برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۵۱: | خط ۵۱: | ||
در چارچوب رويكرد فمينيسم پساساختارگرا، قرائت لوس ايريگاري در نقد وضعيت و خاصتاً "فلسفه"، "زبان" و " هويت"، راديكال ترين نوع خوانش است. نقد راديكالي كه از رهگذر ژان لاكان معني مي يابد. استدلال و شاكله ي اصلي مباحث وي در اين رابطه نقدگفتمان فلسفه و نسبت آن با زبان و هويت مردانه است. وي بر اين مبنا مي كوشد تا با به پرسش گرفتن ساختارهاي تك هويتي موجود و نقد آنها، زمينه را براي بازيابي هويت زنانه فراهم آورد. به زعم وي آنچه به عنوان هويت اجتماعي و فلسفي قلمداد مي شود و فرد ملزم به تطبيق با آن است، منحصراً بر پايه ي مؤلفه هاي مردانه شكل گرفته است. بر اساس طرح انتقادي وي مي توان به فراروي از ساختارهاي تك هويتي موجود خوش بين بود و به فراهم سازي امكاني به نام هويت گمشده ي زنانه اميد داشت.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2859 «نظریه های روانشناسی لوس ایریگاره»، وبلاگ جعفر هاشملو]</ref> | در چارچوب رويكرد فمينيسم پساساختارگرا، قرائت لوس ايريگاري در نقد وضعيت و خاصتاً "فلسفه"، "زبان" و " هويت"، راديكال ترين نوع خوانش است. نقد راديكالي كه از رهگذر ژان لاكان معني مي يابد. استدلال و شاكله ي اصلي مباحث وي در اين رابطه نقدگفتمان فلسفه و نسبت آن با زبان و هويت مردانه است. وي بر اين مبنا مي كوشد تا با به پرسش گرفتن ساختارهاي تك هويتي موجود و نقد آنها، زمينه را براي بازيابي هويت زنانه فراهم آورد. به زعم وي آنچه به عنوان هويت اجتماعي و فلسفي قلمداد مي شود و فرد ملزم به تطبيق با آن است، منحصراً بر پايه ي مؤلفه هاي مردانه شكل گرفته است. بر اساس طرح انتقادي وي مي توان به فراروي از ساختارهاي تك هويتي موجود خوش بين بود و به فراهم سازي امكاني به نام هويت گمشده ي زنانه اميد داشت.<ref>[http://jafarhashemlou.blogfa.com/post/2859 «نظریه های روانشناسی لوس ایریگاره»، وبلاگ جعفر هاشملو]</ref> | ||
ايري گاري با پيروي از رويكرد پساساختارگرايانه، بر اين نظر است كه هويت زنانه در طول تاريخ به حاشيه رانده شده و در عوض هويت مردانه مبناي انديشه، كنش و "گفتار" قرار گرفته است. حال پرسش اين است كه چگونه هويت زنانه در تقابل با هويت مردانه حذف مي گردد؟ايري گاري به مانند [[ژولیا كريستوا]] و هلن سيزو بر اين نظر است كه هويت امري تك بعدي نيست. هويت منحصراً متعلق به جنس مردانه نيست، بلكه هويت ديگري هم به نام هويت زنانه وجود دارد. او براي تبيين اين امر كه چگونه هويت زنانه به نفع هويت مردانه طرد مي گردد، با تكيه بر روانكاوي لاكان به دو مرحله ي هويتي متمايز در فرآيند حيات فردي-اجتماعي انسان اشاره مي كند.<ref>ويتفورد، مارگريت و لوس ايريگاري، صد فيلسوف قرن بيستم، 1382ش، ص54-55.</ref> | ايري گاري با پيروي از رويكرد پساساختارگرايانه، بر اين نظر است كه هويت زنانه در طول تاريخ به حاشيه رانده شده و در عوض هويت مردانه مبناي انديشه، كنش و "گفتار" قرار گرفته است. حال پرسش اين است كه چگونه هويت زنانه در تقابل با هويت مردانه حذف مي گردد؟ايري گاري به مانند [[ژولیا كريستوا]] و [[هلن سيزو]] بر اين نظر است كه هويت امري تك بعدي نيست. هويت منحصراً متعلق به جنس مردانه نيست، بلكه هويت ديگري هم به نام هويت زنانه وجود دارد. او براي تبيين اين امر كه چگونه هويت زنانه به نفع هويت مردانه طرد مي گردد، با تكيه بر روانكاوي لاكان به دو مرحله ي هويتي متمايز در فرآيند حيات فردي-اجتماعي انسان اشاره مي كند.<ref>ويتفورد، مارگريت و لوس ايريگاري، صد فيلسوف قرن بيستم، 1382ش، ص54-55.</ref> | ||
١- '''مرحله پیشازبانی''': در اين وضعيت انسان در دورهي كودكي در پيوند نزديك با مادر است. در اين مرحله كودك با مادرش هويت يابي مي كند. در اين وضعيت كودك هنوز زبان نياموخته و به قلمرو اجتماع( يا ساحت زبان و امر نمادين) وارد نشده است، بنابراين هويت يابي اجتماعي وي قوام نيافته است.<ref>ايريگاري، لوس،آن اندام جنسي كه يك اندام نيست، 1381ش، ص 481-489.</ref> | ١- '''مرحله پیشازبانی''': در اين وضعيت انسان در دورهي كودكي در پيوند نزديك با مادر است. در اين مرحله كودك با مادرش هويت يابي مي كند. در اين وضعيت كودك هنوز زبان نياموخته و به قلمرو اجتماع(يا ساحت زبان و امر نمادين) وارد نشده است، بنابراين هويت يابي اجتماعي وي قوام نيافته است.<ref>ايريگاري، لوس،آن اندام جنسي كه يك اندام نيست، 1381ش، ص 481-489.</ref> | ||
٢- '''مرحله زبانی''': وضعيتي كه كودك از طريق آشنايي با فرد ديگري به نام "پدر" از ساحت مادرانه يا پيشا زباني جدا مي شود و از طريق زبان آموزي هويت جديدي را براي خود رقم مي زند. به عبارت بهتر كودك با نام پدر به مرحله ي زباني وارد مي شود. مرحله ي زباني همان هويت جديد است. اين هويت پايدار اجتماعي اوست كه در تمام زندگاني مبناي كنش و نظر او قرار مي گيرد. به نظر ايري گاري پذيرش اين هويت جديد با حذف هويت اوليه يا ساحت مادرانه (زنانه) صورت گرفته است. به نظر وي زبان كه عرصه ي ورود به هويت جديد است، با مقوله بندي مؤلفه هاي مردانه، هويتي خاص را بر همه ي افراد جامعه تحميل مي كند. از اين رو زبان ابزار قدرت هويت مردانه است. يا به قول لاكان زبان قانون پدر است. به زعم ايري گاري مردان با اين هويت جديد به راحتي همسان سازي مي كنند، اما زنان قادر به اين كار نيستند، چرا كه هويت جديد بر پايه ي نفي هويت آنها استقرار يافته است. از اين رو هويت نوپديد براي مردان جايگاه برتري را در مراتب اجتماعي و فلسفي قائل مي شود. مرتبه ای كه ايريگاري به آن "يك" مي گويد.<ref>ايريگاري، لوس،آن اندام جنسي كه يك اندام نيست، 1381ش، ص 481-489.</ref> | ٢- '''مرحله زبانی''': وضعيتي كه كودك از طريق آشنايي با فرد ديگري به نام "پدر" از ساحت مادرانه يا پيشا زباني جدا مي شود و از طريق زبان آموزي هويت جديدي را براي خود رقم مي زند. به عبارت بهتر كودك با نام پدر به مرحله ي زباني وارد مي شود. مرحله ي زباني همان هويت جديد است. اين هويت پايدار اجتماعي اوست كه در تمام زندگاني مبناي كنش و نظر او قرار مي گيرد. به نظر ايري گاري پذيرش اين هويت جديد با حذف هويت اوليه يا ساحت مادرانه (زنانه) صورت گرفته است. به نظر وي زبان كه عرصه ي ورود به هويت جديد است، با مقوله بندي مؤلفه هاي مردانه، هويتي خاص را بر همه ي افراد جامعه تحميل مي كند. از اين رو زبان ابزار قدرت هويت مردانه است. يا به قول لاكان زبان قانون پدر است. به زعم ايري گاري مردان با اين هويت جديد به راحتي همسان سازي مي كنند، اما زنان قادر به اين كار نيستند، چرا كه هويت جديد بر پايه ي نفي هويت آنها استقرار يافته است. از اين رو هويت نوپديد براي مردان جايگاه برتري را در مراتب اجتماعي و فلسفي قائل مي شود. مرتبه ای كه ايريگاري به آن "يك" مي گويد.<ref>ايريگاري، لوس،آن اندام جنسي كه يك اندام نيست، 1381ش، ص 481-489.</ref> | ||