پیشنویس:سلوکیها: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
در غرب، امپراتوری به سوریه و بخشهایی از کیلیکیه محدود شد و درگیر جنگهای داخلی بیپایان گردید. سرانجام در ۶۴ ق.م، پومپه، سردار رومی، آخرین پادشاه سلوکی را برکنار و سوریه را به استان رومی تبدیل کرد.<ref>{{پک|Austin|2006|ک=The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation|زبان=en|ص=393}}</ref><ref>{{پک|Shanechi|2021|ک=International Journal of Arts, Humanities and Social Studies|ف=Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia|ص=29-30}}</ref> | در غرب، امپراتوری به سوریه و بخشهایی از کیلیکیه محدود شد و درگیر جنگهای داخلی بیپایان گردید. سرانجام در ۶۴ ق.م، پومپه، سردار رومی، آخرین پادشاه سلوکی را برکنار و سوریه را به استان رومی تبدیل کرد.<ref>{{پک|Austin|2006|ک=The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation|زبان=en|ص=393}}</ref><ref>{{پک|Shanechi|2021|ک=International Journal of Arts, Humanities and Social Studies|ف=Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia|ص=29-30}}</ref> | ||
== <big>ساختار اداری و اقتصادی</big> == | |||
اساس سازماندهی امپراتوری سلوکیها، نظام ساتراپی بود که مستقیماً از دوران هخامنشی به ارث رسیده بود. قلمرو به ساتراپیهای بزرگ تقسیم میشد که در رأس هر یک، ساتراپ یا استرتیگاس(strategos) قرار داشت. بااینحال، ساتراپیهای سلوکی کوچکتر از دورهٔ هخامنشی بودند و قدرت ساتراپها نیز محدودتر شده بود؛ آنان از مرکز دستور میگرفتند و ادارات مالی ساتراپیها نیز مستقل از آنان عمل میکردند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=128}}</ref><ref name=":4">{{پک|یارشاطر|1380|ک=تاریخ ایران از سلوکیها تا فروپاشی دولت ساسانیان|ص=104|ج=3}}</ref> | |||
نوآوری اصلی سلوکیها، ایجاد یک لایهٔ میانی جدید به نام اپارشی بود. هر ساتراپی به چندین اپارشی (''eparchy)'' تقسیم میشد و این واحدهای کوچکتر، انعطافپذیری بیشتری برای ادارهٔ محلی فراهم میکردند.<ref>{{پک|Tarn|1938|ک=The Greeks in Bactria and India|زبان=en|ص=2-3}}</ref> در رأس هر اپارشی، والیی ملقب به اپیستات (epistatēs) قرار داشت که بر کلیهٔ امور سیاسی و مالی آن حوزه نظارت میکرد.<ref name=":4" /> در سطحی پایینتر، واحدهای کوچکتری به نام هیپارشی(''hyparchy)'' وجود داشتند که شامل تعدادی روستا میشدند.<ref>{{پک|Ma|1999|ک=Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor|زبان=en|ص=123-124}}</ref> | |||
عنوان استرتیگاس بهتدریج جایگزین عنوان ساتراپ گردید و آنتیوخوس سوم در اواخر سدهٔ سوم ق.م عنوان ساتراپ را رسماً لغو و استرتیگاس را برای تمام استانها تعمیم داد.<ref name=":122">{{پک|Candotti|Giudice|2024|ک=La ricezione dell’ultimo Alessandro: Mirabilia e violenza al di qua e al di là dell’Indo|ف=The Seleucid Influence on the Gandhāran Administrative System: A Study on the Greek-Derived Political Offices with Special Reference to the Indo-Scythian Kingdom of Apraca|کد=en|ص=246}}</ref> ساتراپیهای شرقی اغلب تحت فرماندهی یک استرتیگاس کل قرار داشتند که مقر او در هگمتانه بود.<ref>{{پک|پیغمبری|1397|ک=پژوهشهای ایرانشناسی|ف=اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانیمآبی|ص=50}}</ref> | |||
در حوزهٔ اقتصاد، سلوکیها ساختار مالی هخامنشی را به ارث بردند. اساس این نظام، مالیاتبندی بر اساس انواع زمین از قبیل سلطنتی، اشرافی و وقفی معابد بود.<ref>{{پک|Bar-Kochva|1976|ک=The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns|زبان=en|ص=201}}</ref> مالیات اصلی که در منابع فُروس (phoros) یا خراج نامیده میشد، مبلغی ثابت و غیرقابلکاهش بود که از شهرها و قبایل وصول میگردید. در کنار آن، انواع دیگری از مالیات شامل مالیات سرانه، بر معاملات، بر ثروت و بر برده نیز اخذ میشد.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=127}}</ref> سلوکیها برای تأمین هزینههای دولت و پاداش به وفاداران، زمینهای بزرگ را به شاه، خاندان سلطنتی، درباریان، سرداران و مالکان عمدهٔ یونانی، مقدونی و ایرانی واگذار میکردند؛<ref>{{پک|بهروزی|1397|ک=پژوهشهای باستانشناسی ایران|ف=سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه|ص=112}}</ref> در عین حال، آنان از اعطای معافیتهای مالیاتی نیز بهعنوان ابزاری مؤثر برای جلب وفاداری شهرها و نخبگان محلی استفاده میکردند.<ref>{{پک|Austin|2006|ک=The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation|زبان=en|ص=317}}</ref> | |||
نظام پولی سلوکیها از یکپارچگی قابلتوجهی برخوردار بود. آنان استاندارد وزنی آتیک را برای سکههای نقرهٔ خود برگزیدند و تمام سکههای ضربشده در این استاندارد، بهآزادی در گردش بودند.<ref name=":13">{{پک|Foldvari|Iossif|Leeuwen|2022|ک=Archaeological and Anthropological Sciences|ف=Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis|کد=en|ص=2}}</ref> واحد اصلی سکه، چهاردراخمی با وزن حدود ۱۷ گرم بود و تنها سکههای شاهی پول رایج و قانونی به شمار میرفتند.<ref>{{پک|یارشاطر|1380|ک=تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان|ص=106|ج=3}}</ref> تحلیلهای آماری نشان میدهد که سکههای نقره در تجارت بیناستانی و سکههای مسی عمدتاً به عنوان پول خرد در سطح محلی گردش میکردند.<ref name=":14">{{پک|Foldvari|Iossif|Leeuwen|2022|ک=Archaeological and Anthropological Sciences|ف=Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis|کد=en|ص=6-7}}</ref> بررسیهای متالورژیکی جدید نیز نشاندهندهٔ یک شبکهٔ منظم از تهیه و توزیع فلز (مس و آلیاژهای آن جهت ضرب سکه) در سراسر شرق مدیترانه است که احتمالاً توسط ادارهٔ متمرکز سلوکی هماهنگ میشد.<ref name=":15">{{پک|Ashkenazi|Klein|Lichtenberger|Tal|2026|ک=Metallography, Microstructure, and Analysis|ف=Archaeometallurgical Characterization of Seleucid Leaded Bronze Coins: Towards an Understanding of Flans Standardization|کد=en|ص=29}}</ref> | |||
تسلط سلوکیها بر راههای کاروانرو و گذرگاههای استراتژیک، درآمد زیادی از راه تجارت بینالمللی نصیب امپراتوری میکرد. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد ــ که هم به مدیترانه و هم به خلیج فارس و آسیای مرکزی دسترسی داشتند ــ آنان را در مرکز شبکههای تجاری شرق-غرب قرار میداد.<ref>{{پک|Burstein|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade|کد=en|ص=38-40}}</ref> | |||
در دریا نیز سلوکیها حضور فعالی داشتند. ناوگان سلوکی در خلیج فارس مسئول حفاظت از مسیرهای تجاری دریایی بود و سلوکوس یکم و آنتیوخوس یکم پایگاههای دریایی در جزایر خلیج فارس، از جمله ایکاروس (فیلکه امروزی) و تیلوس (بحرین) تأسیس کردند.<ref>{{پک|Schäfer|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=The Seleucids and the Seas|کد=en|ص=273-275}}</ref> سلوکیهٔ دجله نیز کانون تجارت بین هند، مدیترانه و مکانهای میانآنها باقی ماند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=70}}</ref><ref>{{پک|Chaumont|1984|ک=Syria. Archéologie, Art et histoire|ف=Études d’histoire parthe. V. - La route royale des Parthes de Zeugma à Séleucie du Tigre d'après l'Itinéraire d'Isidore de Charax|کد=en|ص=104-105}}</ref> | |||
== <big>شهرسازی و اسکان نظامی</big> == | |||
سلوکیها بنیانگذاری شبکهای از شهرهای یونانینشین در سراسر قلمرو را به عنوان ابزاری نوین برای تحکیم قدرت خود، به کار گرفته بودند. این سیاست که ریشه در برنامههای اسکندر داشت، با هدفی دوگانه دنبال میشد: اسکان کهنهسربازان و مهاجران یونانی-مقدونی بهعنوان پایگاههای نظامی وفادار، و ترویج فرهنگ و زبان یونانی بهعنوان عامل انسجامبخش در امپراتوری چندفرهنگی.<ref>{{پک|بهروزی|1397|ک=پژوهشهای باستانشناسی ایران|ف=سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه|ص=105}}</ref><ref>{{پک|Shanechi|2021|ک=International Journal of Arts, Humanities and Social Studies|ف=Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia|ص=26}}</ref> | |||
سلوکوس و آنتیوخوس یکم در این زمینه پیشگام بودند. سلوکوس با بنیانگذاری سلوکیه بر دجله و چهار شهر تتراپولیس در سوریه (انطاکیه، سلوکیه پیریا، آپامیا و لائودیکه)، شبکهٔ شهری خود را پایهگذاری کرد<ref>{{پک|Canepa|2015|ک=Iranian Studies|ف=Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period|کد=en|ص=76}}</ref> آنتیوخوس یکم نیز شهرهای جدیدی در شرق بنا نهاد یا شهرهای کهن را بازسازی کرد.<ref>{{پک|بهروزی|1379|ک=پژوهشهای باستانشناسی ایران|ف=سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه|ص=109-111}}</ref><ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=126-127}}</ref> | |||
این شهرها بر اساس کارکرد به چهار دسته تقسیم میشدند: نظامی، بازرگانی-تولیدی، کشاورزی-تولیدی، و سیاسی-اداری<ref>{{پک|بهروزی|1397|ک=پژوهشهای باستانشناسی ایران|ف=سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه|ص=113-119}}</ref> راهبرد اصلی اسکان، شکلگیری مستعمرهٔ نظامی (katoikia) بود، نه شهر یونانی (polis) در این مستعمرات، به مهاجران قطعه زمینی (kleros) اعطا میشد که در ازای آن، خود و فرزندانشان موظف به خدمت نظامی بودند. هدف نهایی هر مستعمرهٔ نظامی، تبدیلشدن به یک پولیس کامل با شورا، مجمع، قضات منتخب و ژیمناسیوم بود.<ref>{{پک|Tarn|1938|ک=The Greeks in Bactria and India|زبان=en|ص=5-9}}</ref> | |||
شهرهای سلوکی با الگوی شطرنجی هیپودام (Hippodamian Plan) طراحی میشدند و عناصر اصلی آنها شامل آگورا (میدان مرکزی)، معابد، تئاتر، ژیمناسیوم، حمامها و ساختمانهای اداری بود. با این حال، این شهرها با پولیسهای یونان قدیم تفاوتهای اساسی داشتند که مهمترین آن محدود بودن خودمختاری آنها در أمور داخلی بود.<ref>{{پک|بهروزی|1397|ک=پژوهشهای باستانشناسی ایران|ف=سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه|ص=114}}</ref> در رأس شورای این شهرها، نمایندگان شاه به نام اپیستات (epistatēs) قرار داشتند که وفاداری شهر را تضمین میکردند.<ref>{{پک|گرانتوفسکی|1359|ک=تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز|ص=126}}</ref> | |||
شهر آیخانوم در باختر (بلخ)، که مهمترین محوطهٔ کاوششدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی است، نمونهٔ عالی از این شهرهای ترکیبی را به نمایش میگذارد. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م، در زمان آنتیوخوس یکم، بهعنوان یک شهر سلطنتی و مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.<ref>{{پک|Martinez-Sève|2023|ک=Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020|ف=Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study|کد=en|ص=217}}</ref> فرهنگ مادی آن، عناصر یونانی را در کنار ویژگیهای بینالنهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی به نمایش میگذارد.<ref>{{پک|Hoo|2018|ک=Ancient West & East|ف=Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria|کد=en|ص=162}}</ref> در حالی که شهر دارای ژیمناسیوم، تئاتر و فواره بود، اما تنها معابد کشفشده در این محوطه، طراحی پارسی و بینالنهرینی دارند و هیچ نشانی از سنت معماری مذهبی یونانی در آنها دیده نمیشود. کاخ سلطنتی آیخانوم نیز چیدمانی برگرفته از کاخهای هخامنشی مانند تختجمشید و شوش داشت؛ در حالیکه جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بودند.<ref>{{پک|Gauthier|2012|ک=Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies|ف=An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire|کد=en|ص=71}}</ref> | |||
نسخهٔ ۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۲۵
سلوکیها: دودمانی مقدونی-یونانی، حاکم بر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی
سلوکیها (۳۱۲-۶۴ ق.م) دودمانی مقدونی-یونانی بودند که پس از مرگ اسکندر، بر بزرگترین بخش از قلمرو او، از آسیای صغیر تا مرزهای هند، چیره شده و امپراتوری چندفرهنگی و پهناوری را بر هستۀ اصلی قلمرو هخامنشیان بنیان نهادند. تاریخ سیاسی این دودمان فراز و فرودی چشمگیر داشت که شامل تثبیت قدرت در زمان سلوکوس یکم و جانشینانش، فروپاشی تدریجی در شرق با استقلال باختر و پارت، احیای مقطعی در عصر آنتیوخوس سوم، و در نهایت شکست از روم و انقراض آن به دست پومپه میشد. سلوکیها برای ادارۀ این قلمرو متکثر، نظام ساتراپی هخامنشی را با تقسیمبندیهای نوین ادامه دادند و با بنیانگذاری شبکهای از شهرهای جدید سلطۀ نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود را تثبیت کردند. سیاست دینی آنان بر تساهل و همسانسازی تصویری خدایان یونانی با ایزدان محلی استوار بود و در کنار آن، کیش شخصیت پادشاه و ملکه را برای نهادینهسازی اقتدار خاندان سلطنتی بهکار میگرفتند. تلفیق فرهنگی در معماری، سکهها و هنرهای روزمره، رواج دیهیم بهعنوان نماد شاهی، و انتقال دانش بابلی به جهان یونانی از دیگر وجوه برجستۀ این دوره است. میراث اداری، نظام پولی، شهرسازی و نمادهای سلطنتی سلوکی تا دورههای اشکانی و ساسانی تداوم یافت، بااینحال این دودمان در حافظۀ تاریخی ایران تقریباً غایب است.
بستر و هویت تاریخی
سلوکیها وارث بزرگترین بخش از قلمرو اسکندر مقدونی بودند که در اوج قدرتش از دریای اژه تا مرزهای هند گسترده شده بود.[۱] این امپراتوری را سلوکوس یکم نیکاتور، از سرداران برجستۀ اسکندر مقدونی، بنیان نهاد و بر پهنهای فرمان میراند که پیشتر هستۀ اصلی امپراتوری هخامنشی به شمار میرفت.[۲] فراوانی حوزههای فرهنگی گوناگون در این قلمرو ــ از آسیای صغیر و سوریه تا بینالنهرین، فلات ایران و آسیای مرکزی ــ این دولت را به یک امپراتوری به معنای واقعی تبدیل کرده بود.[۳]
با این حال، ماهیت دقیق این امپراتوری ــ میزان یونانی، مقدونی، ایرانی یا آمیزهای بودن آن ــ موضوع مناقشهای دیرپا میان مورخان بوده است. پژوهشهای جدید، بهویژه از دههٔ ۱۹۹۰ به این سو، کوشیدهاند از دوگانهٔ شرق-غرب فراتر روند. پیش از آن، دو دیدگاه غالب بود؛ دیدگاه یونانمحور قرن نوزدهم که سلوکیها را حاملان فرهنگ یونانی به شرق میدانستند. در مقابل آن، رویکرد پسااستعماری دههٔ ۱۹۷۰ مطرح بود که آنان را وارث ساختارهای هخامنشی و صرفاً امپراتوری شرقی میشمرد.[۴]
اما دیدگاه امروزی تأکید میکند که امپراتوری سلوکی نه غربی بود و نه شرقی، بلکه سلوکی بود.[۵] پدیدهای تاریخی مستقل با هویتی ترکیبی از عناصر یونانی، مقدونی، ایرانی و بینالنهرینی. این راهبرد فرهنگی درباری پویا و جهانوطنی را به وجود آورده بود که نه غربی بود و نه شرقی.[۶]
تاریخ سیاسی
تاریخ سیاسی امپراتوری سلوکی را میتوان در چهار دورهٔ متمایز جای داد که فراز و فرودهای این دودمان را در طول نزدیک به دو قرن و نیم بازمینمایاند.
دوران بنیانگذاری و تثبیت (۳۱۲-۲۶۱ ق.م)
سرآغاز تاریخ سلوکیها با پسگیری بابل به دست سلوکوس یکم در ۳۱۲ ق.م دانسته میشود؛ رویدادی که هم مبدأ گاهشماری سلوکی واقع شد و هم هستهٔ نخستین امپراتوری را شکل داد.[۷][۸] سلوکوس را که آنتیگونوس یکچشم به مصر متواری ساخته بود، با حمایت بطلمیوس یکم بازگشت و از سوی مردم بابل -که از دورۀ نخست ساتراپی وی محبوبیتی نزد آنان یافته بود- پذیرفته شد.[۹][۱۰] طی جنگ بابلی (۳۱۱-۳۰۹ ق.م)، سلوکوس پیروزی قاطعی بر نیروهای آنتیگونوس به دست آورد و ساتراپیهای ماد، سوزیانا و دیگر مناطق شرقی را ضمیمه کرد.[۱۱][۱۲]
سپس سلوکوس رو به شرق نهاد و میان سالهای ۳۰۸ تا ۳۰۵ ق.م، شرقیترین ساتراپیهای امپراتوری پیشین هخامنشی از جمله باختر و سغد را فتح کرد و تا رود سند پیش رفت؛[۱۲][۱۳] اما در هند با قدرت نوظهور چاندراگوپتا، بنیانگذار دودمان مائوریا، روبرو شد(حدود ۳۰۵-۳۰۲ ق.م). نتیجهاش پیمان صلحی بود که بر أساس آن سلوکوس از ادعای خود بر سرزمینهای جنوب هندوکش به ازای دریافت ۵۰۰ فیل جنگی و برقراری پیوند ازدواج میان دو دودمان، چشم پوشید. از آن پس استفاده از فیلها به یکی از ارکان قدرت نظامی سلوکیها تبدیل شد.[۱۴][۱۲][۱۵]
در غرب، سرنوشت امپراتوری در نبرد ایپسوس (۳۰۱ ق.م) رقم خورد. سلوکوس در ائتلاف با لوسیماخوس و کاساندر دو تن از سرداران و جانشینان اسکندر، در برابر آنتیگونوس یکچشم و پسرش دِمتریوس صفآرایی کرد. کاربرد فیلها به پیروزی ائتلاف و مرگ آنتیگونوس انجامید و سلوکوس آناتولی شرقی و سوریه را به قلمرو خود افزود.[۱۶][۱۷] در همین سالها، سلوکوس عنوان پادشاهی (basileus) را که از ۳۰۶ ق.م میان دیادوخها (Diadochi، جانشینان اسکندر) مرسوم شده بود، رسماً برگزید.[۱۸][۱۹]
سالهای پایانی عمر سلوکوس به تحکیم اداری قلمرو سپری شد؛ او شمار ساتراپیها را به ۷۲ عدد رساند و شهرهای بسیاری بنا نهاد که نام خود، پدرش آنتیوخوس، مادرش لائودیکه و همسرش آپامه را بر خود داشتند: از جمله سلوکیه بر کرانهٔ دجله، انطاکیه در سوریه، آپامیا و لائودیکه.[۲۰][۲۱] سلوکیۀ دجله با جمعیتی بالغ بر ۶۰۰ هزار نفر، به یکی از بزرگترین کلانشهرهای جهان باستان تبدیل شد.[۲۲]
سلوکوس در ۲۸۱ ق.م، در آستانۀ بازگشت به مقدونیه به دست بطلمیوس کِراونوس ترور شد.[۲۳] پسرش آنتیوخوس یکم (۲۸۱-۲۶۱ ق.م) به سلطنت رسید.[۱۲][۲۴] مادر آنتیوخوس، آپامه، شاهزادهای باختری بود و این تبار مشروعیت او را نزد نخبگان شرقی افزایش میداد.[۲۵] آنتیوخوس یکم گالاتیها را در نبرد فیلها شکست داد و شهرسازی پدر را با بازسازی مرو، هرات و آیخانوم در باختر ادامه داد.[۲۶][۲۷][۲۸]
دوران افول و درگیریهای داخلی (۲۶۱-۲۲۳ ق.م)
مرگ آنتیوخوس یکم در ۲۶۱ ق.م و بهقدرترسیدن پسرش آنتیوخوس دوم (۲۶۱-۲۴۶ ق.م) سرآغاز دورانی از بیثباتی فزاینده بود. آنتیوخوس دوم، بیشتر دوران سلطنت خود را درگیر جنگ دوم سوریه (۲۶۰-۲۵۳ ق.م) با بطلمیوس دوم گذراند که در نهایت با ازدواج سیاسی او با برنیکه، دختر بطلمیوس، و طلاق همسر نخستش لائودیکه، به صلح انجامید.[۲۹][۳۰]
پس از مرگ آنتیوخوس دوم در ۲۴۶ ق.م، لائودیکه پسرش سلوکوس دوم را جانشین خواند و بطلمیوس سوم برای دفاع از حقوق خواهرش برنیکه به سوریه لشکر کشید. در طی جنگ سوم سوریه (جنگ لائودیکه، ۲۴۶-۲۴۱ ق.م) بطلمیوس سوم موقتاً بابل را تسخیر کرد.[۳۱]
همزمان با جنگ لائودیکه، دو ساتراپی کلیدی شرق، باختر و پارت، سر به شورش برداشتند. در باختر (بلخ)، دیودوتوس یکم، ساتراپ یونانی این منطقه، بهتدریج استقلال عملی را اعلام کرد.[۳۲][۳۳] در پارت نیز آندرآگوراس سر به شورش برداشت که سرانجام به شکلگیری امپراتوری اشکانی منتهی شد.[۳۴][۳۵] این جداییها که در حدود ۲۵۰ ق.م رخ دادند، امپراتوری سلوکی را برای همیشه از سرزمینهای پهناور شرق محروم ساختند.[۳۶]
بحران با شورش آنتیوخوس هیراکس، برادر کوچکتر سلوکوس دوم، در آسیای صغیر تشدید شد و تا زمان مرگ هیراکس در تبعید ادامه یافت.[۳۷][۳۸] سلوکوس سوم (۲۲۶-۲۲۳ ق.م) نیز پس از سه سال سلطنت در جنگ کشته شد [سایکس، ۱۳۸۰ش، ج۱، ص۴۰۳] و آنتیوخوس سوم در ۲۲۳ ق.م در حالی بر تخت نشست که امپراتوری در آستانۀ فروپاشی بود.[۳۹] نخستین آزمون او مقابله با شورش مولون، ساتراپ ماد بود که با حمایت گستردۀ مردم محلی همراه شده بود. آنتیوخوس در ۲۲۰ ق.م مولون را شکست داد و شورش را سرکوب کرد.[۴۰][۴۱]
احیای موقت قدرت (۲۲۳-۱۴۱ ق.م)
آنتیوخوس سوم (۲۲۳-۱۸۷ ق.م)، امپراتوری را از فروپاشی نجات داد.[۴۲] با لشکرکشی بزرگ شرقی (۲۱۲-۲۰۵/۴ ق.م) کوشید حاکمیت سلوکی را بر ساتراپیهای شرقی بازگرداند.[۴۳][۴۴] بدین منظور به پارت لشکر کشید و ارشک دوم را شکست داد و با او پیمان اتحاد بست.[۴۵] سپس اوتیدموس یکم را در باختر پس از دو سال محاصره به صلح واداشت.[۴۶][۴۷][۴۸]
در غرب، آنتیوخوس سوم در جنگ پنجم سوریه (۲۰۲-۱۹۵ ق.م) بطلمیوس پنجم را شکست داد و کوئله سوریه (فلسطین و فنیقیه) را ضمیمه کرد.[۴۹] اما در اروپا ارتش چندقومیاش از لژیونهای رومی شکست خورد و بر اساس پیمان صلح با رومیها (۱۸۸ ق.م) سلوکیها تمامی سرزمینهای غرب کوههای توروس را از دست داده، ناوگانشان را محدود و غرامتی سنگین را متقبل شدند.[۵۰][۵۱]
آنتیوخوس سوم که برای تأمین غرامت به منابع مالی نیاز داشت، در ۱۸۷ ق.م به عیلام لشکر کشید و در آنجا هنگام غارت یک معبد کشته شد.[۵۲] پسرش آنتیوخوس چهارم اپیفانس (۱۶۴-۱۸۷ ق.م) کوشید با شهرسازی و سیاستهای تلفیقگرایانه، قدرت را بازسازی کند.[۵۳] اما تلاشش برای هلنیسازی اجباری یهودیه به شورش مکابیان (۱۶۷-۱۶۰ ق.م) انجامید که سرانجام استقلال یهودیه را در پی داشت.[۵۴] سرانجام آنتیوخوس چهارم در ۱۶۴ ق.م در پرسیس (نزدیک اصفهان امروزی) درگذشت.[۵۲]
مرگ آنتیوخوس چهارم، امپراتوری را بار دیگر در گرداب بحران جانشینی فرو برد. در شرق، اشکانیان به رهبری مهرداد یکم (حدود ۱۷۱-۱۳۸ ق.م) در حدود ۱۴۸ ق.م ماد را تصرف و در ۱۴۱ ق.م، سلوکیۀ دجله و بابل را به قلمرو خود ضمیمه کرد.[۵۵][۵۶]
افول نهایی و سقوط (۱۴۱-۶۴ ق.م)
پس از سقوط بابل، تاریخ سلوکیها به نزاعهای خاندانی و تلاشهای نافرجام برای بازپسگیری قلمرو تبدیل شد. در ۱۳۹ ق.م، دِمتریوس دوم نیکاتور (۱۴۵-۱۳۸ ق.م) لشکرکشیای برای بازپسگیری ساتراپیهای شرقی ترتیب داد، اما در نبردی به اسارت اشکانیان درآمد.[۵۷][۵۸]
واپسین تلاش جدی برای احیای قدرت در شرق، لشکرکشی آنتیوخوس هفتم سیدتس (۱۳۸-۱۲۹ ق.م) بود. او با ارتشی بزرگ در ۱۳۰ ق.م به سوی شرق حرکت کرد و توانست بابل و ماد را بازپسگیرد.[۵۹][۶۰] مردم ماد که از سرداران سلوکی دلخوش نبودند، با اشکانیان ارتباط برقرار کردند و در نبرد سرنوشتسازی، آنتیوخوس هفتم کشته شد.[۶۰] این رویداد، پایان قطعی سلطهٔ سلوکیها بر فلات ایران را رقم زد.[۶۱]
در غرب، امپراتوری به سوریه و بخشهایی از کیلیکیه محدود شد و درگیر جنگهای داخلی بیپایان گردید. سرانجام در ۶۴ ق.م، پومپه، سردار رومی، آخرین پادشاه سلوکی را برکنار و سوریه را به استان رومی تبدیل کرد.[۶۲][۶۳]
ساختار اداری و اقتصادی
اساس سازماندهی امپراتوری سلوکیها، نظام ساتراپی بود که مستقیماً از دوران هخامنشی به ارث رسیده بود. قلمرو به ساتراپیهای بزرگ تقسیم میشد که در رأس هر یک، ساتراپ یا استرتیگاس(strategos) قرار داشت. بااینحال، ساتراپیهای سلوکی کوچکتر از دورهٔ هخامنشی بودند و قدرت ساتراپها نیز محدودتر شده بود؛ آنان از مرکز دستور میگرفتند و ادارات مالی ساتراپیها نیز مستقل از آنان عمل میکردند.[۶۴][۶۵]
نوآوری اصلی سلوکیها، ایجاد یک لایهٔ میانی جدید به نام اپارشی بود. هر ساتراپی به چندین اپارشی (eparchy) تقسیم میشد و این واحدهای کوچکتر، انعطافپذیری بیشتری برای ادارهٔ محلی فراهم میکردند.[۶۶] در رأس هر اپارشی، والیی ملقب به اپیستات (epistatēs) قرار داشت که بر کلیهٔ امور سیاسی و مالی آن حوزه نظارت میکرد.[۶۵] در سطحی پایینتر، واحدهای کوچکتری به نام هیپارشی(hyparchy) وجود داشتند که شامل تعدادی روستا میشدند.[۶۷]
عنوان استرتیگاس بهتدریج جایگزین عنوان ساتراپ گردید و آنتیوخوس سوم در اواخر سدهٔ سوم ق.م عنوان ساتراپ را رسماً لغو و استرتیگاس را برای تمام استانها تعمیم داد.[۶۸] ساتراپیهای شرقی اغلب تحت فرماندهی یک استرتیگاس کل قرار داشتند که مقر او در هگمتانه بود.[۶۹]
در حوزهٔ اقتصاد، سلوکیها ساختار مالی هخامنشی را به ارث بردند. اساس این نظام، مالیاتبندی بر اساس انواع زمین از قبیل سلطنتی، اشرافی و وقفی معابد بود.[۷۰] مالیات اصلی که در منابع فُروس (phoros) یا خراج نامیده میشد، مبلغی ثابت و غیرقابلکاهش بود که از شهرها و قبایل وصول میگردید. در کنار آن، انواع دیگری از مالیات شامل مالیات سرانه، بر معاملات، بر ثروت و بر برده نیز اخذ میشد.[۷۱] سلوکیها برای تأمین هزینههای دولت و پاداش به وفاداران، زمینهای بزرگ را به شاه، خاندان سلطنتی، درباریان، سرداران و مالکان عمدهٔ یونانی، مقدونی و ایرانی واگذار میکردند؛[۷۲] در عین حال، آنان از اعطای معافیتهای مالیاتی نیز بهعنوان ابزاری مؤثر برای جلب وفاداری شهرها و نخبگان محلی استفاده میکردند.[۷۳]
نظام پولی سلوکیها از یکپارچگی قابلتوجهی برخوردار بود. آنان استاندارد وزنی آتیک را برای سکههای نقرهٔ خود برگزیدند و تمام سکههای ضربشده در این استاندارد، بهآزادی در گردش بودند.[۷۴] واحد اصلی سکه، چهاردراخمی با وزن حدود ۱۷ گرم بود و تنها سکههای شاهی پول رایج و قانونی به شمار میرفتند.[۷۵] تحلیلهای آماری نشان میدهد که سکههای نقره در تجارت بیناستانی و سکههای مسی عمدتاً به عنوان پول خرد در سطح محلی گردش میکردند.[۷۶] بررسیهای متالورژیکی جدید نیز نشاندهندهٔ یک شبکهٔ منظم از تهیه و توزیع فلز (مس و آلیاژهای آن جهت ضرب سکه) در سراسر شرق مدیترانه است که احتمالاً توسط ادارهٔ متمرکز سلوکی هماهنگ میشد.[۷۷]
تسلط سلوکیها بر راههای کاروانرو و گذرگاههای استراتژیک، درآمد زیادی از راه تجارت بینالمللی نصیب امپراتوری میکرد. موقعیت جغرافیایی منحصربهفرد ــ که هم به مدیترانه و هم به خلیج فارس و آسیای مرکزی دسترسی داشتند ــ آنان را در مرکز شبکههای تجاری شرق-غرب قرار میداد.[۷۸]
در دریا نیز سلوکیها حضور فعالی داشتند. ناوگان سلوکی در خلیج فارس مسئول حفاظت از مسیرهای تجاری دریایی بود و سلوکوس یکم و آنتیوخوس یکم پایگاههای دریایی در جزایر خلیج فارس، از جمله ایکاروس (فیلکه امروزی) و تیلوس (بحرین) تأسیس کردند.[۷۹] سلوکیهٔ دجله نیز کانون تجارت بین هند، مدیترانه و مکانهای میانآنها باقی ماند.[۸۰][۸۱]
شهرسازی و اسکان نظامی
سلوکیها بنیانگذاری شبکهای از شهرهای یونانینشین در سراسر قلمرو را به عنوان ابزاری نوین برای تحکیم قدرت خود، به کار گرفته بودند. این سیاست که ریشه در برنامههای اسکندر داشت، با هدفی دوگانه دنبال میشد: اسکان کهنهسربازان و مهاجران یونانی-مقدونی بهعنوان پایگاههای نظامی وفادار، و ترویج فرهنگ و زبان یونانی بهعنوان عامل انسجامبخش در امپراتوری چندفرهنگی.[۸۲][۸۳]
سلوکوس و آنتیوخوس یکم در این زمینه پیشگام بودند. سلوکوس با بنیانگذاری سلوکیه بر دجله و چهار شهر تتراپولیس در سوریه (انطاکیه، سلوکیه پیریا، آپامیا و لائودیکه)، شبکهٔ شهری خود را پایهگذاری کرد[۸۴] آنتیوخوس یکم نیز شهرهای جدیدی در شرق بنا نهاد یا شهرهای کهن را بازسازی کرد.[۸۵][۸۶]
این شهرها بر اساس کارکرد به چهار دسته تقسیم میشدند: نظامی، بازرگانی-تولیدی، کشاورزی-تولیدی، و سیاسی-اداری[۸۷] راهبرد اصلی اسکان، شکلگیری مستعمرهٔ نظامی (katoikia) بود، نه شهر یونانی (polis) در این مستعمرات، به مهاجران قطعه زمینی (kleros) اعطا میشد که در ازای آن، خود و فرزندانشان موظف به خدمت نظامی بودند. هدف نهایی هر مستعمرهٔ نظامی، تبدیلشدن به یک پولیس کامل با شورا، مجمع، قضات منتخب و ژیمناسیوم بود.[۸۸]
شهرهای سلوکی با الگوی شطرنجی هیپودام (Hippodamian Plan) طراحی میشدند و عناصر اصلی آنها شامل آگورا (میدان مرکزی)، معابد، تئاتر، ژیمناسیوم، حمامها و ساختمانهای اداری بود. با این حال، این شهرها با پولیسهای یونان قدیم تفاوتهای اساسی داشتند که مهمترین آن محدود بودن خودمختاری آنها در أمور داخلی بود.[۸۹] در رأس شورای این شهرها، نمایندگان شاه به نام اپیستات (epistatēs) قرار داشتند که وفاداری شهر را تضمین میکردند.[۹۰]
شهر آیخانوم در باختر (بلخ)، که مهمترین محوطهٔ کاوششدهٔ هلنیستی در آسیای مرکزی است، نمونهٔ عالی از این شهرهای ترکیبی را به نمایش میگذارد. این شهر در اوایل سدهٔ سوم ق.م، در زمان آنتیوخوس یکم، بهعنوان یک شهر سلطنتی و مرکز قدرت سلوکی در باختر شرقی طراحی شد.[۹۱] فرهنگ مادی آن، عناصر یونانی را در کنار ویژگیهای بینالنهرینی، ایرانی و آسیای مرکزی به نمایش میگذارد.[۹۲] در حالی که شهر دارای ژیمناسیوم، تئاتر و فواره بود، اما تنها معابد کشفشده در این محوطه، طراحی پارسی و بینالنهرینی دارند و هیچ نشانی از سنت معماری مذهبی یونانی در آنها دیده نمیشود. کاخ سلطنتی آیخانوم نیز چیدمانی برگرفته از کاخهای هخامنشی مانند تختجمشید و شوش داشت؛ در حالیکه جزئیات معماری آن کاملاً یونانی بودند.[۹۳]
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 1.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 63.
- ↑ Degen, “Seleucus I, Appian and Seleucia-on-the-Tigris: The Empire Becoming Visible in Seleucid ktíseis”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 126.
- ↑ Strootman, “The Seleukid Empire between Orientalism and Hellenocentrism: Writing the History of Iran in the Third and Second Centuries BCE”, Nāme-ye Irān-e Bāstān: The International Journal of Ancient Iranian Studies, 27-30.
- ↑ Daryaee, Rollinger and Canepa, “Introduction”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 4.
- ↑ Strootman, “Hellenistic Court Society: The Seleukid Imperial Court under Antiochos the Great, 223–187 BCE”, Royal Courts in Dynastic States and Empires: A Global Perspective, 64.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 105-106.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 83.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 19-21.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 31.
- ↑ ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 106.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۴.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۸۸.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 180-193.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 35.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۰.
- ↑ Coşkun and Wenghofer, “Introduction: The Dialectics of Seleukid Ideology”, Seleukid Ideology: Creation, Reception and Response, 13.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 175.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 121-122.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱: ۱۳۹.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۴.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 195-197.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 30.
- ↑ Kärvegård and Dorn, Religious Practices in Ai-Khanoum: The Three Temples in Comparison, 1.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۶.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 1: 34.
- ↑ سایکس، تاریخ ایران/سایکس، ۱: ۳۹۸.
- ↑ Cole, “SELEUCID AND PTOLEMAIC IMPERIAL ICONOGRAPHY IN THE SYRIAN WARS (274–168 BСE): THE ROLE OF DYNASTIC WOMEN”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca.312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 50.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 463-466.
- ↑ Gardner, A Catalogue of the Greek Coins in the British Museum. The Seleucid Kings of Syria, 1: xvi.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 230-232.
- ↑ Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 110-111.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 107.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران از آغاز تا انقراض ساسانیان، ۱: ۱۳۹-۱۴۰.
- ↑ Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 43-45.
- ↑ Erickson, “Introduction”, The Seleukid Empire, 281-222 BC: War Within the Family, 1.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 329-330.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 117.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108.
- ↑ Plischke, Die Seleukiden und Iran: Die seleukidische Herrschaftspolitik in den östlichen Satrapien, 332-333.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 10.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 108-110.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 109.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 82.
- ↑ Thomas, “Bactrian Coins”, Journal of the Royal Asiatic Society of Great Britain and Ireland, 113.
- ↑ Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 61.
- ↑ Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 85-92.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 363-367.
- ↑ ۵۲٫۰ ۵۲٫۱ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 110-111.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 183-184.
- ↑ Esposito, Armies of the Hellenistic States 323 bc to ad 30: History and Organization, 135.
- ↑ Wiesehöfer, Ancient Persia: From 550 BC to 650 AD, 312.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 111-113.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 112.
- ↑ Rawlinson, Bactria, from the Earliest Times to the Extinction of Bactrio-Greek Rule in the Punjab, 92-93.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 11.
- ↑ ۶۰٫۰ ۶۰٫۱ پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانیمآبی»، پژوهشهای ایرانشناسی، ۵۴.
- ↑ Coloru, “Seleucid Iran”, King of the Seven Climes: A History of the Ancient Iranian World (3000 BCE - 651 CE), 113.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 393.
- ↑ Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۹-۳۰.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۸.
- ↑ ۶۵٫۰ ۶۵٫۱ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیها تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳: ۱۰۴.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 2-3.
- ↑ Ma, Antiochos III and the Cities of Western Asia Minor, 123-124.
- ↑ Candotti and Giudice, “The Seleucid Influence on the Gandhāran Administrative System: A Study on the Greek-Derived Political Offices with Special Reference to the Indo-Scythian Kingdom of Apraca”, La ricezione dell’ultimo Alessandro: Mirabilia e violenza al di qua e al di là dell’Indo, 246.
- ↑ پیغمبری، «اهمیت سرزمین ماد بزرگ در تحولات ایران در دورۀ یونانیمآبی»، پژوهشهای ایرانشناسی، ۵۰.
- ↑ Bar-Kochva, The Seleucid Army: Organization and Tactics in the Great Campaigns, 201.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۷.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۲.
- ↑ Austin, The Hellenistic World from Alexander to the Roman Conquest: A Selection of Ancient Sources in Translation, 317.
- ↑ Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 2.
- ↑ یارشاطر، تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، ۳: ۱۰۶.
- ↑ Foldvari, Iossif and Leeuwen, “Coin Diffusion Patterns in the Seleucid Empire: A Statistical Analysis”, Archaeological and Anthropological Sciences, 6-7.
- ↑ Ashkenazi et al, “Archaeometallurgical Characterization of Seleucid Leaded Bronze Coins: Towards an Understanding of Flans Standardization”, Metallography, Microstructure, and Analysis, 29.
- ↑ Burstein, “The Seleucid Conquest of Koile Syria and the Incense Trade”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 38-40.
- ↑ Schäfer, “The Seleucids and the Seas”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 273-275.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 70.
- ↑ Chaumont, “Études d’histoire parthe. V. - La route royale des Parthes de Zeugma à Séleucie du Tigre d'après l'Itinéraire d'Isidore de Charax”, Syria. Archéologie, Art et histoire, 104-105.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۵.
- ↑ Shanechi، «Survival and Instability Factors of Hellenistic Culture and the Greek System of Government after the Fall of the Achaemenids in the West of Asia»، International Journal of Arts, Humanities and Social Studies، ۲۶.
- ↑ Canepa, “Seleukid Sacred Architecture, Royal Cult and the Transformation of Iranian Culture in the Middle Iranian Period”, Iranian Studies, 76.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۰۹-۱۱۱.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶-۱۲۷.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۳-۱۱۹.
- ↑ Tarn, The Greeks in Bactria and India, 5-9.
- ↑ بهروزی، «سیاست شهرسازی سلوکیان در سرزمینهای مفتوحه»، پژوهشهای باستانشناسی ایران، ۱۱۴.
- ↑ گرانتوفسکی، تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، ۱۲۶.
- ↑ Martinez-Sève, “Seleucid Religious Architecture in Ai Khanum: A Case Study”, Iran and the Transformation of Ancient Near Eastern History: The Seleucids (ca. 312–150 BCE). Proceedings of the Third Payravi Conference on Ancient Iranian History, UC Irvine, February 24th–25th, 2020, 217.
- ↑ Hoo, “Ai Khanum in the Face of Eurasian Globalisation: A Trans-Local Approach to a Contested Site in Hellenistic Bactria”, Ancient West & East, 162.
- ↑ Gauthier, “An Archaeological Approach to ‘Hellenization’ in the Seleucid Empire”, Vexillum: The Undergraduate Journal of Classical and Medieval Studies, 71.