برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۳۸: خط ۳۸:


==دیدگاه==
==دیدگاه==
محمدحسين فضل الله يكي از برجسته‌ترين شخصيت‌هاي معاصر ديدگاه اجتهادگرا است كه حوزه‌ي مطالعات [[زنان]] را از دغدغه‌هاي اصلي خويش قرار داده است. بر همين اساس، وي روش مطالعه خويش را بر فهم قرآن و سپس روايات امامان (ع) استوار مي‌كند.
محمدحسين فضل الله يكي از شخصيت‌های ديدگاه اجتهادگرا است كه حوزه‌ي مطالعات [[زنان]] را از دغدغه‌هاي اصلي خويش قرار داده است. بر همين اساس، وي روش مطالعه خويش را بر فهم قرآن و سپس روايات امامان استوار مي‌كند.
از دیدگاه علامه فضل الله برابري در اسلام، به معناي حفظ تنوع در خصوصيات انساني با فرصت دادن به هر يك از [[زن]] و [[مرد]] در محدوده‌ي ويژگي‌هاي خود است. هر انساني به حسب ويژگي‌هاي وجودي‌اش فرصتي دارد كه مي‌تواند در آن به صورت زنده و رشد يابنده خود را نشان دهد<ref> فضل الله، محمدحسين: «دنيا المرأة»، ص37-36 </ref>. <ref group="پانویس"> اين سخن بدان معنا است كه فمينيسم به معني تساوي‌طلبي مطلق ميان زن و مرد، مورد پذيرش اسلام نيست. هم چنين فمينيسم به معني برتري‌خواهي زن نسبت به مرد، آنگونه كه در فمينيسم فلسفي مطرح مي‌شود نيز با تعاليم اسلام ناسازگار است. ادعاي برتري زن بر مرد، مانند دعواي برتري مرد بر زن است؛ زيرا هم مرد توانايي ترقي را به اندازهاي دارد كه از زن برتر شود و هم زن از چنين تواني برخوردار است. از آنجا كه زن در طول تاريخ از تجربه سياسي، اجتماعي و فرهنگي دور نگاه داشته شده، در سطح پايين‌تري از مرد قرار گرفته است؛ ولي اين امر به كاستي عناصر شخصيتي وي باز نمي‌گردد. بنابراين اين ادعاي فمينيستي كه «زن به دليل زندگي‌بخشي، برتر از مرد است» نادرست است؛ زيرا به همان اندازه كه زن زندگي‌بخش است، مرد نيز در اين اصل با وي شريك است و در مسأله توليد مثل با زن شراكت دارد.فضل الله،محمدحسين: «دنيا المرأة»،ص49 </ref> .
از دیدگاه علامه فضل الله برابري در اسلام، به معناي حفظ تنوع در خصوصيات انساني با فرصت دادن به هر يك از [[زن]] و [[مرد]] در محدوده‌ي ويژگي‌هاي خود است. هر انساني به حسب ويژگي‌هاي وجودي‌اش فرصتي دارد كه مي‌تواند در آن به صورت زنده و رشد يابنده خود را نشان دهد<ref> فضل الله، محمدحسين: «دنيا المرأة»، ص37-36 </ref>. <ref group="پانویس"> اين سخن بدان معنا است كه فمينيسم به معني تساوي‌طلبي مطلق ميان زن و مرد، مورد پذيرش اسلام نيست. هم چنين [[فمينيسم]] به معني برتري‌خواهي زن نسبت به مرد، آنگونه كه در فمينيسم فلسفي مطرح مي‌شود نيز با تعاليم اسلام ناسازگار است. ادعاي برتري زن بر مرد، مانند دعواي برتري مرد بر زن است؛ زيرا هم مرد توانايي ترقي را به اندازهاي دارد كه از زن برتر شود و هم زن از چنين تواني برخوردار است. از آنجا كه زن در طول تاريخ از تجربه سياسي، اجتماعي و فرهنگي دور نگاه داشته شده، در سطح پايين‌تري از مرد قرار گرفته است؛ ولي اين امر به كاستي عناصر شخصيتي وي باز نمي‌گردد. بنابراين اين ادعاي فمينيستي كه «زن به دليل زندگي‌بخشي، برتر از مرد است» نادرست است؛ زيرا به همان اندازه كه زن زندگي‌بخش است، مرد نيز در اين اصل با وي شريك است و در مسأله توليد مثل با زن شراكت دارد.فضل الله،محمدحسين: «دنيا المرأة»،ص49 </ref> .


از این رو، [[مرد]] و [[زن]] يك سرشت انساني بيشتر ندارند و تفاوت ميان آن دو، صرفاً به ويژگي‌هاي جسمي آنها مرتبط است؛ اين ويژگي‌ها مانند هر چيز واقعي ديگري، در زندگي آنها تأثير دارد و به دنبال آن مقتضيات ويژه خود را نيز به همراه مي‌آورد و موجب تفاوت در وظيفه‌ي اجتماعي و انساني هر يك از [[مرد]] و [[زن]] مي شود؛ اما اين تفاوت خود نيز با استناد به يك منبع يا حقيقت واحد انساني شكل مي‌گيرد و در واقع تفاوت در وظيفه است؛ نه در سرشت. تفاوت در وظيفه، تنها به معني تفاوت در نقش عملي هر يك از زن و مرد است و ارتباطي به مرتبه وجودي و اصل تكامل آن ها ندارد.
از این رو، [[مرد]] و [[زن]] يك سرشت انساني بيشتر ندارند و تفاوت ميان آن دو، صرفاً به ويژگي‌هاي جسمي آنها مرتبط است؛ اين ويژگي‌ها مانند هر چيز واقعي ديگري، در زندگي آنها تأثير دارد و به دنبال آن مقتضيات ويژه خود را نيز به همراه مي‌آورد و موجب تفاوت در وظيفه‌ي اجتماعي و انساني هر يك از مرد و زن مي شود؛ اما اين تفاوت خود نيز با استناد به يك منبع يا حقيقت واحد انساني شكل مي‌گيرد و در واقع تفاوت در وظيفه است؛ نه در سرشت. تفاوت در وظيفه، تنها به معني تفاوت در نقش عملي هر يك از زن و مرد است و ارتباطي به مرتبه وجودي و اصل تكامل آن ها ندارد.
اين نگرش كلي، بنيان روابط اجتماعي فراگير ميان مرد و زن در [[خانواده]] يا خارج از آن و روابط ميان مردان و زنان با همجنسان خود را پي مي‌ريزد و مبناي آن برقراري موازنه و تعادل در منافع بر پايه تأمين منافع واقعي افراد به طور كلي است. اين امر به معني دقت در تقسيم وظايف و كارها است. <ref> [https://www.kotobati.com/book/reading/00da4d76-2a7e-4abf-9542-fbb3d7cd54a6 فضل الله،محمدحسين، «دنيا المرأة»،ص 93-89]</ref>
اين نگرش كلي، بنيان روابط اجتماعي فراگير ميان مرد و زن در [[خانواده]] يا خارج از آن و روابط ميان مردان و زنان با همجنسان خود را پي مي‌ريزد و مبناي آن برقراري موازنه و تعادل در منافع بر پايه تأمين منافع واقعي افراد به طور كلي است. اين امر به معني دقت در تقسيم وظايف و كارها است. <ref> [https://www.kotobati.com/book/reading/00da4d76-2a7e-4abf-9542-fbb3d7cd54a6 فضل الله،محمدحسين، «دنيا المرأة»،ص 93-89]</ref>


فضل الله تساوي [[زن]] و [[مرد]] در انسانيت و تفاوت در نقش‌هاي [[جنسیتی]] را عدالت مي‌داند؛ زيرا عدالت به معناي دادن حق هر كس به اوست. بنابراين خداوند به عنوان آفريدگار جهان، به هر انساني بر حسب مأموريتي كه از او انتظار دارد، ويژگي‌هايي داده است. به همین جهت به موجب آيه 34 سوره نساء، حق سرپرستي [[زن]] به [[مرد]] عطا شده است و با توجه به آيه فوق و نيز آيه 228 سوره بقره، موارد سرپرستي مرد به سازماندهي و مديريت [[خانواده]] و حقوق ويژه همسري محدود شده است و اين مسأله به برتري [[جنس]] مرد بر زن ارتباطي ندارد؛ بلكه برخي از ويژگي‌هاي جسمي و رواني و نيز عهده‌داري تأمين هزينه‌هاي زن به وسيله مرد، موجب اين حكم شده است. <ref> [https://www.kotobati.com/book/reading/00da4d76-2a7e-4abf-9542-fbb3d7cd54a6 فضل الله،محمدحسين، «دنيا المرأة»،ص 93-89]</ref>
فضل الله تساوي [[زن]] و [[مرد]] در انسانيت و تفاوت در نقش‌هاي [[جنسیتی]] را عدالت مي‌داند؛ زيرا عدالت به معناي دادن حق هر كس به اوست. بنابراين خداوند به عنوان آفريدگار جهان، به هر انساني بر حسب مأموريتي كه از او انتظار دارد، ويژگي‌هايي داده است. به همین جهت به موجب آيه 34 سوره نساء، حق سرپرستي زن به مرد عطا شده است و با توجه به آيه فوق و نيز آيه 228 سوره بقره، موارد سرپرستي مرد به سازماندهي و مديريت [[خانواده]] و حقوق ويژه همسري محدود شده است و اين مسأله به برتري [[جنس]] مرد بر زن ارتباطي ندارد؛ بلكه برخي از ويژگي‌هاي جسمي و رواني و نيز عهده‌داري تأمين هزينه‌هاي زن به وسيله مرد، موجب اين حكم شده است. <ref> [https://www.kotobati.com/book/reading/00da4d76-2a7e-4abf-9542-fbb3d7cd54a6 فضل الله،محمدحسين، «دنيا المرأة»،ص 93-89]</ref>


علامه فضل الله تعلیم و تربیت [[زن]] و حق آموزش او را اختصاص به دانش‌هايي كه با نقش [[مادري]] وي ارتباط پيدا مي‌كند نمي‌داند؛ بلكه زن به عنوان انسان، را نيازمند همه داده‌هاي علمي  می‌داند. هم‌چنين ایشان آموزش زن را به دليل اختلاط با [[مردان]] منع نمی‌کند؛ و معتقد است براي جلوگيري از انحراف، بايد ضوابطي ايجاد كرد؛ نه اينكه مانع تحصيل زن شد.  
علامه فضل الله تعلیم و تربیت [[زن]] و حق آموزش او را اختصاص به دانش‌هايي كه با نقش [[مادري]] وي ارتباط پيدا مي‌كند نمي‌داند؛ بلكه زن به عنوان انسان، را نيازمند همه داده‌هاي علمي  می‌داند. هم‌چنين ایشان آموزش زن را به دليل اختلاط با [[مردان]] منع نمی‌کند؛ و معتقد است براي جلوگيري از انحراف، بايد ضوابطي ايجاد كرد؛ نه اينكه مانع تحصيل زن شد.