| خط ۷: | خط ۷: | ||
=== '''انواع مهاجرت''' === | === '''انواع مهاجرت''' === | ||
در چارچوب مطالعات جابجایی انسانی و با توجه به ابعاد فرهنگی-اجتماعی این پدیده، میتوان گونههای مختلف حرکت جمعیت را بر اساس مقیاس جغرافیایی و ماهیت کنش افراد بازشناسی نمود. این تقسیمبندی بر درک چرایی حرکت و همچنین پیامدهای آن در بافت مقصد تأکید دارد. | |||
=== جابهجایی بینالمللی === | |||
این نوع جابجایی شامل عبور افراد از مرزهای سیاسی یک کشور و استقرار در سرزمینی با حاکمیت متفاوت است. این روند عموماً تحت تأثیر شکافهای ساختاری گستردهتر بین مناطق جهان قرار دارد. نمونهی عینی آن را میتوان در حرکت جمعیتهایی از کشورهایی مانند سوریه و عراق به سوی کشورهایی مانند یونان مشاهده کرد، که در بستری از نابرابریهای اقتصادی، بیثباتیهای سیاسی یا درگیریهای اجتماعی رخ میدهد. | |||
=== جابهجایی داوطلبانه (اختیاری) === | |||
این شکل از حرکت، عمدتاً برآمده از محاسبه و انتخاب فرد یا خانوار برای دستیابی به موقعیتهای بهتر اقتصادی، اجتماعی یا آموزشی در مقصد است. در این حالت، اگرچه کشور مبدأ ممکن است با محدودیتهایی روبهرو باشد، اما عامل اصلی، جاذبههای است که در مقصد وجود دارد. حرکت اروپاییان به قارههای جدید در سدههای گذشته یا جابهجایی نیروی کار از ترکیه به آلمان در دورهای خاص، نمونههایی از این دست هستند که در آن مهاجران، عاملیت و برنامهریزی نسبتاً مستقلی برای بهبود شرایط زندگی خود اعمال میکنند. | |||
=== جابجایی ناگزیر (پناهندگی) === | |||
این گونه، نه محصول انتخاب آزاد، بلکه نتیجهی فشارهای شدید و تهدیدات بنیادین در مبدأ است. در اینجا، دافعههای قویای چون جنگ، تعقیب و آزار سیاسی-قومی، یا بلایای گسترده، افراد را مجبور به ترک خانه و کاشانه میکند. وضعیت فلسطینیان پس از تشکیل دولت اسرائیل، یا افغانستانیها در دورههای مختلف درگیری، مصادیقی از این نوع جابجایی است. در این شرایط، حفظ امنیت جانی بر هرچیزی دیگری اولویت دارد و افراد در پی یافتن پناهگاهی امن هستند، هرچند این به معنای قطع پیوند با سرزمین مادری و مواجهه با آیندهای نامطمئن در فضایی کاملاً بیگانه باشد. | |||
=== جابجایی درونمرزی === | |||
این نوع حرکت، در محدودهی قلمرو سیاسی یک کشور رخ میدهد و اغلب بازتابی از نابرابریهای منطقای و تغییرات ساختاری در درون همان جامعه است. این جابجاییها نیز بر بافت جمعیتی، فرهنگی و اقتصادی هر دو منطقه مبدأ و مقصد تأثیر میگذارند. | |||
جابجایی روزمره (پاندولی) این شکل، نشاندهندهی پیوند عملکردی عمیق بین هستهی مرکزی شهرها و سکونتگاههای پیرامونی آنهاست. حرکت روزانهی جمعیت از حومه به مراکز شهری برای دسترسی به فرصتهای شغلی و خدمات، الگویی از زندگی مدرن است که بر سازمان زمان و فضای زندگی افراد و خانوادهها تأثیر میگذارد و شبکههای اجتماعی و فرهنگی خاص خود را پدید میآورد. | |||
جابجایی دورهای (فصلی) این نوع حرکت، اغلب با ریتمهای تولیدی و طبیعی هماهنگ است. مانند کوچ عشایر که مبتنی بر چرخههای سنتی و دانش بومشناختی است، یا حرکت کارگران به مناطق کشاورزی در فصل برداشت. این جابجاییها نه تنها یک استراتژی معیشتی، بلکه حامل الگوهای فرهنگی، روابط اجتماعی و هویتهای جمعی خاصی است که در حرکت مبادله و بازتولید میشوند. | |||
=== '''علل مهاجرت''' === | === '''علل مهاجرت''' === | ||
| خط ۷۸: | خط ۹۴: | ||
== مهاجرت از منظر جامعهشناسان == | == مهاجرت از منظر جامعهشناسان == | ||
در بررسی پدیدهی مهاجرت بهعنوان یک روند مهم اجتماعی، چارچوبهای نظری گوناگونی شکل گرفتهاند که هر کدام بخشی از این پدیدهی پیچیده را روشن میسازند. کارکرد اصلی این چارچوبها، سازماندهی و طبقهبندی رخدادها در یک منظومۀ فکری منسجم، تبیین علل گذشته و پیشبینی احتمالی روندهای آینده و ایجاد حسی از درک برای چرایی وقوع این پدیدهها است. بهدلیل ماهیت بینرشتهای مهاجرت، دیدگاههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مختلفی به آن پرداختهاند و هر کدام بر جنبهای خاص تأکید دارند. | در بررسی پدیدهی مهاجرت بهعنوان یک روند مهم اجتماعی، چارچوبهای نظری گوناگونی شکل گرفتهاند که هر کدام بخشی از این پدیدهی پیچیده را روشن میسازند. کارکرد اصلی این چارچوبها، سازماندهی و طبقهبندی رخدادها در یک منظومۀ فکری منسجم، تبیین علل گذشته و پیشبینی احتمالی روندهای آینده و ایجاد حسی از درک برای چرایی وقوع این پدیدهها است. بهدلیل ماهیت بینرشتهای مهاجرت، دیدگاههای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مختلفی به آن پرداختهاند و هر کدام بر جنبهای خاص تأکید دارند.<ref>برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرحشده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.</ref> | ||
=== مدلهای ادغام و سازگاری === | === مدلهای ادغام و سازگاری === | ||
از منظر برخی تحلیلهای اقتصادی، مهاجرت انتخابی فردی برای دستیابی به درآمد بیشتر و بهبود شرایط مادی در نظر گرفته میشود، که بهطور عمده ناشی از اختلاف دستمزد و فرصتهای شغلی بین مناطق مختلف است. در مقابل، برخی دیگر از تحلیلهای اقتصادی، تصمیم مهاجرت را نه تنها یک انتخاب فردی، بلکه راهبردی خانوادگی برای کاهش خطرات اقتصادی و تنوع بخشیدن به منابع درآمد میدانند. در سطحی کلانتر، نگاههای ساختاری، مهاجرت را پیامد ضروری و طبیعی عملکرد نظام اقتصادی جهانی، تقسیم کار بین مناطق پیشرفته و کمتر توسعهیافته، و گسترش ارتباطات در دنیای امروز میدانند. این نگاه معتقد است تا زمانی که شکاف توسعه بین مناطق جهان وجود دارد، جریانهای مهاجرتی نیز ادامه خواهد داشت. | از منظر برخی تحلیلهای اقتصادی، مهاجرت انتخابی فردی برای دستیابی به درآمد بیشتر و بهبود شرایط مادی در نظر گرفته میشود، که بهطور عمده ناشی از اختلاف دستمزد و فرصتهای شغلی بین مناطق مختلف است. در مقابل، برخی دیگر از تحلیلهای اقتصادی، تصمیم مهاجرت را نه تنها یک انتخاب فردی، بلکه راهبردی خانوادگی برای کاهش خطرات اقتصادی و تنوع بخشیدن به منابع درآمد میدانند. در سطحی کلانتر، نگاههای ساختاری، مهاجرت را پیامد ضروری و طبیعی عملکرد نظام اقتصادی جهانی، تقسیم کار بین مناطق پیشرفته و کمتر توسعهیافته، و گسترش ارتباطات در دنیای امروز میدانند. این نگاه معتقد است تا زمانی که شکاف توسعه بین مناطق جهان وجود دارد، جریانهای مهاجرتی نیز ادامه خواهد داشت.<ref>برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرحشده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.</ref> | ||
با این حال، در کنار بررسی علل و عوامل خروج افراد از مبدأ، مطالعۀ وضعیت و تجربهی زندگی آنان در مقصد نیز از اهمیت بنیادینی برخوردار است. این بعد از موضوع بر فرآیندهای تعامل، سازگاری و نحوهی زندگی تازهواردان در بافت اجتماعی جدید متمرکز است. پرسش محوری این است که افراد و گروههای مهاجر چگونه با جامعۀ میزبان ارتباط برقرار میکنند، این ارتباط چه اشکالی به خود میگیرد و چه پیامدهایی برای فرد و جامعه دارد. | با این حال، در کنار بررسی علل و عوامل خروج افراد از مبدأ، مطالعۀ وضعیت و تجربهی زندگی آنان در مقصد نیز از اهمیت بنیادینی برخوردار است. این بعد از موضوع بر فرآیندهای تعامل، سازگاری و نحوهی زندگی تازهواردان در بافت اجتماعی جدید متمرکز است. پرسش محوری این است که افراد و گروههای مهاجر چگونه با جامعۀ میزبان ارتباط برقرار میکنند، این ارتباط چه اشکالی به خود میگیرد و چه پیامدهایی برای فرد و جامعه دارد.<ref>برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرحشده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.</ref> | ||
برای توصیف این فرآیند تعامل، الگوهای کلانی مطرح شدهاند. اولین الگو، همانندسازی است، که در آن انتظار میرود تازهواردان ویژگیهای متمایز فرهنگی، زبانی و هویتی خود را کنار گذاشته و بهطور کامل در الگوها و هنجارهای جامعهی غالب حل شوند. دومین الگو، آمیزش یا کورۀ ذوب است، که در آن نه فرهنگ مهاجران نادیده گرفته میشود و نه فرهنگ میزبان بهطور انحصاری حاکم است، بلکه تعامل بین آنها منجر به شکلگیری ترکیبات فرهنگی تازه و پویایی میشود. سومین الگو، کثرتگرایی یا چندفرهنگی است، که در آن بر حفظ هویتهای متمایز در کنار یکدیگر، با به رسمیت شناختهشدن حقوق برابر و مشارکت عادلانه در عرصهی اجتماعی تأکید میشود. تجربهی جوامع مهاجرپذیر نشان میدهد که هیچیک از این الگوها به صورت خالص تحقق نمییابد و همواره کشمکشی بین گرایش به یکسانی و حفظ تنوع وجود دارد. | برای توصیف این فرآیند تعامل، الگوهای کلانی مطرح شدهاند. اولین الگو، همانندسازی است، که در آن انتظار میرود تازهواردان ویژگیهای متمایز فرهنگی، زبانی و هویتی خود را کنار گذاشته و بهطور کامل در الگوها و هنجارهای جامعهی غالب حل شوند. دومین الگو، آمیزش یا کورۀ ذوب است، که در آن نه فرهنگ مهاجران نادیده گرفته میشود و نه فرهنگ میزبان بهطور انحصاری حاکم است، بلکه تعامل بین آنها منجر به شکلگیری ترکیبات فرهنگی تازه و پویایی میشود. سومین الگو، کثرتگرایی یا چندفرهنگی است، که در آن بر حفظ هویتهای متمایز در کنار یکدیگر، با به رسمیت شناختهشدن حقوق برابر و مشارکت عادلانه در عرصهی اجتماعی تأکید میشود. تجربهی جوامع مهاجرپذیر نشان میدهد که هیچیک از این الگوها به صورت خالص تحقق نمییابد و همواره کشمکشی بین گرایش به یکسانی و حفظ تنوع وجود دارد.<ref>برومندزاده و نوبخت، «مروری بر نظریات جدید مطرحشده در حوزه مهاجرت»، 1390ش، ص76-83.</ref> | ||
=== فرهنگپذیری مهاجران === | === فرهنگپذیری مهاجران === | ||