بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳: | خط ۳: | ||
اصول دین، بنیان هر دین و تکیهگاه باورهای اعتقادی آن هستند. در اسلام، این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آنها افزوده میشود. این اصول، که در همه ادیان الهی مشترکاند، ریشه در فطرت انسان دارند و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خوردهاند. باور به این اصول، به زندگی معنا میبخشد، جامعه را استوار میسازد و انسان را از لغزشها و انحرافات اخلاقی محافظت میکند. | اصول دین، بنیان هر دین و تکیهگاه باورهای اعتقادی آن هستند. در اسلام، این اصول شامل توحید، نبوت و معاد است و در مذهب تشیع، عدل و امامت نیز به آنها افزوده میشود. این اصول، که در همه ادیان الهی مشترکاند، ریشه در فطرت انسان دارند و با گرایش درونی او به حقیقت، نیکی و جاودانگی پیوند خوردهاند. باور به این اصول، به زندگی معنا میبخشد، جامعه را استوار میسازد و انسان را از لغزشها و انحرافات اخلاقی محافظت میکند. | ||
== تبیین مفهومی | == تبیین مفهومی == | ||
اصول دین، پایهها و ریشههای اصلی یک دین هستند؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref>[https://www.juosul.ir/article_114262_28258dda692bace880cf3a761f69a006.pdf دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> مهمترین بخش دین اسلام، اعتقادات است و به همین دلیل اعتقادات را «اصول دین» یا «اصول عقاید» مینامند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/11 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص11.]</ref> این اصول جهانبینی مسلمانان را شکل میدهند و اساس دیگر آموزههای دینی مانند اخلاق و احکام هستند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> | اصول دین، پایهها و ریشههای اصلی یک دین هستند؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref>[https://www.juosul.ir/article_114262_28258dda692bace880cf3a761f69a006.pdf دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> مهمترین بخش دین اسلام، اعتقادات است و به همین دلیل اعتقادات را «اصول دین» یا «اصول عقاید» مینامند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/11 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص11.]</ref> این اصول جهانبینی مسلمانان را شکل میدهند و اساس دیگر آموزههای دینی مانند اخلاق و احکام هستند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
=== معاد === | === معاد === | ||
معاد به معنای بازگشت انسان | معاد به معنای اعتقاد به بازگشت انسان پس از مرگ به زندگى ابدى در عالم آخرت و دريافت پاداش و كيفر اعمالى كه در اين جهان انجام داده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> در نظام اعتقادی اسلام، هستی تنها به این جهان مادی محدود نمیشود و با مرگ انسان پایان نمییابد، بلکه این دنیا تنها بخشی کوچک از عالم هستی است و جسم نیز تنها بخشی از وجود انسان را تشکیل میدهد. بر این اساس، زندگی دنیوی انسان مقدمه زندگی اخروی و جاودانه اوست و سرنوشت انسان در آخرت، به کردار او در این جهان بستگی دارد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> اعتقاد به معاد بر این باور استوار است که انسان فقط یک بدن مادی نیست، بلکه روحی دارد که بعد از مرگ هم باقی میماند. اگر روح پس از مرگ باقی نماند، زنده شدن دوباره همان انسان بیمعنا خواهد بود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/355 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص355.]</ref> | ||
=== امامت === | |||
اعتقاد به امامت یکی از اصول اعتقادی در دین اسلام و مذهب شیعه است.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.]</ref> در اندیشه شیعی امامت به معنای پیشوایی و رهبری همهجانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است. این رهبری تنها زمانی درست است که امام از سوی خداوند تعیین شده باشد و از هرگونه خطا و گناه دور باشد تا بتواند دین را بهدرستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref> بنابراین امامان جانشینان پیامبر هستند و وظیفه دارند تا آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است، برای مردم تفسیر و بیان کنند و مردم را بهسوی خدا، سعادت و رستگاری هدایت نمایند.<ref>[https://www.juosul.ir/article_114262_28258dda692bace880cf3a761f69a006.pdf دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> | |||
== فطری بودن و اشتراک ادیان الهی در اصول دین == | |||
فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت بهطور طبیعی در وجود همه انسانها قرار دارد و انسانها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> | |||
انسانها بهطور فطری به موجودی گرایش دارند که بدون هرگونه نقصی، خوبی بینهایت باشد. هر انسانی چنین موجودی را دوست دارد، او را میستاید و پرستش میکند. این موجود فقط خداوند یکتا است؛ زیرا هر انسانی درک میکند که خوبی بینهایت نمیتواند بیش از یکی باشد؛ چون اگر بیش از یکی باشد، محدود میشود و این با بینهایت بودن سازگار نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص38.]</ref> | |||
ایمان به معاد نیز یکی از باورهای فطری انسان است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص39.]</ref> فطرتِ انسان، خواهان زندگی جاودانه است و هیچکس نیست که آرزوی خوشبختی و سعادت همیشگی را در دل خود نداشته باشد. ازآنجاکه این دنیای زودگذر نمیتواند پاسخگوی این خواسته باشد، زندگی جاودانه و سعادت واقعی در جهان آخرت خواهد بود.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> | |||
اعتقاد به نبوت نيز مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بینهایت میداند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت بهسوی همان خوبی بینهایت است بهطور طبیعی میپذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامهای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref> | |||
فطری بودن اصول دین، ما را به این نتیجه میرساند که همه ادیان الهی در سه اصل اعتقادی توحید، نبوت و معاد با هم مشترکاند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاینرو تفاوت ادیان الهی تنها در برخی مسائل جزئی است مانند تفاوت در برخی از قوانین کیفری یا تفاوت در روشهای اجرای احکام متناسب با شرایط هر دوره.<ref>[https://fiqh.urd.ac.ir/article_59507_454cba7bd267c3f60d982416d06516f6.pdf صادقی فدکی، «وحدت شرایع الاهی در اصول و فروع»، 1400ش، ص18-20.]</ref> | |||
== چگونگی باور به اصول دین == | |||
آیا برای شناخت و باور به اصول دین باید یقین کامل و صد درصد داشته باشیم، یا همینکه باور جدی و قوی داشته باشیم کافی است؟<ref>[https://journals.miu.ac.ir/article_1695_84e5c34795cd71075f7e567115cfa331.pdf کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص7.]</ref> جواب این است که در درجه اول، داشتن یقین کامل بهترین حالت است. اگر رسیدن به این یقین ممکن نباشد، داشتن اعتقاد قوی و مطمئن و مطابق با واقع لازم است.<ref>[https://journals.miu.ac.ir/article_1695_84e5c34795cd71075f7e567115cfa331.pdf کریم زاده و عارفی، «معرفت لازم در اصول عقاید»، 1394ش، ص23.]</ref> | |||
ازاینرو، مراد از تقلیدی که علما در باور به اصول دین جایز نمیدانند، پذیرفتن کورکورانه و بدون دلیل باورها است، بدون اینکه برای فرد یقین حاصل شود؛ اما اگر افراد از طریق تقلید، بتوانند به اطمینان برسند، این کافی است؛ بهویژه برای عموم مردم که اصول دین خود را از تعلیمات و بیانات علما فرامیگیرند.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_9139_9cf5bda6b66ee4ec0d72a993a559b5f8.pdf زاهدیمقدم و فرهادی، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، 1403ش، ص128-129.]</ref> | |||
== کارکردهای اجتماعی اصول دین == | |||
=== پایداری جامعه === | |||
هر جامعهای برای پویایی و دوام نیازمند ارزشهای بینهایت و پایدار است. اگر جامعه تنها به ارزشهای کوتاهمدت و گذرا توجه کند، دلیل وجودی خود را از دست خواهد داد. علاوه بر این، ارزشهای اجتماعی باید با قوانین طبیعت و انسان هماهنگ باشند و نیازهای مشروع همه افراد جامعه را برآورده کنند تا مردم به خوشبختی مطلوب برسند و نیازی به شکستن جامعه یا تشکیل جوامع جدید نداشته باشند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص35.]</ref> | |||
بر اساس اصل توحید، جامعه اسلامی باید در جهت نزدیکی به خداوند یعنی سرچشمه بینهایت همه خوبیها حرکت کند. ایمان به پیامبران الهی و پیروی از آنها نیز، موجب وحدت در هنجارها و رفتارهای اجتماعی میشود. بررسی تاریخ جوامع نشان میدهد که حاکم شدن ارزشهای غیرانسانی مانند طمعِ قدرت و پول بر جامعه، منجر به نابودی آنها شده است، مانند نابودی قوم نوح و لوط.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20110225125521-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4%20%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%D9%8A.pdf زاهد زاهدانی، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، 1367ش، ص36-37.]</ref> | |||
=== تأثیر بر سبک زندگی === | |||
جهانبینی هر انسان سبک زندگی او را مشخص میکند. هر مکتب فکری، بر اساس باورهای خود، نیازهای انسان را مشخص میکند. در دین اسلام، آغاز زندگی، مسیر آن و هدف نهایی انسان، با توجه به آموزههای دینی روشن شده است و زندگی اسلامی زمینهساز بندگی خدا است.<ref>[https://ayenalavi.whc.ir/article_515_2cc8418cbd7189af003923924429a6fd.pdf مهدیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهجالبلاغه»، 1402ش، ص11.]</ref> | |||
=== پیشگیری از انحراف === | |||
ریشه اصلی حالت خود مراقبتی و تقوا در رفتارهای فردی و اجتماعی انسان، باورها و اعتقادات اوست.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص70-71.]</ref> وقتی انسان خداوند را دوست دارد، سعی میکند کارهای خود را طوری انجام دهد که خدا از او راضی باشد. شناخت خداوند باعث میشود انسان هم به او محبت داشته باشد و هم از بزرگی و عظمت او حساب ببرد. این احساس باعث میشود انسان کمتر به وسوسههای شیطان گوش دهد و از انجام کارهای نادرست دوری کند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص80.]</ref> | |||
اگر انسان به عدالت خداوند ایمان داشته باشد، مراقب حرفها و کارهای خود خواهد بود تا به دیگران ظلم نکند و حق کسی را ضایع نسازد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> همچنین یاد آخرت و روز قیامت، انسان را از انجام رفتارهای نامناسب بازمیدارد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص87.]</ref> بهعلاوه باور به معاد به زندگی انسان معنا میدهد، او را امیدوار میکند و اجازه نمیدهد احساس پوچی و بیهدفی بر او غلبه کند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص88.]</ref> | |||
== منابع == | |||
توران، امداد، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، شیعه شناسی، شماره 44، زمستان 1392ش. | |||
توران، امداد و شیخی زازرانی، داود، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، پژوهشنامه کلام، شماره 1، پاییز و زمستان 1393ش. | |||
دیوانی، ﺍﻣﯿﺮ، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، پژوهشهای اصولی، شماره 21، ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ 1393ش. | |||
زاهدی مقدم، محمد و فرهادی، وحید، «لزوم کسب علم اجتهادی یا کفایت علم تقلیدی در عقاید از منظر مذاهب کلامی»، پژوهشنامه کلام، شماره 20، بهار و تابستان 1403ش. | |||
زاهد زاهدانی، سید سعید، «نگرش اجتماعی به اصول دین»، علوم اجتماعی و انسانی، شماره 7، پاییز 1367ش. | |||
سبحانی، جعفر، «منشور عقاید امامیه»، قم: موسسه امام صادق (ع)، زمستان 1376ش. | |||
سبحانی، روح اله و الهی منش، محمدرضا، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزههای نهجالبلاغه»، پژوهشهای حفاظتی و امنیتی، شماره 15، پاییز 1394ش. | |||
صادقی فدکی، سید جعفر، «وحدت شرایع الهی در اصول و فروع»، مطالعات تطبیقی مذاهب فقهی، شماره 2، اسفند 1400ش. | |||
عبودیت، عبدالرسول و مصباح، مجتبی، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، تابستان 1398ش. | |||
فلاح یخدانی، زکیه، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، معرفت، شماره 299، آبان 1401ش. | |||
کریم زاده، رحمتالله و عارفی، محمد اسحاق، «معرفت لازم در اصول عقاید»، پژوهشـنامه کلام، شماره 3، پاییز و زمستان 1394ش. | |||
مصباح یزدی، محمدتقی، «آموزش عقايد»، ناشر: شركت چاپ و نشر بینالملل سازمان تبليغات اسلامى، بهار 1384ش. | |||
مهدیه، سمیه، «اصول اعتقادی اسلام و ضرورت آن در سایه نیازسنجی انسان در نهجالبلاغه»، آیین علوی، شماره 12، اسفند 1402ش. | |||
رضوی، رسول، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، کلام اسلامی، شماره 50، تابستان 1383ش. | |||
== پانویس == | |||