|
|
| خط ۲۹: |
خط ۲۹: |
| {{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. | | {{درشت|'''قوم هزاره'''}}؛ از اقوام بومی و فارسیزبان افغانستان. |
|
| |
|
| قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که بهطور عمده در مناطق مرکزی با نام هزارهجات یا هزرستان [[زندگی]] میکنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن میگویند. اکثریت هزارهها [[شیعه]] اثنیعشری هستند، اما اقلیتهای شیعهٔ اسماعیلی و اهلسنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوهبر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه بهدلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[استرالیا]]، [[آمریکا]]، [[کانادا]]، [[نیوزلند]]، [[برزیل]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونتآمیزی علیه هزارهها انجام داد که به [[نسلکشی]] و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهههای اخیر، هزارهها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت [[طالبان]] در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبهرو شدند. | | قوم هزاره از اقوام بومی و اصیل [[افغانستان]] با پیشینهٔ کهن تاریخی است که بهطور عمده در مناطق مرکزی با نام هزارهجات یا هزرستان [[زندگی]] میکنند و به گویش هزارگی از [[زبان فارسی]] سخن میگویند. اکثریت هزارهها [[شیعه]] اثنیعشری هستند، اما اقلیتهای شیعهٔ اسماعیلی و اهلسنت نیز میان آنان وجود دارد. این قوم علاوهبر افغانستان، در [[ایران]]، [[پاکستان]] و [[آسیای میانه]] سکونت دارند و امروزه بهدلیل [[مهاجرت]]، در [[کشورهای اروپایی]]، [[روسیه]]، [[آمریکا]] و [[ترکیه]] نیز حضور پررنگی دارند. در دههٔ ۱۸۹۰م، امیر عبدالرحمان حملات خشونتآمیزی علیه هزارهها انجام داد که به [[نسلکشی]] و غصب سرزمین آنها منجر شد. در دهههای اخیر، هزارهها با تشکیل احزاب سیاسی مانند حزب وحدت اسلامی افغانستان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان ایفا کردند. پس از سقوط حکومت [[طالبان]] در ۲۰۰۱م، حضور مردم هزاره در نهادهای سیاسی و فرهنگی افزایش یافت، اما با بازگشت طالبان در ۲۰۲۱م بار دیگر با تبعیض و محرومیت روبهرو شدند. |
|
| |
|
| == نامگذاری == | | == نامگذاری == |
| خط ۵۹۰: |
خط ۵۹۰: |
| قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | | قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> |
|
| |
|
| پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزارههای شیعه در ولایت مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این ولایت کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکهاولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروههای هزاره، آمار کشتهها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کردهاند. | | پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزارههای شیعه در مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این منطقه کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی یکهاولنگ در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروههای هزاره، آمار کشتهها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کردهاند. |
|
| |
|
| همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفتهاند.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا، نسبت به کشتارهای هدفمند، طی این سالها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بینالمللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | | همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفت.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا به کشتارهای هدفمند، طی این سالها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بینالمللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> |
|
| |
|
| حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: | | حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: |
| خط ۶۱۱: |
خط ۶۱۱: |
| # انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش. | | # انفجار در آموزشگاه کاج در غرب کابل و کشته شدن حداقل ۵۳ نفر که بیشتر قربانیان آن دانشآموزان دختر بودند در ۱۴۰۱ش. |
|
| |
|
| در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | | در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، اعمال شده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> در مقابل، برخی شخصیتهای هزاره برای احیای هویت هزاره تلاش کردهاند، ازجمله: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> |
|
| |
|
| == احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | | == احزاب و تشکلهای سیاسی == |
| [[پرونده:قوم هزاره۳.jpeg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]]
| | هزارههای افغانستان از دههٔ ۱۳۲۰ش احزاب و تشکلهای سیاسی متعددی را تأسیس کردهاند. |
| پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیضمحمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاوسوار، سید اسماعیل بلخی، محمداسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref>
| |
|
| |
|
| == احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | | ==== احزاب و تشکلهای سیاسی قوم هزاره ==== |
| [[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]]
| | {| class="wikitable" |
| فعالیتهای گروههای سیاسی هزاره در قالبهای نوین، به دوران فعالیت سید اسماعیل بلخی در دههٔ ۱۳۲۰ش و پس از آن بازمیگردد و در این قسمت به برخی از مهمترین احزاب و ائتلافهای هزارهها پرداخته میشود.
| | !نام حزب/تشکل |
| | | !سال تأسیس |
| === حزب ارشاد ===
| | !بنیانگذاران/رهبران |
| سید اسماعیل بلخی از چهرههای برجسته مبارزه علیه استبداد و از پیشگامان ادبیات مقاومت در افغانستان بود. او که در قالب مجتمع فرهنگی اسلامی، اتحاد سری/حزب ارشاد و سازمان جوانان اسلام فعالیت میکرد، براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی و برپایی نظام جمهوری را مطالبه میکرد، اما عدالت دال محوری گفتمان او بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref> بلخی پیش از تدوین قانون اساسی ۱۳۴۳ش، نظام جمهوری را راهی برای تحقق عدالت معرفی کرده بود. او در سال ۱۳۲۹ش با هدف براندازی نظام، تشکیلات اتحاد سری یا ارشاد را با همکاری افرادی چون سیدعلی گوهر غوربندی و محمدابراهیم شهرستانی (معروف به گاوسوار) سازماندهی کرد. گرچه این تلاش به دلیل افشای نقشهٔ عملیاتی ناموفق بود و به دستگیری بلخی و یارانش منجر شد، اما گفتمان عدالتخواه او ادامه یافت.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref>
| | !گرایش فکری و اهداف |
| | | !توضیحات |
| === سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان ===
| | |- |
| در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، سازمان جوانان اسلام به رهبری میر علیاصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل شد. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دههٔ قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به مجاهدین مستضعفین افغانستان، شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا) و سازمان مجاهدین ملی (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامهٔ فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان سازمان مجاهدین مستضعفین، مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته میشود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ش به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر [[آیتالله طالقانی]] و [[علی شریعتی]] بود و با [[حزب توده]] و [[سازمان مجاهدین خلق ایران]] ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهتهایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاههای این جریان بهکار میرفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپگرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها بهعنوان جریان التقاطی، سوق داد.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref>
| | |اتحاد سری/حزب ارشاد |
| | | |۱۳۲۹ش |
| === سازمان نصر ===
| | |سید اسماعیل بلخی، سیدعلی گوهر غوربندی، محمدابراهیم شهرستانی (گاوسوار) |
| سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقهٔ اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامنعلی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، بهویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد.
| | |براندازی استبداد، آزادی، وحدت ملی، عدالت و نظام جمهوری |
| | | |گفتمان عدالتخواهی؛ به دلیل افشای نقشه، ناموفق بود و بلخی دستگیر شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 254.</ref><ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص87.</ref> |
| فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما بهتدریج جنبهٔ سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و بههمین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند پیام مستضعفین و حبلالله، اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوهٔ مواجههٔ آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را بهعنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار میدادند و به خط امامی معروف بودند. با این حال، کاملاً از تفاوتهای ماهوی جامعهٔ افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref> | | |- |
| | | |سازمان جوانان اسلام |
| === شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان ===
| | |۱۳۳۱ش |
| شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزهٔ مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد [[سید ابوالقاسم خویی]] قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیهٔ تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزارهنشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراطگرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمیدانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا بهدلیل انشعابات و درگیریهای داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref>
| | |میر علیاصغر شعاع |
| | | |تحت تأثیر اندیشههای بلخی |
| === پاسداران جهاد اسلامی افغانستان ===
| | |پس از دستگیری رهبر، منحل شد. |
| در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، بهسرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که تصفیهٔ این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref>
| | |- |
| | | |مجاهدین مستضعفین افغانستان |
| === حرکت اسلامی افغانستان ===
| | |از ۱۳۴۷ش |
| [[پرونده:قوم هزاره۲.jpg|جایگزین=حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان|بندانگشتی|حزب حرکت اسلامی آزاد افغانستان]]
| | | - |
| حزب حرکت اسلامی افغانستان در فروردین ۱۳۵۸ش در قم و به رهبری شیخ محمد آصف محسنی اعلام موجودیت کرد. این حزب که عمدتاً از شیعیان غیر هزاره مانند قزلباشان، سادات و پشتونهای شیعه و بخشی از هزارهها تشکیل شده بود، یکی از اولین گروههای شیعه بود که علیه دولت حزب خلق و پرچم به مبارزهٔ مسلحانه روی آورد. گرچه این حزب در ایران تأسیس شد، اما در دوران جهاد علیه شوروی، روابط خوبی با جمهوری اسلامی ایران نداشت و بیشتر مورد حمایت مالی و سیاسی پاکستان و حامیان غربی مجاهدین قرار میگرفت.
| | |اسلام انقلابی، توحید، جهاد، شهادت، عدالت |
| | | |ابتدا با نامهای پاسداران اسلامی، سازمان مجاهدین ملی و سپس مجاهدین مستضعفین فعالیت کرد؛ متأثر از امام خمینی، طالقانی و شریعتی.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89.</ref> |
| تفاوت اصلی حزب حرکت اسلامی با دیگر احزاب شیعه در عدم پذیرش ولایت فقیه و نظریهٔ سیاسی امام خمینی بود؛ رهبر آن خود را صاحب نظر و فتوا در این زمینه میدانست. اهداف گفتمانی این حزب شامل ایجاد جمهوری اسلامی بر اساس قرآن، سنت و عقل، برقراری نظام اقتصادی اسلامی، تأمین آزادی بر مبنای اسلام، رسمیت مذهب جعفری در کنار حنفی، رسمیت دو زبان پشتو و فارسی، برابری حقوق زنان و مردان، پایهگذاری سیاست خارجی بر اساس همزیستی مسالمتآمیز، تشکیل ارتش منظم ملی، حضور شیعیان در دولت و توزیع عادلانهٔ بیتالمال بود. حزب حرکت اسلامی نیز مانند سایر گروهها، فعالیتهای فرهنگی از جمله انتشار نشریات و ساخت حوزهٔ علمیه و پرورش طلاب را در دستور کار داشت و پس از پیروزی مجاهدین، با دولت اسلامی ربانی همکاری کرد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref>
| | |- |
| | | |سازمان نصر |
| === حزب اسلامی رعد افغانستان ===
| | |۱۳۵۸ش |
| در ۱۳۳۸ش توسط سید اسدالله نکتهدان تأسیس شد و ابتدا در عرصه فرهنگی و سیاسی فعالیت میکرد، سپس دامنهٔ فعالیت خود را گسترش داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref>
| | |عبدالعلی مزاری، ضامنعلی واحدی و دیگر علمای مقیم کابل، نجف، قم و مشهد |
| | | |اسلام انقلابی، مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار، عدالت و حمایت از مستضعفین |
| === سازمان فلاح اسلامی افغانستان ===
| | |متأثر از اندیشههای شریعتی، طالقانی و امام خمینی؛ فعالیتهای فرهنگی مانند انتشار نشریات پیام مستضعفین و حبلالله؛ پذیرش ولایت فقیه.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298.</ref> |
| در ۱۳۵۹ش از شورای اتفاق جدا شد و بهصورت مستقل فعالیت خود را ادامه داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.</ref>
| | |- |
| | | |شورای اتفاق انقلابی اسلامی |
| === جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان ===
| | |شهریور ۱۳۵۸ش |
| در ۱۳۵۸ش از ائتلاف شش گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی، نیروی اسلامی، نهضت اسلامی، اتحادیهٔ علما و نهضت روحانیت و جوان تشکیل شد؛ اما دوام چندانی نداشت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref>
| | |سیدعلی بهشتی |
| | | |ایجاد حکومت اسلامی و مبارزه مسلحانه |
| === جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان ===
| | |حکومت خودمختار بر مناطق هزارهنشین؛ به دلیل تناقضات گفتمانی و درگیریهای داخلی، از ۱۳۶۴ش مشروعیت خود را از دست داد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329.</ref> |
| حدود یک سال پس از اتحاد انقلاب اسلامی، از ائتلاف ۱۰ گروه شیعه شامل سازمان نصر، حرکت اسلامی افغانستان، سازمان مجاهدین خلق افغانستان، دعوت اسلامی افغانستان، جنبش مستضعفین افغانستان، سازمان رعد اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان، روحانیت و جوان افغانستان، شورای اتفاق اسلامی افغانستان و نیروی اسلامی افغانستان تشکیل شد. این جبهه نشریهٔ عاشورا را منتشر میکرد که پس از چهار شماره متوقف و جبهه نیز منحل شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref> | | |- |
| | | |پاسداران جهاد اسلامی افغانستان |
| === ائتلاف چهارگانه ===
| | |۱۳۶۱ش |
| در ۱۳۶۴ش از اتحاد جبههٔ متحد انقلاب اسلامی، سازمان نصر افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و نهضت اسلامی افغانستان تشکیل شد. عبدالعلی مزاری سخنگوی این ائتلاف بود که عمر کوتاهی داشت و از هم پاشید.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref>
| | |جمعی از علما و روحانیون |
| | | |پیروی از ولایت فقیه و الگوگیری از جمهوری اسلامی ایران |
| === شورای ائتلاف اسلامی افغانستان ===
| | |با انشعاب از شورای اتفاق؛ به خط امامی شهرت داشت و از حمایت رسمی ایران برخوردار بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119.</ref> |
| در ۱۳۶۵ش تشکیل و در بهار ۱۳۶۶ش اعلام موجودیت کرد. این شورا از هشت گروه شامل سازمان نصر افغانستان، جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان، حزبالله افغانستان، حرکت اسلامی افغانستان، پاسداران جهاد اسلامی افغانستان، سازمان نیروی اسلامی افغانستان، نهضت اسلامی افغانستان و دعوت اسلامی افغانستان تشکیل شده بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.</ref>
| | |- |
| | | |حرکت اسلامی افغانستان |
| === حزب وحدت اسلامی ===
| | |فروردین ۱۳۵۸ش |
| در ۱۳۶۸ش از اتحاد هفت حزب اصلی شیعه شامل سازمان نصر، پاسداران جهاد اسلامی، نهضت اسلامی، جبهه متحد انقلاب اسلامی، سازمان نیروی اسلامی، حزب دعوت اسلامی و شورای اتفاق اسلامی تشکیل شد. عبدالعلی مزاری بهعنوان اولین دبیرکل انتخاب شد. این حزب توانست کنترل مناطق شیعهنشین را بهدست گرفته و امنیت نسبی ایجاد کند. پس از شهادت عبدالعلی مزاری در ۱۳۷۳ش توسط طالبان، محمدکریم خلیلی به رهبری رسید. حزب وحدت بعدها به شاخههای متعدد از جمله جناحهای خلیلی، محقق، اکبری و عرفانی تقسیم شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.</ref>
| | |شیخ محمد آصف محسنی |
| | |جمهوری اسلامی بر اساس قرآن و سنت، رسمیت مذهب جعفری، برابری حقوق زنان و مردان، توزیع عادلانه بیتالمال |
| | |عدم پذیرش ولایت فقیه؛ حمایت مالی و سیاسی از سوی پاکستان و غرب؛ همکاری با دولت ربانی پس از پیروزی مجاهدین.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 259.</ref> |
| | |- |
| | |حزب اسلامی رعد افغانستان |
| | |۱۳۳۸ش |
| | |سید اسدالله نکتهدان |
| | |فعالیت فرهنگی و سیاسی، سپس گسترش دامنه فعالیت |
| | |<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 214.</ref> |
| | |- |
| | |سازمان فلاح اسلامی افغانستان |
| | |۱۳۵۹ش |
| | | - |
| | |مستقل از شورای اتفاق |
| | |با انشعاب از شورای اتفاق شکل گرفت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 317.</ref> |
| | |- |
| | |جبهه متحد انقلاب اسلامی افغانستان |
| | |۱۳۵۸ش |
| | |ائتلاف شش گروه شیعه |
| | |ائتلاف گروههای شیعه |
| | |دوام چندانی نداشت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 149.</ref> |
| | |- |
| | |جبهه آزادیبخش انقلاب اسلامی افغانستان |
| | |حدود ۱۳۵۹ش |
| | |ائتلاف ۱۰ گروه شیعه |
| | |ائتلاف گستردهتر شیعیان |
| | |نشریهٔ عاشورا را منتشر کرد؛ پس از چهار شماره منحل شد.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 151.</ref> |
| | |- |
| | |ائتلاف چهارگانه |
| | |۱۳۶۴ش |
| | |سازمان نصر، پاسداران جهاد، جبهه متحد، نهضت اسلامی |
| | |اتحاد موقت |
| | |سخنگو: عبدالعلی مزاری؛ عمر کوتاه داشت.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 83.</ref> |
| | |- |
| | |شورای ائتلاف اسلامی افغانستان |
| | |۱۳۶۵–۱۳۶۶ش |
| | |هشت گروه شیعه (نصر، جبهه متحد، حزبالله، حرکت، پاسداران، نیروی اسلامی، نهضت، دعوت) |
| | |اتحاد گسترده گروههای شیعه |
| | |<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص347.</ref> |
| | |- |
| | |حزب وحدت اسلامی افغانستان |
| | |۱۳۶۸ش |
| | |هفت حزب اصلی (نصر، پاسداران، نهضت، جبهه متحد، نیروی اسلامی، دعوت، شورای اتفاق) |
| | |اتحاد شیعیان، عدالت، مقاومت |
| | |دبیرکل اول: عبدالعلی مزاری؛ پس از شهادت وی، محمدکریم خلیلی رهبری را بر عهده گرفت. بعدها به شاخههای متعدد (خلیلی، محقق، اکبری، عرفانی) تقسیم شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص473-478.</ref> |
| | |} |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |