندیشمندان قرار گرفته است.
بيعت یکی از مهمترین مسائل اجتماعی-سياسی در اسلام است که بنا بر شرایط و تحولات تاریخی از صدر اسلام تاکنون در اشکال متعددی متبلور گشته است. این مفهوم در قرآن با تأکید بر بیعت با خدا و در سیره نبوی در قالب بیعتهای گوناگون مانند اسلام، جهاد، خلافت، زنان و بیعتهای عمومی مانند شجره تجلی یافته و کارکردی دوگانه تأکیدی بر وفاداری و انشایی برای اعطای حاکمیت داشته است. از طرفی بيعت قابل اسناد به دو طرف مردم و حاکم میباشد؛ به طوریکه افراد جامعه با بيعت، اموال و امکانات و تعيين مصالح اجتماعی خویش را در اختيار رهبر قرار میدهند و او نيز متقابالً متعهد میشود بر پایه عدالت از هرجومرج جلوگيری کند. اهلسنت در طول تاریخ تلاش کردهاند که امامت را تا حد یک مسئله اجتماعی و حکومتی کاهش دهند و از طرق مختلف مانند بيعت و شورای حل و عقد به تعيين خليفه و امام دست بزنند، اما شيعه با نگاهی مقدس به امامت، آن را فراتر از مسائل دنيوی و یک امر الهی تلقی کرده است. این مفهوم در دوران معاصر با بازتعریفهایی همراه شده و نسبت آن با انتخابات و مشارکت عمومی، بهویژه در انقلاب اسلامی ایران، موضوع بحث میان اندیشمندان قرار گرفته است.
== مفهومشناسی ==
== مفهومشناسی ==
بیعت از ریشهٔ بیع و به معنای دست دادن یا دست فشردن برای پذیرش و پیروی،<ref>{{پک|راغب اصفهانی|۱۴۱۲|ک=مفردات الفاظ قرآن|ص=۶۷|ج=}}</ref> معاوضه و مبادله، و دست راست خود را به دست راست دیگری زدن برای خرید و فروش است.<ref>{{پک|ابن فارس|۱۹۷۹|ک=معجم مقاییس اللغة|ص=۳۲۷|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|فراهیدی|۱۴۱۰|ک=العین|ص=۲۶۵|ج=۲}}</ref> اعراب پیش از اسلام، در زمان خرید و فروش و برای قطعی شدن معامله، دست راست خود را بر روی یکدیگر میگذاشتند و آن را صفقه یا بیعت مینامیدند.<ref>{{پک|ابن منظور|۱۳۶۳|ک=لسان العرب|ص=ذیل «بیع»|ج=}}</ref><ref>{{پک|طریحی|۱۳۷۵|ک=مجمع البحرین|ص=۲۰۲|ج=۵}}</ref> به گفتهٔ برخی لغتشناسان، این شیوه در سوگند و قرارداد نیز مرسوم بوده و به همین سبب به سوگند، یمین گفته شده است.<ref>{{پک|هاشمی|۱۳۹۰|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=بیعت|ص=۲۴۰-۲۴۱}}</ref> در تعریف اصطلاحی، بیعت به معنای اعلام آمادگی برای پیروی از حاکم و اطاعت و پذیرش مسئولیت ادارهٔ جامعه از سوی او است.<ref name=":02">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۷}}</ref> واژهٔ بیعت بیش از یک واژهٔ حقوقی، واژهای سیاسی است و در واقع، دارای ابعاد اعتقادی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی، اقتصادی و حتی نظامی است و در جاهایی نیز از خمیرمایه عبادی برخوردار گردیده و حالتی تعهدی یافته است.<ref name=":0218">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۴۴}}</ref>
بیعت در لغت از ریشه بیع به معنای دست دادن برای قطعی کردن معامله است.<ref>{{پک|راغب اصفهانی|۱۴۱۲|ک=مفردات الفاظ قرآن|ص=۶۷|ج=}}</ref><ref>{{پک|ابن فارس|۱۹۷۹|ک=معجم مقاییس اللغة|ص=۳۲۷|ج=۱}}</ref> در اصطلاح سیاسی و شرعی، این واژه به معنای پیمان فرمانبرداری از حاکم و پذیرش مسئولیت اداره جامعه توسط اوست که ابعاد اعتقادی، اجتماعی و نظامی دارد.<ref name=":0292">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۷}}</ref><ref name=":02182">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۴۴}}</ref> بیعت از جهت اهداف و محتوا شامل بیعت متابعت و پیروی از خدا و رسول، بیعت جهاد و بیعت خلافت و امامت است.<ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۳-۱۸۴}}</ref><ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۳-۱۸۴}}</ref>
در بحث لغوی، صاحبان معاجم، مفهوم التزامی بیعت یعنی دست دادن در هنگام انعقاد آن را جایگزین تعریف لغوی این واژه نمودهاند. دامنهٔ مفهومی بیعت در تعریف اصطلاحی گسترده است و اختلاف نظر میان اندیشمندان در تعریف آن، نظر به ضیق یا گسترهٔ مفهومی مفاد بیعت، امری طبیعی بهنظر میرسد. تحول مفهومی بیعت در طول تاریخ حاکی از آن است که پس از گذشت زمانی، حقیقت معنای بیعت با گسترش جمعیت و سازوکارهای مختلف نیل به قدرت، دچار دگرگونی عظیمی شد. بر این اساس، تعریف متأخران از بیعت، انعکاس واقعیت اجتماعی عصر ایشان بوده و با مصادیق ابتدایی بیعت نظیر عصر حیات پیامبر، ناسازگار و گاهی متعارض است.<ref name=":0212">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۹۳}}</ref><ref group="دیدگاه">چرا این همه آب و تابش داده اید؟ یک تعریف لغوی و یک تعریف اصطلاحی ارائه بدهید که خواننده بفهمد بیعت یعنی چی
متن را روان بنویسید؛ مخاطب اصلی این متن عموم مردم هستند نه فرهیختگان</ref>
== بیعت در قرآن و سنت<ref group="دیدگاه">این بحث دو نکته دارد یکی معادل ها و واژگان قرآنی که باید در همان مفهوم شناسی برود. یکی هم بحث فقهی و حکمش که باید در ارکان، شرایط و احکام فقهی بیعت برود.</ref> ==
از منظر قرآن، حق ولایت پیامبر و ائمهٔ معصومان، امری مستند به بیعت نیست، بلکه از جانب پروردگار به ایشان عطا شده است. بیعت در قرآن کریم به شکل صریح تنها ۵ بار و در ۳ آیه آمده که همه از باب مفاعله است. علاوه بر آن واژه بیعت، تعابیری چون عهد، عقد و میثاق نیز که به معنای مطلق پیمان است، گاه در خصوص بیعت استفاده یا به آن تفسیر شده است. در نگاهی کلی، قرآن بر پایبندی به بیعت در قالب آموزه وفای به عهد تأکید فراوان دارد و آیاتی چون ۷ مائده، ۹۱ و ۹۵ نحل و ۱۰ فتح مسلمانان را به استواری بر پیمان و وفاداری به آن فراخوانده و از شکستن بیعت نهی کرده است. آیهٔ ۱۲ سورهٔ ممتحنه که مفاد بیعت زنان را بهصورت مشروح بیان کرده است.<ref>{{پک|مطهریفر|۱۳۸۸|ک=پرتال جامع علوم و معارف قرآن|ف=بيعت: پيمانى طرفينى مبنى بر فرمانبردارى و اعلام وفادارى}}</ref><ref>{{پک|هاشمی|۱۳۹۰|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=بیعت|ص=۲۴۰-۲۴۱}}</ref>
== پیشینهٔ تاریخی بیعت ==
مفاد<ref group="دیدگاه">مفاد بیعت یا بیعت؟</ref> بیعت در اعصار مختلف و میان گروههای مختلف متفاوت بوده است. از حضور و زندگی در جامعهٔ اسلامی و پذیرفتن شروط زندگی جمعی تا تشکیل نظام سیاسی و تعهد به دفاع و جانفشانی برای تحقق یک آرمان، همگی اموری هستند که در مصادیق مختلف تاریخی مورد توافق و بیعت قرار گرفتهاند. این گستردگی نشان میدهد که بیعت فراتر از تعیین حاکم، بر امور کلیتری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد داشته است.<ref name=":0214">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۹۳-۹۴}}</ref>
=== پیش از اسلام ===
پیش از اسلام، بیعت بهعنوان رسمی رایج، برای اعلام پذیرش سرپرستی رئیس قبیله یا واگذاری منصبی مهم به فردی انجام میشده است.<ref>{{پک|فاضل|۱۳۶۸|ک=کیهان اندیشه|ف=بیعت و چگونگی آن در تاریخ اسلام|ص=۱۲۵}}</ref>
=== عصر ظهور اسلام ===
نظم نوین سیاسی اسلام با بیعت آغاز شد. بيعت مردم با رسول خدا، دو جنبه داشت؛ یکی، حمایت مردم از پيامبر در ابلاغ رسالت و دیگری، بيعت اجتماعی و سياسی.<ref name=":0216">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۶۴}}</ref> نخستین بیعتها با پیامبر، بیعت حضرت علی علیهالسلام و همسر پیامبر خدیجه بود که بیعت اسلام نام گرفت. در جریان انذار عشیرة اقربین نیز سخن از بیعت به میان آمد و در برخی نقلها بر آن تصریح شده است. در این جریان، بیعت از سوی پیامبر، مفاهیمی است که پذیرش آن منجر به تغییر برخی از ارزشهای بنیادین اجتماعی و تغییر در ساختار قدرت است.<ref name=":029">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۸}}</ref> دنبالشدن این مفهوم پس از دوران جاهلیت، نشاندهندهٔ جایگاه بنیادین آن بهعنوان مفهومی سیاسی است که افراد جامعه را به رهبر متصل میساخت و حدود تعهدات متقابل را معیّن میکرد. بیعتهای عقبهٔ اول و دوم، بهترتیب با محتوای دینی و سپس با تأکید بر دفاع از جان پیامبر و تشکیل تشکّل نظامی، گامهای اساسی در تحکیم پایههای جامعه اسلامی بودند. از دیگر بیعتهای مهم در سیرهٔ نبوی میتوان به بیعت رضا، رضوان، پیروزی، جن و غدیر نام برد.<ref name=":026">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۹-۱۴۰}}</ref> یکی دیگر از بیعتهای پیامبر، بیعت النساء است که تمام مفاد این بیعت<ref>{{پک|حرعاملی|۱۴۰۳|ک=وسائل الشیعه|ص=۱۵۲-۱۵۳|ج=۱۴}}</ref> به وضوح به جنبههای اجتماعی و به تصویر نوعی میثاق اجتماعی اشاره دارد.<ref name=":028">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۹-۸۱}}</ref>
=== عصر خلفای راشدین ===
رسم بیعت پس از رحلت پیامبر تداوم یافت، اما کارکرد آن به نهادی برای تعیین خلیفه و حاکم اسلامی تبدیل شد که با گزینش فردی و سپس بیعتگیری از گروهی خاص یا عموم مردم همراه بود. نخستین نمونه از این تحول، ماجرای سقیفه بود که در آن، جمعی از مهاجران و انصار با ابوبکر بیعت کردند و خلافت او را تحکیم بخشیدند و سپس از دیگران، گاه با اکراه، بیعت گرفته شد.<ref>{{پک|شوشتری|۱۳۷۶|ک=بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة|ص=۲۸۸-۲۸۹|ج=۶}}</ref> بر اساس برخی گزارشها از مقاومت برخی طبقات اجتماعی وقت در پذیرش حاکمیت جدید، این امر موجب شد که مفهوم و کارکرد بیعت پس از رحلت پیامبر دستخوش دگرگونی شود. بهتدریج، بیعت از جایگاه پیمانی دوسویه و مبتنی بر توافق، به ابزاری برای تحمیل ارادهٔ حاکم بر مردم تبدیل گردید.<ref name=":027">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۳-۸۴}}</ref> این رویه در انتخاب خلیفه دوم و سوم نیز تکرار شد<ref>{{پک|مسعودی|۱۳۸۵|ک=مروج الذّهب|ص=۳۱۲ و ۳۴۰|ج=۲}}</ref> و بهعنوان یک رسم سیاسی تثبیت گردید. مردم با امام علی علیهالسلام در مسجد بیعت کردند.<ref>{{پک|زحیلی|۱۴۲۵|ک=الفقه الاسلامی و ادلّته|ص=۶۹۲|ج=۶}}</ref>
=== عصر اُمویان و عباسیان ===
رسم بیعت با خلیفه در دوران امویان و عباسیان با دگرگونیهایی در شکل و محتوا ادامه یافت. از دورهٔ معاویه تحولی بنیادین در ماهیت و شیوهٔ بیعت رخ داد؛ وی برای استوار ساختن خلافت خود و خاندانش و بیعتگیری برای فرزندش یزید، از ابزارهایی چون تهدید، تطمیع، وعدهٔ حکومت و ایجاد اختلاف بهره جست.<ref>{{پک|عبدالمجید|۱۹۹۸|ک=البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی|ص=۶۰-۶۱|ج=۱}}</ref> بیعت تا پیش از این دوران یک کنش اختیاری از سوی افراد جامعه در پذیرش یا عدم پذیرش یک توافق بود هرچند قبل از آن نیز با اکراه و اجبار منعقد میشد. در عصر مروانیان بهصورت رسمی صحبت از تنبیه بر ترک و شکنجه در صورت مخالفت با مفاد آن است و هیئت حاکمه ترک بیعت را بهعنوان جرم در جامعه مورد مجازات علنی قرار میداد و نمیخواست ترک بیعت را با سایر عناوین مجرمانه ظاهرسازی کند. همچنین این دوره بهصورت رسمی شامل وضوح اطاعت کامل از فرامین حاکمیت، بدون سنجیدن آنها بوده است.<ref name=":0210">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۳-۸۵}}</ref> همچنین بیعت جنبهٔ تشریفاتی نیز یافت و هم در آغاز خلافت برای اعلام وفاداری<ref>{{پک|طبری|۱۳۸۷|ک=تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک|ص=۳۱۱|ج=۷}}</ref> و هم برای تعیین جانشین خلیفه از مردم گرفته میشد.<ref>{{پک|مسعودی|۱۳۸۵|ک=مروج الذّهب|ص=۲۱۰-۲۱۱|ج=۴}}</ref>
در دوره عباسیان، گاهی بیعت با پرداخت پول و وعدههای مالی با نام رزق البیعه همراه بود.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۸۶|ج=۱}}</ref> از مردمان شهرهای مختلف توسط والیان بیعت گرفته میشد<ref>{{پک|ذهبی|۱۴۱۴|ک=سیر اعلام النبلاء|ص=۲۳۰|ج=۴}}</ref> و بیعت اختصاصی فرماندهان نظامی و لشکریان نیز در این دوره گزارش شده است.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۹۰-۲۹۱|ج=۱}}</ref> گاه بیعت گرفتهشده برای جانشین، توسط خود خلیفه نقض و شخص دیگری جایگزین میشد.<ref>{{پک|طبری|۱۳۸۷|ک=تاریخ الطبری: تاریخ الامم و الملوک|ص=۹|ج=۸}}</ref>
== ارکان، شرایط و احکام فقهی بیعت ==
بیعت دارای سه رکن اساسی است: بیعتکننده، بیعتشونده و موضوع بیعت که در صورت نبود یکی از آنها، بیعت تحقق نمییابد.<ref>{{پک|افشاری|۱۴۰۱|ک=پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ|ف=بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه|ص=۳۳-۳۴}}</ref> با توجه به این ارکان، شرایط بیعت به دو دستهٔ عمومی و خاص تقسیم میشود. شرایط عمومی شامل رضایتمندی و آزادی در بیعت، آشکار و آگاهانه بودن، مردمی بودن و عدم تبلیغ و تحریک برای بیعت است. شرایط خاص نیز شامل شرایط بیعتکننده مانند بلوغ، رشد، عقل، استطاعت، قدرت و توانایی، و جنسیت، شرایط بیعتشونده همچون مشروعیت و شرایط موضوع بیعت است که بر اساس آن، متعلق اطاعت باید در جهت رضایت خدا و هماهنگ با شریعت باشد. از دیگر شرایط موضوع بیعت، مقدوریت است، چراکه در اسلام تکلیف به ما لا یطاق وجود ندارد.<ref>{{پک|افشاری|۱۴۰۱|ک=پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ|ف=بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه|ص=۳۴}}</ref><ref>{{پک|افشاری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه|ص=۸۳-۸۸}}</ref>
بیعت در فرهنگ اسلامی بهعنوان پیمانی شرعی و دوسویه میان مردم و حاکم استوار است.<ref name=":023">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۵۹-۱۶۰}}</ref> از منظر قرآن و روایات، بیعت با رهبر، انشای نوعی معامله و قرارداد شرعی است که بیعتکننده متعهد میشود در برابر تأمین نیازهای مادی و معنوی خود توسط رهبر، تا پای جان از او اطاعت کند. بیعت نوعی پیمان شرعی است و مشمول قاعدهٔ کلی اوفوا بالعقود میباشد. ازاینرو، وفا به بیعت امام عادل واجب و شکستن آن حرام است، مگر اینکه بیعتپذیر اجازهٔ فسخ دهد یا بیعتکننده ضمن بیعت، شرط فسخ را مطرح کرده باشد. وفاداری بیعتپذیر نیز الزامی است و عمل او به شروط بیعت واجب و نقض آن توسط وی حرام است. حاکم در نظام اسلامی، مجری اوامر خداوند است و پذیرش بیعت تنها برای این هدف معنا دارد. با این بینش، رفتار سیاسی شهروندان رنگ عبادی به خود میگیرد و انتخاب حاکم، تکلیفی شرعی محسوب میشود که در شرایط گوناگون، یکی از احکام پنجگانهٔ وجوب، استحباب، اباحه، کراهت یا حرمت را مییابد.<ref name=":024">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۵۹-۱۶۰}}</ref>
== کارکرد بیعت ==
بیعت در اندیشهٔ سیاسی اسلام، دو کارکرد اساسی دارد.
* '''تأکیدی:''' به معنای پذیرش ریاست و حکومت و اعلام تعهد و وفاداری نسبت به شخص یا اشخاص.
* '''انشایی''': به معنای اعطای حاکمیت و ریاست یا انتخاب امام و حاکم که زمینهٔ ایجاد قدرت سیاسی جدیدی را فراهم میآورد.<ref name=":022">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۴۰}}</ref>
همچنین بیعت در زمان غیبت در حکومت اسلامی دارای سه نقش کارآمدی، شرط اعمال ولایت از سوی فقیه و فعلیت بخشیدن به ولایت فقیه است.<ref>{{پک|مهسوری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت یا انتخابات|ص=۷۵-۷۹}}</ref> همچنین بیعت در عصرهای متقدم و در قیامهای اجتماعی، صرفاً به معنای تعیین حاکم و امرا نبوده است، بلکه بر امور کلیتری مانند اساس حکمرانی و عضویت در جامعهٔ اسلامی نیز کاربرد قابلتوجهی داشته است. این امر نشان میدهد که کارکرد بیعت فراتر از تعیین امرا و حکام بوده و بهگونهای گستردهتر در تشکیل جامعه و پس از آن، در تکوین ساختار قدرت سیاسی و دخلوتصرف در توسعه و تضییق آن تأثیرگذار بوده است. کارکرد مشروعیتبخشی بیعت نیز از مهمترین زمینههای اختلافی در اندیشهٔ مسلمانان بوده است.<ref name=":0211">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۸۹}}</ref>
== کارکرد اجتماعی بیعت ==
بیعت در جامعه نوپای اسلامی، افزون بر کارکرد سیاسی در تعیین حاکم، نقشی بنیادین بهعنوان سازوکاری برای عضویت و هویتیابی اجتماعی ایفا میکرد و آن را میتوان با مفهوم شهروندی در نظامهای مدرن مقایسه کرد.<ref>{{پک/بن|بیعت۸|ک=خبرگزاری ایکنا|ف=توجه پیامبر اسلام(ص) به حقوق شهروندی}}</ref> این پیمان، نه تنها التزام به اطاعت از حاکم، بلکه پذیرش مجموعهای از ارزشها و هنجارهای دینی و اجتماعی بود که با ورود به آن، فرد از جایگاه عضوی از یک قبیله به عضوی از جبهه واحد دینی-سیاسی ارتقا مییافت و هویتی جمعی، انضباط و تشکل سیاسی مییافت.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۶|ک=تاریخ تحول دولت و خلافت از برآمدن اسلام تا برافتادن سفیانیان|ص=۳۲|ج=}}</ref> از سوی دیگر، اگرچه اصل بیعت در سیره نبوی برای همه مسلمانان، اعم از زن و مرد و حتی نمایندگان قبایل دور، به یکسان مورد تأکید بود و نوعی برابری در پذیرش تکالیف اجتماعی را به نمایش میگذاشت، اما در عمل، ساختار طبقاتی و سنتهای قبیلهای در نحوه اعمال و اثرگذاری آن بیتأثیر نبود؛ چنانکه برخی گروهها مانند بردگان یا غیرعربها، در آغاز، نقش و جایگاه متفاوتی در این فرآیند داشتند.<ref>{{پک/بن|بیعت۸|ک=خبرگزاری ایکنا|ف=توجه پیامبر اسلام(ص) به حقوق شهروندی}}</ref>
== اقسام بیعت ==
بیعت از جهت اهداف و محتوا به سه نوع کلی تقسیم میشود:<ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۳-۱۸۴}}</ref>
* '''بیعت متابعت:''' پیمان بر پیروی از خدا و پیامبر که در عقبه منا و پس از فتح مکه از مسلمانان گرفته شد.
* '''بیعت جهاد:''' پیمان فرمانده سپاه با نیروهای جنگی برای پایداری در میدان نبرد تا آخرین لحظه گرفته میشود.
* '''بیعت خلافت و امامت:''' پیمان بر پذیرش کامل ولایت و حاکمیت امام یا خلیفه در تمام امور که ملاک تشخیص موافق از مخالف است و بیعت متابعت و جهاد بخشی از آن بوده و از آن قابل انفکاک نیست.<ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۳-۱۸۴}}</ref>
همچنین بیعت از جهت گستردگی به بیعت عام و خاص و بیعت آغازین و مجدد قابل دستهبندی است.
* '''بیعت عام و''' '''خاص:''' بیعتهای پیامبر شامل بیعت خاص برای گروهی خاص مانند مانند دو بیعت انصار در عقبه و بیعت عشیره و بیعت عام برای همگان مانند بیعت شجره بوده است که در طول تاریخ اسلام مکرر مشاهده شده است.<ref>{{پک|ابن شهرآشوب|۱۳۷۹|ک=مناقب آل ابیطالب|ص=۲۱|ج=۲}}</ref><ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۳-۱۸۶}}</ref><ref>{{پک|هاشمی|۱۳۹۰|ک=دانشنامه جهان اسلام|ف=بیعت|ص=۲۴۱}}</ref>
* '''بیعت آغازین و مجدد:''' بیعت ممکن است بیعت اولیه تلقى شود چنانکه افراد و قبایلى به حضور پیامبر مىآمدند و بر اسلام و اطاعت با وى بیعت مىکردند و در فرصتى دیگر مخصوصاْ در مواقع بحرانى براى تأکید وفادارى، مجددا بیعت میکردند که با نام تجدیدبیعت نامگذاری میشود.<ref>{{پک|میبدى|۱۳۷۶|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت و نقش آن در حکومت اسلامى|ص=۱۸۴}}</ref><ref name=":025">{{پک|اخوان كاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشكال آن در انديشه سياسی اسلام|ص=۷۵}}</ref>
== بیعت در اندیشه سیاسی شیعه و اهلسنت ==
در اندیشه شیعه، بیعت در موضوعاتی مانند امامت و خلافت، نقشی در ثبوت مشروعیت ندارد؛ چرا که امامت امری منصوص از سوی خدا و پیامبر است و با بیعت گروهی از مردم قابل اثبات نیست. فقهای شیعه بر این باورند که ادله لزوم وفای به عقد مانند اوفوا بالعقود تنها بر لزوم وفا به شروط عقود مشروع دلالت دارد و نمیتواند موضوعی نامشروع را مشروعیت بخشد.<ref>{{پک|عمید زنجانی|۱۳۷۷|ک=فقه سیاسی|ص=۲۰۳|ج=۲}}</ref> در زمان پیامبر، بیعت جنبه تأکیدی داشته و به منظور تأکید عملی بر ایمان و تعهد به نصرت آن حضرت صورت میگرفته است، نه اینکه منشأ مشروعیت ولایت ایشان باشد.<ref>{{پک|سبحانی تبريزی|۱۳۶۴|ک=مفاهيم القرآن في معالم الحكومه الاسلاميه|ص=۲۶۱-۲۶۳|ج=۱}}</ref> این دیدگاه که بیعت در دوران خلفا نیز غالباً با اکراه همراه بوده، با واقعیتهای تاریخی تأیید میشود؛ چنانکه پس از سقیفه، امام علی و جمعی از اصحاب با ابوبکر بیعت نکردند و بعداً به اکراه بیعت گرفتند<ref>{{پک|مسعودی|۱۳۸۵|ک=مروج الذّهب|ص=۳۰۷-۳۰۹|ج=۲}}</ref><ref>{{پک|یاوری|۱۳۸۶|ک=تاریخ اسلام در آینه پژوهش|ف=بازخوانی زمان و علت بیعت امام علی علیهالسلام با ابوبکر|ص=۲۰۰}}</ref> و تنها در خلافت امام علی بود که بیعتی آزادانه شکل گرفت.<ref>{{پک|مسعودی|۱۳۸۵|ک=مروج الذّهب|ص=۳۶۱-۳۶۲|ج=۲}}</ref><ref>{{پک|شوشتری|۱۳۷۶|ک=بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة|ص=۲۷۵ و ۲۷۲-۲۷۳ و ۳۰۱-۳۰۵|ج=۶}}</ref> در دوران معاصر، برخی فقهای امامی برای بیعت در عصر غیبت نقشی فراتر از تأکید، یعنی کارکرد انشایی اعطای ولایت، قائل شدهاند.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۴۲۵|ک=انوار الفقاهة: کتاب البیع|ص=۵۱۹|ج=۱}}</ref> عدهای اندک<ref>{{پک|منتظری|۱۴۰۹|ک=دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدّولة الاسلامیة|ص=۵۷۵-۵۷۶|ج=۱}}</ref> بیعت را به عقد وکالت تشبیه کرده و بر این باورند که انتخاب و بیعت اکثریت، برای اقلیت نیز الزامآور است. با این حال، این تفسیر با نقدهای جدی از سوی برخی فقهای دیگر مواجه شده و همچنان محل گفتوگوی علمی میان اندیشمندان شیعه است.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۴۲۵|ک=انوار الفقاهة: کتاب البیع|ص=۵۱۷-۵۱۹|ج=۱}}</ref>
در اندیشه سیاسی اهلسنت، بیعت بهعنوان سازوکاری برای تحقق امامت و خلافت مطرح شده است. متکلمان اهلسنت با الهام از رویداد سقیفه و بیعت ابویکر، امامت را قابل حصول از طریق اختیار و گزینش مردم دانسته و بیعت را تنها راه تحقق آن شمردهاند. در این دیدگاه، بیعت گروهی خاص به نام اهل حل و عقد، انعقاد خلافت را ممکن میسازد؛ هرچند در تعیین تعداد بیعتکنندگان اختلاف نظر وجود دارد و دیدگاههایی از یک نفر تا چهل نفر یا اکثریت و حتی اجماع ارائه شده است.<ref>{{پک|حاتمی|۱۳۸۴|ک=دانش سیاسی|ف=بررسی و نقد مبانی مشروعیت حکومت از دیدگاه اهلسنت|ص=۸۶-۸۷}}</ref> برخی فقهای متأخر و معاصر نیز بیعت عموم مردم را رکن اصلی خلافت شمرده و آن را در سه مرحله نامزدی، بیعت خاصه و بیعت عامه تعریف کردهاند.<ref>{{پک|عبدالمجید|۱۹۹۸|ک=البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی|ص=۷۳-۱۰۵|ج=۱}}</ref> مهمترین باور علماء اهلسنت این است که منصب خلافت و حاکميت، منشأ اجتماعی دارد و به اصل مقبوليت از طرف بيعتکنندگان، بيش از اصل مشروعيت از سوی الهی، اهميت میدهند.<ref name=":0215">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۳}}</ref>
فقها و نویسندگان معاصر اهلسنت تلاش کردند تا با تحلیل بیعت بهعنوان عقدی با تعهدات دوجانبه، آن را با نظریه قرارداد اجتماعی و فرآیند انتخابات در نظامهای مردمسالار همسان نشان دهند.<ref>{{پک|عنایت|۱۳۷۰|ک=اندیشه سیاسی در اسلام معاصر|ص=۲۳۲-۲۳۳|ج=}}</ref> بر اساس این رویکرد، بیعت اکثریت مردم برای اقلیت الزامآور خواهد بود.<ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحكم فی الشريعة و التاريخ الإسلامی|ص=۲۷۶|ج=۱}}</ref> این نظریه که نخستین بار توسط شیخ محمد عبده مطرح شد<ref>{{پک|عنایت|۱۳۸۹|ک=اندیشه سیاسی در اسلام معاصر|ص=۲۳۶|ج=}}</ref> اما در میان خود اهلسنت نیز منتقدانی دارد و همچنان محل بحث است.<ref>{{پک|خطیب|۱۳۹۵|ک=الخلافة والامامه|ص=۲۷۵-۲۹۲|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|معرفت|۱۳۷۷|ک=ولایت فقیه|ص=۹۰|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|حسینی حائری|۱۴۲۴|ک=ولایة الامر فی عصر الغیبة|ص=۱۹۸-۲۱۳|ج=۱}}</ref>
== بیعت و جایگاه زنان ==
در نظام سیاسی اسلام، نقش و جایگاهی که برای زنان در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مشخص شده، کمتر از مردان نیست. زنان مسلمان همپای مردان در عرصه بیعت و هجرت حضور فعال داشتهاند. قرآن در آیه ۱۲ سوره ممتحنه به صراحت مفاد بیعت زنان را بیان کرده که شامل پرهیز از شرک، دزدی، زنا، قتل فرزندان، افترا و نافرمانی در امور معروف است و پیامبر موظف به پذیرش آن شده است. زنان در بیعتهای مهم تاریخی حضوری پررنگ داشتند؛ چنانکه در بیعت عقبه دوم، دو زن از انصار، همراه با ۶۲ مرد، با پیامبر بیعت کردند. شیوه بیعت زنان با پیامبر با مردان تفاوت داشت و بر اساس گزارشهای تاریخی، حضرت دست زنان را نمیفشرد و بیعت آنان به صورت گفتاری انجام میگرفت. همچنین حضور زنان در بیعت رضوان نیز گزارش شده است. این مشارکت گسترده نشاندهنده توجه اسلام به نقش سیاسی و اجتماعی زنان از آغاز شکلگیری جامعه اسلامی است و میتواند الگویی برای حضور زنان در تحولات اجتماعی و سیاسی دورانهای بعدی باشد.<ref>{{پک|زمانىمحجوب|۱۳۹۰|ک=معرفت|ف=جايگاه و نقش زنان صدر اسلام در بيعت و هجرت|ص=۹۱-۱۰۲}}</ref><ref>{{پک|بختیاری|۱۳۸۸|ک=زن در فرهنگ و هنر|ف=ملاحظاتی بر اسلام پذیری و بیعت زنان با پیامبراسلام (ص)|ص=۱۰۲-۱۰۴}}</ref>
== نسبت بیعت با انتخابات ==
در اندیشهٔ سیاسی اسلام، نسبت بیعت با انتخابات از مسائل بحثانگیز است. برخی بیعت را پیمانی شرعی مبتنی بر تکلیف الهی میدانند که با رأی که تبلور خواست و منافع اجتماعی است، تفاوت بنیادین دارد. بیعت در این نگاه، تجسّد وفاداری به شایستهترین فرد برای سرپرستی جامعه بر مدار توسعهٔ عبودیت است.<ref>{{پک/بن|بیعت۱|ک=خبرگزاری مهر|ف=رأی در جامعه اسلامی به مثابه بیعت است/ تفاوت بیعت و انتخابات}}</ref><ref>{{پک/بن|بیعت۳|ک=خبرگزاری مهر|ف=نقش امت در شكلگيری حكومت دينی/ رای با بیعت تفاوت دارد}}</ref> در مقابل، دیدگاهی دیگر انتخابات را در عصر غیبت، مصداقی از بیعت و وظیفهای شرعی برای انتخاب اصلح میشمارد و بر التزام حاکم به شریعت تأکید میورزد.<ref>{{پک/بن|بیعت۲|ک=خبرگزاری رسا|ف=شرکت در انتخابات نوعی بیعت و اعلام وفاداری به نظام اسلامی است / ۹دی روز دفاع جانانه مردم از ارزش های دینی و انقلابی است}}</ref> بیشتر پژوهشگران بر تفاوت ماهوی این دو مفهوم تأکید دارند؛ بیعت در خاستگاه تاریخی خود، پیمانی دوسویه و مبتنی بر حضور و رضایت طرفین بوده، در حالیکه انتخابات سازوکاری مدرن برای مشارکت عمومی و اعطای نمایندگی است و کارکردهای آن با بیعتِ دوران نخستین اسلامی تفاوت اساسی دارد. با این حال، برخی اندیشمندان معاصر کوشیدهاند با بازتعریف بیعت بهعنوان پیمانی اجتماعی، آن را با سازوکارهای مشارکت مدرن از جمله انتخابات قابلانطباق بدانند؛ هرچند این رویکرد نیز با انتقاداتی از سوی نگاههای سنتیتر مواجه بوده است.<ref>{{پک|مهسوری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت یا انتخابات|ص=۷۲-۷۵}}</ref> چگونگی بیعت در نظام اسلامی، بستگی به سنت و فرهنگ جامعه در انعقاد این پیمان دارد. بر اساس تصریح سید روحالله خمینی، در عصر حاضر که سنتهای گذشته در ارتباط با بیعت با رهبر منسوخ گردیده است، تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت به آرای اکثریت مسلمین بستگی دارد و این پیمان میتواند از طریق همهپرسی یا نمایندگان مردم منعقد شود و احکام بیعت بر آن مترتب میگردد.<ref>{{پک/بن|بیعت۶|ک=خبرگزاری فارس|ف=ماهیت بیعت و نقش آن در مشروعیت حاکم اسلامی}}</ref><ref>{{پک/بن|بیعت۵|ک=وبسایت پرتال امام خمینی|ف=نقش مردم در حاکمیت در عصر غیبت از دیدگاه امام خمینی س)}}</ref>
بیعت در دوران معاصر در حکومت اسلامی شامل نکات اساسی زیر است:
# در نظام جمهوری اسلامی ایران، نهاد ولایت فقیه بر پایه باورهای سیاسی شیعه نهادینه شده است. انتصاب ولی فقیه پس از احراز شرایط ولایت، از طریق بیعت مردمی و با دو شیوهٔ انتخاب مستقیم مردم یا غیرمستقیم از طریق مجلس خبرگان بهعنوان نمایندگان مردم صورت میپذیرد.<ref name=":0217">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۴}}</ref>
# بیعت قرارداری بین مردم و رهبر است که هرچند قابل فسخ و نقض از طرف مردم و بیعتکنندگان نیست، اما میتواند از ابتدا محدود به زمان خاص یا مقید به شرایطی باشد.
# رهبر با رأی اکثریت افراد جامعه انتخاب میشود اما پس از انتخاب اطاعت از او بر اقلیت جامعه نیز واجب و لازم است و کسی حق ندارد بهعلت عدم رأی مثبت به رهبر، از او اطاعت نکند.
# رهبر حق ندارد اقلیتی از افراد جامعه را که به او رأی مثبت ندادند از مزایا و حقوقی که یک فرد مسلمان از آن باید بهرهمند باشد، محروم کند. همه مسلمانان تا زمانی که بر علیه نظام اقدام نظامی یا اقداماتی که از نظر قانون مورد پیگرد قانونی است، مرتکب نشدهاند، از نظر حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و سایر حقوق برابر هستند.<ref>{{پک|مهسوری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت یا انتخابات|ص=۷۹}}</ref>
== بیعت و انقلاب اسلامی ==
در عصر احیای تمدن اسلامی، نخستین مسئلهٔ پیش رو، بحث از نظام سیاسی در اسلام و ماهیت آن است که اهمیت بازخوانی مفاهیم مرتبط با نظام اسلامی را در سدههای نخستین ظهور اسلام دوچندان مینماید. یکی از مفاهیم تأثیرگذار در اندیشهٔ سیاسی اسلام، مفهوم بیعت است که به دلیل گستردگی تحولات و گرایشات مختلف سیاسی، دچار نوعی اجمال شده و این اجمال گاه زمینهساز خطا در تبیین آن گردیده است. مفهوم بیعت شامل معانی مختلفی است که در چند نقطهٔ تأثیرگذار دچار اختلاف هستند؛ از جمله اینکه بیعت صرفاً نوعی تشریفات سیاسی به معنای ابراز وفاداری به حاکم مستقر است یا فراتر از آن، نوعی کنش سیاسی در تعیین حاکم محسوب میشود. همچنین بیعت نه تنها در مسئلهٔ تعیین حاکم، بلکه در ابلاغ قوانین، ورود به جامعهٔ اسلامی و تشکیل یک حاکمیت نیز مؤثر بوده است. تا پیش از وفات پیامبر، سنت اجتماعی بیعت، صرفاً یک کنش سیاسی بود که با واقعیت سروکار داشت، اما پس از رحلت پیامبر، جدیترین اختلاف در کارویژهٔ آن مطرح گردید که ناظر به مشروعیتبخشی بیعت به یک ساختار سیاسی است.<ref name=":0213">{{پک|کلانتر نیستانکی|صالحی|۱۴۰۳|ک=مطالعات میان رشتهای تمدنی انقلاب اسلامی|ف=ظرفیتشناسی نظامسازی بیعت در تمدن نوین اسلامی|ص=۷۳ و ۹۴-۹۳}}</ref>
در دوران انقلاب اسلامی، الگویی نوین از بیعت شکل گرفت که با نمونههای تاریخی تفاوتهایی اساسی دارد. مخالفت سید روحالله خمینی با لایحهٔ کاپیتولاسیون که نماد تحقیر و استثمار ملت ایران بهشمار میرفت، زمینهساز حرکت مردمی گستردهای شد که در آن، بیعت از معنای سنتی دست دادن با حاکم فراتر رفت و به همراهی و حمایت آگاهانهٔ مردم از مسیر و آرمانهای یک نظام تبدیل شد. در شرایط کنونی که سطح آگاهی عمومی ارتقا یافته است، بیعت دیگر محدود به خواص نیست؛ عموم مردم در قالبهای مختلفی مانند حضور اجتماعی، حمایت فرهنگی، فعالیت رسانهای، کمکهای مالی و جهاد تبیین، نوعی بیعت اجتماعی را شکل میدهند. حضور مردمی در نظام جمهوری اسلامی، پیامهای مهمی در بردارد. نخست اینکه الگوی جمهوری اسلامی ایران توانسته در جهان معاصر، ترکیبی از جمهوریت و ارزشهای دینی را به نمایش بگذارد. دوم اینکه حمایت از جمهوری اسلامی نهتنها دفاع از منافع مادی، بلکه پاسداری از ارزشهای معنوی و هویتی جامعه است. مردم از اصل نظام و حاکمیت دفاع میکنند، هرچند ممکن است نسبت به برخی عملکردها یا خطاهای مسئولان نقد داشته باشند. بر اساس گزارشهای موجود، مشارکت عمومی در رویدادهای سیاسی و اجتماعی انعکاسی از همراهی مردم با نظام ارزیابی میشود و نقدها نیز در چارچوب قانونی مطرح میگردد.<ref>{{پک/بن|بیعت۴|ک=خبرگزاری رسمی حوزه|ف=بیعت در فلسفه سیاسی اسلام؛ از پیمان مشروع الهی تا همراهی مردمی در عصر انقلاب}}</ref>
== چالشهای بیعت در دوران معاصر ==
در دوران معاصر، مفهوم بیعت با نقدهایی از سوی اندیشمندان مسلمان و غیرمسلمان مواجه شده است. علی عبدالرازق از جمله اندیشمندانی است که با نقد تاریخی خلافت، مشروعیت دینی نظام خلافت را نفی کرده و بر این باور بود که حکومت و اعمال قدرت، اساساً خارج از مقوله دین است. به اعتقاد او، بیعت با خلیفه در طول تاریخ نه بر اساس پیمانی شرعی و دوسویه، بلکه با اعمال زور و اجبار همراه بوده و این خود منشأ فسادهای سیاسی در جهان اسلام شده است. بنابراین، از دیدگاه عبدالرازق، بیعت بهعنوان پیمانی مبتنی بر اطاعت محض، نه تنها در عمل با اصول دموکراسی و حقوق شهروندی همخوانی ندارد، بلکه همواره ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرتهای غاصب بوده است.<ref>{{پک|یوسفی اشکوری|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=اسلام و مبانی قدرت|ص=بدون صفحه}}</ref> در مقابل، گروهی از نواندیشان دینی کوشیدهاند با تأکید بر جنبهٔ قراردادی و دوسویهٔ بیعت، آن را به نظریهٔ قرارداد اجتماعی نزدیک سازند؛<ref>{{پک|موسویان|۱۳۸۰|ک=نامه مفید|ف=بیعت و رأی|ص=۵۹}}</ref> هرچند این تلاشها از سوی جریانهای سنتی با انتقاداتی نظیر تحمیل مفاهیم غربی بر میراث اسلامی مواجه شده است.<ref>{{پک|یوسفی اشکوری|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=اسلام و مبانی قدرت|ص=بدون صفحه}}</ref> همچنین، کارکرد مشروعیتبخشی بیعت در نظامهای سیاسی مبتنی بر رأی اکثریت، بهویژه در جوامع چندمذهبی، از منظر تحقق عدالت برای اقلیتها محل پرسش و بحث است.<ref>{{پک|Fazel|۲۰۲۶|ک=The Best President in the World|زبان=en|ج=۱|ص=۱۰۰-۱۰۲}}</ref>
== بیعت در نظامهای سیاسی معاصر ==
'''ایران:''' در دوران معاصر، مفهوم بیعت با تحولات بنیادین نظامهای سیاسی مواجه شده و هر کشور اسلامی بر اساس ساختار حکومتی خود، رویکردی متفاوت به این نهاد اتخاذ کرده است. در جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی بهعنوان میثاق ملی و مبنای بیعت مردم با حکومت تلقی میشود و انتصاب ولیفقیه از طریق مشارکت مردمی و بیعت غیرمستقیم از راه مجلس خبرگان صورت میپذیرد.<ref name=":0219">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۴}}</ref>
'''افغانستان:''' طالبان از بیعت بهعنوان ابزاری برای انسجامبخشی درونگروهی و مشروعیتسازی شرعی برای نظام خود استفاده میکنند، هرچند این مفهوم را بهصورت قانونمند و تئوریزه نساختهاند.<ref>{{پک/بن|بیعت۹|ک=پایگاه تحلیلی-پژوهشی مطالعات شرق|ف=واکاوی نقش و کارکرد سیاسی – اجتماعی بیعت در ساختار حکمرانی طالبان}}</ref>
'''برخی کشورهای عربی:''' مانند مصر، تجربه اخوانالمسلمین نشان داد که احزاب اسلامی حامی فرایند انتخابات، پس از بهدست گرفتن قدرت همواره به سازوکارهای دموکراتیک متعهد نمیمانند و گاه با تکیه بر مفاهیمی چون بیعت، به دنبال تداوم قدرت خود هستند.<ref>{{پک/بن|UK|ک=website UK Parliament-Foreign Affairs Committee|ف=Written evidence from Alison Pargeter, Researcher and Middle East Analyst (ISL0039)|زبان=en}}</ref>
== بیعت در جوامع غیراسلامی ==
در جوامع غیراسلامی، مسلمانان معمولاً با تعهد به قوانین مدنی کشور میزبان، عملاً نوعی وفاداری سیاسی را پذیرفتهاند. هرچند این مسئله با ابهامات فقهی جدی همراه است؛ چراکه فقهای شیعه بر این باورند که ولایت فقیه، بهعنوان حاکم شرعی، برای همه مسلمانان، حتی ساکنان خارج از مرزهای کشور اسلامی، اصل ثابت شده و محقّقی است، اما وجوب اطاعت از او در صورتی است که آنان با او بیعت کرده باشند. در فقه اهلسنت نیز، برخی فقها بیعت با حاکم غیرمسلمان را جایز ندانسته و آن را با اصل ولایت و امامت در تعارض شمردهاند. با این حال، فقهای معاصر رویکردهای متفاوتی اتخاذ کردهاند؛ برخی بر اساس قاعده الزام و قراردادهای بینالمللی، وفاداری به قوانین کشورهای غیراسلامی را به شرط رعایت احکام ضروری دینی، مجاز یا حتی لازم دانستهاند و برخی دیگر، آن را صرفاً یک تعهد مدنی و غیرشرعی تلقی کردهاند. بیعت در جوامع غیراسلامی نه بهعنوان یک پیمان سیاسی دینی، بلکه بهعنوان یک مسئله فقهی نوظهور، محل گفتوگو و اجتهاد میان اندیشمندان معاصر است.<ref>{{پک|مصباح یزدی|۱۳۷۵|ک=پایگاه اطلاعرسانی آثار حضرت آیتالله مصباح یزدی|ف=اختیارات ولى فقیه در خارج از مرزها}}</ref>
== نسخه پالایش و اصلاح شده ==
== مفهومشناسی ==
بیعت در لغت از ریشه بیع به معنای دست دادن برای قطعی کردن معامله است [۱، ۲]. در اصطلاح سیاسی و شرعی، این واژه به معنای پیمان فرمانبرداری از حاکم و پذیرش مسئولیت اداره جامعه توسط اوست که ابعاد اعتقادی، اجتماعی و نظامی دارد [۷، ۸]. بیعت از جهت اهداف و محتوا شامل بیعت متابعت (پیروی از خدا و رسول)، بیعت جهاد و بیعت خلافت و امامت است [۴۲، ۴۳].
== پیشینه ==
== پیشینه ==
پیش از اسلام، بیعت رسمی برای پذیرش سرپرستی رئیس قبیله بود [۱۳]. با ظهور اسلام، این سنت به ابزاری برای پیوند امت با پیامبر تبدیل شد که نخستین مصادیق آن بیعت حضرت علی و خدیجه بود [۱۴، ۱۵]. بیعتهای مهمی چون عقبه، رضوان و غدیر در این دوران شکل گرفت که مفاد آنها از تعهدات دینی تا آمادگی برای جهاد را در بر میگرفت [۱۶]. زنان در صدر اسلام حضوری فعال در بیعت داشتند (مانند بیعت عقبه دوم و رضوان)؛ اما شیوه بیعت آنان با مردان متفاوت و به صورت گفتاری یا غیر مستقیم بود [۶۷، ۶۸].
پیش از اسلام، بیعت رسمی برای پذیرش سرپرستی رئیس قبیله بود.<ref>{{پک|فاضل|۱۳۶۸|ک=کیهان اندیشه|ف=بیعت و چگونگی آن در تاریخ اسلام|ص=۱۲۵}}</ref> با ظهور اسلام، این سنت به ابزاری برای پیوند امت با پیامبر تبدیل شد که نخستین مصادیق آن بیعت حضرت علی و خدیجه بود.<ref name=":02162">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۶۴}}</ref> بیعتهای مهمی چون عقبه، رضوان و غدیر در این دوران شکل گرفت که مفاد آنها از تعهدات دینی تا آمادگی برای جهاد را در بر میگرفت.<ref name=":0262">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۳۹-۱۴۰}}</ref> زنان در صدر اسلام حضوری فعال در بیعت داشتند مانند بیعت عقبه دوم و رضوان، اما شیوه بیعت آنان با مردان متفاوت و به صورت گفتاری یا غیر مستقیم بود.<ref>{{پک|زمانىمحجوب|۱۳۹۰|ک=معرفت|ف=جايگاه و نقش زنان صدر اسلام در بيعت و هجرت|ص=۹۱-۱۰۲}}</ref><ref>{{پک|بختیاری|۱۳۸۸|ک=زن در فرهنگ و هنر|ف=ملاحظاتی بر اسلام پذیری و بیعت زنان با پیامبراسلام (ص)|ص=۱۰۲-۱۰۴}}</ref>
پس از رحلت پیامبر، کارکرد بیعت به نهادی برای تعیین خلیفه تغییر یافت. در ماجرای سقیفه، بیعت گروهی از مهاجران و انصار با ابوبکر مبنای خلافت قرار گرفت [۱۹]. در دوران امویان و عباسیان، بیعت از یک پیمان اختیاری به ابزاری برای تحمیل اراده حاکم تبدیل شد و روشهایی چون تهدید، تطمیع و پرداخت مبالغی تحت عنوان رزقالبیعه رواج یافت [۲۳، ۲۷].
پس از رحلت پیامبر، کارکرد بیعت به نهادی برای تعیین خلیفه تغییر یافت. در ماجرای سقیفه، بیعت گروهی از مهاجران و انصار با ابوبکر مبنای خلافت قرار گرفت.<ref>{{پک|شوشتری|۱۳۷۶|ک=بهج الصباغة في شرح نهج البلاغة|ص=۲۸۸-۲۸۹|ج=۶}}</ref> در دوران امویان و عباسیان، بیعت از یک پیمان اختیاری به ابزاری برای تحمیل اراده حاکم تبدیل شد و روشهایی چون تهدید، تطمیع و پرداخت مبالغی تحت عنوان رزقالبیعه رواج یافت.<ref>{{پک|عبدالمجید|۱۹۹۸|ک=البیعة عند مفکّری اهل السنة و العقد الاجتماعی|ص=۶۰-۶۱|ج=۱}}</ref><ref>{{پک|قاسمی|۱۴۰۵|ک=نظام الحکم فی الشریعة و التاریخ الاسلامی|ص=۲۸۶|ج=۱}}</ref>
== ارکان و احکام فقهی ==
== ارکان و احکام فقهی ==
بیعت دارای سه رکن بیعتکننده، بیعتشونده و موضوع بیعت است [۳۱]. شرایط عمومی آن شامل آزادی، آگاهی و رضایتمندی است و در بیعتشونده نیز مشروعیت و توانایی شرط شده است [۳۲، ۳۳]. از منظر فقهی، بیعت پیمانی شرعی و دوسویه است که بر اساس قاعده اوفوا بالعقود، وفای به آن در برابر امام عادل واجب و شکستن آن حرام تلقی میشود [۳۴، ۳۵].
بیعت دارای سه رکن بیعتکننده، بیعتشونده و موضوع بیعت است.<ref>{{پک|افشاری|۱۴۰۱|ک=پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ|ف=بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه|ص=۳۳-۳۴}}</ref> شرایط عمومی آن شامل آزادی، آگاهی و رضایتمندی است و در بیعتشونده نیز مشروعیت و توانایی شرط شده است..<ref>{{پک|افشاری|۱۴۰۱|ک=پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشکده تاریخ|ف=بیعت در اندیشه و سیره امامان شیعه|ص=۳۴}}</ref><ref>{{پک|افشاری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=ماهیت بیعت از منظر حدیث شیعه|ص=۸۳-۸۸}}</ref> از منظر فقهی، بیعت پیمانی شرعی و دوسویه است که بر اساس قاعده اوفوا بالعقود، وفای به آن در برابر امام عادل واجب و شکستن آن حرام تلقی میشود.<ref name=":0232">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۵۹-۱۶۰}}</ref><ref name=":0242">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۵۹-۱۶۰}}</ref>
== دیدگاه مذاهب ==
== دیدگاه مذاهب ==
بیعت در اندیشه سیاسی شیعه اعلام تعهد نسبت به حاکمی که از پیش منصوب شده به حساب میآید. در این دیدگاه بیعت منشأ مشروعیت امام نیست و تنها جنبه تأکیدی برای حمایت عملی دارد [۴۹، ۵۰، ۳۶]. در عصر غیبت، برخی فقها برای بیعت در تکوین ولایت فقیه نقش انشایی قائل شدهاند [۳۷، ۵۵]. اهلسنت: بیعت را راه تحقق خلافت میدانند که از طریق «اهل حل و عقد» (نخبگان) یا بیعت عمومی صورت میگیرد [۵۸]. در این دیدگاه، مقبولیت اجتماعی بر مشروعیت الهی مقدم است [۶۰] و بیعت نقش اعطای حاکمیت و ایجاد قدرت سیاسی جدید دارد [۳۶].
بیعت در اندیشه سیاسی شیعه اعلام تعهد نسبت به حاکمی که از پیش منصوب شده به حساب میآید. در این دیدگاه بیعت منشأ مشروعیت امام نیست و تنها جنبه تأکیدی برای حمایت عملی دارد.<ref name=":0223">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۴۰}}</ref><ref>{{پک|عمید زنجانی|۱۳۷۷|ک=فقه سیاسی|ص=۲۰۳|ج=۲}}</ref><ref>{{پک|سبحانی تبريزی|۱۳۶۴|ک=مفاهيم القرآن في معالم الحكومه الاسلاميه|ص=۲۶۱-۲۶۳|ج=۱}}</ref> در عصر غیبت، برخی فقها برای بیعت در تکوین ولایت فقیه نقش انشایی قائل شدهاند.<ref>{{پک|مهسوری|۱۳۷۷|ک=حکومت اسلامی|ف=بیعت یا انتخابات|ص=۷۵-۷۹}}</ref><ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۴۲۵|ک=انوار الفقاهة: کتاب البیع|ص=۵۱۹|ج=۱}}</ref> همچنین اهلسنت بیعت را راه تحقق خلافت میدانند که از طریق اهل حل و عقد همان نخبگان یا بیعت عمومی صورت میگیرد.<ref>{{پک|حاتمی|۱۳۸۴|ک=دانش سیاسی|ف=بررسی و نقد مبانی مشروعیت حکومت از دیدگاه اهلسنت|ص=۸۶-۸۷}}</ref> در این دیدگاه، مقبولیت اجتماعی بر مشروعیت الهی مقدم است<ref name=":02152">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۳}}</ref> و بیعت نقش اعطای حاکمیت و ایجاد قدرت سیاسی جدید دارد.<ref name=":0222">{{پک|احمدنژاد|داورپناه|۱۳۹۴|ک=شیعهشناسی|ف=مفهومشناسی «بیعت» در فرهنگ اسلامی و نقش آن در اثبات امامّت|ص=۱۴۰}}</ref>
== نسبت بیعت با مفاهیم مدرن ==
== نسبت بیعت با مفاهیم مدرن ==
در دوران معاصر، نسبت بیعت با انتخابات محل بحث است. گروهی بیعت را تکلیفی شرعی و متفاوت با رأیگیری مدرن میدانند [۶۹]. در مقابل، اندیشمندانی چون محمد عبده و امام خمینی، بیعت را با قراردادهای اجتماعی و آرای اکثریت قابل تطبیق دانستهاند [۶۳، ۷۳]. برخی معتقدند در نظام جمهوری اسلامی ایران، بیعت از طریق مشارکت در انتخابات و به صورت غیرمستقیم (مجلس خبرگان) برای تعیین ولیفقیه نهادینه شده است [۷۵، ۸۳]. با این حال، اندیشمندانی چون علی عبدالرازق با نقد تاریخی، بیعت را ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرتهای استبدادی دانستهاند [۷۹]. امروزه بیعت در گروههایی مانند طالبان برای انسجام درونگروهی و در جوامع غیراسلامی بهعنوان یک مسئله فقهی نوظهور در قالب وفاداری به قوانین مدنی مطرح است [۸۴، ۸۶].
در دوران معاصر، نسبت بیعت با انتخابات محل بحث است. گروهی بیعت را تکلیفی شرعی و متفاوت با رأیگیری مدرن میدانند.<ref>{{پک/بن|بیعت۱|ک=خبرگزاری مهر|ف=رأی در جامعه اسلامی به مثابه بیعت است/ تفاوت بیعت و انتخابات}}</ref><ref>{{پک/بن|بیعت۳|ک=خبرگزاری مهر|ف=نقش امت در شكلگيری حكومت دينی/ رای با بیعت تفاوت دارد}}</ref> در مقابل، اندیشمندانی چون محمد عبده و سید روحالله خمینی، بیعت را با قراردادهای اجتماعی و آرای اکثریت قابل تطبیق دانستهاند.<ref>{{پک|عنایت|۱۳۸۹|ک=اندیشه سیاسی در اسلام معاصر|ص=۲۳۶|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|بیعت۶|ک=خبرگزاری فارس|ف=ماهیت بیعت و نقش آن در مشروعیت حاکم اسلامی}}</ref><ref>{{پک/بن|بیعت۵|ک=وبسایت پرتال امام خمینی|ف=نقش مردم در حاکمیت در عصر غیبت از دیدگاه امام خمینی س)}}</ref> برخی معتقدند در نظام جمهوری اسلامی ایران، بیعت از طریق مشارکت در انتخابات و به صورت غیرمستقیم از طریق مجلس خبرگان برای تعیین ولیفقیه نهادینه شده است.<ref name=":02172">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۴}}</ref><ref name=":02192">{{پک|اخوان کاظمی|رستمی|۱۳۹۶|ک=پژوهش ملل|ف=بيعت و اشکال آن در اندیشه سياسی اسلام|ص=۷۴}}</ref> با این حال، اندیشمندانی چون علی عبدالرازق با نقد تاریخی، بیعت را ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرتهای استبدادی دانستهاند.<ref>{{پک|یوسفی اشکوری|۱۳۸۱|ک=بازتاب اندیشه|ف=اسلام و مبانی قدرت|ص=بدون صفحه}}</ref> امروزه بیعت در گروههایی مانند طالبان برای انسجام درونگروهی و در جوامع غیراسلامی بهعنوان یک مسئله فقهی نوظهور در قالب وفاداری به قوانین مدنی مطرح است.<ref>{{پک/بن|بیعت۹|ک=پایگاه تحلیلی-پژوهشی مطالعات شرق|ف=واکاوی نقش و کارکرد سیاسی – اجتماعی بیعت در ساختار حکمرانی طالبان}}</ref><ref>{{پک|مصباح یزدی|۱۳۷۵|ک=پایگاه اطلاعرسانی آثار حضرت آیتالله مصباح یزدی|ف=اختیارات ولى فقیه در خارج از مرزها}}</ref>
== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۰۸:
خط ۱۱۴:
{{یادکرد وب|عنوان=Written evidence from Alison Pargeter, Researcher and Middle East Analyst (ISL0039)|نشانی=https://committees.parliament.uk/writtenevidence/67364/html/|تاریخ=۱ می ۲۰۱۶|تاریخ بازبینی=۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶|شناسه={{شناسه یادکرد|UK؟!}}|کد زبان=en|وبگاه=website UK Parliament-Foreign Affairs Committee}}
{{یادکرد وب|عنوان=Written evidence from Alison Pargeter, Researcher and Middle East Analyst (ISL0039)|نشانی=https://committees.parliament.uk/writtenevidence/67364/html/|تاریخ=۱ می ۲۰۱۶|تاریخ بازبینی=۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶|شناسه={{شناسه یادکرد|UK؟!}}|کد زبان=en|وبگاه=website UK Parliament-Foreign Affairs Committee}}
<references />
نسخهٔ ۲۶ تیر ۱۴۰۵، ساعت ۰۰:۴۱
بیعت؛ پیمانی دوسویه میان مردم و پیامبر، امام، خلیفه، حاکم و رهبر بر پایهٔ اطاعت از شریعت و عدالت در اندیشه اسلام.
بيعت یکی از مهمترین مسائل اجتماعی-سياسی در اسلام است که بنا بر شرایط و تحولات تاریخی از صدر اسلام تاکنون در اشکال متعددی متبلور گشته است. این مفهوم در قرآن با تأکید بر بیعت با خدا و در سیره نبوی در قالب بیعتهای گوناگون مانند اسلام، جهاد، خلافت، زنان و بیعتهای عمومی مانند شجره تجلی یافته و کارکردی دوگانه تأکیدی بر وفاداری و انشایی برای اعطای حاکمیت داشته است. از طرفی بيعت قابل اسناد به دو طرف مردم و حاکم میباشد؛ به طوریکه افراد جامعه با بيعت، اموال و امکانات و تعيين مصالح اجتماعی خویش را در اختيار رهبر قرار میدهند و او نيز متقابالً متعهد میشود بر پایه عدالت از هرجومرج جلوگيری کند. اهلسنت در طول تاریخ تلاش کردهاند که امامت را تا حد یک مسئله اجتماعی و حکومتی کاهش دهند و از طرق مختلف مانند بيعت و شورای حل و عقد به تعيين خليفه و امام دست بزنند، اما شيعه با نگاهی مقدس به امامت، آن را فراتر از مسائل دنيوی و یک امر الهی تلقی کرده است. این مفهوم در دوران معاصر با بازتعریفهایی همراه شده و نسبت آن با انتخابات و مشارکت عمومی، بهویژه در انقلاب اسلامی ایران، موضوع بحث میان اندیشمندان قرار گرفته است.
مفهومشناسی
بیعت در لغت از ریشه بیع به معنای دست دادن برای قطعی کردن معامله است.[۱][۲] در اصطلاح سیاسی و شرعی، این واژه به معنای پیمان فرمانبرداری از حاکم و پذیرش مسئولیت اداره جامعه توسط اوست که ابعاد اعتقادی، اجتماعی و نظامی دارد.[۳][۴] بیعت از جهت اهداف و محتوا شامل بیعت متابعت و پیروی از خدا و رسول، بیعت جهاد و بیعت خلافت و امامت است.[۵][۶]
پیشینه
پیش از اسلام، بیعت رسمی برای پذیرش سرپرستی رئیس قبیله بود.[۷] با ظهور اسلام، این سنت به ابزاری برای پیوند امت با پیامبر تبدیل شد که نخستین مصادیق آن بیعت حضرت علی و خدیجه بود.[۸] بیعتهای مهمی چون عقبه، رضوان و غدیر در این دوران شکل گرفت که مفاد آنها از تعهدات دینی تا آمادگی برای جهاد را در بر میگرفت.[۹] زنان در صدر اسلام حضوری فعال در بیعت داشتند مانند بیعت عقبه دوم و رضوان، اما شیوه بیعت آنان با مردان متفاوت و به صورت گفتاری یا غیر مستقیم بود.[۱۰][۱۱]
پس از رحلت پیامبر، کارکرد بیعت به نهادی برای تعیین خلیفه تغییر یافت. در ماجرای سقیفه، بیعت گروهی از مهاجران و انصار با ابوبکر مبنای خلافت قرار گرفت.[۱۲] در دوران امویان و عباسیان، بیعت از یک پیمان اختیاری به ابزاری برای تحمیل اراده حاکم تبدیل شد و روشهایی چون تهدید، تطمیع و پرداخت مبالغی تحت عنوان رزقالبیعه رواج یافت.[۱۳][۱۴]
ارکان و احکام فقهی
بیعت دارای سه رکن بیعتکننده، بیعتشونده و موضوع بیعت است.[۱۵] شرایط عمومی آن شامل آزادی، آگاهی و رضایتمندی است و در بیعتشونده نیز مشروعیت و توانایی شرط شده است..[۱۶][۱۷] از منظر فقهی، بیعت پیمانی شرعی و دوسویه است که بر اساس قاعده اوفوا بالعقود، وفای به آن در برابر امام عادل واجب و شکستن آن حرام تلقی میشود.[۱۸][۱۹]
دیدگاه مذاهب
بیعت در اندیشه سیاسی شیعه اعلام تعهد نسبت به حاکمی که از پیش منصوب شده به حساب میآید. در این دیدگاه بیعت منشأ مشروعیت امام نیست و تنها جنبه تأکیدی برای حمایت عملی دارد.[۲۰][۲۱][۲۲] در عصر غیبت، برخی فقها برای بیعت در تکوین ولایت فقیه نقش انشایی قائل شدهاند.[۲۳][۲۴] همچنین اهلسنت بیعت را راه تحقق خلافت میدانند که از طریق اهل حل و عقد همان نخبگان یا بیعت عمومی صورت میگیرد.[۲۵] در این دیدگاه، مقبولیت اجتماعی بر مشروعیت الهی مقدم است[۲۶] و بیعت نقش اعطای حاکمیت و ایجاد قدرت سیاسی جدید دارد.[۲۷]
نسبت بیعت با مفاهیم مدرن
در دوران معاصر، نسبت بیعت با انتخابات محل بحث است. گروهی بیعت را تکلیفی شرعی و متفاوت با رأیگیری مدرن میدانند.[۲۸][۲۹] در مقابل، اندیشمندانی چون محمد عبده و سید روحالله خمینی، بیعت را با قراردادهای اجتماعی و آرای اکثریت قابل تطبیق دانستهاند.[۳۰][۳۱][۳۲] برخی معتقدند در نظام جمهوری اسلامی ایران، بیعت از طریق مشارکت در انتخابات و به صورت غیرمستقیم از طریق مجلس خبرگان برای تعیین ولیفقیه نهادینه شده است.[۳۳][۳۴] با این حال، اندیشمندانی چون علی عبدالرازق با نقد تاریخی، بیعت را ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرتهای استبدادی دانستهاند.[۳۵] امروزه بیعت در گروههایی مانند طالبان برای انسجام درونگروهی و در جوامع غیراسلامی بهعنوان یک مسئله فقهی نوظهور در قالب وفاداری به قوانین مدنی مطرح است.[۳۶][۳۷]
عبدالمجید، احمد فوأد عبدالجواد (۱۹۹۸). البيعة عند مفكری أهل السنة و العقد الإجتماعی فی الفكر السياسی الحديث: دراسة مقارنة فی الفلسفة السياسية. قاهره: دار قباء.