جز ویکی سازی |
جز ویکی سازی و تمیزکاری |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
<big>'''یحیی بن زید،'''</big> نوۀ امام سجاد و مدفون در ولایت سرپل افغانستان. | <big>'''یحیی بن زید،'''</big> نوۀ امام سجاد و مدفون در ولایت سرپل افغانستان. | ||
یحیی بن | یحیی بن زید،نوۀ [[امام سجاد]]؛ پس از شهادت پدر خود، علیه بنیامیه قیام کرد و در [[جوزجان]] به شهادت رسید. شهادت او موجب افزایش تحرک و فعالیت علویان و منجر به قیام ابومسلم و سقوط حکومت بنیامیه شد. بارگاه امامزاده یحیی در ولایت [[سرپل]] افغانستان، امروزه محل رجوع علاقمندان به [[اهلبیت]] است. | ||
==تولد و جوانی== | ==تولد و جوانی== | ||
یحیی بن زید در ۱۰۷ق در مدینه متولد شد و کودکی خود را در آن شهر سپری کرد. جوانی او مصادف با قیام پدرش زید و تحولات مربوط به آن بود.<ref> احمدینژاد، آفتاب جوزجان، 1386ش، ص37؛ قرشی، حیاة الشهید الخالد زید بن علی، 1387ش، ص60.</ref> یحیی فرزند ارشد زید ملقب به ابوطالب و از طرف پدری به [[امام سجاد]] منسوب است.<ref>احمدینژاد، آفتاب جوزجان، 1386ش، ص38 و 39؛ منهاج سراج جوزجانی، طبقات ناصری، 1363ش، ج5، ص250؛ بیهقی، لبابالانساب، 1385ش، ج1، ص327؛ ابنعنبه، عمده الطالب فى انساب آل ابیطالب، 1380ق، ج2، ص29.</ref> از طرف مادری نیز به محمد حنفیه و [[امام علی]] منسوب است. بیشتر تاریخنگاران شهادت او را در جوانی و قبل از ازدواج دانستهاند.<ref>بیهقی، تاریخ گزیده، 1364ش، ص292؛ ابنجبیر، رحله ابنجبیر، 1370ش، ص20.</ref> یحیی پیش از حرکت به سمت خراسان، دستنوشتۀ پدر خود از صحیفۀ سجادیه را به متوکل بن هارون بلخی سپرد تا در مدینه به [[امام جعفر صادق]] برساند.<ref> آیتی، صحیفه سجادیه، 1372ش، ص5.</ref> | یحیی بن زید در ۱۰۷ق در مدینه متولد شد و کودکی خود را در آن شهر سپری کرد. جوانی او مصادف با قیام پدرش زید و تحولات مربوط به آن بود.<ref> احمدینژاد، آفتاب جوزجان، 1386ش، ص37؛ قرشی، حیاة الشهید الخالد زید بن علی، 1387ش، ص60.</ref> یحیی فرزند ارشد زید ملقب به ابوطالب و از طرف پدری به [[امام سجاد]] منسوب است.<ref>احمدینژاد، آفتاب جوزجان، 1386ش، ص38 و 39؛ منهاج سراج جوزجانی، طبقات ناصری، 1363ش، ج5، ص250؛ بیهقی، لبابالانساب، 1385ش، ج1، ص327؛ ابنعنبه، عمده الطالب فى انساب آل ابیطالب، 1380ق، ج2، ص29.</ref> از طرف مادری نیز به محمد حنفیه و [[امام علی]] منسوب است. بیشتر تاریخنگاران شهادت او را در جوانی و قبل از ازدواج دانستهاند.<ref>بیهقی، تاریخ گزیده، 1364ش، ص292؛ ابنجبیر، رحله ابنجبیر، 1370ش، ص20.</ref> یحیی پیش از حرکت به سمت خراسان، دستنوشتۀ پدر خود از صحیفۀ سجادیه را به متوکل بن هارون بلخی سپرد تا در مدینه به [[امام جعفر صادق]] برساند.<ref> آیتی، صحیفه سجادیه، 1372ش، ص5.</ref> | ||
==قیام زید== | ==قیام زید== | ||
زید، پدر یحیی، در [[ماه صفر]] ۱۲۲ق و در زمان حکومت هشام بن عبدالملک، علیه بنیامیه قیام کرد. در ابتدا بسیاری از مردم کوفه و مناطق اطراف با زید بیعت کردند، اما فقط ۳۰۰ نفر با او همراه شدند. زید در مواجهه با حاکم کوفه ابتدا پیروز شد ولی در نبردهای بعدی شکست خورد و در | زید، پدر یحیی، در [[ماه صفر]] ۱۲۲ق و در زمان حکومت هشام بن عبدالملک، علیه بنیامیه قیام کرد. در ابتدا بسیاری از مردم کوفه و مناطق اطراف با زید بیعت کردند، اما فقط ۳۰۰ نفر با او همراه شدند. زید در مواجهه با حاکم کوفه ابتدا پیروز شد ولی در نبردهای بعدی شکست خورد و در [[۳ صفر]] به شهادت رسید.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، 1419ق، ص166، </ref> زيد بعد از شكست، به فرزند خود يحيي توصيه کرد تا به مبارزه علیه بنیامیه ادامه دهد.<ref>صابری، تاریخ فرق اسلامی، 1390ش، ج۲، ص68؛ رضوی اردکانی، شخصیت و قیام زید بن علی، 1384ش، ص412.</ref> | ||
==قیام یحیی== | ==قیام یحیی== | ||
بعد از شهادت زید، یاران او پراکنده شدند و یحیی با همراهی ده نفر، به منطقه «جبانۀ سبیع» پناه برد. یحیی در | بعد از شهادت زید، یاران او پراکنده شدند و یحیی با همراهی ده نفر، به منطقه «جبانۀ سبیع» پناه برد. یحیی در ۱۲۵ق علیه حکومت اموی قیام کرد. خونخواهی [[امام حسین]]، [[امر به معروف و نهی از منكر]]، سرنگونی حکومت اموی و تشكيل حكومت اسلامی، از اهداف قیام یحیی معرفی شده است. یحیی با حضور در نینوا و زیارت قبر امام حسین، عزم خود را برای قیام علیه حکومت اموی جزم کرد. او تصمیم گرفت با حضور در خراسان جغرافیای قیام را گسترش دهد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص105.</ref> یحیی از نینوا عازم مداین شد و پس از مدتی، مداین را به مقصد سرخس ترک کرد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، 1419ق، ص146؛ طبری، تاریخ طبری، 1375ش، ج10، ص4290؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، 1341ش، ج2، ص326.</ref> او در سرخس به ترویج و تبلیغ معارف اهلبیت و تشویق مردم به جهاد پرداخت. یحیی و یاران او از «سرخس» عازم «مرو»، مرکز حکومت خراسان، شدند. کاروان یحیی در کاروانسرای «حفصه» در نزدیکی کاخ حاکم خراسان، اردو زد؛<ref>طبری، تاریخ طبری، 1375ش، ص326.</ref> اما با تحرکات مأموران حکومت، از مرو به سوی بلخ حرکت کرد. یحی با فعالیتهای تبلیغی خود، بلخ را به مرکز نشر فرهنگ اهلبیت تبدیل کرد، اما توسط مأموران حکومتی، دستگیر و به مرو اعزام شد.<ref> ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص 146.</ref> در مرو یحیی را به زندان انداختند و او مدتها در زندان و در زیر شکنجۀ مأموران بنیامیه بود. یحیی پس از مدتی از زندان رهایی یافت، اما مأموران حکومت تلاش میکردند تا او را به سوی نيشابور هدايت كنند.<ref>طبری، تاریخ طبری، 1375ش، ج10، ص4293.</ref> در نیشابور، نبردی رخ داد که در آن، فرماندۀ سپاه نیشابور کشته شد و یحیی با غنایم بسیار، به سمت جوزجان حرکت کرد.<ref> ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص146.</ref> در سفر به جوزجان، هفتصد نفر یحیی را همراهی میکردند. | ||
حاکم خراسان با اطلاع از حضور یحیی در جوزجان، لشکری هشت هزار نفری را به جوزجان فرستاد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص146.</ref> نیروهای دو طرف در قریۀ ارغوی (قراغوی) از قصبات شهر انبار (سرپل) در مقابل یگدیگر صفآرایی کردند. جنگ شديدی بین دو طرف آغاز شد كه سه روز طول كشيد و صدها تن از طرفین کشته شدند.<ref>طبری، تاریخ طبری، 1375ش، ج10، ص4341؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص149؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص123.</ref> در سومین روز نبرد، یحیی پس از اقامۀ نماز ظهر، بر اثر اصابت تیر به پيشاني، شهید شد. يحيي در عصر جمعه 16 شعبان سال ۱۲۵ هجرى مصادف با 27 خرداد 122ش، در هیجده سالگی در دشت ارغوی (قراغوی) به شهادت رسید.<ref>منهاج سراج جوزجانی، طبقات ناصری، 1363ش، ج2، ص388؛ خراسانی، 1347ش، منتجبالتواریخ، ص355؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، 1385ق، ج5، ص272.</ref> سر یحیی را از بدن جدا كردند و نزد خلیفه اموی فرستادند؛ او نیز آن سر را برای مادر یحیی فرستاد.<ref> ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص107؛ حائری، شجره طوبی، 1385ق، ج1، ص260.</ref> بدن يحيی نیز از شعبان 125 تا 129ق به مدت چهار سال بر دروازۀ جوزجان، آویزان بود تا آنکه ابومسلم در 129ق قیام کرد و بدن یحیی را با احترام از دروازۀ جوزجان پایین آورد، بر آن نماز خواند و به خاک سپرد.<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، 1385ق، ج5، ص272؛ اندیشه خراسانی، خورشید جوزجان، 1393ش، ص59.</ref> | حاکم خراسان با اطلاع از حضور یحیی در جوزجان، لشکری هشت هزار نفری را به جوزجان فرستاد.<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص146.</ref> نیروهای دو طرف در قریۀ ارغوی (قراغوی) از قصبات شهر انبار (سرپل) در مقابل یگدیگر صفآرایی کردند. جنگ شديدی بین دو طرف آغاز شد كه سه روز طول كشيد و صدها تن از طرفین کشته شدند.<ref>طبری، تاریخ طبری، 1375ش، ج10، ص4341؛ ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص149؛ مستوفی، تاریخ گزیده، ۱۳۶۴ش، ص123.</ref> در سومین روز نبرد، یحیی پس از اقامۀ نماز ظهر، بر اثر اصابت تیر به پيشاني، شهید شد. يحيي در عصر جمعه 16 شعبان سال ۱۲۵ هجرى مصادف با 27 خرداد 122ش، در هیجده سالگی در دشت ارغوی (قراغوی) به شهادت رسید.<ref>منهاج سراج جوزجانی، طبقات ناصری، 1363ش، ج2، ص388؛ خراسانی، 1347ش، منتجبالتواریخ، ص355؛ ابناثیر، الکامل فی التاریخ، 1385ق، ج5، ص272.</ref> سر یحیی را از بدن جدا كردند و نزد خلیفه اموی فرستادند؛ او نیز آن سر را برای مادر یحیی فرستاد.<ref> ابوالفرج اصفهانی، مقاتلالطالبین، 1419ق، ص107؛ حائری، شجره طوبی، 1385ق، ج1، ص260.</ref> بدن يحيی نیز از شعبان 125 تا 129ق به مدت چهار سال بر دروازۀ جوزجان، آویزان بود تا آنکه ابومسلم در 129ق قیام کرد و بدن یحیی را با احترام از دروازۀ جوزجان پایین آورد، بر آن نماز خواند و به خاک سپرد.<ref>ابناثیر، الکامل فی التاریخ، 1385ق، ج5، ص272؛ اندیشه خراسانی، خورشید جوزجان، 1393ش، ص59.</ref> | ||
==آثار قیام== | ==آثار قیام== | ||
بعد از شهادت یحیی مردم [[خراسان]] (بلخ و جوزجان) هفت روز عزاداری کردند و بسیاری از فرزندان پسر خود را که در همان سال متولد شدند یحیی نامیدند. بر اثر شهادت یحیی، تحرک و جنبش شیعیان به اوج رسید و ابومسلم با حمایت مردم از همان محل شهادت یحیی قیام خود را آغاز کرد و مردم آن نواحی همه به قیام پیوستند تا خون یحیی را تقاص کنند و در نتیجه حکومت اموی را سرنگون کردند.<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص326؛ بغدادی، مراصدالاطلاع، 1412ق، ج2، ص754.</ref> | بعد از شهادت یحیی مردم [[خراسان]] ([[بلخ]] و [[جوزجان]]) هفت روز [[عزاداری]] کردند و بسیاری از فرزندان پسر خود را که در همان سال متولد شدند یحیی نامیدند. بر اثر شهادت یحیی، تحرک و جنبش شیعیان به اوج رسید و ابومسلم با حمایت مردم از همان محل شهادت یحیی قیام خود را آغاز کرد و مردم آن نواحی همه به قیام پیوستند تا خون یحیی را تقاص کنند و در نتیجه حکومت اموی را سرنگون کردند.<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج2، ص326؛ بغدادی، مراصدالاطلاع، 1412ق، ج2، ص754.</ref> | ||
==بارگاه يحيي== | ==بارگاه يحيي== | ||
شواهد تاریخی بسیار، مقبرۀ یحیی در منطقه جوزجان و شهر سرپل را تأیید کردهاند. دعبل خزاعی نیز در قصیدۀ رثای آلعلی به آن اشاره کرده است. ساختمان کنونی آرامگاه یحیی در شهر سرپل، شاهکار دورۀ سلجوقی است. این آرامگاه دارای کتیبههای زیبا و گلکاری شده به خط کوفی و گچبری ظریفی است که توسط محمد بن شاذان فارسی انجام شده است. صاحب این بارگاه تا 1341ش ناشناخته بود و مردم سرپل آن را به نام «امام خُرد» در مقابل بارگاه «امام کلان» واقع در غرب شهر سرپل، میشناختند. در 1341ش قارى محمدعظيم عظيمى جوزجانی موفق به خواندن خطوط کوفی کتیبۀ آن بارگاه شد که در آن به نام يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابىطالب و تاریخ دقیق شهادت او تصریح شده بود. بر اساس اطلاعات کتیبه، تاریخ ساخت این بارگاه به حدود 430ق برمیگردد. این بارگاه در آغاز دارای یک گنبد کوچک و یک ضریح بوده است.<ref>رحیمی عبدلی، روایت نابسامانی، 1389ش، ص123؛ جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص219.</ref> | شواهد تاریخی بسیار، مقبرۀ یحیی در منطقه [[جوزجان]] و شهر [[سرپل]] را تأیید کردهاند. دعبل خزاعی نیز در قصیدۀ رثای آلعلی به آن اشاره کرده است. ساختمان کنونی آرامگاه یحیی در شهر سرپل، شاهکار دورۀ سلجوقی است. این آرامگاه دارای کتیبههای زیبا و گلکاری شده به خط کوفی و گچبری ظریفی است که توسط محمد بن شاذان فارسی انجام شده است. صاحب این بارگاه تا 1341ش ناشناخته بود و مردم سرپل آن را به نام «امام خُرد» در مقابل بارگاه «امام کلان» واقع در غرب شهر سرپل، میشناختند. در 1341ش قارى محمدعظيم عظيمى جوزجانی موفق به خواندن خطوط کوفی کتیبۀ آن بارگاه شد که در آن به نام يحيى بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابىطالب و تاریخ دقیق شهادت او تصریح شده بود. بر اساس اطلاعات کتیبه، تاریخ ساخت این بارگاه به حدود 430ق برمیگردد. این بارگاه در آغاز دارای یک گنبد کوچک و یک ضریح بوده است.<ref>رحیمی عبدلی، روایت نابسامانی، 1389ش، ص123؛ جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص219.</ref> | ||
مراکز دینی در افغانستان و بارگاه امامزاده در [[سرپل]] از نمادهای دینی مورد احترام همۀ مذاهب اسلامی در کشور است. مردم شمال افغانستان به حضرت یحیی ارادت و دلبستگی دارند و در مناسبتهای مختلف برای دعا و زیارت به آن بارگاه مشرف میشوند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص222.</ref> | مراکز دینی در افغانستان و بارگاه امامزاده در [[سرپل]] از نمادهای دینی مورد احترام همۀ مذاهب اسلامی در کشور است. مردم شمال افغانستان به حضرت یحیی ارادت و دلبستگی دارند و در مناسبتهای مختلف برای دعا و زیارت به آن بارگاه مشرف میشوند.<ref>جاوید انتظار، سرپل، دیروز، امروز و فردا، 1392ش، ص222.</ref> | ||
چند بقعه در ایران نیز به امامزاده زید، منسوب است؛ از جمله در 55 کیلومتری جاده مشهد به سرخس و در یک کیلومتری روستای میامی، بقعهای به امامزاده یحیی منسوب است که گویا متعلق به یحیی بن حسین بن زید است. همچنین در گرگان، در روستای کلیدر نیشابور، سبزوار، [[ورامین]]، سمنان و همدان نیز مکانهایی به امامزاده یحیی بن زید منسوب است.<ref>سالک بیرجندی، «امامزاده یحیی بن حسین بن زید میامی»، 1383ش، ص70؛ محمدی جلالی، قیام یحیی بن زید، 1385ش،ص 289.</ref> | چند بقعه در ایران نیز به امامزاده زید، منسوب است؛ از جمله در 55 کیلومتری جاده مشهد به سرخس و در یک کیلومتری روستای میامی، بقعهای به امامزاده یحیی منسوب است که گویا متعلق به یحیی بن حسین بن زید است. همچنین در گرگان، در روستای کلیدر نیشابور، سبزوار، [[ورامین]]، سمنان و همدان نیز مکانهایی به امامزاده یحیی بن زید منسوب است.<ref>سالک بیرجندی، «امامزاده یحیی بن حسین بن زید میامی»، 1383ش، ص70؛ محمدی جلالی، قیام یحیی بن زید، 1385ش،ص 289.</ref> | ||