خط ۶۱: خط ۶۱:


==بازتاب مادر در فرهنگ و هنر==
==بازتاب مادر در فرهنگ و هنر==
مادر در آیین‌های باستانی، فرهنگ ملل و هنر بازتاب وسیع و برجسته یافته است:
===ایزدمادرانی باستانی===
برخی محققین؛ پرستش ‌ایزد بانوان را همزمان با شکل‌گیری ساختار اجتماعی مادرسالاری در جوامع نخستین بشر می‌دانند و بر این باورند که پرستش ایزدبانوی مادر، بازتابی از نظام سیاسی مادرسالاری بوده که گفته می‌شود تا حدود هـزارة سـوم قبل از میلاد رواج داشته است.  مری دیلی نیز معتقد است؛ مسیحیت با تبدیل نمادهای زنانه به نمادهای مردانه، کیش دیرینه خدای مؤنث را از هم گسست؛ به باور او، پرستش خدای پدر، در واقع فرافکنی ایدئولوژی مردسالارانه بشری بر قلمرو اوهیت است.
نمونه‌های این باور در تمدن‌های باستانی عبارتند از:
در مصر باستان، ایزدبانو ایزیس به‌عنوان آفریننده هستی و مادر جهانیان تقدیس می‌شد. 
در یونان باستان، الهه‌هایی چون هرا (الهه ازدواج و زناشویی) و دمتر (الهه کشاورزی و باروری زمین) پرستش می‌شدند. 
در چین ‌باستان، زمین گوهر مقدس تلقی می‌شد؛ بر همین اساس، چینی‌ها معتقد بودند که مرد باید در خانه، بر روى زمین یا حصیر، با همسرش درآمیزد تا «مادر زمین» او را بارور کند و ارواح نیاکان مادرى در جنین حلول یابند؛
در ایران باستان، ایزدبانو آناهیتا، به‌عنوان مادر هستی و سرچشمه باروری ستایش می‌شد. 
===کهن ‌الگوهای مادران اساطری===
در اساطیر یونانی و رومی، دو سیمای متضاد از مادر بازنمایی شده است؛ سیمای نخست؛ مادرانی خشن و بی‌رحم‌اند که برای انتقام‌ از خیانت همسر خویش، حتی از قربانی کردن فرزندان دریغ نمی‌‌کنند؛ نمونه برجسته این سیما در روایت مدیا بازتاب یافته، جایی که مادر با قساوت هولناک، فرزندان خـود را به انتقـام قربـانی می‌کند. سیمای دوم، تصویر مادری مهربان و فداکار است که برای نجات فرزند خـویش، از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند. 
اساطیر ایرانی در قیاس با اساطیر سایر تمدن‌ها از خصلتی ملایم‌تر و انسانی‌تر برخوردار است و حضور موجودات اهریمنی در آن نسبت به اهریمنان و دیوان فرهنگ‌های دیگر به مراتب کم رنگ‌تر است. 
در نظام ارزشی این اساطیر؛ زیبایی، زایندگی و خانه‌داری از ویژگی‌های اصلی زن مطلوب شمرده می‌شوند؛  لذا شخصیت‌های زن بدسرشت و منفی همچون سودابه، بسامد اندکی دارند. در مقابل غالب زنان اسطوره‌ای ایران؛ به خردمندی و تدبیر متصف‌اند؛ آنان با ایفای نقش میانجی‌گری و صلح‌جویی، می‌کوشند از بروز تقابل و درگیری در نهاد خانواد جلوگیری کنند. نمونه آن را می‌توان در تراژدی‌های سیاوش و افراسیاب و گشتاسب و اسفندیار مشاهده کرد در این روایت‌ها، فرنگیس و کتـایون می‌کوشند تا با تدبیر از رویارویی میان همسر و فرزند خود جلوگیری کنند؛ زیرا با آگاهی از سلطه پدرسالاری بر جامعه، بر این باورند که چنین رویارویی در نهایت به مرگ فرزند خواهد انجامید. 
===بازتاب مادر ادبیات شعری===
مضمون ستایش مادر یکی از بن‌مایه‌های پایدار در شعر و نثر فارسی است و اغلب با مفاهیمی چون مهر، صبر و ایثار پیوند می‌خورد. این مضمون در آثار شاعران بازتاب گسترده‌ای یافته است؛ از جمله:
* سهراب سپهری در یکی از اشعارش مرگ مادر را در قالب تصویری تأثرانگیز بیان می‌کند که مخاطب را متأثر می‌سازد: «مادرم وقتی مرد، پاسبان‌ها همه شاعر بودند.»
* فروغ فرخزاد در شعری با محوریت فقدان مادر، احساس تنهایی و خلأ عاطفی ناشی از این دست دادن را بازتاب می‌دهد: «مادرم گم شده است؛ ای دریغا که چه تنهاست دلم…»
* مهدی سهیلی در بیتی که در فرهنگ عامه نیز رواج یافته است، نگاه مادر را برتر از تمامی دارایی‌های مادی جهان توصیف می‌کند: «مرا گر دولت عالم ببخشند- برابر با نگاه مادرم نیست».


==پانویس==
==پانویس==
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/مادر»