ایل قاجار: تفاوت میان نسخهها
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
=== دورهٔ افشاریه و زندیه === | === دورهٔ افشاریه و زندیه === | ||
در دوران افشاریه و زندیه، ایل قاجار بهتدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.<ref>{{پک|پیرنیا|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایران|ص=۷۶|ج=}}</ref> پس از سقوط صفویه و در دورهٔ نادرشاه، قاجارها در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان بهعنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرجومرج، قاجارها دامنهٔ نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،|ص=۲۳–۲۴|ج=}}</ref> در دورهٔ زندیه، کریمخان زند با سیاست [[مدارای سیاسی|مدارا]]، آغامحمدخان قاجار را بهعنوان گروگان در [[شیراز]] نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، بهتدریج رقیبان خود را سرکوب کرد و زمینه را برای تأسیس [[ | در دوران افشاریه و زندیه، ایل قاجار بهتدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.<ref>{{پک|پیرنیا|۱۳۷۵|ک=تاریخ ایران|ص=۷۶|ج=}}</ref> پس از سقوط صفویه و در دورهٔ نادرشاه، قاجارها در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان بهعنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرجومرج، قاجارها دامنهٔ نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،|ص=۲۳–۲۴|ج=}}</ref> در دورهٔ زندیه، کریمخان زند با سیاست [[مدارای سیاسی|مدارا]]، آغامحمدخان قاجار را بهعنوان گروگان در [[شیراز]] نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، بهتدریج رقیبان خود را سرکوب کرد و زمینه را برای تأسیس سلسله [[قاجار]] فراهم ساخت.<ref>{{پک|شمیم|۱۳۸۷|ک=ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،|ص=۳۰–۲۷|ج=}}</ref><ref>{{پک/بن|کد۵۵|ک=وبسایت روزنامهٔ دنیای اقتصاد|ف=دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار}}</ref> | ||
=== سلسه پادشاهی === | === سلسه پادشاهی === | ||
نسخهٔ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۱۵
ایل قاجار؛ طایفهای ترکتبار که از اواخر قرن نهم هجری در تاریخ ایران اثرگذار شد.
ایل قاجار، از اواخر قرن نهم هجری، با پیوستن به اتحادیهٔ قزلباش و همراهی با مریدان شیخ حیدر صفوی، به یکی از نیروهای اثرگذار نظامی و سیاسی ایران بدل شد. آنان نخست در آناتولی جای گرفتند، سپس در آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شدند. در دورهٔ صفوی، بهعنوان یکی از وفادارترین طوایف قزلباش، در نبردها شرکت کردند و برخی از سردارانشان به بالاترین مناصب نظامی و دیپلماتیک دست یافتند. قاجارها در روزگار افشاریه و زندیه، پایگاه خود را در شمال ایران استوارتر کردند و پس از مرگ کریمخان زند، آغامحمدخان قاجار با چیرگی بر رقیبان، در سال ۱۱۷۴ش، سلطنت قاجاریه را بنیاد نهاد. این سلسله نزدیک به ۱۳۰ بر ایران فرمان راند، تا اینکه در ۱۳۰۴ش با کودتای رضاخان پهلوی، صفحهای دیگر از تاریخ ایران ورق خورد. امروز، فرزندان و بازماندگان این ایل کهن، در سرزمین ایران و نیز در کشورهای اروپایی و آمریکا پراکندهاند؛ برخی از آنان با دلبستگی به ریشههای تاریخیشان، به پژوهش و فرهنگپردازی دربارهٔ این سلسله مشغولاند و یاد آن روزگاران را زنده نگاه داشتهاند.
نامگذاری
واژهٔ «ایل» ریشه در زبانهای مغولی و ترکی دارد و بر مفاهیمی چون دوستی، همپیمانی و همقبیلگی دلالت میکند. جمع آن «ایلات» است و نخستین کاربرد آن در متون فارسی به دورهٔ ایلخانیان بازمیگردد، جایی که این اصطلاح برای اشاره به گروههای کوچرو و نیمهکوچروی سازمانیافته بر پایهٔ خویشاوندی به کار میرفته است.[۱]
واژهٔ «قاجار» از مصدر ترکی «قاجمک» بهمعنای فرار کردن مشتق شده و پسوند «ار» در آن نقش اسم فاعلی دارد؛ ازاینرو، معانی چون «کسی که فرار میکند»، «مرد دونده» یا «کسی که در کوهستان میدود» برای آن ذکر شده است.[۲] همچنین در کتب تاریخی، از اشخاصی با لقب «قچرچی» (بهمعنای راهنما) یاد شده که احتمالاً در جنگها، در مناطق کوهستانی بهعنوان راهنمای لشکریان و ناقل اطلاعات نظامی عمل میکردهاند.[۳] برخی منابع نیز نام این گروه را به منطقهٔ گنجه در آذربایجان مرتبط دانسته و قاجارها را مردمانی جنگاور و سلحشور توصیف کردهاند.[۴]
ریشههای قبیلهای
دربارهٔ خاستگاه قبیلهای قاجارها، دیدگاههای گوناگونی وجود دارد:
- روایت رسمی عصر قاجار نسب این ایل را به «قاجار نویان»، از امیران عصر هلاکوخان و غازانخان مغول میرساند، اما پژوهشگران بعدی این انتساب را فاقد اعتبار تاریخی دانستهاند؛ زیرا در منابع همعصر مغول نشانی از چنین شخصیتی وجود ندارد.[۵]
- دیدگاه دیگر محققان، قاجارها را از ترکان شرقی، بازماندگان طوایف جلایر، یا شاخهای از ترکمانان آناتولی (اوغوزها) دانستهاند که در قرن نهم هجری در منطقهٔ ذوالقدر و حلب میزیستهاند. نخستین بار در ۸۹۶ق/۱۴۹۱م در رویدادهای سیاسی آققویونلوها از آنان یاد شده است.
- برخی پژوهشگران با استناد به واژهٔ «قچرچی» در منابع کهن، شکلگیری هویت قاجارها را بر پایهٔ کارکردهای نظامی و راهنمایی (نه صرفاً خویشاوندی قبیلهای) محتمل دانستهاند. به نظر آنان، قاجارها ابتدا گروهی از ترکان آسیای مرکزی یا آناتولی بودند که در جریان تحولات عصر مغول و ایلخانی، بهتدریج در مناطق آذربایجان، قرهباغ، گنجه و استرآباد پراکنده شدند و در اواخر قرن نهم و اوایل قرن دهم هجری، بهعنوان یک اوباماق (طایفه) مستقل، و سپس با پیوستن به اتحادیهٔ قزلباش در دورهٔ صفویه، به یکی از طوایف نظامی و سیاسی تأثیرگذار در ایران تبدیل شدند.[۶]
ساختار اجتماعی ایل قاجار بر پایهٔ نظام قبیلهای با دو شاخهٔ اصلی یوخاریباش (بالاسر) و اشاقهباش (پایینسر) استوار بود که هر یک شامل شش طایفه با نامهای مشخص بودند. ریاست و حل اختلافات بر عهدهٔ سران و کلانتران طوایف بود و تصمیمات کلان، از جمله تعیین حدود چراگاهها، با مشارکت آنان صورت میگرفت. انسجام داخلی ایل تا حد زیادی به روابط خویشاوندی و وفاداری به رهبری وابسته بود و با وجود رقابتهای داخلی، در مقاطع حساس، سران ایل برای ایجاد اتحاد میان تیرهها اقدام میکردند.[۷]
در آستانهٔ عصر صفوی، قاجارها از چهار شاخه یا اوبهٔ اصلی تشکیل میشدند: آقچهقویونلو، آقچهلو، شامبیاتی (معروف به بیرمیدورت) و اوبهٔ اصلی قاجار. دو شاخهٔ نخست در حوزهٔ اولوس ذوالقدر جای داشتند و شاخهٔ شامبیاتی (با ریشهٔ اوغوزی) در شمال سوریه سکونت گزیده بود. اوبهٔ اصلی قاجار پس از بازگشت از آناتولی و شام، در منطقهٔ آذربایجان و اران، بهویژه قرهباغ و گنجه، استقرار یافت و بهتدریج شاخههایی مانند زیادلو، قوانلو و شاملو با پیوندهای ایلی و سیاسی به آن ملحق شدند.[۸]
جمعیتشناسی
ایل قاجار در منتهیالیه شرقی دشت گرگان، در حوالی استرآباد و در کرانههای رود گرگان، بهویژه در منطقهٔ «قلعه مبارکآباد» سکونت گزید. دامنهٔ فعالیت آنان از کوهپایههای البرز تا صحرای ترکمن را در بر میگرفت. رود گرگان مرز سکونت و چراگاههای طوایف را مشخص میکرد؛ بهگونهای که یوخاریباش در حوضهٔ بالای رود و اشاقهباش در حوضهٔ پایین رود ساکن شدند. این منطقه از طریق مسیرهایی مانند ساری و فیروزکوه به تهران، از سواحل خزر به رشت و از راه خبوشان (قوچان) به خراسان متصل بود. قاجارها با بهرهگیری از این بومزیست برای دامداری و کشاورزی و نیز با برقراری مناسبات دوستانه با ترکمنها و استفاده از صحرای ترکمن بهعنوان پناهگاه، توانستند در این منطقه پایدار بمانند و آن را به کانون تحولات تاریخی ایران تبدیل کنند.[۹]
از جمعیت دقیق قاجارها در قرون گذشته اطلاعی در دست نیست. ارقام ارائهشده در دورهٔ شاهسلطانحسین صفوی، ازجمله عدد دویست هزار خانوار،[۱۰] اگرچه از سوی مورخان اغراقآمیز دانسته شده، اما نشاندهندهٔ کثرت جمعیت این ایل پیش از تشکیل سلطنت قاجار است. در دورهٔ محمدشاه و ناصرالدینشاه، جمعیت آنان بین سیصد تا دو هزار خانوار تخمین زده شده است.[۱۱]
از اواخر قرن نهم هجری، قاجارها بهعنوان یک ایل مستقل و تأثیرگذار در صحنهٔ سیاسی ایران شناخته شدند. شاخهٔ زیادلو در قرهباغ و گنجه بهعنوان قدرتمندترین شاخهٔ قاجار، نقشی محوری در تحولات نظامی و حکومتی آن دوره ایفا کرد. پس از استقرار در مازندران، این ساختار ایلیاتی همچنان بهعنوان چارچوب اصلی سازماندهی سیاسی و اجتماعی آنان باقی ماند.[۱۲] ازجمله سرکردگان نخستین آنان، پیریبیگ (قراپیری قاجار) ملقب به «توزقوپاران» بود که در جنگهای سلطان حیدر در ۸۹۳ق و نیز در نبردهای شاهاسماعیل با آققویونلوها در ۹۰۷ق، از فرماندهان قزلباش بهشمار میرفت.[۱۳]
برخلاف بسیاری از ایلات که کوچنشینی و ییلاقوقشلاقکردن ویژگی اصلی زیست آنها بود، قاجارهای ساکن استرآباد بهدلیل تأمین علوفه در تمام سال، نیازی به کوچروی نداشتند. آنان با بهرهگیری از دشت گرگان برای دامداری و کشاورزی، بهعنوان قزلباشان وفادار به صفویان، آرامش نسبی را تجربه کردند و به همین دلیل، با وجود اختلافات مذهبی با ترکمنها، توانستند زیستگاه خود را حفظ کنند. این سبک زندگی، زمینهساز افزایش جمعیت و استحکام پایگاه آنان شد.[۱۴]
نقش ایل قاجار در تاریخ ایران
منطقهٔ پهناوری شامل ایران، آناتولی و قفقاز از قرن اول تا نهم هجری، پذیرای موجهای مهاجرتی متعددی از ترکان شمالی، غز (سلجوقیان)، آسیای مرکزی (همراه با مغولان) و جغتایی بود. این مهاجرتها در مدتی طولانی، به التقاطهای فرهنگی و دینی انجامید و بستر تاریخی پرورش قاجارها را شکل داد. قاجارها پیش از شکلگیری هویت ایلی خود، در فرایندی تدریجی، هم هویت خود را در تاریخ اجتماعی منطقه تثبیت کردند و هم بهعنوان یک واحد اجتماعی با تحولات سیاسی پیوند خوردند.[۱۵]
دورهٔ صفویه
قاجارها از آغاز سلطنت شاه اسماعیل اول، بهعنوان یکی از طوایف مؤثر و وفادار در اتحادیهٔ قزلباش ظاهر شدند[۱۶] و در جنگهای مهمی چون نبرد با الوند آققویونلو (۹۰۷ق) و نبرد چالدران (۹۲۰ق) حضور داشتند. سران قاجار ضمن حفظ وفاداری به شاهان صفوی، به مناصب عالی نظامی و کشوری دست یافتند؛ چهرههایی چون قرهپیریبیگ قاجار و احمدسلطان قاجار از جمله سرداران این دوره بودند که در جنگهای ایران و عثمانی نقش برجستهای ایفا کردند. در دورهٔ شاه تهماسب، قاجارها در قرهباغ و گنجه بهعنوان حاکمان منطقهای قدرت یافتند و برخی از سران آنان، ازجمله شاهقلیخان قاجار، در عرصهٔ روابط خارجی صفویان مانند انعقاد صلح با عثمانی در سال ۹۶۲ق، نقش دیپلماتیک داشتند. به نظر پژوهشگران، قاجارها در نیمهٔ اول عصر صفوی، در تحکیم سلطنت صفوی، دفاع از مرزهای غربی و انجام مأموریتهای سیاسی، سهمی تعیینکننده داشتند.[۱۷]
دورهٔ افشاریه و زندیه
در دوران افشاریه و زندیه، ایل قاجار بهتدریج پایگاه نظامی و سیاسی خود را در مناطق شمالی ایران مستحکم ساخت.[۱۸] پس از سقوط صفویه و در دورهٔ نادرشاه، قاجارها در منازعات قدرت شرکت داشتند و برخی از سران آنان بهعنوان حاکمان محلی در مناطق استرآباد و مازندران به فعالیت پرداختند. با مرگ نادرشاه و بروز هرجومرج، قاجارها دامنهٔ نفوذ خود را گسترش دادند و در رقابت با زندیان، مواضع خود را در شمال ایران تثبیت کردند.[۱۹] در دورهٔ زندیه، کریمخان زند با سیاست مدارا، آغامحمدخان قاجار را بهعنوان گروگان در شیراز نگه داشت، اما پس از مرگ کریمخان و بروز اختلافات داخلی در خاندان زند، آغامحمدخان با گریز از شیراز و بهرهگیری از خلأ قدرت، بهتدریج رقیبان خود را سرکوب کرد و زمینه را برای تأسیس سلسله قاجار فراهم ساخت.[۲۰][۲۱]
سلسه پادشاهی
ایل قاجار در ۱۱۷۴ش (۱۲۱۰ق) سلسلهای پادشاهی را بنیان نهاد که حدود ۱۳۰ سال بر ایران حکومت کرد.[۲۲] بنیانگذار این سلسله، آقامحمدخان قاجار، پس از شکست حکومت زندیه و دیگر مدعیان قدرت، در تهران تاجگذاری کرد و شش پادشاه دیگر از این ایل (فتحعلیشاه، محمدشاه، ناصرالدینشاه، مظفرالدینشاه، محمدعلیشاه و احمدشاه) تا انقراض آن در ۱۳۰۴ش بر ایران سلطنت نمودند.[۲۳] در دوران حاکمیت این ایل، رویدادهای مهمی همچون جنگهای ایران و روس، عهدنامههای گلستان و ترکمنچای، واگذاری امتیازات به بیگانگان، نهضت تنباکو، انقلاب مشروطه و کودتای ۱۲۹۹ش رخ داد که نهایتاً به خلع احمدشاه و روی کار آمدن رضاخان پهلوی انجامید.[۲۴]
دورهٔ پهلوی
پس از انقراض سلسلهٔ قاجار در ۱۳۰۴ش و رویکارآمدن رضاشاه، اعضای ایل قاجار بهتدریج جایگاه سیاسی و اجتماعی خود را از دست دادند. در این دوره، با افزایش فشارها بر قاجارها، مهاجرت گستردهٔ آنان به خارج از کشور شکل گرفت و شماری از شاهزادگان و اعضای متمول ایل، ایران را به مقصد آمریکا و کشورهای اروپایی بهویژه انگلستان، آلمان و فرانسه ترک کردند. بخشی از نوادگان قاجار نیز که در ایران باقی ماندند، با تغییر نام خانوادگی و کنارهگیری از فعالیتهای سیاسی، در جامعهٔ ایرانی حل شدند. در این دوره، بسیاری از کاخها و املاک قاجاری به تصرف دولت درآمد و برخی از آنان بهعنوان موزه یا ساختمانهای اداری مورد استفاده قرار گرفت.[۲۵]
دوران جمهوری اسلامی
پس از انقلاب ۱۳۵۷ش موج دیگری از مهاجرت ایل قاجار رخ داد. بسیاری از نوادگان قاجار که بهدلیل اصالت خود یا ارتباط با رژیم پیشین احساس ناامنی میکردند، به آمریکا و اروپا مهاجرت کردند. امروزه جوامع قابل توجهی از ایل قاجار در این شهرها زندگی میکنند و هویت قاجاری خود را آشکارا حفظ کردهاند. آنان انجمنها و بنیادهایی مانند بنیاد قاجار را تأسیس کردهاند. سلطان علی میرزا قاجار از نوادگان محمدعلیشاه، خود را رئیس ایل قاجار میداند و به پژوهش و نگارش دربارهٔ تاریخ قاجار اشتغال دارد؛ هرچند اختلافات داخلی بر سر این عنوان وجود دارد. در داخل ایران نیز بسیاری از باقیماندگان ایل قاجار با زندگی عادی و اشتغال به حرفههای گوناگون، در جامعهٔ ایرانی حل شدهاند و نامهای خانوادگی رایجی چون قاجار، قاجاریان، قوانلو و دولتلو، نشانههایی از اصالت ایل قاجاری آنان بهشمار میرود.[۲۶]
پانویس
- ↑ اشرفی خیرآبادی، «ایل بختیاری»، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، ۱۰۱.
- ↑ کاشغری، دیوان لغات الترک، ۲۰۲–۲۰۴.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۶۵.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۰۳.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۵۹–۶۹.
- ↑ «قاجارها از چه نژادی بودند»، وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷–۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲–۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۷–۱۲۹.
- ↑ روملو، احسن التواریخ، ۶۱۷.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷–۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲–۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۷–۱۲۹.
- ↑ مسطوفی، «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی»، فرهنگ ایران زمین، ۴۱۳.
- ↑ لمبتون، تاریخ ایلات ایران، ۱: ۲۱۵.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۶–۸۸.
- ↑ عبدیبیگ شیرازی، تکملةالاخبار، ۳۹.
- ↑ عسکرانی، «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷–۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲–۱۷۹۴م)»، پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران، ۱۲۶.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۱۴.
- ↑ لسان الملک، سپهر ناسخ التواریخ، ج۱: ۸-۹.
- ↑ تکمیل همایون، خاستگاه تاریخی ایل قاجار، ۸۷–۹۱.
- ↑ پیرنیا، تاریخ ایران، ۷۶.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۲۳–۲۴.
- ↑ شمیم، ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم)،، ۳۰–۲۷.
- ↑ «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار»، وبسایت روزنامهٔ دنیای اقتصاد.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ باسورث، سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی، ۲۶۴.
- ↑ کوشکی، «قاجاریه»، دانشنامه امام خمینی، ۹۸–۱۰۰.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
- ↑ رمضانی، «خاندان قاجار کجا هستند»، وبسایت دانشیا.
منابع
- باسورث، کلیفورد ادموند (۱۳۸۱). سلسلههای اسلامی جدید: راهنمای گاهشماری و تبارشناسی. ترجمهٔ فریدون بدرهای. تهران: مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
- پیرنیا، حسن (۱۳۷۵). تاریخ ایران. تهران: انتشارات خیام.
- تکمیل همایون، ناصر (۱۳۹۲). خاستگاه تاریخی ایل قاجار. تهران: پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
- «دستاوردها و کاستیهای دوره قاجار». وبسایت روزنامه دنیای اقتصاد. ۷ آبان ۱۴۰۱. دریافتشده در ۲۹ تیر ۱۴۰۵.
- رمضانی، مرتضی (۲۲ تیر ۱۴۰۵). «خاندان قاجار کجا هستند». وبسایت دانشیا. دریافتشده در ۲۸ تیر ۱۴۰۵.
- روملو، حسن بیک (۱۳۵۷). احسن التواریخ. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران: بابک.
- شمیم، علیاصغر (۱۳۸۷). ایران در دورهٔ سلطنت قاجار (قرن سیزدهم و نیمهٔ اول قرن چهاردهم). تهران: بهزاد.
- «علیرضاخان عضدالملک». وبسایت پژوهشکده تاریخ معاصر. ۲۶ بهمن ۱۳۹۳. دریافتشده در ۲۳ تیر ۱۴۰۵.
- «قاجارها از چه نژادی بودند». وبسایت مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی. ۱۱ مهر ۱۳۹۷. دریافتشده در ۲۰ تیر ۱۴۰۵.
- عبدیبیگ شیرازی، علی (۱۳۶۹). تکملةالاخبار. تهران: چاپ عبدالحسین نوایی.
- عسکرانی، محمدرضا (۱۳۹۶). «چرایی استقرار و استمرار سکونت ایل قاجار در کرانههای رود گرگان (۹۰۷–۱۲۰۹ ق / ۱۵۰۲–۱۷۹۴م)». پژوهشنامه تاریخهای محلی ایران. ششم (۱۱): ۱۲۵–۱۳۶.
- کاشغری، محمود (۱۳۳۳). دیوان لغات الترک. ترکیه/استانبول: عامره.
- کوشکی، فرشته (۱۴۰۰). «قاجاریه». امام خمینی. به کوشش سید ضیا مرتوضوی. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
- لمبتون، ان (۱۳۷۵). تاریخ ایلات ایران. ترجمهٔ علی تبریزی. تهران: آگاه.
- مستوفی، عبدالله (۱۳۷۱). شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دورهٔ قاجاریه. تهران: هرمس.
- مستوفی، محمدحسین (۱۳۵۳). «آمار مالی و نظامی ایران در 1128 یا عساکر فیروزی مآثر شاه سلطان حسین صفوی». فرهنگ ایران زمین (۲۰): ۳۹۶–۴۲۱.