ابرابزار
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
{{درشت|'''قوم پشتون؛'''}} قومی بزرگ با پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی در نواحی جنوب و شرق افغانستان و مناطق مرزی پاکستان.
{{درشت|'''قوم پشتون؛'''}} قومی بزرگ با پیشینۀ تاریخی و فرهنگی غنی در نواحی جنوب و شرق افغانستان و مناطق مرزی پاکستان.


قوم پشتون از اقوام بزرگ و تأثیرگذار در افغانستان و پاکستان است که پیشینه تاریخی و فرهنگی غنی دارد. این قوم که در گذشته با نام «افغان» شناخته می‌شد، عمدتاً در نواحی جنوب و شرق [[افغانستان]] و مناطق مرزی [[پاکستان]]، به‌ویژه خیبرپختونخوا، سکونت دارند و جمعیت آنان حدود ۵۰ میلیون نفر برآورد می‌شود. پشتون‌ها دارای ساختار اجتماعی قبیله‌ای منسجمی هستند که حول محور مجموعه‌ای از اصول اخلاقی و رفتاری با نام '''پشتونوالی''' و نهاد تصمیم‌گیری سنتی '''جرگه''' سازمان یافته است. از نظر تاریخی، پشتون‌ها نقش محوری در تشکیل دولت مدرن افغانستان داشته‌اند و سلسله‌های حکومتی درانی و محمدزایی از این قوم برخاسته‌اند. اگرچه در قانون اساسی افغانستان واژه افغان به تمام شهروندان این کشور اطلاق می‌شود، اما در کاربرد تاریخی و فرهنگی، این اصطلاح عمدتاً به قوم پشتون اشاره دارد.
قوم پشتون از اقوام بزرگ و تأثیرگذار در افغانستان و پاکستان و درای پیشینۀ تاریخی و فرهنگی غنی است. این قوم که در گذشته با نام «افغان» شناخته می‌شد، عمدتاً در نواحی جنوب و شرق [[افغانستان]] و مناطق مرزی [[پاکستان]]، به‌ویژه خیبرپختونخوا، سکونت دارند و جمعیت آنان از سوی خودشان حدود ۵۰ میلیون برآورد می‌شود. پشتون‌ها دارای ساختار اجتماعی قبیله‌ای منسجمی هستند که حول محور مجموعه‌ای از اصول اخلاقی و رفتاری با نام پشتونوالی و نهاد تصمیم‌گیری سنتی [[جرگه]] سازمان یافته است. از نظر تاریخی، پشتون‌ها نقش محوری در تشکیل دولت مدرن افغانستان داشته‌اند و سلسله‌های حکومتی درانی و محمدزایی از این قوم برخاسته‌اند. اگرچه در قانون اساسی افغانستان واژه افغان به تمام شهروندان این کشور اطلاق می‌شود، اما در کاربرد تاریخی و فرهنگی، این اصطلاح عمدتاً به قوم پشتون اشاره دارد.


== نام‌گذاری قوم پشتون ==
== نام‌گذاری قوم پشتون ==
قوم پشتون، در گذشته با نام «افغان» شناخته می‌شدند و استفاده از نام پشتون برای آنها مرسوم نبود.<ref>یواِنز، افغانستان: مردم و سیاست، 1396ش، ص12.</ref> امروزه هم میان عوام، اقوام ساکن افغانستان «افغان» یا «اوغون/اوغان»،<ref>دولت‌آبادی، شناسنامه افغانستان، 1382ش، ص34.</ref> به پشتو «پښتانه» یا «پختون» و به اردو «پٹهان» و «پتان» گفته می‌شود. در قانون اساسی ۱۳۴۳ش در افغانستان، واژهٔ «افغان» مترادف با تمامی اتباع افغانستانی در نظر گرفته شد و در سطح بین‌المللی نیز از هویت ملی اتباع افغانستان به‌عنوان «افغان» یا افغانستانی یاد می‌شود؛ هرچند، اقوام غیرپشتون تمایلی ندارند که افغان خوانده شوند و خود را «اهل افغانستان» یا «افغانستانی» می‌دانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص59.</ref>
قوم پشتون، در گذشته با نام «افغان» شناخته می‌شدند و استفاده از نام پشتون برای آنها مرسوم نبود.<ref>یواِنز، افغانستان: مردم و سیاست، 1396ش، ص12.</ref> امروزه هم میان عوام، اقوام ساکن افغانستان «افغان» یا «اوغون/اوغان»،<ref>دولت‌آبادی، شناسنامه افغانستان، 1382ش، ص34.</ref> به پشتو «پښتانه» یا «پختون» و به اردو «پٹهان» و «پتان» گفته می‌شود. در قانون اساسی ۱۳۴۳ش و 1382ش افغانستان، واژهٔ «افغان» مترادف با تمامی اتباع افغانستانی در نظر گرفته شد و در سطح بین‌المللی نیز از هویت ملی اتباع افغانستان به‌عنوان «افغان» یا افغانستانی یاد می‌شود؛ هرچند، اقوام غیرپشتون تمایلی ندارند که افغان خوانده شوند و خود را «اهل افغانستان» یا «افغانستانی» می‌دانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص59.</ref>


در منابع تاریخی، واژه افغان همواره به قوم پشتون اطلاق شده و این کاربرد تاکنون میان اقوام مختلف کشور تداوم یافته است. خوشحال‌خان ختک، شاعر نامدار پشتون، پیش از تشکیل دولت-کشور افغانستان به این تمایز زبانی و هویتی اشاره صریح داشته است. این اصطلاح‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که مفهوم افغان در بستر قومیتی، به جامعه پشتون اشاره دارد و نه به تمامی ساکنین این سرزمین.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>
در منابع تاریخی، واژۀ افغان همواره به قوم پشتون اطلاق شده و این کاربرد تاکنون میان اقوام مختلف کشور تداوم یافته است. [[خوشحال‌خان ختک]]، پیش از تشکیل دولت-کشور افغانستان به این تمایز زبانی و هویتی اشاره صریح داشته است. این اصطلاح‌شناسی تاریخی نشان می‌دهد که مفهوم افغان در بستر قومیتی، به جامعه پشتون اشاره دارد و نه به تمامی ساکنین این سرزمین.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>


== تاریخچه قوم پشتون ==
== تاریخچه قوم پشتون ==
خط ۱۲: خط ۱۲:
حضور مردم پشتون در نزدیکی کوه‌های سلیمان و نواحی مجاور رودخانهٔ سند، سابقه‌ای کهن دارد، سرزمینی که عرب‌ها آن را به نام «سلیمانی» می‌شناختند.<ref>گریگوریان، ص 29</ref> این قوم به‌تدریج در [[قندهار]]، [[کابل]]، [[هرات]] و شبه‌قارهٔ هند پراکنده شدند. پشتون‌های مهاجر در هند که به «پتان» معروف شدند، چند سلسله حکومتی را بینان نهادند، از جمله سلسله خلجی در قرن هفتم هجری، سلسلهٔ لودی در قرن نهم و حکومت کوتاه‌مدت سوری‌ها در قرن دهم.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.</ref>
حضور مردم پشتون در نزدیکی کوه‌های سلیمان و نواحی مجاور رودخانهٔ سند، سابقه‌ای کهن دارد، سرزمینی که عرب‌ها آن را به نام «سلیمانی» می‌شناختند.<ref>گریگوریان، ص 29</ref> این قوم به‌تدریج در [[قندهار]]، [[کابل]]، [[هرات]] و شبه‌قارهٔ هند پراکنده شدند. پشتون‌های مهاجر در هند که به «پتان» معروف شدند، چند سلسله حکومتی را بینان نهادند، از جمله سلسله خلجی در قرن هفتم هجری، سلسلهٔ لودی در قرن نهم و حکومت کوتاه‌مدت سوری‌ها در قرن دهم.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.</ref>


احمدشاه درانی (حکومت: ۱۱۶۰–۱۱۸۶ ق) از پشتون‌های سرشناس افغانستان به‌شمار می‌آید. وی که از قبیله ابدالی هرات و تبار پشتون‌های سروزایی بود، پس از مرگ نادرشاه افشار در قندهار به قدرت رسید و سلسلهٔ درانی را بنیان نهاد. بسیاری از مورخان، او را بنیانگذار افغانستان جدید می‌دانند. دولت بعدی پشتون‌تبار در افغانستان، سلسلهٔ محمدزایی بارکزایی بود که با به‌قدرت‌رسیدن امیر دوست‌محمدخان (۱۲۳۵–۱۲۷۹ق) شکل گرفت و تا پایان حکومت محمدظاهرشاه در ۱۳۵۲ش ادامه یافت. این پیشینهٔ طولانی حکمرانی پشتون‌ها در افغانستان این قوم را به نیروی مسلط در عرصه سیاسی افغانستان طی سده‌های اخیر تبدیل کرده است.
[[احمدشاه درانی]] (حکومت: ۱۱۶۰–۱۱۸۶ ق) که از قبیله ابدالی هرات و تبار پشتون‌های سروزایی بود، پس از مرگ [[نادرشاه افشار]] در قندهار به قدرت رسید و سلسلهٔ درانی را بنیان نهاد. بسیاری از مورخان، او را بنیانگذار افغانستان جدید می‌دانند. دولت بعدی پشتون‌تبار در افغانستان، سلسلهٔ محمدزایی بارکزایی بود که با به‌قدرت‌رسیدن امیر [[دوست‌محمدخان]] (۱۲۳۵–۱۲۷۹ق) شکل گرفت و تا پایان [[سلطنت]] [[محمدظاهرشاه]] در ۱۳۵۲ش ادامه یافت. این پیشینهٔ طولانی حکمرانی پشتون‌ها در افغانستان این قوم را به نیروی مسلط در عرصه سیاسی افغانستان طی سده‌های اخیر تبدیل کرده است.


خط مرزی دیورند که در ۱۸۹۳م در دوران امیر عبدالرحمان میان افغانستان و هندوستان بریتانیایی تعیین شد، مناطق پشتون‌نشین را به دو بخش تقسیم کرد. با تأسیس پاکستان، جنبش پشتونستان برای تشکیل حکومتی مستقل در مناطق شمال غربی این کشور شکل گرفت که در ۱۹۶۱م مورد حمایت افغانستان قرار گرفت و برای مدتی موجب تنش میان دو کشور شد. امروزه نیز پشتون‌های پاکستان تلاش می‌کنند نام استان شمال غربی این کشور (معروف به صوبه سرحد) را به «پشتون‌خوا» تغییر دهند.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۴۸۱–۴۸۲؛ اسعدی، جهان اسلام، 1366ش، ج1، ص۷۶.</ref>
خط مرزی [[دیورند]] که در ۱۸۹۳م در دوران [[عبدالرحمان]] میان افغانستان و هندوستان بریتانیایی تعیین شد، مناطق پشتون‌نشین را به دو بخش تقسیم کرد. با تأسیس پاکستان، [[جنبش پشتونستان]] برای تشکیل حکومتی مستقل در مناطق شمال غربی این کشور شکل گرفت که در ۱۹۶۱م مورد حمایت افغانستان قرار گرفت و برای مدتی موجب تنش میان دو کشور شد. امروزه نیز پشتون‌های پاکستان تلاش می‌کنند نام استان شمال غربی این کشور (معروف به صوبه سرحد) را به «پشتون‌خوا» تغییر دهند.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۴۸۱–۴۸۲؛ اسعدی، جهان اسلام، 1366ش، ج1، ص۷۶.</ref>


== نژادشناسی قوم پشتون ==
== نژادشناسی قوم پشتون ==
برخی، نژاد پشتون یا افغان‌ها را از قوم بنی‌اسرائیل می‌دانند که قرن‌ها پیش به کوه‌های سلیمان مهاجرت کرده‌اند. این دیدگاه، نزد خود افغان‌ها از اقبال بیشتری برخوردار است و گاهی برای این ادعا به شجره‌نامهٔ قومی و علم نسب‌شناسی قدیم و تاریخ اسطوره‌ای استناد کرده‌اند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص 68.</ref> بر اساس این نظریه، واژهٔ افغان منسوب به شخصی است که «افغانا» یا «افغانه» نامیده می‌شده و از نواده‌های بنیامین فرزند یعقوب نبی بوده است.<ref>شاکری، افغانستان (تاریخ، سرزمین، مردم)، 1384ش، ص25.</ref> گروهی دیگر، خود را از نسل «افاغنه» دانسته و او را از وزرای حضرت سلیمان معرفی می‌کنند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص60.</ref> برخی افراد از قوم اوغون مدعی هستند که از فرزندان «افغانه» هستند که در عهد داود نبی زندگی می‌کرده و در هنگام پراکندگی یهودیان، اولاد افغانه در کوه‌های غور مناطق هزاره‌نشین فعلی افغانستان پناه برده و در آن‌جا سکنی گزیدند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.</ref> جمع دیگری، نَسَب خود را به طالوت، پادشاه معروف یهود می‌رسانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص61.</ref> تمامی این روایت‌ها از جانب اقوام پشتون، در ریشه یهودی و خاستگاه بنی‌اسرائیلی پشتون‌ها، اتفاق‌نظر دارند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.</ref>
برخی، نژاد پشتون یا افغان‌ها را از قوم [[بنی‌اسرائیل]] می‌دانند که قرن‌ها پیش به کوه‌های سلیمان مهاجرت کرده‌اند. این دیدگاه، نزد خود افغان‌ها از اقبال بیشتری برخوردار است و گاهی برای این ادعا به شجره‌نامهٔ قومی و علم نسب‌شناسی قدیم و تاریخ اسطوره‌ای استناد کرده‌اند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص 68.</ref> بر اساس این نظریه، واژهٔ افغان منسوب به شخصی است که «افغانا» یا «افغانه» نامیده می‌شده و از نواده‌های بنیامین فرزند یعقوب نبی بوده است.<ref>شاکری، افغانستان (تاریخ، سرزمین، مردم)، 1384ش، ص25.</ref> گروهی دیگر، خود را از نسل «افاغنه» دانسته و او را از وزرای حضرت سلیمان معرفی می‌کنند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص60.</ref> برخی افراد از قوم اوغون مدعی هستند که از فرزندان «افغانه» هستند که در عهد داود نبی زندگی می‌کرده و در هنگام پراکندگی یهودیان، اولاد افغانه در کوه‌های [[غور]] مناطق هزاره‌نشین فعلی افغانستان پناه برده و در آن‌جا سکنی گزیدند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.</ref> جمع دیگری، نَسَب خود را به طالوت، پادشاه معروف یهود می‌رسانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص61.</ref> تمامی این روایت‌ها از جانب اقوام پشتون، در ریشه یهودی و خاستگاه بنی‌اسرائیلی پشتون‌ها، اتفاق‌نظر دارند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68.</ref>


دیدگاه دیگری، قوم پشتون را از اقوام آریایی ساکن شبه‌قارهٔ هند دانسته‌اند که با تصرف زیستگاه‌های بومیان [[قوم هزاره|هزاره]] در مناطق جنوبی افغانستان مانند [[نیمروز]]، هلمند، [[قندهار]]، [[زابل افغانستان|زابل]] و [[ارزگان]] کم‌کم به دیگر نقاط افغانستان وارد شده و حتی اقوام بومی افغانستان را بیگانه خواندند.<ref>[https://www.vajehyab.com/wiki/افغان-2 «افغان» وب‌سایت واژه‌یاب.]</ref> برخی پژوهشگران، پشتون‌ها را قبیله‌ای از شاخه‌های اقوام اروپایی هندی از نژاد «آرین» می‌دانند که در روند تشکیل ملت‌ها، بعضی عناصر هندی، ترک، [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] و عرب را نیز به خود جذب نموده، ملتی را با زبان و فرهنگ خاص به وجود آوردند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68-69.</ref>
دیدگاه دیگری، قوم پشتون را از اقوام [[آریایی]] ساکن شبه‌قارهٔ هند دانسته‌اند که با تصرف زیستگاه‌های بومیان [[قوم هزاره|هزاره]] در مناطق جنوبی افغانستان مانند [[نیمروز]]، [[هلمند]]، قندهار، [[زابل افغانستان|زابل]] و [[ارزگان]] کم‌کم به دیگر نقاط افغانستان وارد شده و حتی اقوام بومی افغانستان را بیگانه خواندند.<ref>[https://www.vajehyab.com/wiki/افغان-2 «افغان» وب‌سایت واژه‌یاب.]</ref> برخی پژوهشگران، پشتون‌ها را قبیله‌ای از شاخه‌های اقوام اروپایی هندی از نژاد «آرین» می‌دانند که در روند تشکیل ملت‌ها، بعضی عناصر هندی، [[ترک]]، [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] و [[عرب]] را نیز به خود جذب نموده، ملتی را با زبان و فرهنگ خاص به وجود آوردند.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، 1385ش، ص68-69.</ref>


برخی اندیشمندان، ریشه و خاستگاه بنی‌اسرائیلی پشتون‌ها را افسانه‌سرایی مورخان درباری می‌دانند که تلاش کردند برای فرمانروایانِ خود، شجره‌نامه‌ای با پیشینه‌ای دیرینه و استوار بسازند؛ برای مثال، کلیفورد نیز بر این باور است که این داستان‌ها ساخته و پرداختهٔ همگام با عصر مغولان و پس از پذیرش [[اسلام]] توسط پشتون‌ها است.<ref>کلیفورد، سرزمین و مردم افغانستان، 1368ش، ص52.</ref> وارتان گریگوریان، نویسندهٔ کتاب «ظهور افغانستان نوین»، بر این باور است که افغان‌ها برای این‌که برای خود پیشینه‌ای یکتاپرستی بسازند و سابقهٔ خود را با ادیان آسمانی گره بزنند این داستان‌ها را ابداع کرده‌اند.<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص46.</ref>
برخی نویسندگان، ریشه و خاستگاه بنی‌اسرائیلی پشتون‌ها را افسانه‌سرایی مورخان درباری می‌دانند که تلاش کردند برای فرمانروایان خود، شجره‌نامه‌ای با پیشینه‌ای دیرینه و استوار بسازند؛ کلیفورد نیز بر این باور است که این داستان‌ها ساخته و پرداختهٔ همگام با عصر مغولان و پس از پذیرش [[اسلام]] توسط پشتون‌ها است.<ref>کلیفورد، سرزمین و مردم افغانستان، 1368ش، ص52.</ref> وارتان گریگوریان، نویسندهٔ کتاب «ظهور افغانستان نوین»، مدعی است که افغان‌ها برای مرتبط کردن خود با یکتاپرستی و ادیان آسمانی این داستان‌ها را ابداع کرده‌اند.<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص46.</ref>


گروهی دیگر، ریشهٔ نژادی قوم پشتون را بر اساس خصیصه‌های رفتاری و اخلاقی آنها، به قبطیان مصر و اعراب نسبت داده‌اند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1372ش، ص125.</ref> بعضی منابع اروپایی، قوم پشتون را طایفه‌ای از ارامنهٔ قفقاز موسوم به «اوغونان» دانسته و با گرجی‌های قفقاز از یک ریشه می‌دانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص64.</ref> برخی از منابع نیز در این اواخر پشتون را دارای اصالت آریایی- ایرانی<ref>[https://books.google.com/books?id=PkVeBAAAQBAJ "Pashtuns"books.google.]</ref> و یکی از اقوام بومی ایران معرفی کرده‌اند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229427/پشتو «پشتو»، مرکزدایرة المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> منابع اسلامی از سدهٔ چهارم به بعد، پشتون‌ها را به‌نام افغان خوانده‌اند.<ref>ستوده، حدود العالم، 1362ش، ص71-72.</ref>
گروهی دیگر، ریشهٔ نژادی قوم پشتون را بر اساس خصیصه‌های رفتاری و اخلاقی آنها، به قبطیان مصر و اعراب نسبت داده‌اند.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزاره‌ها، 1372ش، ص125.</ref> بعضی منابع اروپایی، قوم پشتون را طایفه‌ای از ارامنهٔ [[قفقاز]] موسوم به «اوغونان» دانسته و با گرجی‌های قفقاز از یک ریشه می‌دانند.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص64.</ref> برخی از منابع نیز در این اواخر پشتون را دارای اصالت آریایی‌ایرانی<ref>[https://books.google.com/books?id=PkVeBAAAQBAJ "Pashtuns"books.google.]</ref> و یکی از اقوام بومی [[ایران]] معرفی کرده‌اند.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/article/229427/پشتو «پشتو»، مرکزدایرة المعارف بزرگ اسلامی.]</ref> منابع اسلامی از سدهٔ چهارم به بعد، پشتون‌ها را به‌نام افغان خوانده‌اند.<ref>ستوده، حدود العالم، 1362ش، ص71-72.</ref>


== قوم پشتون در خراسان بزرگ ==
== قوم پشتون در خراسان بزرگ ==
خط ۲۹: خط ۲۹:


=== تحولات دوره صفوی و تیموریان هند ===
=== تحولات دوره صفوی و تیموریان هند ===
رقابت‌های نظامی بین [[صفویه|صفویان]] ایران و [[تیموریان]] هند بر سر قندهار، زمینه را برای نفوذ بیشتر قبایل پشتون فراهم کرد. پشتون‌ها ابتدا به عنوان نیروهای اجیرشده در ارتش این دو امپراتوری حضور یافتند، اما به تدریج با اسکان در اطراف قندهار، [[غزنی]] و [[هرات]]، پایگاه اجتماعی خود را تقویت نمودند. در این میان، ابدالی‌ها (درانی‌ها) و غلجایی‌ها به عنوان دو قبیله عمده، نقش محوری در تحولات بعدی ایفا کردند.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>
رقابت‌های نظامی بین [[صفویه|صفویان]] ایران و [[تیموریان]] هند بر سر قندهار، زمینه را برای نفوذ بیشتر قبایل پشتون فراهم کرد. پشتون‌ها ابتدا به‌عنوان نیروهای استخدام شده در ارتش این دو امپراتوری حضور یافتند، اما به تدریج با اسکان در اطراف قندهار، غزنی و هرات، پایگاه اجتماعی خود را تقویت نمودند. در این میان، ابدالی‌ها (درانی‌ها) و [[غلجایی‌|غلجایی‌ها]] به‌عنوان دو قبیلۀ عمده، نقش محوری در تحولات بعدی ایفا کردند.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>


جنبش‌های ضد استعماری مانند نهضت پیر روشان در قرن شانزدهم و قیام میرویس خان هوتکی در اوایل قرن هجدهم، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی پشتون‌ها بود. هوتکیان با براندازی حکومت صفوی در قندهار، اولین حکومت مستقل پشتون را تأسیس کردند، هرچند به دلیل اختلافات داخلی و فشارهای خارجی دوام نیاورد. پس از آن، نادرشاه افشار با سیاست‌های حساب‌شده، زمین‌های تاجیک‌نشین قندهار را میان ابدالی‌ها تقسیم کرد و پایه‌های قدرت سلسله درانی را بنیان نهاد.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>
جنبش‌های ضد استعماری مانند نهضت پیر روشان در قرن شانزدهم و قیام [[میرویس هوتکی]] در اوایل قرن هجدهم، نقطۀ عطفی در تاریخ سیاسی پشتون‌ها بود. هوتکیان با براندازی حکومت صفوی در قندهار، اولین حکومت مستقل پشتون را تأسیس کردند، هرچند به دلیل اختلافات داخلی و فشارهای خارجی دوام نیاورد. پس از آن، نادرشاه افشار با سیاست‌های حساب‌شده، زمین‌های تاجیک‌نشین قندهار را میان ابدالی‌ها تقسیم کرد و پایه‌های قدرت سلسله درانی را بنیان نهاد.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>


=== تثبیت هویت پشتون در افغانستان ===
=== تثبیت هویت پشتون در افغانستان ===
با به قدرت رسیدن احمدشاه درانی در سال ۱۷۴۷م، حکومتی متمرکز تحت سلطه پشتون‌ها شکل گرفت که نه‌تنها مناطق پشتون‌نشین، بلکه سرزمین‌های همجوار را نیز تحت کنترل درآورد. این دوره، آغاز تبدیل تدریجی واژه افغان از یک مفهوم قومی (منحصر به پشتون‌ها) به یک [[هویت ملی]] فراگیر بود. هرچند تا قرن نوزدهم، این اصطلاح در منابع تاریخی و گفتار عامه، عمدتاً به قوم پشتون اطلاق می‌شد.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>
با به قدرت رسیدن احمدشاه درانی در سال ۱۷۴۷م، حکومتی متمرکز تحت سلطه پشتون‌ها شکل گرفت که نه‌تنها مناطق پشتون‌نشین، بلکه سرزمین‌های همجوار را نیز تحت کنترل درآورد. این دوره، آغاز تبدیل تدریجی واژۀ افغان از یک مفهوم قومی (منحصر به پشتون‌ها) به یک [[هویت ملی]] فراگیر بود. هرچند تا قرن نوزدهم، این اصطلاح در منابع تاریخی و ادبیات عمومی، عمدتاً به قوم پشتون اطلاق می‌شد.<ref>[https://www.andisha.org/fa/departments/2592/پیدایش-قبایل-افغان-پشتون-در-خراسان-افغانستان مرادی، «پیدایش قبایل افغان (پشتون) در خراسان (افغانستان)»، وب‌سایت بنیاد اندیشه.]</ref>


== موقعیت جغرافیایی قوم پشتون ==
== موقعیت جغرافیایی قوم پشتون ==
محل سکونت اصلی قوم پشتون، در افغانستان در دو سوی خط دِیورَند<ref>. [https://books.google.com/books?id=fOQkpcVcd9AC&pg=PT318#v=onepage&q&f=false "Pashtuns"books.google].</ref> بین مرز افغانستان و پاکستان و بخش باختری رود سند (پاکستان) است که شامل «خَیبرپَختُونخوا» و بخش شمالی بلوچستان است.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص71-72.</ref> در واقع ضلع جنوبی افغانستان (در همسایگی پاکستان کنونی) در اختیار «قوم پشتون» است.<ref>محمدی اشتهاردی، حکومت افغانستان و قوم پشتون، 1377ش، 36-37.</ref> پشتون‌ها در شمال افغانستان در سال‌های اخیر جابه‌جا شده و در هرات، قندهار و غزنی نیز چندین قرن پس از سایر اقوام، در دوران صفوی و بابری حضور یافته‌اند.<ref>[https://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=159158 «چه کسی بومی‌تر است؟»، وب‌سایت شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان].</ref>
محل سکونت اصلی قوم پشتون، در افغانستان در دو سوی خط دِیورَند<ref>. [https://books.google.com/books?id=fOQkpcVcd9AC&pg=PT318#v=onepage&q&f=false "Pashtuns"books.google].</ref> بین مرز افغانستان و پاکستان و بخش باختری رود سند (پاکستان) است که شامل «خَیبرپَختُونخوا» و بخش شمالی بلوچستان است.<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص71-72.</ref> در واقع ضلع جنوبی افغانستان (در همسایگی پاکستان کنونی) در اختیار «قوم پشتون» است.<ref>محمدی اشتهاردی، حکومت افغانستان و قوم پشتون، 1377ش، 36-37.</ref> پشتون‌ها در شمال افغانستان در سال‌های اخیر جابه‌جا شده و در هرات، قندهار و غزنی نیز چندین قرن پس از سایر اقوام، در دوران صفوی و بابری حضور یافته‌اند.<ref>[https://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=159158 «چه کسی بومی‌تر است؟»، وب‌سایت شبکه اطلاع‌رسانی افغانستان].</ref>


همچنین قبایل مهم و تاریخی از پشتون‌های دیاسپورا در ایالت‌های پنجاب و سند پاکستان (بیشتر در شهرهای کراچی و لاهور) و در مناطق روهیله خند ایالت اُوتار پَرادِش هند (در شهرهای بزرگ مانند بمبئی و دهلی) حضور دارند.<ref>[https://books.google.com/books?id=I2avL3aZzSEC&pg=PA27#v=onepage&q&f=false .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27].</ref> در اوخر قرن ۱۹ میلادی تعدادی از ساربانان قوم پشتون به استرالیا [[مهاجرت]] کردند<ref>[https://radioneshat.com/fa/تاریخچه-مهاجرت-افغانستانی-ها-به-استرالیا «تاریخچه مهاجرت افغانستانی‌ها به استرالیا»، وب‌سایت رادیو نشاط.]</ref> ودر سال‌های اخیر جمعیتی از پشتون‌ها در کشورهای پیرامون [[خلیج فارس|خلیج‌فارس]] (به‌خصوص در امارات) زندگی می‌کنند.<ref>[https://books.google.com/books?id=I2avL3aZzSEC&pg=PA27#v=onepage&q&f=false .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27].</ref>
همچنین قبایل مهم و تاریخی از پشتون‌های دیاسپورا در ایالت‌های پنجاب و سند پاکستان (بیشتر در شهرهای کراچی و لاهور) و در مناطق روهیله خند ایالت اُوتار پَرادِش هند (در شهرهای بزرگ مانند بمبئی و دهلی) حضور دارند.<ref>[https://books.google.com/books?id=I2avL3aZzSEC&pg=PA27#v=onepage&q&f=false .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27].</ref> در اوخر قرن ۱۹ میلادی تعدادی از ساربانان قوم پشتون به استرالیا [[مهاجرت]] کردند<ref>[https://radioneshat.com/fa/تاریخچه-مهاجرت-افغانستانی-ها-به-استرالیا «تاریخچه مهاجرت افغانستانی‌ها به استرالیا»، وب‌سایت رادیو نشاط.]</ref> و در سال‌های اخیر جمعیتی از پشتون‌ها در کشورهای پیرامون [[خلیج فارس|خلیج‌فارس]] (به‌خصوص در امارات) زندگی می‌کنند.<ref>[https://books.google.com/books?id=I2avL3aZzSEC&pg=PA27#v=onepage&q&f=false .Jaffrelot, Pakistan: nationalism without a nation?2004, Zed Books, p 27].</ref>


گسترش جغرافیایی این قوم از نظر تاریخی به‌گونه‌ای بود که درانی‌ها در مناطق جنوبی، غلزایی‌ها در نواحی مرکزی و قبایلی چون آفریدی، هوتک، مهمند و یوسفزی در شمال‌غرب پاکستان سکنی گزیدند، در حالی که منگل‌ها و جاجی‌ها در جنوب‌شرق افغانستان و صافی‌ها در شمال‌شرق این کشور مستقر شدند. امروزه اگرچه نمی‌توان مرزبندی دقیقی برای پراکندگی این اقوام قائل شد، اما حضور پشتون‌ها در سراسر افغانستان و پاکستان به وضوح قابل مشاهده است. این گسترش تاریخی نه تنها بر ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه تأثیر گذاشته، بلکه سبک زندگی، فرهنگ و روابط بین‌القومی را نیز به گونه‌ای شکل داده که تا به امروز تداوم یافته است.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.</ref>
گسترش جغرافیایی این قوم از نظر تاریخی به‌گونه‌ای بود که درانی‌ها در مناطق جنوبی، غلزایی‌ها در نواحی مرکزی و قبایلی چون آفریدی، هوتک، مهمند و یوسفزی در شمال‌غرب پاکستان سکنی گزیدند، در حالی که منگل‌ها و جاجی‌ها در جنوب‌شرق افغانستان و صافی‌ها در شمال‌شرق این کشور مستقر شدند. امروزه اگرچه نمی‌توان مرزبندی دقیقی برای پراکندگی این اقوام قائل شد، اما حضور پشتون‌ها در سراسر افغانستان و پاکستان به وضوح قابل مشاهده است. این گسترش تاریخی نه تنها بر ساختار اجتماعی و سیاسی منطقه تأثیر گذاشته، بلکه [[سبک زندگی]]، [[فرهنگ]] و روابط بین‌القومی را نیز به گونه‌ای شکل داده که تا به امروز تداوم یافته است.<ref>فرهنگ، افغانستان در پنج قرن اخیر، ۱۳۸۵ش، ج1، ص 36ـ39.</ref> در حال‌حاضر پشتون‌های افغانستان در ۱۲ ولایت [[پکتیا]]، [[پکتیکا]]، [[خوست]]، زابل، غزنی، قندهار، نیمروز، [[ننگرهار]]، [[نورستان]]، هلمند، [[کنر]] و [[لغمان]] اکثریت را تشکیل می‌دهند.<ref>[https://ensafnews.com/443927/ترکیب-جمعیتی-و-قومی-افغانستان-چگونه-اس/ «ترکیب جمعیتی و قومی افغانستان چگونه است؟ + تاریخچه و چند تحقیق متفاوت»، وب‌سایت انصاف نیوز.]</ref>
 
در حال‌حاضر پشتون‌های افغانستان در ۱۲ ولایت پکتیا، پکتیکا، خوست، زابل، غزنی، قندهار، نیمروز، ننگرهار، نورستان، هلمند، کنر و لغمان اکثریت را تشکیل می‌دهند.<ref>[https://ensafnews.com/443927/ترکیب-جمعیتی-و-قومی-افغانستان-چگونه-اس/ «ترکیب جمعیتی و قومی افغانستان چگونه است؟ + تاریخچه و چند تحقیق متفاوت»، وب‌سایت انصاف نیوز.]</ref>


== جمعیت قوم پشتون ==
== جمعیت قوم پشتون ==
خط ۴۹: خط ۴۷:


== ساختار اجتماعی قوم پشتون ==
== ساختار اجتماعی قوم پشتون ==
جامعهٔ پشتون از دیرباز بر پایهٔ نظام قبیله‌ای منسجمی استوار بوده که ساختار اجتماعی و سیاسی آن را شکل می‌دهد. قبیله‌های شاخصی همچون ابدالی (درانی)، غلزی، احمدزی، آفریدی، بارکزایی، بنگش، ختک، وزیری و یوسفزی هر یک با زیرشاخه‌های متعدد، هستهٔ اصلی این نظام اجتماعی را تشکیل می‌دهند. این ساختار قبیله‌ای مبتنی بر اصول پشتونوالی (مرامنامه رفتاری) است که روابط درون‌قبیله‌ای و برون‌قبیله‌ای را تنظیم می‌کند. در این ساختار اجماعی، «جرگه» به‌عنوان نهاد تصمیم‌گیری جمعی، متشکل از ریش‌سفیدان و بزرگان قبایل عمل می‌کند که در امور مهم از [[جنگ]] و صلح تا حل اختلافات به مشورت می‌پردازند. وفاداری به قبیله در این نظام بر هرگونه تعلقات ملی اولویت دارد و رهبری سیاسی اغلب در اختیار سران قبایل بزرگتر است. این ساختار اجتماعی-سیاسی اگرچه در برابر تغییرات مقاوم بوده، اما در دوران معاصر با چالش‌هایی مانند شکل‌گیری دولت‌های مرکزی و تحولات مدرن مواجه شده است. با این وجود، همچنان به عنوان چارچوب هویتی و نظام حکمرانی سنتی در مناطق پشتون‌نشین کارکرد خود را حفظ کرده است.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۱ و ۴۰۵.</ref>
قوم پشتون از دیرباز بر پایهٔ نظام قبیله‌ای منسجمی استوار بوده که ساختار اجتماعی و سیاسی آن را شکل می‌دهد. قبیله‌های شاخصی همچون ابدالی (درانی)، غلزی، احمدزی، آفریدی، بارکزایی، بنگش، ختک، وزیری و یوسفزی هر یک با زیرشاخه‌های متعدد، هستهٔ اصلی این نظام اجتماعی را تشکیل می‌دهند. این ساختار قبیله‌ای مبتنی بر اصول پشتونوالی (مرامنامه رفتاری) است که روابط درون‌قبیله‌ای و برون‌قبیله‌ای را تنظیم می‌کند. در این ساختار اجماعی، «جرگه» به‌عنوان نهاد تصمیم‌گیری جمعی، متشکل از ریش‌سفیدان و بزرگان قبایل عمل می‌کند که در امور مهم از [[جنگ]] و صلح تا حل اختلافات به مشورت می‌پردازند. وفاداری به قبیله در این نظام بر هرگونه تعلقات ملی اولویت دارد و رهبری سیاسی اغلب در اختیار سران قبایل بزرگتر است. این ساختار اجتماعی-سیاسی اگرچه در برابر تغییرات مقاوم بوده، اما در دوران معاصر با چالش‌هایی مانند شکل‌گیری دولت‌های مرکزی و تحولات مدرن مواجه شده است. با این وجود، همچنان به‌عنوان چارچوب هویتی و نظام حکمرانی سنتی در مناطق پشتون‌نشین کارکرد خود را حفظ کرده است.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، ۱۳۸۸ش، ص۳۰۱ و ۴۰۵.</ref>


=== روابط خویشاوندی ===
=== روابط خویشاوندی ===
در جامعه پشتون، پیوندهای خویشاوندی و خون‌بس از جایگاه پیچیده‌ای برخوردار است که با معیارهای معمول جوامع دیگر قابل سنجش نیست. ساختار قدرت در این جامعه به گونه‌ای است که رهبری حتی یک قبیله کوچک برای مدعیان آن، ارزشی هم‌تراز با تاج‌وتخت شاهزادگان دارد. این ویژگی منحصربه فرد، ریشه در نظام اجتماعی خاص پشتون‌ها دارد که در آن هر فرد خود را شایسته رهبری می‌داند. رقابت‌های قدرت به‌طور معمول میان برادران نزدیک رخ نمی‌دهد، بلکه بیشتر میان اقوام دورتر جریان می‌یابد. این پدیده در زبان محلی پشتو به گونه‌ای بازتاب یافته که واژه «تبربور» که در اصل به‌معنای پسر عمو است، امروزه به‌معنای رقیب به کار می‌رود. این تحول معنایی نشان‌دهنده عمق رقابت‌هایی است که در طول نسل‌ها میان شاخه‌های مختلف خویشاوندی شکل گرفته است. این نظام رقابتی که در ظاهر باعث تفرقه به نظر برسد، در عمل به حفظ تعادل قدرت در جامعه پشتون کمک کرده است. هر مدعی قدرت می‌داند که برای حفظ موقعیت خود باید همواره شایستگی‌های رهبری را به نمایش بگذارد، چرا که رقبای بسیاری از میان خویشاوندان دورتر همواره در کمین هستند. این ویژگی ساختاری، جامعه پشتون را به سیستمی پویا تبدیل کرده که در آن موقعیت رهبری نه بر اساس توارث، بلکه بر پایه شایستگی‌های عملی تعیین می‌شود.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۴۰.</ref>
در قوم پشتون، پیوندهای خویشاوندی و [[خون‌بس]] از جایگاه پیچیده‌ای برخوردار است که با معیارهای معمول جوامع دیگر قابل سنجش نیست. ساختار قدرت در این جامعه به گونه‌ای است که رهبری حتی یک قبیله کوچک برای مدعیان آن، ارزشی هم‌تراز با تاج‌وتخت شاهزادگان دارد. این ویژگی منحصربه فرد، ریشه در نظام اجتماعی خاص پشتون‌ها دارد که در آن هر فرد خود را شایسته رهبری می‌داند. رقابت‌های قدرت به‌طور معمول میان برادران نزدیک رخ نمی‌دهد، بلکه بیشتر میان اقوام دورتر جریان می‌یابد. این پدیده در زبان محلی پشتو به گونه‌ای بازتاب یافته که واژه «تبربور» که در اصل به‌معنای پسر عمو است، امروزه به‌معنای رقیب به کار می‌رود. این تحول معنایی نشان‌دهنده عمق رقابت‌هایی است که در طول نسل‌ها میان شاخه‌های مختلف [[خویشاوندی]] شکل گرفته است. این نظام رقابتی که در ظاهر باعث تفرقه به نظر برسد، در عمل به حفظ تعادل قدرت در قوم پشتون کمک کرده است. هر مدعی قدرت می‌داند که برای حفظ موقعیت خود باید همواره شایستگی‌های رهبری را به نمایش بگذارد؛ زیرا رقبای بسیاری از میان خویشاوندان دورتر همواره در کمین هستند. این ویژگی ساختاری، قوم پشتون را به سیستمی پویا تبدیل کرده که در آن موقعیت رهبری نه بر اساس توارث، بلکه بر پایه شایستگی‌های عملی تعیین می‌شود.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۴۰.</ref>


== اقتصاد قوم پشتون ==
== اقتصاد قوم پشتون ==
قوم پشتون، بعد از تأسیس حکومت درانی‌ها در ۱۷۴۷م و استقلال این محدودهٔ جغرافیایی به‌نام افغانستان،<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص67.</ref> همیشه در ضمن جنگ‌ها و آسیب‌ها، زمین‌ها و مراتع بسیاری را در مناطق مختلف به دست آوردند. هرچند بسیاری از آنها در افغانستان به [[دام‌پروری]]، کشت [[گندم]] و [[جو]] و [[کارگری]] نیز مشغول هستند، ولی قسمت قابل‌توجهی به‌عنوان کُوچِی «کوچ‌نشین فصلی» زندگی می‌کنند<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص69.</ref> که با توجه به شرایط سیاسی افغانستان شاهرگ‌های اقتصادی، منابع کلیدی و امتیازهای تجاری اقتصادی افغانستان را در دست دارند.<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص388-390.</ref>
قوم پشتون، بعد از تأسیس حکومت درانی‌ها در ۱۷۴۷م و استقلال این محدودهٔ جغرافیایی به‌نام افغانستان،<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص67.</ref> همیشه در ضمن جنگ‌ها و آسیب‌ها، زمین‌ها و مراتع بسیاری را در مناطق مختلف به دست آوردند. هرچند بسیاری از آنها در افغانستان به [[دام‌پروری|دامپروری]]، کشت [[گندم]]، [[جو]] و [[کارگری]] نیز مشغول هستند، ولی قسمت قابل‌توجهی به‌عنوان [[کوچِی|کُوچِی]] «کوچ‌نشین فصلی» زندگی می‌کنند<ref>ارزگانی، افغانستان رنگین‌کمان اقوام، 1390ش، ص69.</ref> که با توجه به شرایط سیاسی افغانستان شاهرگ‌های اقتصادی، منابع کلیدی و امتیازهای تجاری اقتصادی افغانستان را در دست دارند.<ref>گریگوریان، ظهور افغانستان نوین، 1388ش، ص388-390.</ref>


=== کشاورزی ===
=== کشاورزی ===
کشاورزی به عنوان یکی از منابع مهم معیشت قوم پشتون، مبتنی بر یک نظام سنتی دو فصلی است. محصولات پاییزه (مانند گندم، عدس) و بهاره (مانند برنج، ارزن) با روش‌های سنتی مانند شخم عمیق با گاوآهن، بذرپاشی دستی و آبیاری متکی بر بارش کشت می‌شوند. علاوه بر غلات، محصولات باغی (هندوانه، خربزه) و گیاهان دارویی (مانند انقوزه) نیز در این نظام نقش دارند. نظام تناوب کشت (یک سال در میان در زمین‌های کم‌بازده و دو کشت در سال در زمین‌های حاصلخیز) و استفاده از کودهای طبیعی (به جز سرگین شتر) از ویژگی‌های بارز این سیستم کشاورزی است که نشان‌دهنده سازگاری پایدار پشتون‌ها با محیط و اقلیم منطقه می‌باشد.
[[کشاورزی]] به‌عنوان یکی از منابع مهم معیشت قوم پشتون، مبتنی بر یک نظام سنتی دو فصلی است. محصولات [[پاییز|پاییزه]] (مانند گندم و [[عدس]]) و [[بهار|بهاره]] (مانند [[برنج]] و [[ارزن]]) با روش‌های سنتی مانند شخم عمیق با گاوآهن، بذرپاشی دستی و آبیاری متکی بر بارش کشت می‌شوند. علاوه بر [[غلات]]، محصولات صیفی (هندوانه و خربزه) و گیاهان دارویی (مانند [[انغوزه]]) نیز در این نظام نقش دارند. نظام تناوب کشت (یک سال در میان در زمین‌های کم‌بازده و دو کشت در سال در زمین‌های حاصلخیز) و استفاده از کودهای طبیعی (به جز سرگین شتر) از ویژگی‌های بارز این سیستم کشاورزی است که نشان‌دهنده سازگاری پایدار پشتون‌ها با محیط و اقلیم منطقه می‌باشد.


گندم به‌عنوان مهم‌ترین محصول کشاورزی در مناطق شرقی و غربی پشتون‌نشین، جایگاه ویژه‌ای در معیشت این قوم دارد. هندوانه، [[خربزه]]، [[خیار]]، کدو و انواع سبزیجات از مهم‌ترین محصولات باغی مناطق پشتون‌نشین محسوب می‌شوند. درختان میوه مانند انجیر و کرچک نیز در سراسر مناطق پشتون‌نشین یافت می‌شود که از دانه‌های کرچک برای تولید روغن استفاده می‌شود. گیاهان دارویی مانند [[انغوزه|انقوزه]] که به‌صورت خودرو در ارتفاعات غربی می‌روید، از محصولات با ارزش این مناطق محسوب می‌شود.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۸۳–۲۸۶.</ref>
گندم به‌عنوان مهم‌ترین محصول کشاورزی در مناطق شرقی و غربی پشتون‌نشین، جایگاه ویژه‌ای در معیشت این قوم دارد. هندوانه، [[خربزه]]، [[خیار]]، کدو و انواع سبزیجات از مهم‌ترین محصولات مناطق پشتون‌نشین محسوب می‌شوند. درختان میوه مانند [[انجیر]] و کرچک نیز در سراسر مناطق پشتون‌نشین یافت می‌شود که از دانه‌های کرچک برای تولید روغن استفاده می‌شود. گیاهان دارویی مانند [[انغوزه|انقوزه]] که به‌صورت خودرو در ارتفاعات غربی می‌روید، از محصولات با ارزش این مناطق محسوب می‌شود.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۸۳–۲۸۶.</ref>


=== دامداری ===
=== دامداری ===
دامداری به‌عنوان رکن اساسی معیشت در میان قوم پشتون به‌ویژه پشتون‌ها کوچ‌نشین یا عشایر، جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد و فرهنگ این قوم دارد. این شیوه زندگی که ریشه در سنت‌های دیرینه شبانی دارد، نه تنها منبع درآمد، بلکه بخشی از هویت اجتماعی پشتون‌ها محسوب می‌شود. پشتون‌ها با مهارت خاصی به پرورش انواع دام می‌پردازند. گوسفند به‌عنوان اصلی‌ترین دام‌ها در مناطق پشتون‌نشین، نقش محوری در تأمین مواد غذایی و درآمد خانواده‌ها دارند. شترداری نیز در مناطق گرمسیری جنوب و غرب و افغانستان رواج دارد که به‌طور عمده توسط پشتون‌های کوچنده انجام می‌شود.
[[دامداری]] به‌عنوان رکن اساسی معیشت در میان قوم پشتون به‌ویژه پشتون‌های کوچ‌نشین یا عشایر، جایگاه ویژه‌ای در اقتصاد و فرهنگ این قوم دارد. این سبک زندگی، نه تنها منبع درآمد، بلکه بخشی از هویت اجتماعی پشتون‌ها محسوب می‌شود. پشتون‌ها با مهارت خاصی به پرورش انواع [[دام]] می‌پردازند. گوسفند به‌عنوان اصلی‌ترین دام‌ها در مناطق پشتون‌نشین، نقش محوری در تأمین مواد غذایی و درآمد خانواده‌ها دارند. شترداری نیز در مناطق گرمسیری جنوب و غرب افغانستان رواج دارد که به‌طور عمده توسط پشتون‌های کوچنده انجام می‌شود.


نظام بهره‌برداری از دام میان پشتون‌ها از تنوع قابل توجهی برخوردار است. از شیر دام‌ها برای تولید لبنیات محلی مانند ماست، [[پنیر]] و روغن حیوانی استفاده می‌شود. پشم گوسفندان در تولید البسه سنتی و نمد کاربرد دارد. این نظام دامداری که با کوچ فصلی در برخی مناطق همراه است، نشان‌دهنده سازگاری پشتون‌ها با شرایط محیطی است. امروزه اگرچه برخی تغییرات در شیوه‌های سنتی دامداری ایجاد شده، اما این فعالیت همچنان به عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد و فرهنگ پشتون‌ها باقی مانده و نقش مهمی در حفظ سبک زندگی سنتی این قوم ایفا می‌کند.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.</ref>
نظام بهره‌برداری از دام میان پشتون‌ها از تنوع قابل توجهی برخوردار است. از شیر دام‌ها برای تولید [[لبنیات]] محلی مانند [[ماست]]، [[پنیر]] و [[روغن حیوانی]] استفاده می‌شود. پشم گوسفندان در تولید البسه سنتی و [[نمد]] کاربرد دارد. این نظام دامداری که با کوچ فصلی در برخی مناطق همراه است، نشان‌دهنده سازگاری پشتون‌ها با شرایط محیطی است. امروزه اگرچه برخی تغییرات در شیوه‌های سنتی دامداری ایجاد شده، اما این فعالیت همچنان به‌عنوان بخشی حیاتی از اقتصاد و فرهنگ پشتون‌ها باقی مانده و نقش مهمی در حفظ سبک زندگی سنتی این قوم ایفا می‌کند.<ref>الفنستون، افغانان: جای، فرهنگ و نژاد (گزارش سلطنت کابل)، 1388ش، ص۲۲۶.</ref>


=== تجارت ===
=== تجارت ===
از زمان تأسیس افغانستان مدرن توسط احمدشاه درانی، قوم پشتون به‌دلیل سیطرهٔ سیاسی بر ساختار حکومتی، فرصت گسترده‌ای برای حضور در عرصه‌های تجاری ملی و بین‌المللی یافت. این موقعیت ممتاز، به‌ویژه پس از تشکیل دولت متمرکز در افغانستان، امکان دسترسی به منابع اقتصادی و انحصار برخی از مسیرهای تجاری را برای آنان فراهم کرد. نماد بارز این جایگاه، تأسیس نخستین نهادهای مالی مدرن توسط تجار و سیاستمداران پشتون بود که بانک ملی افغان در ۱۳۱۲ش به‌عنوان اولین بانک کشور، نمونهٔ برجسته آن محسوب می‌شود. این بانک با سرمایه‌ای ترکیبی از بخش خصوصی و دولتی شکل گرفت و نقش مهمی در تحول اقتصاد ملی ایفا کرد. در دوران معاصر، با اصلاحات نظام بانکی در ۱۳۸۲ش، بار دیگر بانک‌های خصوصی تحت مدیریت سرمایه‌داران پشتون گسترش پیدا کرد و این نهادهای مالی با بهره‌گیری از روش‌های مدرن بانکداری، به تقویت بخش خصوصی و گسترش تجارت بین‌المللی کمک شایانی کردند. این قوم به‌دلیل پیوندهای تاریخی با قدرت سیاسی و شبکه‌های گسترده تجاری، همچنان به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی عرصهٔ اقتصاد و بانکداری افغانستان مطرح است.<ref>[https://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=77279 «شرح حال بانکهای افغانستان از گذشته تا به حال»، وب‌سایت شبکۀ اطلاع‌رسانی.]</ref>
از تأسیس افغانستان مدرن، قوم پشتون به‌دلیل سیطرهٔ سیاسی بر ساختار حکومتی، فرصت گسترده‌ای برای حضور در عرصه‌های تجاری ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی یافت. این موقعیت ممتاز، به‌ویژه پس از تشکیل دولت متمرکز در افغانستان، امکان دسترسی به منابع اقتصادی و انحصار برخی از مسیرهای تجاری را برای آنان فراهم کرد. نماد بارز این جایگاه، تأسیس بانک ملی افغان در ۱۳۱۲ش به‌عنوان اولین بانک کشور، توسط تجار و سیاستمداران پشتون، نمونهٔ برجسته آن محسوب می‌شود. این بانک با جذب سرمایه‌ از بخش خصوصی و دولتی شکل گرفت و نقش مهمی در تحول اقتصاد قومی ایفا کرد. در دوران معاصر، با اصلاحات نظام بانکی در ۱۳۸۲ش، بار دیگر بانک‌های خصوصی تحت مدیریت سرمایه‌داران پشتون گسترش پیدا کرد و این نهادهای مالی با بهره‌گیری از روش‌های مدرن بانکداری، به تقویت بخش خصوصی و گسترش تجارت منطقه‌ای و بین‌المللی کمک شایانی کردند. این قوم به‌دلیل پیوندهای تاریخی با قدرت سیاسی و شبکه‌های گستردۀ تجاری، همچنان به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی عرصهٔ اقتصاد و [[بانکداری]] افغانستان مطرح است.<ref>[https://www.afghanpaper.com/nbody.php?id=77279 «شرح حال بانکهای افغانستان از گذشته تا به حال»، وب‌سایت شبکۀ اطلاع‌رسانی.]</ref>


=== اقتصاد مواد مخدر ===
=== اقتصاد مواد مخدر ===
[[پرونده:قوم پشتون۵.jpg|جایگزین=مزرعه خشخاش در ولایت هلمند|بندانگشتی|مزرعه خشخاش در ولایت هلمند]]
[[پرونده:قوم پشتون۵.jpg|جایگزین=مزرعه خشخاش در ولایت هلمند|بندانگشتی|مزرعه خشخاش در ولایت هلمند]]
در حال‌حاضر مناطق پشتون‌نشین از جمله [[قندهار]]، هلمند، [[نیمروز]]، خوست، پکتیا و [[ننگرهار]]، مراکز اصلی تولید تریاک افغانستان است؛ اما تمرکز مبارزه با کشت [[تریاک|خشخاش]] در این مناطق و از طرفی سودآوری فزایندهٔ آن، منجر به گسترش این پدیده در سراسر جغرافیای افغانستان شده و بسیاری از مردم در مناطق مختلف را به اقتصاد مواد مخدر پیوند زده است.<ref>بندریان، «بررسی پدیدهٔ قاچاق مواد مخدر و ضرورت مطالعات آمایشی منطقهٔ مرزی ایران و افغانستان برپایهٔ ایجاد چند ناحیهٔ حایل بین مرزی»، 1391ش، ص236.</ref>
مناطق پشتون‌نشین از جمله قندهار، هلمند، نیمروز، خوست، پکتیا و ننگرهار، برای چندین دهه مراکز اصلی تولید تریاک افغانستان شناخته شده است؛ اما تمرکز مبارزه با کشت [[تریاک|خشخاش]] در این مناطق و از طرفی سودآوری فزایندهٔ آن، منجر به گسترش این پدیده در سراسر جغرافیای افغانستان شده و بسیاری از مردم در مناطق مختلف را به اقتصاد مواد مخدر پیوند زده است.<ref>بندریان، «بررسی پدیدهٔ قاچاق مواد مخدر و ضرورت مطالعات آمایشی منطقهٔ مرزی ایران و افغانستان برپایهٔ ایجاد چند ناحیهٔ حایل بین مرزی»، 1391ش، ص236.</ref>
 
در ۲۰۲۲م وسیع‌ترین مزارع خشخاش با وسعت بیش از ۱۰ هزار هکتار در ولایات هلمند، [[قندهار]]، [[بادغیس]]، [[اروزگان]] و فراه مشاهده شده که در ولایت بادغیس ۱۸۸درصد افزایش کشت، در ولایت ننگرهار ۱۵۹درصد افزایش کشت، در ولایت [[بلخ]] ۱۰۹درصد افزایش کشت و در ولایت قندهار ۷۲درصد افزایش کشت نسبت به سال ۲۰۲۱م گزارش شده است.<ref>[https://www.pishkhan.com/news/292306 «رشد 56 هزار هکتاری کشت خشخاش در نخستین سال حکمرانی طالبان»،  وب‌سایت روزنامه اعتماد.]</ref>


طبق گزارش دفتر سازمان ملل، حدود ۵۰درصد کشت تریاک افغانستان در ولایت نیمروز صورت می‌گیرد. مناطقی که در آن کاشت خشخاش صورت می‌گیرد به‌طور طبیعی سایر فعالیت‌های وابسته به اقتصاد مواد مخدر را نیز با خود همراه می‌کند و از نظر اشتغال و درآمد برای مردم منطقه اهمیت دارد.<ref>، [https://dolat.ir/detail/299390/65-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%9B-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D8% «65 میلیارد دلار. درآمد حاصل از فروش موادمخدر افغانستان»،  پایگاه اطلاع‌رسانی دولت.]</ref>
در ۲۰۲۲م وسیع‌ترین مزارع خشخاش با وسعت بیش از ۱۰ هزار هکتار در ولایات هلمند، قندهار، [[بادغیس]]، [[ارزگان]] و فراه مشاهده شده که در ولایت [[بادغیس]] ۱۸۸درصد افزایش کشت، در ولایت ننگرهار ۱۵۹درصد افزایش کشت، در ولایت [[بلخ]] ۱۰۹درصد افزایش کشت و در ولایت قندهار ۷۲درصد افزایش کشت نسبت به سال ۲۰۲۱م گزارش شده است.<ref>[https://www.pishkhan.com/news/292306 «رشد 56 هزار هکتاری کشت خشخاش در نخستین سال حکمرانی طالبان»،  وب‌سایت روزنامه اعتماد.]</ref> طبق گزارش دفتر سازمان ملل، حدود ۵۰درصد کشت [[تریاک]] افغانستان در ولایت نیمروز صورت می‌گیرد. مناطقی که در آن کاشت خشخاش صورت می‌گیرد به‌طور طبیعی سایر فعالیت‌های وابسته به [[اقتصاد مواد مخدر]] را نیز با خود همراه می‌کند و از نظر اشتغال و درآمد برای مردم منطقه اهمیت دارد.<ref>، [https://dolat.ir/detail/299390/65-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%9B-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%AE%D8%AF%D8%B1-%D8% «65 میلیارد دلار. درآمد حاصل از فروش موادمخدر افغانستان»،  پایگاه اطلاع‌رسانی دولت.]</ref>


== سیاست قوم پشتون در افغانستان ==
== سیاست قوم پشتون در افغانستان ==