ابرابزار |
|||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
بلخ در عصر غوریان از پایتختهای دورتر اداره میشد، اما با انتقال قدرت به خوارزمشاهیان، بلخ بار دیگر اهمیت سیاسی یافت. با یورش مغولها، بلخ شاهد ویرانیهای گسترده و تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و فرهنگی بود. یورش چنگیزخان در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر باستانی وارد آورد که پیامدهای آن تا سدهها ادامه یافت.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> با این همه، دانشمندانی چون عبدالله محمّد بلخی در روستای کفشگران به حفظ و انتقال میراث علمی همت گماشتند. کتاب «فضایل بلخ» در همین دوره به [[فارسی دری]] ترجمه شد. جهانگردانی مانند مارکوپولو و ابنبطوطه از ویرانههای شهر دیدن کردهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۷–۹۸.</ref> تیمور نیز در ۱۳۶۹م حکومت خود را از بلخ آغاز کرد و این شهر به یکی از پایگاههای مهم تیموریان تبدیل شد. در دورهٔ شاهرخ، بلخ شاهد رونق نسبی فرهنگی بود. بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا، یادگار آن دوره است. | بلخ در عصر غوریان از پایتختهای دورتر اداره میشد، اما با انتقال قدرت به خوارزمشاهیان، بلخ بار دیگر اهمیت سیاسی یافت. با یورش مغولها، بلخ شاهد ویرانیهای گسترده و تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و فرهنگی بود. یورش چنگیزخان در ۱۲۲۱م ضربهای مهلک بر پیکر این شهر باستانی وارد آورد که پیامدهای آن تا سدهها ادامه یافت.<ref>غبار، افغانستان در مسیر تاریخ، ۱۳۸۷ش، ج۱، ص۱۳1-۱۳۶.</ref> با این همه، دانشمندانی چون عبدالله محمّد بلخی در روستای کفشگران به حفظ و انتقال میراث علمی همت گماشتند. کتاب «فضایل بلخ» در همین دوره به [[فارسی دری]] ترجمه شد. جهانگردانی مانند مارکوپولو و ابنبطوطه از ویرانههای شهر دیدن کردهاند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۷–۹۸.</ref> تیمور نیز در ۱۳۶۹م حکومت خود را از بلخ آغاز کرد و این شهر به یکی از پایگاههای مهم تیموریان تبدیل شد. در دورهٔ شاهرخ، بلخ شاهد رونق نسبی فرهنگی بود. بناهایی چون مدرسهٔ شاهرخیه و مسجد جامع خواجه ابونصر پارسا، یادگار آن دوره است. | ||
در سده ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای پیوسته میان شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و سبک زندگی مردم تحت تأثیر ترکیبی از عناصر ایرانی، ترکی و مغولی قرار داشت که در معماری، هنر و [[آداب]] | در سده ۱۶ میلادی، بلخ شاهد کشمکشهای پیوسته میان شیبانیان، تیموریان و صفویان بود و سبک زندگی مردم تحت تأثیر ترکیبی از عناصر ایرانی، ترکی و مغولی قرار داشت که در معماری، هنر و [[آداب|آداب اجتماعی]] نمود پیدا میکرد. بلخ در این دوره بیشتر بهعنوان مرکزی نظامی-سیاسی شناخته میشد تا کانون فرهنگی و علمی که در گذشته بود. در این دوره پرتلاطم، بلخ شاهد رفتوآمد مکرر قدرتهای محلی بود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۱۰۰–۱۰۱.</ref> بلخ در دورهٔ [[احمدشاه ابدالی|ابدالیان]] بهعنوان بخشی از قلمرو احمدشاه درانی همچنان جایگاه ویژهٔ نظامی و سیاسی داشت. با ظهور محمدزاییها در ۱۸۲۷م، بلخ وارد مرحلهٔ جدیدی از حیات سیاسی و اداری شد. دوستمحمدخان با انتصاب برادران خود به حکومت مناطق شمالی، ساختار اداری متمرکزی ایجاد کرد. در این دوره، شهر تختهپل بهعنوان مرکز جدید اداری تأسیس شد و پس از شیوع مالاریا در ۱۸۷۳م، مرکزیت به [[مزار شریف]] انتقال یافت. | ||
=== بلخ در دورهٔ معاصر === | === بلخ در دورهٔ معاصر === | ||
بلخ در عصر امیر امانالله (۱۹۱۹–۱۹۲۹م)، با تأسیس نخستین نهادهای آموزشی مدرن و انتشار [[روزنامه]] بیدار در ۱۹۲۲م، گامهایی به سوی نوسازی برداشت. دورهٔ ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود که اگرچه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد، اما به برخی آثار تاریخی آسیب رساند. در دوران جمهوری داوود (۱۹۷۳–۱۹۷۸)، بلخ میزبان مراسم رسمی شد و توجه بیشتری به توسعه زیرساختها صورت گرفت. با آغاز دورههای پرتلاطم پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م این شهر صحنهٔ درگیریهای شدید میان نیروهای مختلف شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی و خشونتهای زیادی همراه بود. بلخ در دورهٔ جمهوری اسلامی افغانستان (پس از ۲۰۰۱م) شاهد تحولات چشمگیری در عرصههای فرهنگی و شهری بوده که بر تغییر سبک زندگی مردم تأثیرگذار بود. با سقوط طالبان در ۲۰۰۱م این شهر تاریخی وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و شهر مزارشریف بهعنوان مرکز استان بلخ، چهرهٔ جدیدی به خود گرفت. در زمینهٔ معماری و حفظ میراث فرهنگی، اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. برای مثال حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و تزیین شد. بازسازی بناهای تاریخی متعدد از جمله مسجد نه گنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] انجام شد. در عرصهٔ شهری، پروژههای گستردهای برای نوسازی زیرساختها، احداث شهرکهای جدید و توسعهٔ شبکه معابر اجرا شد. این تحولات در کنار حفظ هویت تاریخی شهر، زندگی روزمرهٔ مردم را تا حدودی دگرگون ساخته و فضای عمومی شهر را ارتقا بخشیده است. امروزه بلخ با ترکیبی از معماری سنتی و مدرن و با حفظ میراث غنی فرهنگی خود، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref> | بلخ در عصر امیر امانالله (۱۹۱۹–۱۹۲۹م)، با تأسیس نخستین نهادهای آموزشی مدرن و انتشار [[روزنامه]] بیدار در ۱۹۲۲م، گامهایی به سوی نوسازی برداشت. دورهٔ ظاهرشاه (۱۹۳۳–۱۹۷۳) با طرحهای توسعهٔ شهری همراه بود که اگرچه چهرهٔ شهر را دگرگون کرد، اما به برخی آثار تاریخی آسیب رساند. در دوران جمهوری داوود (۱۹۷۳–۱۹۷۸)، بلخ میزبان مراسم رسمی شد و توجه بیشتری به توسعه زیرساختها صورت گرفت. با آغاز دورههای پرتلاطم پس از روی کار آمدن حکومت کمونیستها در ۱۹۷۸م این شهر صحنهٔ درگیریهای شدید میان نیروهای مختلف شد. دورهٔ طالبان (۱۹۹۸–۲۰۰۱) با محدودیتهای فرهنگی و خشونتهای زیادی همراه بود. بلخ در دورهٔ [[جمهوری اسلامی افغانستان]] (پس از ۲۰۰۱م) شاهد تحولات چشمگیری در عرصههای فرهنگی و شهری بوده که بر تغییر سبک زندگی مردم تأثیرگذار بود. با سقوط طالبان در ۲۰۰۱م این شهر تاریخی وارد مرحلهٔ جدیدی از بازسازی و توسعه شد و شهر مزارشریف بهعنوان مرکز استان بلخ، چهرهٔ جدیدی به خود گرفت. در زمینهٔ معماری و حفظ میراث فرهنگی، اقدامات قابل توجهی صورت گرفت. برای مثال حرم منسوب به [[امام علی]] مرمت و تزیین شد. بازسازی بناهای تاریخی متعدد از جمله مسجد نه گنبد و آرامگاه [[رابعه بلخی]] انجام شد. در عرصهٔ شهری، پروژههای گستردهای برای نوسازی زیرساختها، احداث شهرکهای جدید و توسعهٔ شبکه معابر اجرا شد. این تحولات در کنار حفظ هویت تاریخی شهر، زندگی روزمرهٔ مردم را تا حدودی دگرگون ساخته و فضای عمومی شهر را ارتقا بخشیده است. امروزه بلخ با ترکیبی از معماری سنتی و مدرن و با حفظ میراث غنی فرهنگی خود، بهعنوان یکی از مراکز مهم فرهنگی و تاریخی افغانستان شناخته میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۹۹–۱۰۸.</ref> | ||
=== اهمیت تاریخی بلخ === | === اهمیت تاریخی بلخ === | ||
بلخ به عنوان یکی از کهنترین و مهمترین شهرهای [[خراسان بزرگ]]، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. اهمیت این شهر هم بهدلیل موقعیت استراتژیک آن در تقاطع [[جاده ابریشم]] و ارتباط با [[ایران]]، آسیای مرکزی، [[چین]] و شبهقاره هند بود و هم بهدلیل رونق اقتصادی، کشاورزی پربار، [[تنوع فرهنگی]] و ساختار شهری منحصربهفردش. بلخ با داشتن ۱۲ دروازه، نمادی از یک شهر بزرگ و پررونق بود که هر دروازه، گواهی بر ارتباطات گسترده آن با جهان پیرامون بهشمار میرفت.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref> از جمله این دروازهها، «باب هندوان» بود که ویژه تجار هندی بود و نشاندهنده نقش بلخ به عنوان چهارراه تمدنها و محل تلاقی فرهنگها و اقتصادهای مختلف بود.<ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref> | بلخ به عنوان یکی از کهنترین و مهمترین شهرهای [[خراسان بزرگ|خراسان]]، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تمدنهای شرقی دارد. اهمیت این شهر هم بهدلیل موقعیت استراتژیک آن در تقاطع [[جاده ابریشم]] و ارتباط با [[ایران]]، آسیای مرکزی، [[چین]] و شبهقاره هند بود و هم بهدلیل رونق اقتصادی، کشاورزی پربار، [[تنوع فرهنگی]] و ساختار شهری منحصربهفردش. بلخ با داشتن ۱۲ دروازه، نمادی از یک شهر بزرگ و پررونق بود که هر دروازه، گواهی بر ارتباطات گسترده آن با جهان پیرامون بهشمار میرفت.<ref>ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطه، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۴۶۳.</ref> از جمله این دروازهها، «باب هندوان» بود که ویژه تجار هندی بود و نشاندهنده نقش بلخ به عنوان چهارراه تمدنها و محل تلاقی فرهنگها و اقتصادهای مختلف بود.<ref>یعقوبی، البلدان، ۱۴۲۲ق، ص۱۱۶.</ref> | ||
این شهر با شبکه آبیاری پیشرفته، باغهای پرثمر و محصولاتی مانند [[لیمو]]، [[پرتقال]] و [[انگور]] که به مناطق دورتر صادر میشد، شکوفایی اقتصادی چشمگیری داشت. همچنین، بلخ از نظر فرهنگی و مذهبی اهمیت ویژهای داشت؛ در متون کهن زرتشتی مانند وندیداد، | این شهر با شبکه آبیاری پیشرفته، باغهای پرثمر و محصولاتی مانند [[لیمو]]، [[پرتقال]] و [[انگور]] که به مناطق دورتر صادر میشد، شکوفایی اقتصادی چشمگیری داشت. همچنین، بلخ از نظر فرهنگی و مذهبی اهمیت ویژهای داشت؛ در متون کهن زرتشتی مانند وندیداد، بهعنوان «چهارمین کشور» ستوده شده و پس از اسلام نیز با وجود آرامگاههایی چون مقبره عکاشه بن محصن الاسدی از [[صحابه پیامبر]]، بهعنوان یکی از کانونهای گسترش [[اسلام]] در شرق شناخته میشد. بلخ با گشودگی در برابر فرهنگها و ادیان مختلف، نقش مهمی در انتقال و تبادل افکار علمی، دینی و اساطیری میان تمدنهایی چون [[مصر]]، [[عربستان]]، مدیترانه، [[هند]] و [[چین]] ایفا کرد و به الگویی پیشرفته از شهرنشینی در [[جهان اسلام]] تبدیل شد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
=== بنیانگذار بلخ === | === بنیانگذار بلخ === | ||
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
== دین و دینداری در بلخ == | == دین و دینداری در بلخ == | ||
دینداری در بلخ بهعنوان یک فرایند تاریخی پویا و تمدنساز در سه مرحلهٔ اصلی زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه و مرکز اصلی دو دین بزرگ ایرانی و هندی و محلی برای تلفیق، انتقال و تکامل معنویت بوده است. | دینداری در بلخ بهعنوان یک فرایند تاریخی پویا و تمدنساز در سه مرحلهٔ اصلی زرتشتی، بودایی و اسلامی تجلی یافته است. بلخ، خاستگاه و مرکز اصلی دو دین بزرگ ایرانی و هندی و محلی برای تلفیق، انتقال و تکامل معنویت بوده است. | ||
* زرتشتیگری: بلخ | * زرتشتیگری: بلخ بهعنوان خاستگاه [[زرتشت]] و پایتخت پادشاهان حامی او مانند [[گشتاسپ]]، جایگاهی بیبدیل در این دین دارد. این منطقه تنها یک مرکز سیاسی نبود، بلکه جهانبینی، اسطورهها و باورهای عمیق زرتشتی در آن ریشه داشت که با یافتههای باستانشناسی مانند آتشکدههای بزرگ، تأیید شده است. روایات اوستایی به زندگی ساده و بیآلایش [[چمشید]]، پادشاه و بنیانگذار بلخ، اشاره دارد که نشاندهندهٔ پیوند عمیق این شهر با سنتهای زرتشتی است. [[تاجیکستان]] و [[افغانستان]] امروزی، محل شکلگیری و گسترش [[آیین زرتشت]] بوده است. بازتاب آیین زرتشتی در بلخ را میتوان در متون کهن مانند [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]] مشاهده کرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
* بوداییگری: بلخ برای نزدیک به هفت قرن به یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه تبدیل شد. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال همچون [[نوبهار بلخ]] که هم کارکرد عبادی و هم کارکرد علمی-فرهنگی داشتند، گواه این اهمیت است. آیین بودایی در این منطقه بهگونهای نهادینه شده بود که میزبان هزاران راهب بود. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شده و از حدود شرقی به کرانههای جیحون گسترش یافت. [[دینداری]] در این دوره با زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درآمیخته بود و آیینهای دینی، بازتابدهندهٔ باورهای عمیق کیهانی نزد مردم این سرزمین بودند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | * بوداییگری: بلخ برای نزدیک به هفت قرن به یکی از کانونهای اصلی بودیسم در منطقه تبدیل شد. وجود نوبهارها و حدود یکصد معبد فعال همچون [[نوبهار بلخ]] که هم کارکرد عبادی و هم کارکرد علمی-فرهنگی داشتند، گواه این اهمیت است. آیین بودایی در این منطقه بهگونهای نهادینه شده بود که میزبان هزاران راهب بود. [[بودیسم]] در نخستین قرن میلادی از [[هند]] وارد بلخ شده و از حدود شرقی به کرانههای جیحون گسترش یافت. [[دینداری]] در این دوره با زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی درآمیخته بود و آیینهای دینی، بازتابدهندهٔ باورهای عمیق کیهانی نزد مردم این سرزمین بودند.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ورود [[اسلام]] به بلخ یک فرایند سریع و آسان نبود، بلکه مرحلهای پیچیده از تعامل و تغییر بود. بوداییان بلخ به دلیل ریشهدار بودن آیین خود، تا پایان قرن نخست هجری در برابر حاکمیت اسلامی مقاومت کردند. حاکمان مسلمان نیز با رویکردی اصلاحی، کارکرد مکانهای مقدس پیشین را بهتدریج تغییر دادند مانند تبدیل بخشی از نوبهار به مسجد و این امر به حفظ بخشی از میراث معماری و تسهیل انتقال فرهنگی کمک میکرد.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> مدارس و مساجد اسلامی که جایگزین نوبهارهای بودایی شدند، در واقع ادامهٔ همان کارکردهای آموزشی قبلی اما با محتوای جدید بودند. این تداوم نهادی، دلیل اصلی تبدیل سریع بلخ به یک مرکز علمی اسلامی شد. پس از استقرار اسلام، بلخ نقش تاریخی خود به عنوان یک کانون معنوی را در قالبی جدید احیا کرد: | ||
* مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، | * مرکزیت علمی: بلخ با کسب لقبهایی مانند «دارالفقه» و «دارالاجتهاد»، به یکی از مهمترین مراکز تولید علم در جهان اسلام تبدیل شد. حضور شمار زیادی از عالمان مانند ابوسهل بلخی<ref>سوسه، الشریف الادریسی فی الجفر الجغرافیا العربی، 1974م، ج۱، ص۱۵۴.</ref> و ابوالقاسم بلخی<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص22.</ref> در رشتههای [[فقه]]، [[حدیث]]، [[تفسیر]]، [[کلام]] و [[علوم عقلی]]، گواه این امر است.<ref>حموی، معجم الادباء، 1414م، ج۳، ص۸۰.</ref> | ||
* نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | * نوآوریهای فکری و عرفانی: دینداری در بلخ تنها به فقه و حدیث محدود نماند، بلکه مکاتب کلامی مهمی مانند [[ماتریدیه]]، [[مرجئه]] و [[کرامیه]] در این منطقه زاده شدند. این مکاتب نشاندهندهٔ ظرفیت بلخ برای هضم معارف اسلامی و تولید جریانهای فکری بومی و تأثیرگذار بود.<ref>نقابی و بهرامیان، «تبارشناسی فرهنگشهری بلخ با تمرکز بر نقش آیینها و ادیان (زرتشتی، بودایی و اسلام)»، ۱۴۰۲ش، ص۷۵–۷۹.</ref> | ||
* تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | * تلفیق شرع و فرهنگ محلی: عالمان بلخی توانستند به گونهای عمل کنند که سنتهای آموزشی و معنوی پیشین را با نهادهای اسلامی تلفیق کنند. این امر باعث شد که عناصری از خرد و پاکی در ادیان پیشین، در قالب جدید اسلامی تداوم یابد.<ref>«رویکرد پیشگیرانه ابوزید بلخی به حوزه سلامت روان (در کتاب مصالح الابدان و الانفس)»، 1394ش، ص28.</ref> | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۰۲: | ||
== اقتصاد بلخ == | == اقتصاد بلخ == | ||
=== کشاورزی === | === کشاورزی === | ||
بلخ بهعنوان یکی از خاستگاههای تاریخی کشاورزی در آسیای مرکزی، از دوران باستان تاکنون در توسعهٔ فعالیتهای کشاورزی نقش مهم داشته است. این منطقه با تنوع اقلیمی منحصربهفرد، میزبان طیف گستردهای از محصولات کشاورزی شامل غلات (گندم، | بلخ بهعنوان یکی از خاستگاههای تاریخی کشاورزی در آسیای مرکزی، از دوران باستان تاکنون در توسعهٔ فعالیتهای کشاورزی نقش مهم داشته است. این منطقه با تنوع اقلیمی منحصربهفرد، میزبان طیف گستردهای از محصولات کشاورزی شامل غلات (گندم، جو و برنج بهویژه در شولگر)، حبوبات (نخود، ماش و لوبیا)، محصولات صنعتی (پنبه)، سبزیجات (پیاز، سیر و سیبزمینی) و صیفیجات معروفی مانند خربزه ارکانی در دولتآباد، خربزه برگنی در خلم و خربزه لوبیایی در بلخ، چمتال و چهاربولک است. | ||
کشاورزان بلخ با بهرهگیری از روشهای سازگار با محیط مانند کشت لَلمِی (دیم) در مناطق کوهستانی برای غلات و حبوبات و همین روش را برای صیفیجات در مناطق کمآب به کار میگیرند، که نشاندهندهٔ دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی است. محصولات شاخصی مانند جواری سفید در دولتآباد، شورتپه و کلدار، [[برنج]] مرغوب شولگر و انواع خاص خربزه، جایگاه بلخ را بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی افغانستان تثبیت کرده است.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref> | کشاورزان بلخ با بهرهگیری از روشهای سازگار با محیط مانند کشت لَلمِی (دیم) در مناطق کوهستانی برای غلات و حبوبات و همین روش را برای صیفیجات در مناطق کمآب به کار میگیرند، که نشاندهندهٔ دانش عمیق بومی در مدیریت منابع آبی و خاکی است. محصولات شاخصی مانند جواری سفید در دولتآباد، شورتپه و کلدار، [[برنج]] مرغوب شولگر و انواع خاص خربزه، جایگاه بلخ را بهعنوان یکی از قطبهای مهم کشاورزی افغانستان تثبیت کرده است.<ref name=":3">رحمانی ولوی، تاریخ علمای بلخ، ۱۸۶ش، ج۱َ، ص۱۸.</ref> | ||
| خط ۵۲۷: | خط ۵۲۷: | ||
آیینهای همگانی نوروزی در بلخ شامل مواردی مانند پوشیدن لباسهای نو و تمیز، مبادله پیشکشهای نوروزی میان خانوادهها و جوانان نامزد، پاکسازی سرچشمهها، نهرها و جویبارها، آتشبازیهای شبانه، چراغانی خیابانها، سفید کردن ظروف مسی و قدیمی و قبّههای آرامگاها امام علی است. همچنین، گشت و گذارهای شبانه، برپایی برنامههای ورزشی، به ویژه ورزشهای ملی و محلی مانند [[بزکشی]] و پهلوانی، و برگزاری جشنها، فعالیتهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی از دیگر آیینهای این [[جشن]] است که در بلخ و دیگر مناطق برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵.</ref> | آیینهای همگانی نوروزی در بلخ شامل مواردی مانند پوشیدن لباسهای نو و تمیز، مبادله پیشکشهای نوروزی میان خانوادهها و جوانان نامزد، پاکسازی سرچشمهها، نهرها و جویبارها، آتشبازیهای شبانه، چراغانی خیابانها، سفید کردن ظروف مسی و قدیمی و قبّههای آرامگاها امام علی است. همچنین، گشت و گذارهای شبانه، برپایی برنامههای ورزشی، به ویژه ورزشهای ملی و محلی مانند [[بزکشی]] و پهلوانی، و برگزاری جشنها، فعالیتهای فرهنگی، هنری، ادبی و اجتماعی از دیگر آیینهای این [[جشن]] است که در بلخ و دیگر مناطق برگزار میشود.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۴۵.</ref> | ||
===== آیینهای بعد از نوروز ===== | ===== آیینهای بعد از نوروز: ===== | ||
* '''جشنواره دهقان:''' جشنوارهٔ دهقان یا دهگان، یک رویداد نوروزی است که در تاریخ معاصر به روز دوم [[فروردین]] در سراسر کشور، از جمله در بلخ، برگزار میشود. در این روز، همایشهایی با سخنرانی، [[شاهنامهخوانی]]، نمایشگاههای محصولات و ابزارهای کشاورزی، دامداری و باغداری، و برنامههای [[موسیقی]]، هنری، رقص، بازیهای محلی و ورزشهای بومی و محلی انجام میشود. همچنین، برزگران، باغداران و دامپروران توسط نهادهای دولتی با اهدای ستایشنامهها، جایزهها و هدیههای متنوع مورد تقدیر قرار میگیرند. روز دهقان در تقویم رسمی کشور بهعنوان تعطیل رسمی نیز اعلام شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref> | * '''جشنواره دهقان:''' جشنوارهٔ دهقان یا دهگان، یک رویداد نوروزی است که در تاریخ معاصر به روز دوم [[فروردین]] در سراسر کشور، از جمله در بلخ، برگزار میشود. در این روز، همایشهایی با سخنرانی، [[شاهنامهخوانی]]، نمایشگاههای محصولات و ابزارهای کشاورزی، دامداری و باغداری، و برنامههای [[موسیقی]]، هنری، رقص، بازیهای محلی و ورزشهای بومی و محلی انجام میشود. همچنین، برزگران، باغداران و دامپروران توسط نهادهای دولتی با اهدای ستایشنامهها، جایزهها و هدیههای متنوع مورد تقدیر قرار میگیرند. روز دهقان در تقویم رسمی کشور بهعنوان تعطیل رسمی نیز اعلام شده است.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۵۳.</ref> | ||
* '''جشن گل سرخ:''' میلهٔ گل سرخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین مراسم نوروزی در افغانستان، هرساله در شهر [[مزارشریف]] برگزار میشود. این جشن تاریخی که ریشه در تمدن دیرینه بلخ باستان دارد، به مناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها و دمنهای این منطقه نامگذاری شده است. در فصل [[بهار]]، طبیعت بلخ با انبوهی از گلهای سرخ پوشیده میشود و فضایی رؤیایی در شهر و پیرامون آن ایجاد میکند. جشن گل سرخ به مدت چهل روز ادامه مییابد و در این مدت، برنامههای فرهنگی، هنری و مذهبی مختلفی در شهر برگزار میشود. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد. محققان جشن گل سرخ را نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و تاریخی بلخ و نشان پیوند ناگسستنی مردم این دیار با سنتهای دینی و ملی میدانند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref> | * '''جشن گل سرخ:''' میلهٔ گل سرخ، یکی از کهنترین و باشکوهترین مراسم نوروزی در افغانستان، هرساله در شهر [[مزارشریف]] برگزار میشود. این جشن تاریخی که ریشه در تمدن دیرینه بلخ باستان دارد، به مناسبت شکوفایی گلهای سرخ شقایق در دشتها و دمنهای این منطقه نامگذاری شده است. در فصل [[بهار]]، طبیعت بلخ با انبوهی از گلهای سرخ پوشیده میشود و فضایی رؤیایی در شهر و پیرامون آن ایجاد میکند. جشن گل سرخ به مدت چهل روز ادامه مییابد و در این مدت، برنامههای فرهنگی، هنری و مذهبی مختلفی در شهر برگزار میشود. در روز چهلم، علم زیارت سخی با تشریفات خاصی پایین آورده میشود و این آیین باشکوه به پایان میرسد. محققان جشن گل سرخ را نشاندهندهٔ غنای فرهنگی و تاریخی بلخ و نشان پیوند ناگسستنی مردم این دیار با سنتهای دینی و ملی میدانند.<ref>[https://www.mehrnews.com/news/1273543/میله-گل-سرخ-جشن-نوروز-مردمان-مزار-شریف «میله گل سرخ؛ جشن نوروز مردمان مزار شریف»، خبرگزاری مهر.]</ref> | ||
| خط ۵۵۷: | خط ۵۵۷: | ||
* '''آغاز رمضان:''' در گذشته، استقبال از رمضان در مزارشریف با شلیک ۲۱ توپ همراه بود. امروزه نیز اولین روز رمضان در سراسر کشور تعطیل رسمی است. با فرارسیدن این ماه، بازار شیرینیهای مخصوص رمضان مانند مربا و نشاسته رونق میگیرد و سفرههای افطار رنگینتر از همیشه میشود. | * '''آغاز رمضان:''' در گذشته، استقبال از رمضان در مزارشریف با شلیک ۲۱ توپ همراه بود. امروزه نیز اولین روز رمضان در سراسر کشور تعطیل رسمی است. با فرارسیدن این ماه، بازار شیرینیهای مخصوص رمضان مانند مربا و نشاسته رونق میگیرد و سفرههای افطار رنگینتر از همیشه میشود. | ||
* '''رسوم افطار و سحر:''' مهمانیهای افطاری و کمک به نیازمندان از سنتهای دیرینه [[رمضان]] در بلخ است. هنگام اذان مغرب، مردم آب، خرما و دیگر خوراکیها را میان نمازگزاران و رهگذران تقسیم میکنند. [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] نیز با خواندن [[رمضانی|ترانههای رمضانی]] به در خانهها میروند و در ازا شیرینی دریافت میکنند. سحرخیزی و تهیه سفرهٔ سحری از دیگر آیینهای مهم این ماه است. در گذشته، نواختن نقاره در مزارشریف و مناطق دیگر بلخ، مردم را برای سحری بیدار میکرد. امروزه اگرچه این رسم کمرنگ شده، اما هنوز در برخی محلهها نوای [[دهل]] و [[نقاره]] به گوش میرسد. | * '''رسوم افطار و سحر:''' مهمانیهای افطاری و کمک به نیازمندان از سنتهای دیرینه [[رمضان]] در بلخ است. هنگام اذان مغرب، مردم آب، خرما و دیگر خوراکیها را میان نمازگزاران و رهگذران تقسیم میکنند. [[کودک|کودکان]] و [[نوجوانی|نوجوانان]] نیز با خواندن [[رمضانی|ترانههای رمضانی]] به در خانهها میروند و در ازا شیرینی دریافت میکنند. سحرخیزی و تهیه سفرهٔ سحری از دیگر آیینهای مهم این ماه است. در گذشته، نواختن نقاره در مزارشریف و مناطق دیگر بلخ، مردم را برای سحری بیدار میکرد. امروزه اگرچه این رسم کمرنگ شده، اما هنوز در برخی محلهها نوای [[دهل]] و [[نقاره]] به گوش میرسد. | ||
* '''روز قدس و | * '''روز قدس و آمادهگی برای عید:''' در سالهای اخیر، با الهام از جمهوری اسلامی ایران، آخرین جمعه رمضان بهعنوان «روز قدس» با راهپیماییها و همایشهای حمایت از مردم فلسطین گرامی داشته میشود. در روزهای پایانی ماه، مردم بلخ با خرید و تهیه مقدمات، خود را برای [[عید فطر]] آماده میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۵۷۵.</ref> | ||
==== آیینهای عید فطر و قربان ==== | ==== آیینهای عید فطر و قربان ==== | ||
| خط ۵۷۲: | خط ۵۷۲: | ||
بلخ، بهعنوان یکی از خاستگاههای کهن موسیقی در خراسان بزرگ، دارای تنوع گستردهای از سازهای محلی است که به سه دسته زهی، بادی و ضربی تقسیم میشود. بسیاری از این سازها ریشه در تاریخ باستانی این منطقه دارند و تا امروز در فرهنگ موسیقایی بلخ زنده مانده است: | بلخ، بهعنوان یکی از خاستگاههای کهن موسیقی در خراسان بزرگ، دارای تنوع گستردهای از سازهای محلی است که به سه دسته زهی، بادی و ضربی تقسیم میشود. بسیاری از این سازها ریشه در تاریخ باستانی این منطقه دارند و تا امروز در فرهنگ موسیقایی بلخ زنده مانده است: | ||
* '''سازهای زهی''' | |||
# '''دوتار:''' نوعی ساز زهی با دسته بلند به طول حدود ۱٫۳ متر، ساخته شده از چوب توت است. در گذشته دو سیم رودهای داشت، اما امروز دارای یک سیم اصلی، ۱۳ سیم فرعی و ۱۹ پرده بوده که با ناخنک نواخته میشود و در مناطق شمالی افغانستان رواج دارد. | # '''دوتار:''' نوعی ساز زهی با دسته بلند به طول حدود ۱٫۳ متر، ساخته شده از چوب توت است. در گذشته دو سیم رودهای داشت، اما امروز دارای یک سیم اصلی، ۱۳ سیم فرعی و ۱۹ پرده بوده که با ناخنک نواخته میشود و در مناطق شمالی افغانستان رواج دارد. | ||
# '''سهتار:''' ساز باستانی آریایی با دسته بلند و سه سیم فلزی است. از نوازندگان معاصر آن میتوان به عبدالجلیل باختری اشاره کرد. | # '''سهتار:''' ساز باستانی آریایی با دسته بلند و سه سیم فلزی است. از نوازندگان معاصر آن میتوان به عبدالجلیل باختری اشاره کرد. | ||
| خط ۵۸۰: | خط ۵۸۰: | ||
# '''غیچک:''' ساز زهی با دو سیم و کاسه چوبی پوشیده از پوست بز بوده که با آرشه (زخمه) نواخته میشود و طول معمول آن ۸۷ سانتیمتر است. | # '''غیچک:''' ساز زهی با دو سیم و کاسه چوبی پوشیده از پوست بز بوده که با آرشه (زخمه) نواخته میشود و طول معمول آن ۸۷ سانتیمتر است. | ||
* '''سازهای بادی''' | |||
# '''نی:''' از گیاه نی ساخته میشود و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژهای دارد. چوپانان بلخ از دیرباز در طبیعت آن را مینواختند و مولوی در مثنوی معنوی از نی بهعنوان نماد عرفانی یاد کرده است. | # '''نی:''' از گیاه نی ساخته میشود و در موسیقی عرفانی جایگاه ویژهای دارد. چوپانان بلخ از دیرباز در طبیعت آن را مینواختند و مولوی در مثنوی معنوی از نی بهعنوان نماد عرفانی یاد کرده است. | ||
# '''تُوله:''' ساز بادی به طول ۴۶ سانتیمتر، بهطور معمول از مفرغ یا چوب زیتون ساخته میشود که آرای هفت سوراخ است و در بلخ و دیگر مناطق افغانستان رواج دارد. | # '''تُوله:''' ساز بادی به طول ۴۶ سانتیمتر، بهطور معمول از مفرغ یا چوب زیتون ساخته میشود که آرای هفت سوراخ است و در بلخ و دیگر مناطق افغانستان رواج دارد. | ||
# '''سُرنای:''' ساز بادی با هفت سوراخ، بهطور معمول در جشنها و عروسیها همراه با دهل نواخته میشود. | # '''سُرنای:''' ساز بادی با هفت سوراخ، بهطور معمول در جشنها و عروسیها همراه با دهل نواخته میشود. | ||
* '''سازهای ضربی''' | |||
# '''دهل:''' طبل دوطرفه با پوست گاو یا گاومیش، در اندازههای مختلف است که در مراسم شادی و رزم استفاده میشود. | # '''دهل:''' طبل دوطرفه با پوست گاو یا گاومیش، در اندازههای مختلف است که در مراسم شادی و رزم استفاده میشود. | ||
# '''طبله:''' متشکل از دو طبل کوچک و بزرگ که با دست نواخته میشود. | # '''طبله:''' متشکل از دو طبل کوچک و بزرگ که با دست نواخته میشود. | ||
| خط ۵۹۲: | خط ۵۹۲: | ||
# '''نقاره:''' طبل دوپارچه با پوست گاو و شتر است در گذشته برای اعلام زمان در شهرها استفاده میشد. در بلخ، نقارهچیان در ماه [[رمضان]] برای بیدار کردن روزهداران آن را مینواختند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۶–۶۲۱.</ref> | # '''نقاره:''' طبل دوپارچه با پوست گاو و شتر است در گذشته برای اعلام زمان در شهرها استفاده میشد. در بلخ، نقارهچیان در ماه [[رمضان]] برای بیدار کردن روزهداران آن را مینواختند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۱۶–۶۲۱.</ref> | ||
* '''نوازندگان و آوازخوانان''' | |||
موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند. امروز اگرچه برخی از این استادان درگذشتهاند، اما شاگردانشان راه آنها را ادامه میدهند و موسیقی بلخ را به نسلهای جدید منتقل میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref> | موسیقی محلی بلخ با نوازندگان و آوازخوانان برجستهای که در طول تاریخ پرورش داده، جایگاه ویژهای در فرهنگ خراسان دارد. هنرمندانی چون محمدحکیم خلمی، تنبورنواز چیرهدست قرن سیزدهم هجری، بابهقران دنبورهنواز صاحب سبک، و استاد بهاءالدین با پشتکار خود میراثداران این هنر اصیل بودهاند. در میان نسلهای بعدی، عبدالجلیل باختری با تسلط بر سازهای متنوع و تأسیس آموزشگاه موسیقی و محمدحسن بسمل با صدای رسای محلیخوانی، نقش مهمی در تداوم این سنت ایفا کردهاند. این هنرمندان نهتنها در عروسیها و محافل محلی، بلکه در جشنوارههای ملی و بینالمللی نیز هنرنمایی کردهاند و آثار ماندگاری در رادیو و تلویزیون افغانستان به ثبت رساندهاند. امروز اگرچه برخی از این استادان درگذشتهاند، اما شاگردانشان راه آنها را ادامه میدهند و موسیقی بلخ را به نسلهای جدید منتقل میکنند.<ref>خلیق، جاذبههای گردشگری بلخ، ۱۳۹۹ش، ص۶۲۱–۶۲۵.</ref> | ||
| خط ۶۴۸: | خط ۶۴۹: | ||
==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ==== نقش تمدنی و تاریخی معبد نوبهار ==== | ||
===== نماد فرهنگی و تمدنی ===== | ===== '''نماد فرهنگی و تمدنی''' ===== | ||
معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>[[پرونده:6383246-1.jpg|بندانگشتی|بقایای مسجد نُهگنبد در محل معبد نوبهار]] | معبد نوبهار بهدلیل جایگاه دینی و نقش انسجامبخش مذهبی آن، در طول قرون در حوادث مهم تاریخی و تحولات سیاسی و فرهنگی اثرگذار بوده است. پیروزی بر پرستشگاه و تخریب یا تجدید بنای آن، نماد پیروزی بر یک باور دینی، طرز تفکر، سیستم حکومتی و سبک [[زندگی]] خاص و جایگزینی شیوهٔ زندگی دیگر بوده است. مسعودی در کتاب «مروج الذهب و معادن الجوهر» مینویسد که نوبهار را، منوچهر در شهر بلخ خراسان بنیانگذاری کرد و کسی که پردهداری این [[خانه]] را بهعهده داشت، در نزد پادشاهان آن منطقه بسیار محترم بود و دستور وی را میپذیرفتند و مال فراوان میدادند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref>[[پرونده:6383246-1.jpg|بندانگشتی|بقایای مسجد نُهگنبد در محل معبد نوبهار]] | ||
===== نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی ===== | ===== '''نماد رقابت با فرهنگ و تمدن عربی''' ===== | ||
معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | معبد نوبهار در دوران قبل از اسلام، در چارچوب رقابت نمادین با عربها و خانهٔ کعبه که نماد دینی و سمبل تمدن عربی محسوب میشد، منشأ اثر بود و مردم منطقه در رقابت با خانهٔ کعبه، در آبادانی نوبهار میکوشیدند. از این نظر پرستشگاه نوبهار مورد توجه مورخان قرار گرفته و برای مثال «زکریای قزوینی» در کتاب «آثار البلاد» نوشته است که معبد نوبهار در شهر بلخ واقع و بزرگترین بُتخانه است. وی در علت شکوه این مکان مینویسد که چون پادشاهان آن زمان، شرف کعبه و احترام و تعظیم عرب نسبت به خانهٔ کعبه را شنیدند، نوبهار را به تقلید از کعبه ساختند و با دیبا و حریر و جواهر گرانبها تزیین و بر اطراف آن بتهای زیادی نصب کردند. «دقیقی» نیز نوشته است که اهل [[ایران]]، هند، چین و ترکستان، مانند حاجیان در آنجا به زیارت میآمدند.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13940823000240/-آتشکده-نوبهار-مهمترین-بنای-تاریخی-ولایت-بلخ «آتشکدۀ نوبهار؛ مهمترین بنای تاریخی ولایت بلخ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||