زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲۰: خط ۱۲۰:


==== هزاره‌های اسماعیلی ====
==== هزاره‌های اسماعیلی ====
[[هزاره‌های اسماعیلیه]]، یک اقلیت را تشکیل می‌دهند و خود نیز به فرقه‌های کوچک‌تری تقسیم شده‌اند. گفته می‌شود گسترش اسماعیلیه از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد. از ۱۰۵۲م این مذهب توسط [[ناصرخسرو]] شاعر و دانشمند، آشکارا در بلخ تبلیغ می‌شد. ناصرخسرو پس از خوابی که در [[جوزجان]] دید، به زیارت [[مسجدالحرام]] رفت و هفت‌سال در آنجا ماند. او پس از بازگشت، به‌دلیل ایمانش به مذهب اسماعیلیه توسط رهبر مذهبی اسماعیلیه در زمان خلیفهٔ فاطمی المستنصر به‌عنوان حجت معرفی شد و برای ترویج این مذهب به خراسان فرستاده شد. اما روحانیون سنی او را به‌عنوان یک شیعه طرد کردند. وی سپس توسط فرمانروایان [[سلجوقیان|سلجوقی]] وادار به تبعید شد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص112-115.</ref>
[[هزاره‌های اسماعیلیه]]، یک اقلیت را تشکیل می‌دهند و خود نیز به فرقه‌های کوچک‌تری تقسیم شده‌اند. گفته می‌شود گسترش اسماعیلیه از ۹۴۰ق در افغانستان آغاز شد. از ۱۰۵۲م این مذهب توسط [[ناصرخسرو]] شاعر و دانشمند، آشکارا در بلخ تبلیغ می‌شد. ناصرخسرو پس از خوابی که در [[جوزجان]] دید، به زیارت [[مسجدالحرام]] رفت و هفت‌سال در آنجا ماند. او پس از بازگشت، به‌دلیل ایمانش به مذهب اسماعیلیه توسط رهبر مذهبی اسماعیلیه در زمان خلیفهٔ فاطمی المستنصر، به‌عنوان حجت معرفی شد و برای ترویج این مذهب به خراسان فرستاده شد. اما روحانیون سنی او را به‌عنوان یک شیعه طرد کردند. وی سپس توسط فرمانروایان [[سلجوقیان|سلجوقی]] وادار به تبعید شد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص112-115.</ref>


به‌دلیل عدم وجود آمار دقیق، برخی جمعیت هزاره‌های اسماعیلی را ۳درصد از کل جمعیت افغانستان برآورد کرده‌اند.<ref>.[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref> اسماعیلیان افغانستان که هزاره‌های اسماعیلی را نیز دربر می‌گیرد در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند.<ref>.[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref> هزاره‌های اسماعیلیه همواره به‌دلیل تفاوت نژادی و مذهبی مورد خشم و سرکوب حاکمان افغانستان بوده‌اند. آنها از سوی شیعیان امامیه نیز در گذشته مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند. اما در سال‌های اخیر روابط میان این دو گرایش شیعی تقویت شده است. در زمان غزنویان و غوریان با نفوذ فقهای اهل‌سنت به دربار حاکمان، فتوای ارتداد و قتل‌عام آنها را صادر می‌کردند. بیشترین سرکوب هزاره‌های اسماعیلی همزمان با سرکوب شیعیان اثناعشری در زمان حاکمیت عبدالرحمان اتفاق افتاد.<ref>.[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref>
به‌دلیل عدم وجود آمار دقیق، برخی جمعیت هزاره‌های اسماعیلی را ۳درصد از کل جمعیت افغانستان برآورد کرده‌اند. اسماعیلیان افغانستان که هزاره‌های اسماعیلی را نیز دربر می‌گیرد در ولایات بدخشان، کابل، بامیان، میدان وردک، پروان، بغلان، سمنگان و زابل حضور دارند. هزاره‌های اسماعیلیه همواره به‌دلیل تفاوت نژادی و مذهبی مورد خشم و سرکوب حاکمان افغانستان بوده‌اند. آنها از سوی شیعیان امامیه نیز در گذشته مورد بی‌مهری قرار گرفته‌اند. اما در سال‌های اخیر روابط میان این دو گرایش شیعی تقویت شده است. در زمان غزنویان و غوریان با نفوذ فقهای اهل‌سنت به دربار حاکمان، فتوای ارتداد و قتل‌عام آنها را صادر می‌کردند. بیشترین سرکوب هزاره‌های اسماعیلی همزمان با سرکوب شیعیان اثنی‌عشری در زمان حاکمیت عبدالرحمان اتفاق افتاد.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/51974/اسماعیلیه-در-افغانستان خواتی، «اسماعیلیه در افغانستان»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی].</ref>


==== هزاره‌های اهل‌سنت ====
==== هزاره‌های اهل‌سنت ====
[[هزاره‌های اهل‌سنت]] بخشی از جامعهٔ هزاره است که به‌طور عمده پس از سرکوب‌های گسترده در دورهٔ عبدالرحمان خان و حکومت‌های پیشین به مذهب تسنن گرایش یافتند. این تغییر مذهب بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و بسیاری از آنها برای حفظ جان و موقعیت اجتماعی خود، هویت هزارگی را کتمان کردند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 . شریعتی، «کتاب: هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان»، وب‌سایت بامیان نیوز.]</ref> تمرکز اصلی هزاره‌های سنی در ولایت‌های شمالی و شمال‌شرقی افغانستان ([[بغلان]]، [[قندوز]] و [[بدخشان]]) است. شریعتی سحر نویسندهٔ کتاب هزاره‌های اهل‌سنت، جمعیت هزاره‌های سنی را ۴میلیون تخمین زده است که در برخی مناطق (از جمله ولایت بغلان) تا ۶۵درصد جمعیت محلی را تشکیل می‌دهند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 . شریعتی، «کتاب :هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان»، وب‌سایت بامیان نیوز.]</ref> این گروه‌ها اغلب به [[فارسی دری]] با لهجهٔ محلی صحبت می‌کنند.<ref>. [http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزاره‌های اهل‌سنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاع‌رسانی جاغوری.]</ref>
[[هزاره‌های اهل‌سنت|هزاره‌های اهل‌سنت،]] بخشی از جامعهٔ هزاره هستند که به‌طور عمده پس از سرکوب‌های گسترده در دورهٔ عبدالرحمان خان و حکومت‌های پیشین به مذهب تسنن گرایش یافتند. این تغییر مذهب بیشتر تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی صورت گرفت و بسیاری از آنها برای حفظ جان و موقعیت اجتماعی خود، هویت هزارگی را کتمان کردند. تمرکز اصلی هزاره‌های سنی در ولایت‌های شمالی و شمال‌شرقی افغانستان ([[بغلان]]، [[قندوز]] و [[بدخشان]]) است. شریعتی، نویسندهٔ کتاب هزاره‌های اهل‌سنت، جمعیت هزاره‌های سنی را ۴میلیون نفر تخمین زده است که در برخی مناطق از جمله ولایت بغلان، تا ۶۵درصد جمعیت محلی را تشکیل می‌دهند.<ref>[http://www.bamyannews.com/index.php/2018-03-02-10-36-47/545-2019-02-14-03-37-05 شریعتی، «کتاب: هزاره‌های اهل‌سنت افغانستان»، وب‌سایت بامیان نیوز.]</ref> این گروه‌ها اغلب به [[فارسی دری]] با لهجهٔ محلی صحبت می‌کنند.<ref>[http://jaghori1.com/2020/09/10/هزاره-های-اهل-سنت-ولایت-بدخشان/ بدخشی، «هزاره‌های اهل‌سنت ولایت بدخشان»، پایگاه اطلاع‌رسانی جاغوری.]</ref>


هزاره‌های سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیده‌ای رو به رو بوده‌اند که [[تقیه]] و پنهان‌کردن هویت قومی برای اجتناب از تبعیض عدم پذیرش کامل توسط جوامع [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] و [[قوم پشتون|پشتون]] بحران هویت دوگانه (قومی هزارگی و مذهبی سنی) برخی از این مشکلات بوده است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.]</ref> هزاره‌های اهل‌سنت پس از ۲۰۰۱م که فضای سیاسی جدید به وجود آمد، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند. آنها در این راستا به تأسیس «شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنت»، انتشار کتاب‌ها و پژوهش‌های تخصصی و تشکیل «شورای هزاره‌های افغانستان» با مشارکت همهٔ مذاهب هزاره همت گماردند.<ref>«[https://www.panjshirnews.com/news/694/شورای-جدید-هزاره-های-افغانستان-رهبری اعلام موجودیت شورای سراسری هزاره‌ها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.]</ref> در حال‌حاضر هزاره‌های اهل‌سنت به‌عنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی در افغانستان عمل می‌کنند. بازگشت تدریجی به هویت قومی و همزیستی مذهبی، از ویژگی‌های بارز این گروه در سال‌های اخیر است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش‌شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.]</ref>
هزاره‌های سنی در طول تاریخ خود با مسائل پیچیده‌ای رو‌به‌رو بوده‌اند که [[تقیه]] و پنهان‌کردن هویت قومی برای اجتناب از تبعیض، عدم پذیرش کامل توسط جوامع [[تاجیک‌های افغانستان|تاجیک]] و [[قوم پشتون|پشتون]]، بحران هویت دوگانه (قومی هزارگی و مذهبی سنی) برخی از این مشکلات بوده است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.]</ref> هزاره‌های اهل‌سنت پس از ۲۰۰۱م که فضای سیاسی جدید به‌وجود آمد، تلاش برای بازتعریف هویت خود را آغاز کردند. آنها در این راستا به تأسیس شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنت، انتشار کتاب‌ها و پژوهش‌های تخصصی و تشکیل شورای هزاره‌های افغانستان با مشارکت همهٔ مذاهب هزاره، همت گماردند.<ref>«[https://www.panjshirnews.com/news/694/شورای-جدید-هزاره-های-افغانستان-رهبری اعلام موجودیت شورای سراسری هزاره‌ها در افغانستان»، خبرگزاری فرارو.]</ref> در حال‌حاضر هزاره‌های اهل‌سنت به‌عنوان پل ارتباطی بین جوامع شیعه و سنی در افغانستان عمل می‌کنند. بازگشت تدریجی به هویت قومی و همزیستی مذهبی، از ویژگی‌های بارز این گروه در سال‌های اخیر است.<ref>[https://kelkein.com/6493/هزاره-های-اهل-سنت-بخش-فراموش-شده-تاریخ/ «هزاره‌های اهل‌سنت: بخش فراموش‌شده تاریخ افغانستان»، وب‌سایت پنجره‌ای برای شناخت افغانستان.]</ref>


=== زبان و ادبیات ===
=== زبان و ادبیات ===
زبان هزاره‌ها فارسی دری با گویش هزارگی بوده که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر هویتی جامعهٔ هزاره‌های افغانستان و موضوع چندبعدی در مطالعات زبان‌شناختی مطرح است. محققان گویش هزارگی را از اصیل‌ترین شاخه‌های فارسی دری و میراث زبانی کهنی می‌دانند که پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد. به نظر آنها این گویش نه تنها عنصری کلیدی در هویت فرهنگی و قومی هزاره‌ها محسوب می‌شود، بلکه به‌دلیل حفظ ویژگی‌های آوایی، دستوری و واژگانی کهن، پنجره‌ای به سوی زبان‌های باستانی منطقه است. شواهد زبان‌شناختی نشان می‌دهد که هزارگی ریشه در حوزهٔ تمدنی ایران‌ویج دارد و بازماندهٔ گویش‌های شرق فلات ایران است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/12809/درّ-اوستایی-در-صدف-لهجه-هزارگی «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>
زبان هزاره‌ها، فارسی دری با گویش هزارگی بوده که به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عناصر هویتی جامعهٔ هزاره‌های افغانستان و موضوع چندبعدی در مطالعات زبان‌شناختی مطرح است. محققان گویش هزارگی را از اصیل‌ترین شاخه‌های فارسی دری و میراث زبانی کهنی می‌دانند که پیوند عمیقی با زبان اوستایی و فارسی باستان دارد. به‌نظر آنها این گویش نه‌تنها عنصری کلیدی در هویت فرهنگی و قومی هزاره‌ها محسوب می‌شود، بلکه به‌دلیل حفظ ویژگی‌های آوایی، دستوری و واژگانی کهن، پنجره‌ای به‌سوی زبان‌های باستانی منطقه است. شواهد زبان‌شناختی نشان می‌دهد که هزارگی ریشه در حوزهٔ تمدنی ایران‌ویج دارد و بازماندهٔ گویش‌های شرق فلات ایران است.<ref>[https://www.cgie.org.ir/fa/news/12809/درّ-اوستایی-در-صدف-لهجه-هزارگی «درّ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت دایرةالمعارف بزرگ اسلامی.]</ref>


کارشناسان گویش هزارگی را در دو بُعد اساسی بررسی می‌کند: نخست، روابط بینازبانی آن با زبان‌های همجوار و تأثیرپذیری‌های تاریخی و دوم، ویژگی‌های منحصربه‌فرد و ساختار درونی آن. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که گویش هزارگی از واژگان مغولی و ترکی نیز میزبانی می‌کند و در قالبی منسجم و دارای سنت گفتاری خاص شکل گرفته اما فاقد سنت نوشتاری است. در طول تاریخ، تمامی آثار تولیدی این جامعه به [[زبان فارسی|زبان‌های فارسی]]، [[زبان عربی|عربی]] و در سال‌های اخیر به زبان‌های اروپایی بوده است. از منظر زبانشناسی، هزارگی به‌عنوان یک «گویش» یا «لهجه» طبقه‌بندی می‌شود تا یک «زبان» مستقل. محققانی چون دولینگ (۱۹۷۳م) و شهرستانی (۱۹۸۱م) نیز بر این دیدگاه تأکید داشته‌اند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref>
کارشناسان، گویش هزارگی را در دو بُعد اساسی بررسی می‌کنند: نخست، روابط بینازبانی آن با زبان‌های همجوار و تأثیرپذیری‌های تاریخی و دوم، ویژگی‌های منحصربه‌فرد و ساختار درونی آن. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که گویش هزارگی از واژگان مغولی و ترکی نیز میزبانی می‌کند و در قالبی منسجم و دارای سنت گفتاری خاص شکل گرفته اما فاقد سنت نوشتاری است. در طول تاریخ، تمامی آثار تولیدی این جامعه به [[زبان فارسی|زبان‌های فارسی]]، [[زبان عربی|عربی]] و در سال‌های اخیر به زبان‌های اروپایی بوده است. از منظر زبان‌شناسی، هزارگی به‌عنوان یک گویش یا لهجه، طبقه‌بندی می‌شود تا یک زبان مستقل. محققانی چون دولینگ (۱۹۷۳م) و شهرستانی (۱۹۸۱م) نیز بر این دیدگاه تأکید داشته‌اند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref>


در گویش هزارگی، علاوه‌بر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ می‌شود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمی‌شود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت می‌شود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با چسبیدن کامل زبان به سقف دهان و تولید صدای انفجاری سنگین، شدت صوتی آن بسیار بیشتر است، در حالی که «ت» در فارسی تلفظ ملایم‌تری دارد. همچنین واج «ڈ» در هزارگی، شبیه «د» در فارسی اما با لرزش بیشتر زبان و صدای غلیظ‌تر است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.</ref> برخی از محققان وجود این واج‌ها در گویش هزارگی را نشان پیوند لهجهٔ هزارگی با پارسی معیار و زبان اویستایی می‌دانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=18304 «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>
در گویش هزارگی، علاوه‌بر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ می‌شود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمی‌شود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت می‌شود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با چسبیدن کامل زبان به سقف دهان و تولید صدای انفجاری سنگین، شدت صوتی آن بسیار بیشتر است، در حالی که «ت» در فارسی، تلفظ ملایم‌تری دارد. همچنین واج «ڈ» در هزارگی، شبیه «د» در فارسی اما با لرزش بیشتر زبان و صدای غلیظ‌تر است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.</ref> برخی محققان وجود این واج‌ها در گویش هزارگی را نشان پیوند لهجهٔ هزارگی با پارسی معیار و زبان اویستایی می‌دانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=18304 «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وب‌سایت هزاره اینترنشنال.]</ref>


==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ====
==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ====
ادبیات هزاره‌ها به‌عنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که به‌طور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونه‌های مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا می‌کنند. برای مثال شعر و ترانه به‌عنوان مهم‌ترین بخش ادبیات هزارگی شناخته می‌شود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبت‌های مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسی‌ها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]‌ها و سوگواری‌ها اجرا می‌شوند.
ادبیات هزاره‌ها به‌عنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگی‌های منحصربه‌فردی است که به‌طور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونه‌های مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا می‌کنند. برای مثال شعر و ترانه به‌عنوان مهم‌ترین بخش ادبیات هزارگی شناخته می‌شود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبت‌های مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسی‌ها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]‌ها و سوگواری‌ها اجرا می‌شوند.


ترانه‌های هزارگی به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: ترانه‌های بدون [[موسیقی]] شامل «دیدو» یا «بولبی» (آوازهای عاشقانه) و «[[مخته]]» (نوحه‌های سوگواری که ریشه در جنگ‌های تاریخی دارد) و ترانه‌های موزون شامل [[دوبیتی]]، چهاربیتی و غزل. قالب‌های شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی به‌عنوان کوتاه‌ترین و ساده‌ترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیده‌تر و غزل به‌عنوان قالبی عاشقانه و مفصل‌تر شناخته می‌شوند. همچنین لالایی‌ها (لُلَّی) به‌عنوان گونه‌ای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ عامه دارند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref>
ترانه‌های هزارگی به دو دستۀ کلی تقسیم می‌شوند: ترانه‌های بدون [[موسیقی]] شامل دیدو یا بولبی (آوازهای عاشقانه) و [[مخته]] (نوحه‌های سوگواری که ریشه در جنگ‌های تاریخی دارد) و ترانه‌های موزون شامل [[دوبیتی]]، چهاربیتی و غزل. قالب‌های شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی به‌عنوان کوتاه‌ترین و ساده‌ترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیده‌تر و غزل به‌عنوان قالبی عاشقانه و مفصل‌تر شناخته می‌شوند. همچنین لالایی‌ها (لُلَّی) به‌عنوان گونه‌ای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ عامه دارند.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref>


ادبیات شفاهی هزاره‌ها به‌دلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این بخش شامل داستان‌ها، قصه‌ها و به‌ویژه [[ضرب‌المثل]]‌های حکیمانه می‌شود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان می‌دهد. ضرب‌المثل‌های هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref>
ادبیات شفاهی هزاره‌ها به‌دلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این بخش شامل داستان‌ها، قصه‌ها و به‌ویژه [[ضرب‌المثل]]‌های حکیمانه می‌شود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان می‌دهد. ضرب‌المثل‌های هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref>


در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که به‌طور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیت‌های مقدس به نفع طرف مثبت پایان می‌پذیرد. در این میان، امام علی به‌عنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژه‌ای دارد و در قالب نجات‌دهنده‌ای با قدرت خارق‌العاده ظاهر می‌شود. داستان بند امیر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین روایت‌های فولکلوریک هزاره‌ها، نمونه‌ای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. بررسی محتوای این روایت‌ها نشان می‌دهد که فولکلور هزاره‌ها علاوه‌بر جنبه‌های سرگرمی‌کننده، کارکرد مهمی در انتقال ارزش‌های فرهنگی و حفظ هویت جمعی داشته است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.</ref>
در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که به‌طور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیت‌های مقدس به نفع طرف مثبت پایان می‌پذیرد. در این میان، امام علی به‌عنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژه‌ای دارد و در قالب نجات‌دهنده‌ای با قدرت خارق‌العاده ظاهر می‌شود. داستان بند امیر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین روایت‌های فولکلوریک هزاره‌ها، نمونه‌ای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. بررسی محتوای این روایت‌ها نشان می‌دهد که فولکلور هزاره‌ها علاوه‌بر جنبه‌های سرگرم‌کننده، کارکرد مهمی در انتقال ارزش‌های فرهنگی و حفظ هویت جمعی داشته است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.</ref>


میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] می‌شود که نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزاره‌ها با ادبیات فارسی است. این ویژگی‌ها در کنار هم، ادبیات هزاره‌ها را به‌عنوان گنجینه‌ای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی می‌کنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref>
میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] می‌شود که نشان‌دهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزاره‌ها با ادبیات فارسی است. این ویژگی‌ها در کنار هم، ادبیات هزاره‌ها را به‌عنوان گنجینه‌ای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی می‌کنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref>
خط ۱۵۱: خط ۱۵۱:
فرهنگ غذایی هزاره‌ها به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنت‌های دیرین این جامعه است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصل‌ها، مناسبت‌های مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته می‌شود»، آژانس خبری پژواک.]</ref>
فرهنگ غذایی هزاره‌ها به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت قومی آنها، بازتابی از شرایط اقلیمی، معیشتی و سنت‌های دیرین این جامعه است. تنوع غذایی این قوم با توجه به فصل‌ها، مناسبت‌های مذهبی و آیینی شکل گرفته و حتی در شرایط مهاجرت و جوامع مهاجرپذیر نیز حفظ شده است.<ref>[https://pajhwok.com/fa/2016/03/19/نوروز-در-دایکندی-با-پختن-حلوای-سرخ-جشن-گ/ غفاری، «نوروز در دایکندی با پختن حلوای سرخ جشن گرفته می‌شود»، آژانس خبری پژواک.]</ref>


غذاهای هزارگی در گذشته به‌طور عمده مبتنی بر محصولات کشاورزی و دامداری شامل غلات، گوشت، لبنیات و سبزیجات بود و در حال‌حاضر تحت تأثیر تعاملات فرهنگی با جوامع دیگر و فرهنگ جهانی، دچار تغییر شده است.
غذاهای هزارگی در گذشته به‌طور عمده مبتنی بر محصولات کشاورزی و دامداری شامل غلات، گوشت، لبنیات و سبزیجات بود و در حال‌حاضر تحت‌تأثیر تعاملات فرهنگی با جوامع دیگر و فرهنگ جهانی، دچار تغییر شده است.
* '''نان‌ها:''' شامل پَنجَه‌کَش،<ref>[https://chishi.ir/8118-nan-panje-kesh/ «طرز تهیۀ نان پنجه‌کش»، وبسایت چیشی.]</ref> تِیکِی‌اُویتُو،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D8D68EZG_z2Q&ved=2ahUKEwi95vLw_52FAxXuRPEDHXKSCXIQtwJ6BAgdEAI&usg=AOvVaw3XvQ3Ja2sWZ7K7L3V2kxMh «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref> فَتیرمال و خَمرِی می‌شود که هر یک ویژگی‌های منحصر به فردی دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''نان‌ها:''' شامل پَنجَه‌کَش،<ref>[https://chishi.ir/8118-nan-panje-kesh/ «طرز تهیۀ نان پنجه‌کش»، وبسایت چیشی.]</ref> تِیکِی‌اُویتُو،<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3D8D68EZG_z2Q&ved=2ahUKEwi95vLw_52FAxXuRPEDHXKSCXIQtwJ6BAgdEAI&usg=AOvVaw3XvQ3Ja2sWZ7K7L3V2kxMh «پختن تیکی اویتو، با شایسته و زهرا، برنامۀ گُلخو قسمت نوزدهم»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref> فَتیرمال و خَمرِی می‌شود که هر یک ویژگی‌های منحصر به فردی دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای گوشتی:''' مانند [[قدید|قَدِید]] (گوشت نمک‌سود شده)،<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص202.</ref> قَبُورداغ (گوشت پخته در روغن حیوانی)، [[گوشت کوچه|گوشت‌کوچه]] (ترکیب گوشت و گندم) و شوربا (آبگوشت سنتی) که در مراسم خاص تهیه می‌شوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای گوشتی:''' مانند [[قدید|قَدِید]] (گوشت نمک‌سود شده)،<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص202.</ref> قَبُورداغ (گوشت پخته در روغن حیوانی)، [[گوشت کوچه|گوشت‌کوچه]] (ترکیب گوشت و گندم) و شوربا (آبگوشت سنتی) که در مراسم خاص تهیه می‌شوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای آردی:''' شامل حلواهای متنوع (سُوجی، سپیدک)، اُگره (ترکیب آرد و آب جوش) و چوب‌جوش (نان روغنی) که هر یک در مناسبت‌های ویژه کاربرد دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای آردی:''' شامل حلواهای متنوع (سُوجی، سپیدک)، اُگره (ترکیب آرد و آب جوش) و چوب‌جوش (نان روغنی) که هر یک در مناسبت‌های ویژه کاربرد دارند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای لبنی:''' مانند نان‌بُوتَه (ترکیب نان و دوغ)، دوغ‌سُوز (آش دوغ) و شیربرنج که نشان‌دهندهٔ خلاقیت در استفاده از فرآورده‌های شیری است.<ref>[http://bazmeandishah.blogfa.com/post/120 غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛][https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.].</ref>
* '''غذاهای لبنی:''' مانند نان‌بُوتَه (ترکیب نان و دوغ)، دوغ‌سُوز (آش دوغ) و شیربرنج که نشان‌دهندهٔ خلاقیت در استفاده از فرآورده‌های شیری است.<ref>[http://bazmeandishah.blogfa.com/post/120 غفاری، «معرفی و طریق پختن غذاهای هزارگی»، وبلاگ بزم اندیشه؛][https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.].</ref>
* '''غذاهای گیاهی:''' شامل پیرکی (نوعی نان سبزی‌دار)،<ref>[http://0797525627.blogfa.com/post/38 امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.]</ref> [[بولانی]] (شبیه پیرکی اما سرخ‌شده)<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3Du6gLVLnujYQ&ved=2ahUKEwjxk5T5q6uFAxWpS_EDHdlaCJQQtwJ6BAgWEAI&usg=AOvVaw0yB9FJnnLrzK_E1U_iblJH «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref> و روش‌های متنوع پخت [[سیب زمینی|سیب‌زمینی]] که از غذاهای محبوب در مناطق کوهستانی است.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DUxR5RviND6c&ved=2ahUKEwjojeHyh6aFAxVl9QIHHefwA9wQtwJ6BAgXEAI&usg=AOvVaw32sp8W7HhY-KL_V1FIDPk6 «خوردن کچالوی تندوری در بامیان» چینل دیگدان و تنور.]</ref>
* '''غذاهای گیاهی:''' شامل پیرکی (نوعی نان سبزی‌دار)،<ref>[http://0797525627.blogfa.com/post/38 امید، «غذاهای ناب محلی جاغوری»، وبلاگ معلوماتی و ادبی.]</ref> [[بولانی]] (شبیه پیرکی اما سرخ‌شده)<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3Du6gLVLnujYQ&ved=2ahUKEwjxk5T5q6uFAxWpS_EDHdlaCJQQtwJ6BAgWEAI&usg=AOvVaw0yB9FJnnLrzK_E1U_iblJH «بولانی روغنی، رسم و رواج هزارگی»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref> و روش‌های متنوع پخت [[سیب زمینی|سیب‌زمینی]] که از غذاهای محبوب در مناطق کوهستانی است.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.youtube.com/watch%3Fv%3DUxR5RviND6c&ved=2ahUKEwjojeHyh6aFAxVl9QIHHefwA9wQtwJ6BAgXEAI&usg=AOvVaw32sp8W7HhY-KL_V1FIDPk6 «خوردن کچالوی تندوری در بامیان»، چینل دیگدان و تنور.]</ref>
* '''غذاهای حبوبات:''' مانند [[دلده]] (بلغور گندم) و کوچه (ترکیب حبوبات و گوشت) که در فصل سرما مصرف می‌شوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>
* '''غذاهای حبوباتی:''' مانند [[دلده]] (بلغور گندم) و کوچه (ترکیب حبوبات و گوشت) که در فصل سرما مصرف می‌شوند.<ref>[https://azraculture.com/postDetail.php?post_id=64 شهرستانی، «غذاهای هزارگی هفت دهه قبل» وبلاگ هزاره کلچر.]</ref>


=== موسیقی هزاره‌ها ===
=== موسیقی هزاره‌ها ===
پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ می‌دانند که دارای مقام‌ها و دستگاه‌های مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقام‌ها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخ‌پژوهان معتقدند که مقام «مَخته» طی قیام مردم هزاره علیه عبدالرحمان و قتل‌عام این مردم، به وجود آمده است. موسیقی هزارگی طی دهه‌های شصت و هفتاد قرن ۱۴ش، رشد بیشتری پیدا کرد و خوانندگان هزاره توانستند آثار زیادی از موسیقی هزارگی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ثبت کنند.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وب‌سایت رادیو نوروز.]</ref>
پژوهشگران، [[موسیقی مردم هزاره|موسیقی هزارگی]] را بخشی از حوزهٔ گستردهٔ موسیقی خراسان بزرگ می‌دانند که دارای مقام‌ها و دستگاه‌های مختلف بوده<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> و اصالت بسیاری از این مقام‌ها حفظ شده است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص9-10.</ref> تاریخ‌پژوهان معتقدند که مقام مَخته، طی قیام مردم هزاره علیه عبدالرحمان و قتل‌عام این مردم، به‌وجود آمده است. موسیقی هزارگی طی دهه‌های شصت و هفتاد قرن ۱۴ش، رشد بیشتری پیدا کرد و خوانندگان هزاره توانستند آثار زیادی از موسیقی هزارگی در رادیو و تلویزیون ملی افغانستان ثبت کنند.<ref>[https://radionowruz.com/take-a-look-at-millennial-music/ سرور، «نگاهی به موسیقی هزارگی»، وب‌سایت رادیو نوروز.]</ref>


پس از کودتای ۱۳۵۷ش موسیقی میان مردم هزاره، برای بیداری و افزایش آگاهی سیاسی مردم، مورد استفاده قرار گرفت<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref> و در همین دوره موسیقی مقاومت هزاره‌ها خلق شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> چهار دهه [[جنگ]] و مهاجرت تأثیر منفی بر موسیقی محلی مردم هزاره گذاشت؛<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> اما در دو دههٔ گذشته تعداد زیادی از نسل جوان به موسیقی محلی روی آوردند و در سال‌های اخیر، جشنوارهٔ موسیقی محلی در بامیان، استان مرکز هزاره‌ها، برگزار می‌شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>
پس از کودتای ۱۳۵۷ش، موسیقی میان مردم هزاره، برای بیداری و افزایش آگاهی سیاسی، مورد استفاده قرار گرفت<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص119-126.</ref> و در همین دوره، موسیقی مقاومت هزاره‌ها خلق شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref> چهار دهه [[جنگ]] و مهاجرت تأثیر منفی بر موسیقی محلی مردم هزاره گذاشت؛<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> اما در دو دههٔ گذشته تعداد زیادی از نسل جوان به موسیقی محلی روی آوردند و در سال‌های اخیر، جشنوارهٔ موسیقی محلی در بامیان، استان مرکز هزاره‌ها، برگزار شد.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>


در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقی‌درمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره نوازندگان و آوازخوانان ویژه‌ای دارند.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقامها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> سبک‌های موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن «رفت» می‌گویند،<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.</ref> به‌تناسب آیین‌ها، مراسم و سنت‌های شادی و غم مردم هزاره به وجود آمده<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> و ترانه‌های آن سینه به سینه انتقال یافته است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.</ref>
در فرهنگ مردم هزاره، [[موسیقی‌درمانی|موسیقی]] و ترانه پیوندی جاودانه با زندگی دارد. هر تیره و طایفهٔ هزاره، نوازندگان و آوازخوانان ویژه‌ای دارند.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> سبک‌های موسیقی هزارگی که در گویش محلی به آن رفت می‌گویند،<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص10.</ref> به‌تناسب آیین‌ها، مراسم و سنت‌های شادی و غم مردم هزاره به‌وجود آمده<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> و ترانه‌های آن سینه به سینه انتقال یافته است.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص8.</ref>


==== نقش زنان در موسیقی هزاره ====
==== نقش زنان در موسیقی هزاره ====
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی از اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده می‌شود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان این سروده‌های زنان هزاره افکار و ارزش‌ها و خواست‌های انسانی آنها را به نمایش می‌گذارد. زنان در این سروده‌ها از سنت‌های نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو می‌کنند. محتوای ترانه‌های زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی می‌شوند. زنان هزاره بیشتر این ترانه‌ها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره می‌خوانند. برخی زنان از جمله [[آبه میرزا|آب میرزا]] (دل‌آرام آغَی) نقش مهم در گسترش موسیقی محلی داشته‌اند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید.]</ref>
بر اساس تحقیقات انجام شده، برخی اشعار عامیانه که حتی توسط مردان خوانده می‌شود، توسط زنان سروده شده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص125-126.</ref> از نظر کارشناسان، این سروده‌های زنان هزاره افکار و ارزش‌ها و خواست‌های انسانی آنها را به نمایش می‌گذارد. زنان در این سروده‌ها از سنت‌های نابرابر و حاکمان جور شکایت کرده و احساسات درونی خود را بازگو می‌کنند. محتوای ترانه‌های زنان هزاره بیشتر حکایت از هجران، نارضایتی از [[ازدواج در افغانستان|ازدواج]]، سختی روزگار، دلتنگی و فراق عزیزان است که گاهی [[پدر]]، مادر و برادران در این آواها مقصر معرفی می‌شوند. زنان هزاره بیشتر این ترانه‌ها را در محافل زنانه همراه با دایره و دمبوره می‌خوانند. برخی زنان از جمله [[آبه میرزا|آب میرزا]] (دل‌آرام آغَی)، نقش مهمی در گسترش موسیقی محلی داشته‌اند.<ref>[http://machyd.blogfa.com/post/136 ناصری، «یادکردی از آبی میرزا، میوز موسیقی محلی هزاره‌ها»، وبلاگ مِچید.]</ref>


==== سازهای موسیقی هزارگی ====
==== سازهای موسیقی هزارگی ====
# [[دمبوره]]؛ این وسیله از پرکاربردترین بزار موسیقی سنتی هزاره‌ها و دارای دو تار است و از «کاسه» که در گویش محلی به آن «کسقاغ» می‌گویند، «دسته»، «ته‌سری» که به آن «گلو» نیز می‌گویند، «گوشک‌ها» که در آن تارها را می‌پیچند، «خرک» که تارها را از روی کاسه بلند نگه می‌دارد و «دَمچی» که در لبهٔ پایین کاسه قرار دارد و یک سر تارها به آن وصل است، تشکیل می‌شود؛
# '''[[دمبوره]]'''؛ این وسیله از پرکاربردترین ابزار موسیقی سنتی هزاره‌ها و دارای دو تار است و از کاسه که در گویش محلی به آن کسقاغ می‌گویند، دسته، ته‌سری که به آن گلو نیز می‌گویند، گوشک‌ها که در آن تارها را می‌پیچند، خرک که تارها را از روی کاسه، بلند نگه می‌دارد و دَمچی که در لبهٔ پایین کاسه قرار دارد و یک سر تارها به آن وصل است، تشکیل می‌شود.
# غیژک/ قیچک، واژهٔ ترکی و به‌معنای آوازی با گریه است. غیژک در کشورهای مختلف وجود دارد، اما در افغانستان به همان شکل بومی باقی مانده که دارای دو تار است و از اجزای «دسته» در حدود ۸۵سانتی‌متر، «کاسه» از جنس فلز، «گوشک» که تارها را توسط آن کوک می‌کند و یک خرک که تارها روی آن سوار است، تشکیل شده است. غیژک با کمانچه نواخته می‌شود؛
# '''غیژک/ قیچک'''، واژهٔ ترکی و به‌معنای آوازی با گریه است. غیژک در کشورهای مختلف وجود دارد، اما در افغانستان به همان شکل بومی باقی مانده که دارای دو تار است و از اجزای دسته در حدود ۸۵سانتی‌متر، کاسه از جنس فلز، گوشک که تارها را توسط آن کوک می‌کند و یک خرک که تارها روی آن سوار است، تشکیل شده است. غیژک با کمانچه نواخته می‌شود.
# [[چنگ]]، از جمله سازهایی محسوب می‌شود که در ادبیات کلاسیک فارسی از آن زیاد یاد شده است. این ساز کوچک فلزی در میان دو دندان جلو قرار می‌گیرد؛ نوازنده با یک دست گرفته و با دست دیگر آن را به صدا می‌آورد. حین نواختن آن، باید مرتب نفس کشید و صدای زیر و بم آن به باز و بسته کردن لب‌ها ارتباط دارد. یک چنگ فقط صدای یک نوت موسیقی را دارا است؛
# '''[[چنگ]]'''، از جمله سازهایی محسوب می‌شود که در ادبیات کلاسیک فارسی از آن زیاد یاد شده است. این ساز کوچک فلزی در میان دو دندان جلو قرار می‌گیرد؛ نوازنده با یک دست گرفته و با دست دیگر آن را به صدا می‌آورد. حین نواختن آن، باید مرتب نفس کشید و صدای زیر و بم آن به باز و بسته کردن لب‌ها ارتباط دارد. یک چنگ فقط صدای یک نوت موسیقی را دارا است.
# دف/ دایره/ دَریه، دارای چنبر چوبی است که روی آن پوست بز یا گوسفند کشیده می‌شود. بر اساس منابع تاریخی در دوران آریایی‌ها در [[جشن نوروز]] و تحویل سال نواخته می‌شده و در موسیقی مردم هزاره کاربرد زیادی دارد؛
# '''دف/ دایره/ دَریه'''، دارای چنبر چوبی است که روی آن پوست بز یا گوسفند کشیده می‌شود. بر اساس منابع تاریخی در دوران آریایی‌ها در [[جشن نوروز]] و تحویل سال نواخته می‌شده و در موسیقی مردم هزاره کاربرد زیادی دارد.
# زیربغلی/ تمبک، از جمله سازهای کوبه‌ای و دارای صدای زیر است و در بسیاری از نقاط افغانستان، نوازندگان از آن استفاده می‌کنند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.</ref>
# '''زیربغلی/ تمبک'''، از جمله سازهای کوبه‌ای و دارای صدای زیر است و در بسیاری از نقاط افغانستان، نوازندگان از آن استفاده می‌کنند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص15-18.</ref>
# [[نی]]، از جمله سازهایی بوده که در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره از جایگاهی برخوردار است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.</ref>
# [[نی]]، از جمله سازهایی بوده که در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره از جایگاهی برخوردار است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.</ref>


==== گونه‌های موسیقی مردم هزاره ====
==== گونه‌های موسیقی مردم هزاره ====
در فرهنگ مردم هزاره به‌تناسب آیین‌های فرهنگی، گونه‌های مختلف موسیقی وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی این مردم مربوط می‌شود و کارشناسان در یک تقسیم‌بندی کلی آن را به انواع زیر تقسیم کرده‌اند:
در فرهنگ مردم هزاره به‌ تناسب آیین‌های فرهنگی، گونه‌های مختلف موسیقی وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی این مردم مربوط می‌شود و کارشناسان در یک تقسیم‌بندی کلی آن را به انواع زیر تقسیم کرده‌اند:
* '''لالایی''' (لُلَّی): ترانه‌ای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک بدون ساز می‌خوانند. از نظر کارشناسان چیزی که ترانهٔ لالایی مادر هزاره را از لالایی دیگر مادران جدا می‌کند، محتوای آن است. [[لالایی]] مادر هزاره بیشتر حکایت جنگ‌هایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و از درد و رنجی که متوجه او و کودک است شکوه می‌کند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> گاهی مادر آروزهای آینده را برای فرزند خود در قالب ترانه ترسیم می‌کند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref>
* '''لالایی''' (لُلَّی): ترانه‌ای که زنان هزاره در هنگام خواباندن کودک، بدون ساز می‌خوانند. از نظر کارشناسان چیزی که ترانهٔ لالایی مادر هزاره را از لالایی دیگر مادران جدا می‌کند، محتوای آن است. [[لالایی]] مادر هزاره بیشتر حکایت جنگ‌هایی است که در آینده قرار است اتفاق بیفتد و از درد و رنجی که متوجه او و کودک است شکوه می‌کند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/09/27/post-127/تأملی-بر-شعر-عامیانه-هزاره-گی «تأملی بر شعر عامیانۀ هزارگی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> گاهی مادر آروزهای آینده را برای فرزند خود در قالب ترانه ترسیم می‌کند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص24.</ref>
* '''مخته''' (مویه): ترانه‌ای که در سوگواری‌های مردم هزاره خوانده می‌شود. مخته علاوه‌بر اندوه عمیقی که بازتاب می‌دهد، از ویژگی‌های روحی و جسمانی قهرمان حکایت می‌کند. اشعار مخته بیشتر به‌صورت بداهه است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> مخته به‌طور معمول با نام یکی از افراد است مانند مخته‌های فیض‌محمد (فیضو)، غلام‌حسن و [[مخته گل‌مامد|گل‌محمد]] (گل‌مامد). مخته در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده می‌شد؛<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref> اما امروزه برخی از آوازخوانان مرد آن را همراه با دمبوره و ساز می‌خوانند.<ref>[https://www.google.com/search?q=مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw%3A1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref>
* '''مخته''' (مویه): ترانه‌ای که در سوگواری‌های مردم هزاره خوانده می‌شود. مخته علاوه‌بر اندوه عمیقی که بازتاب می‌دهد، از ویژگی‌های روحی و جسمانی قهرمان، حکایت می‌کند. اشعار مخته بیشتر به‌صورت بداهه است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref> مخته به‌طور معمول با نام یکی از افراد است مانند مخته‌های فیض‌محمد (فیضو)، غلام‌حسن و [[مخته گل‌مامد|گل‌محمد]] (گل‌مامد). مخته در گذشته توسط زنان و بدون ساز خوانده می‌شد؛<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121-122.</ref> اما امروزه برخی آوازخوانان مرد آن را همراه با دمبوره و ساز می‌خوانند.<ref>[https://www.google.com/search?q=مخته+هزارگی&client=firefox-b-e&sca_esv=fba0bcd70528a2c8&sxsrf=ACQVn0-lWpNXwapbM1KvY5orZ9XhO6Pcfw%3A1711109714835&ei=Unb9ZeC9MsL97_UPx6eyoAY&ved=0ahUKEwjgruW17IeFAxXC_rsIHceT «مختۀ هزارگی از علی ساقی در تظاهرات جهانی بر علیه کشتار سیستماتیک هزاره»، وب‌سایت یوتیوب.]</ref>
* '''آخُوچِی''': این ترانه بدون ساز در مراسم خواستگاری مردم هزاره توسط دو خانم به‌طور معمول مادر داماد و عروس، به‌صورت پرسش و پاسخ و خواسته‌های دوطرف اجرا می‌شود. آخوچی به نوعی رقص نیز گفته می‌شود که در [[مراسم عروسی]] توسط [[دختر|دختران]] [[جوانی|جوان]] از نزدیکان داماد و عروس اجرا می‌شود. ترانهٔ «آغَی نگار» یکی از نمونه‌های این ترانه است. در این رقص آوازاخوانان زن با همراهی «[[دایره (ساز)|دایره]]» واژه‌های موزون اما بی‌مفهوم مانند «آخوتو، آخوچی، آخوا، آخوچی – یک خانه، دو درگه، تو در مه، مه در تو» را می‌سرایند. از نظر کارشناسان این واژه‌ها بیشتر به‌خاطر قافیه‌سازی، انتخاب می‌شود.
* '''آخُوچِی''': این ترانه بدون ساز در مراسم خواستگاری مردم هزاره توسط دو خانم به‌طور معمول مادر داماد و عروس، به‌صورت پرسش و پاسخ و خواسته‌های دوطرف اجرا می‌شود. آخوچی به نوعی رقص نیز گفته می‌شود که در [[مراسم عروسی]] توسط [[دختر|دختران]] [[جوانی|جوان]] از نزدیکان داماد و عروس اجرا می‌شود. ترانهٔ آغَی نگار از نمونه‌های این ترانه است. در این رقص، آوازاخوانان زن با همراهی [[دایره (ساز)|دایره]]، واژه‌های موزون اما بی‌مفهوم مانند آخوتو، آخوچی، آخوا، آخوچی–یک خانه، دو درگه، تو در مه، مه در تو را می‌سرایند. از نظر کارشناسان، این واژه‌ها بیشتر به‌خاطر قافیه‌سازی، انتخاب می‌شود.
* '''اَلخُوم‌پُوفی''': نوعی رقص و آوازخوانی در جشن عروسی است که زنان با نشستن و برخاستن اجرا می‌کنند. اجراکنندگان از یک گوشه به گوشهٔ دیگر پریده و صدایی از گلوی خود بیرون می‌آورند. آنها در جریان رقص گوشه‌های [[چادر]] یا دو دستمالی که در دست دارند تکان داده، با تولید صدای «پوف پوف» توسط لب‌های خود، آواز می‌خوانند.
* '''اَلخُوم‌پُوفی''': نوعی رقص و آوازخوانی در جشن عروسی است که زنان با نشستن و برخاستن اجرا می‌کنند. اجراکنندگان از یک گوشه به گوشهٔ دیگر پریده و صدایی از گلوی خود بیرون می‌آورند. آنها در جریان رقص، گوشه‌های [[چادر]] یا دو دستمالی که در دست دارند را تکان داده، با تولید صدای پوف پوف توسط لب‌های خود، آواز می‌خوانند.
* '''غُمبُر''': نوعی دیگر از آوای زنانه است که هنگام رسیدن عروس و داماد، با پاشیدن گندم، ارزن و [[سبزی]] پیش قدم‌های آنها، دو خانم از نزدیکان داماد آوای غمبر را همراه با رقص اجرا می‌کنند.
* '''غُمبُر''': نوعی دیگر از آوای زنانه است که هنگام رسیدن عروس و داماد، با پاشیدن گندم، ارزن و [[سبزی]] پیش قدم‌های آنها، دو خانم از نزدیکان داماد آوای غمبر را همراه با رقص اجرا می‌کنند.
* '''پِیشپُو''': نوعی ترانهٔ بانوان هزاره بوده که با پایکوبی همراه است. در فرهنگ هزاره وقتی عروس وارد خرگاه زنانه می‌شود، بانوان دو گوشهٔ چادر خود را در دست گرفته، با حرکت‌های حساب‌شده و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما، روشن شده خرگاه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو/شمس و قمر زیبای ما، خانه رسید دلخواه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو» را می‌خوانند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.</ref>
* '''پِیشپُو''': نوعی ترانهٔ بانوان هزاره بوده که با پایکوبی همراه است. در فرهنگ هزاره وقتی عروس وارد خرگاه زنانه می‌شود، بانوان دو گوشهٔ چادر خود را در دست گرفته، با حرکت‌های حساب‌شده و چرخیدن، ترانهٔ «از در درآمد ماه ما، روشن شده خرگاه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو/شمس و قمر زیبای ما، خانه رسید دلخواه ما/پیشپو، پیشپو، پیشپو، پیشپو» را می‌خوانند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص29-32.</ref>
* '''دَیدُو'''/ دُویِی: از قدیمی‌ترین روش‌های آوازخوانی در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره بوده اما امروزه رو به فراموشی است. دویی با آواز کشیده، بدون ساز، گاهی به‌صورت تک‌صدا و گاهی دوتایی خوانده می‌شود و به اجرا کنندهٔ این سبک «دویی‌گر» می‌گویند. شعرهای این آهنگ دارای محتوای مختلف عاشقانه، نیایشی، [[منقبت‌خوانی]] و داستانی مانند [[شاهنامه‌خوانی]]، مثنوی‌خوانی و داستان‌های مذهبی است. دویی‌گران نیایشی را مداح می‌گویند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.</ref> دویی‌گر بیشتر مرد است و اما گاهی دویی عاشقانه توسط زنان در محافل و گردهمایی‌های زنانه اجرا می‌شود.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> دویی عاشقانه رایج‌ترین آهنگ در محافل خوشی مردم هزاره و یکی از آهنگ‌های دلخواه چوپان‌ها بوده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121.</ref> مردان هزاره، هنگام کار به‌خصوص کارهای جمعی [[کارآوا]] را با این سبک اجرا می‌کنند که معروف‌ترین آن ترانهٔ «الله دوست» است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>
* '''دَیدُو/ دُویِی:''' از قدیمی‌ترین روش‌های آوازخوانی در فرهنگ موسیقایی مردم هزاره بوده اما امروزه رو به فراموشی است. دویی با آواز کشیده، بدون ساز، گاهی به‌صورت تک‌صدا و گاهی دوتایی خوانده می‌شود و به اجرا کنندهٔ این سبک دویی‌گر می‌گویند. شعرهای این آهنگ دارای محتوای مختلف عاشقانه، نیایشی، [[منقبت‌خوانی]] و داستانی مانند [[شاهنامه‌خوانی]]، مثنوی‌خوانی و داستان‌های مذهبی است. دویی‌گران نیایشی را مداح می‌گویند.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص19-20.</ref> دویی‌گر بیشتر مرد است و اما گاهی دویی عاشقانه توسط زنان در محافل و گردهمایی‌های زنانه اجرا می‌شود.<ref>[http://heimeg.blogfa.com/post/49 کریمی، «مقام‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی هزارگی»، وبلاگ اقتباسی از هیچ‌چیز.]</ref> دویی عاشقانه رایج‌ترین آهنگ در محافل خوشی مردم هزاره و یکی از آهنگ‌های دلخواه چوپان‌ها بوده است.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص121.</ref> مردان هزاره، هنگام کار به‌خصوص کارهای جمعی [[کارآوا]] را با این سبک اجرا می‌کنند که معروف‌ترین آن ترانهٔ الله دوست، است.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>
* '''بُولبِی''': بیشتر به‌معنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزاره‌نشین با سبک‌های متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا می‌شود. امروز ترانهٔ بولبی تک‌صدا خوانده می‌شود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ دیگر آوازخوان اصلی را همراهی می‌کردند. بولبی توسط مردان و زنان در محافل شادی و جشنواره‌ها با دمبوره اجرا می‌شود. گاهی این ترانه به‌صورت گروهی اجرا می‌شود.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref> در گذشته چوپان‌ها این سبک را با نی اجرا می‌کردند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>
* '''بُولبِی''': بیشتر به‌معنای سرودن عاشقانه است که در مناطق مختلف هزاره‌نشین با سبک‌های متفاوت و بیشتر روی دوبیتی اجرا می‌شود. امروز ترانهٔ بولبی تک‌صدا خوانده می‌شود، اما در گذشته در بخش پایانی [[دوبیتی]]، دو سرایندهٔ دیگر، آوازخوان اصلی را همراهی می‌کردند. بولبی توسط مردان و زنان در محافل شادی و جشنواره‌ها با دمبوره اجرا می‌شود. گاهی این ترانه به‌صورت گروهی اجرا می‌شود.<ref>قاسمی، موسیقی اصیل هزاره، 1396ش، ص22-23.</ref> در گذشته چوپان‌ها این سبک را با نی اجرا می‌کردند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>
* '''موسیقی مقاومت''': پژوهش‌گران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م می‌دانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی جامعهٔ هزاره و بیان رنج تاریخی این مردم استفاده کرد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> به‌همین دلیل برخی وی را پدر موسیقی مقاومت مردم هزاره می‌دانند. با هجوم شوروی جنبهٔ ایستادگی صورت آشکارتر پیدا کرد و از این جهت مردم آهنگ‌های او را آهنگ انقلابی نامیدند. این مسیر توسط برادر وی، [[داوود سرخوش]]، در عالم مهاجرت ادامه پیدا کرد.<ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref> سرور سرخوش می‌خواند: «ای جوانان هزاره شاد باش- بعد از این یا مرگ یا آزاد باش».<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>
* '''موسیقی مقاومت''': پژوهش‌گران سرآغاز موسیقی مقاومت مردم هزاره را دههٔ هفتاد قرن ۲۰م می‌دانند. سرور سرخوش از هنر موسیقی و دمبوره برای بیداری سیاسی جامعهٔ هزاره و بیان رنج تاریخی این مردم استفاده کرد.<ref>موسوی، هزاره‌های افغانستان، 1379ش، ص126.</ref> به‌همین دلیل برخی وی را پدر موسیقی مقاومت مردم هزاره می‌دانند. با هجوم شوروی جنبهٔ ایستادگی صورت آشکارتر پیدا کرد و از این جهت مردم آهنگ‌های او را آهنگ انقلابی نامیدند. این مسیر توسط برادر وی، [[داوود سرخوش]]، در عالم مهاجرت ادامه پیدا کرد.<ref>[http://zia2009.blogfa.com/post/29 «موسیقی مقاومت»، وبلاگ اندیشۀ هزاره.]</ref> سرور سرخوش می‌خواند: «ای جوانان هزاره شاد باش- بعد از این یا مرگ یا آزاد باش».<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/187499/%25D9%2587%25D9%2588%25DB%258C%25D8%25AA-%25D9%2588-%25D8%25B1%25D9%2586%25D8%25AC-%25D8%25AF%25D8%25B1-%25D9%2585%25D9%2588%25D8%25B3%25DB%258C%25D9%2582% مددی، «غریو آب از آتشفشان؛ هویت و رنج در موسیقی افغانستان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>
* '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلی‌گر رنج و دردهای ناشی از رانده‌شدن هزاره‌ها از زادگاه‌شان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی به‌طور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت می‌کند. همچنین موسیقی مهاجرت هزاره‌ها به‌عنوان یک وسیله ابراز احساسات عمیق و درد دوری از وطن شناخته می‌شود. این نوع موسیقی به‌طور روایت‌گر تجارب تلخ و شیرین مهاجرانی است که در جستجوی امنیت و هویت جدید در کشورهای مختلف دنیا، با چالش‌های فراوانی مواجه‌اند. بسیاری از ترانه‌هایی داوود سرخوش از جمله آهنگ «[[سرزمین من|سرزمین]]» نشان‌دهندهٔ [[احساس تنهایی]] و حس وابستگی برای سرزمین مادری است.<ref>«آشنایی با خواننده‌های افغانستان؛ داوود سرخوش»، وب‌سایت آی‌فیلم2.</ref>
* '''موسیقی مهاجرت''': این نوع موسیقی تجلی‌گر رنج و دردهای ناشی از رانده‌شدن هزاره‌ها از زادگاه‌شان و غصب سرزمین آنها، مانند ارزگان، است. این نوع موسیقی به‌طور خاص احساس تلخی و ناراحتی ناشی از دوری از سرزمین اجدادی را روایت می‌کند. همچنین موسیقی مهاجرت هزاره‌ها به‌عنوان یک وسیلۀ ابراز احساسات عمیق و درد دوری از وطن شناخته می‌شود. این نوع موسیقی، روایت‌گر تجارب تلخ و شیرین مهاجرانی است که در جستجوی امنیت و هویت جدید در کشورهای مختلف دنیا، با چالش‌های فراوانی مواجه‌اند. بسیاری از ترانه‌های داوود سرخوش از جمله آهنگ [[سرزمین من|سرزمین]]، نشان‌دهندهٔ [[احساس تنهایی]] و حس وابستگی برای سرزمین مادری است.<ref>«آشنایی با خواننده‌های افغانستان؛ داوود سرخوش»، وب‌سایت آی‌فیلم2.</ref>
* '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره می‌گیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>
* '''موسیقی جدید''': پس از مهاجرت گسترده و طولانی مردم هزاره، آشنایی نسل جدید با فرهنگ موسیقایی جامعهٔ میزبان، سبب شده است که برخی هنرمندان جدید، موسیقی محلی را با موسیقی کشورهای همسایه و غربی تلفیق کنند. این هنرمندان به جای ابزار موسیقی محلی از ابزار موسیقی مدرن و هندی، ایرانی و تاجیکستانی بهره می‌گیرند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=140488 رجا، «موسیقی فولکور هزارگی در حال نابود شدن است»، وب‌سایت روزنامۀ افغانستان ما.]</ref>


==== جشنوارهٔ دمبوره ====
==== جشنوارهٔ دمبوره ====
[[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]]
[[پرونده:موسیقی-هزاره.jpg|بندانگشتی|327x327پیکسل|جشنوارهٔ دمبوره|جایگزین=جشنوارهٔ دمبوره]]
در ۱۳۹۶ش برای نخستین‌بار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده‌نگهداشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد هم‌دلی میان مردم افغانستان عنوان کرده‌اند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>
در ۱۳۹۶ش برای نخستین‌بار با حمایت سازمان [[یونسکو]] و کشور چین، جشنوارهٔ دمبوره در ولایت بامیان برگزار شد که هزاران نفر از نقاط مختلف افغانستان در آن شرکت کردند. برگزارکنندگان این جشنواره هدف آن را زنده‌ نگه‌داشتن موسیقی اصیل محلی، رونق [[گردشگری]] و ایجاد هم‌دلی میان مردم افغانستان عنوان کرده‌اند.<ref>[https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://www.etilaatroz.com/49583/%25D9%2586%25D8%25AE%25D8%25B3%25D8%25AA%25DB%258C%25D9%2586-%25D8%25AC%25D8%25B4%25D9%2586%25E2%2580%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2587%25E2%2580 جویا، «نخستین جشنواره فرهنگی و هنری دمبوره در بامیان»، وب‌سایت روزنامۀ اطلاعات روز.]</ref>


=== آداب و رسوم هزاره‌ها ===
=== آداب و رسوم هزاره‌ها ===