| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
# شواهد باستانشناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | # شواهد باستانشناسی در [[بامیان]] و سایر مناطق هزارهجات نشان میدهد که سکونت جوامع انسانی با ویژگیهای فیزیکی مشابه هزارههای امروزی به حدود ۲۳۰۰ سال پیش بازمیگردد. این موضوع بهویژه در [[نقاشی]]های دیواری و مجسمههای بودایی دورهٔ [[کوشانیان]] (قرن دوم میلادی) بهروشنی قابل مشاهده است. گسترش آیین بودایی در این منطقه که از قرن سوم پیش از میلاد آغاز شد، تحولات مذهبی و جریانهای [[مهاجرت|مهاجرتی]] قابل توجهی از شرق آسیا را به همراه داشت که در ترکیب جمعیتی منطقه تأثیر گذاشت. | ||
# دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | # دورهٔ [[یفتلی ها|یفتلیها]] (هپتالیان) در قرن پنجم میلادی نقطهٔ عطف دیگری در تاریخ این منطقه محسوب میشود. این حکومت که ویژگیهای قومی مشابهی با ساکنان منطقه داشت، تحولات اجتماعی و فرهنگی عمیقی را موجب شد. منابع تاریخی از جمله نوشتههای [[ابوریحان بیرونی]]، به تأثیرات ماندگار این دوره بر ساختار اجتماعی و فرهنگی منطقه اشاره دارند. | ||
# تحولات | # تحولات تاریخی شامل دورهٔ طولانی حکمرانی سلسلههای ترک آسیای مرکزی است که نزدیک به هزار سال بر این مناطق تسلط داشتند. این دوران تأثیرات زبانی و اجتماعی عمیقی برجای گذاشت که در گویش و برخی عناصر فرهنگی هزارههای امروزی قابل ردیابی است. | ||
# منابع ادبی و تاریخی از جمله [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]]، موقعیت استراتژیک این منطقه را بهعنوان پل ارتباطی بین تمدنهای ایرانی، هندی و آسیای مرکزی توصیف میکنند. این موقعیت ویژهٔ جغرافیایی موجب شده است که هزارهجات در طول تاریخ، پذیرای جریانهای مختلف فرهنگی و قومی باشند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref> | # منابع ادبی و تاریخی از جمله [[شاهنامه|شاهنامهٔ]] [[فردوسی]]، موقعیت استراتژیک این منطقه را بهعنوان پل ارتباطی بین تمدنهای ایرانی، هندی و آسیای مرکزی توصیف میکنند. این موقعیت ویژهٔ جغرافیایی موجب شده است که هزارهجات در طول تاریخ، پذیرای جریانهای مختلف فرهنگی و قومی باشند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص66-73.</ref> | ||
| خط ۶۰: | خط ۶۰: | ||
میراث فرهنگی و تاریخی ملموس چون قلعهها و [[بودای دره ککرک|مجسمههای بودا]]، [[شهر ضحاک]] و شهر غلغله در بامیان و شهر بربر و قلعهٔ معروف به [[قلعه چهلبرج|چهل برج]] که بیش از ۳۰۰برج دارد، در ولسوالی/ شهرستان [[یکهولنگ]] به ثبت رسیده است. دو کتیبهٔ هفتالایت [[ارزگان]] که در۱۹۵۳م توسط پروفسور بیوار کشف شد، از دیگر جاذبههای تاریخی هزارستان است. کافرقلعه، دژ سنگی در ۱۰مایلی ترینکوت، نیز حائز اهمیت است که در ۵مایلی آن سنگنوشتههایی به چشم میخورد که تصاویر بز کوهی را به تصویر کشیده است. همچنین، بیوار در ۱۹۶۲م نقاشیهای روی صخرهٔ سنگی در ولسوالی [[جاغوری]] را کشف کرد که در آن بزهای کوهی و در گوشهای از آن دو مرد در حال مبارزه، به تصویر درآمدهاند. تپهٔ مقبرهای در منطقهٔ اجرستان زابل، که هزارههای محلی آن را شاهقورغان یا تپهٔ سلطنتی مینامند،<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> [[مناره جام|منار جام]] ولایت غور و مناطق باستانی اطراف آن، از جمله میراثهای فرهنگی و تمدنی هزارستان بهشمار میآیند.<ref name=":22">[https://www.beytoote.com/iran/ancient/minaret-01jam.html «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | میراث فرهنگی و تاریخی ملموس چون قلعهها و [[بودای دره ککرک|مجسمههای بودا]]، [[شهر ضحاک]] و شهر غلغله در بامیان و شهر بربر و قلعهٔ معروف به [[قلعه چهلبرج|چهل برج]] که بیش از ۳۰۰برج دارد، در ولسوالی/ شهرستان [[یکهولنگ]] به ثبت رسیده است. دو کتیبهٔ هفتالایت [[ارزگان]] که در۱۹۵۳م توسط پروفسور بیوار کشف شد، از دیگر جاذبههای تاریخی هزارستان است. کافرقلعه، دژ سنگی در ۱۰مایلی ترینکوت، نیز حائز اهمیت است که در ۵مایلی آن سنگنوشتههایی به چشم میخورد که تصاویر بز کوهی را به تصویر کشیده است. همچنین، بیوار در ۱۹۶۲م نقاشیهای روی صخرهٔ سنگی در ولسوالی [[جاغوری]] را کشف کرد که در آن بزهای کوهی و در گوشهای از آن دو مرد در حال مبارزه، به تصویر درآمدهاند. تپهٔ مقبرهای در منطقهٔ اجرستان زابل، که هزارههای محلی آن را شاهقورغان یا تپهٔ سلطنتی مینامند،<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> [[مناره جام|منار جام]] ولایت غور و مناطق باستانی اطراف آن، از جمله میراثهای فرهنگی و تمدنی هزارستان بهشمار میآیند.<ref name=":22">[https://www.beytoote.com/iran/ancient/minaret-01jam.html «منار جام معماری واندیشه اسلامی در غرب افغانستان»، وبسایت بیتوته.]</ref> | ||
بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، در منطقهای کوهستانی و در فاصلهٔ ۲۰کیلومتری | بند امیر (اولین پارک ملی افغانستان) در قلب هزارجات، در منطقهای کوهستانی و در فاصلهٔ ۲۰کیلومتری یکهاولنگ و ۸۰کیلومتری مرکز بامیان واقع شده است. این مجموعه متشکل از پنج دریاچهٔ کوچک با نامهای بند هیبت (بند امیر)، بند قنبر، بند غلامان، بند ذوالفقار و بند پنیر است که بزرگترین آنها بند هیبت نام دارد. بر اساس باورهای محلی، این مکان از تقدس خاصی برخوردار است و گفته میشود امام علی برای مهار جریان آب دره در این مکان حاضر شده و نماز خوانده است. بههمین دلیل، این محل به قدمگاه حضرت علی، شهرت یافته و زائران در بنای قدیمی مجاور آن به عبادت و نیایش میپردازند. آب دریاچههای بند امیر که صاف، خنک و شیرین است، از طریق دیوارههای طبیعی بهصورت [[آبشار]] به پایین سرازیر میشود و منبع اصلی تغذیهٔ رودخانهٔ یکهاولنگ محسوب میشود. اطراف این مجموعه را کوههای بلند و بههمپیوسته احاطه کردهاند و دریاچههای آن مملو از ماهیهای گوناگون است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص266.</ref> تپهٔ اژدها در بامیان، دریاچهٔ آب ایستادهٔ ناور و کوه عروس (بلندترین قلهٔ رشتهکوههای بابا) از دیگر مناظر طبیعی هزارجات محسوب میشود.<ref name=":23">پولادی، هزارهها، 1401ش، ص142-149.</ref> | ||
سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه<ref name=":24">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> و غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، غار فریدون (در شاهنامه نیز از آن یاد شده) در شهیدان بامیان، از شگفتیهای مناطق هزارجات است که هرکدام دارای افسانههای زیادی در میان مردم منطقه است.<ref name=":25">[https://8am.media/fa/incredible-ice-caves-kazan-in-bamian/ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> | سنگخانه در کوهبرون بهسود، کفترغار در گیزاب، غار لیگان در ورس، غار خرک در دایکندی، غار پسرویه<ref name=":24">موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص105.</ref> و غار منتهگک در یکهاولنگ، غار یخ و غار خرس در درهٔ قازان، غار فریدون (در شاهنامه نیز از آن یاد شده) در شهیدان بامیان، از شگفتیهای مناطق هزارجات است که هرکدام دارای افسانههای زیادی در میان مردم منطقه است.<ref name=":25">[https://8am.media/fa/incredible-ice-caves-kazan-in-bamian/ «غار یخ شگفتانگیز قازان»، وبسایت روزنامۀ 8 صبح.]</ref> | ||
| خط ۷۱: | خط ۷۱: | ||
دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)، از یکی از سختترین دورههای تاریخی برای قوم هزارۀ افغانستان محسوب شده است. عبدالرحمان با اعلام جهاد علیه هزارهها، حملات نظامی گستردهای را علیه این قوم سازماندهی کرد که پیامدهای زیادی در پی داشت. در این دوره، سیاستهای نژادپرستانه و سیستم [[بردهداری]] بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای رسمی بردهفروشی در کابل و قندهار تأسیس شد که در آن زنان و کودکان هزاره بهعنوان کنیز و غلام به فروش میرسیدند. مردان هزاره نیز به کارهای شاقه و بیگاری گماشته میشدند. بردگان هزاره از حقوق انسانی محروم بودند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | دوران حکومت عبدالرحمان (۱۸۸۰–۱۹۰۱)، از یکی از سختترین دورههای تاریخی برای قوم هزارۀ افغانستان محسوب شده است. عبدالرحمان با اعلام جهاد علیه هزارهها، حملات نظامی گستردهای را علیه این قوم سازماندهی کرد که پیامدهای زیادی در پی داشت. در این دوره، سیاستهای نژادپرستانه و سیستم [[بردهداری]] بهصورت سازمانیافته علیه هزارهها اعمال شد. پس از قتلعام گستردهٔ هزارهها، تعدادی از بازماندگان این قوم به بردگی گرفته شدند. بازارهای رسمی بردهفروشی در کابل و قندهار تأسیس شد که در آن زنان و کودکان هزاره بهعنوان کنیز و غلام به فروش میرسیدند. مردان هزاره نیز به کارهای شاقه و بیگاری گماشته میشدند. بردگان هزاره از حقوق انسانی محروم بودند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن عبدالرحمان، هزارههای افغانستان که مدتها تحت فشار حکومت مرکزی و کشتار، تخریب، غصب اموال و به بردگیبردن بخشی از ساکنان خود بودند، بر ضد حکومت افغانستان قیام کردند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> با به قدرت رسیدن [[ | در خِلال سالهای ۱۸۹۱–۱۸۹۲م، پس از روی کار آمدن عبدالرحمان، هزارههای افغانستان که مدتها تحت فشار حکومت مرکزی و کشتار، تخریب، غصب اموال و به بردگیبردن بخشی از ساکنان خود بودند، بر ضد حکومت افغانستان قیام کردند.<ref name=":26">ارانسکی، مقدمة فقهاللغة ایرانی، 1379ش، ص293.</ref> با به قدرت رسیدن [[امانالله]] در ۱۹۱۹م، تحولات مهمی رخ داد. در ۱۹۲۱م، اولین فرمان لغو بردهداری صادر شد و در ۱۹۲۳م، این سیستم بهصورت رسمی ممنوع اعلام شد. هرچند این اقدامات بهصورت رسمی به بردهداری پایان داد، اما آثار عمیق اجتماعی و اقتصادی آن تا دههها بعد در ساختار افغانستان باقی ماند. طبق روایت پژوهشگران، دورۀ عبدالرحمان نشاندهندهٔ سیاستهای سیستماتیک، علیه هزارهها بهعنوان یک قوم و مذهب خاص است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=24289 دلجو، «۱۹ اکتبر، سالیاد فروش اسرای هزاره به عنوان برده و کنیز»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
=== انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | === انزوای سیاسی و مهاجرت اجباری (تا ۱۳۵۷ش) === | ||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی جهاد مسلحانه علیه دولت حزب خلق و پرچم تلاش کردند همچون سایر اقوام در افغانستان به حقخواهی و حضور در عرصههای سیاسی افغانستان روی آورند. پس از آغاز [[جهاد مردم افغانستان]] در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، علاوهبر داخل افغانستان، برخی از روحانیون هزارهٔ شیعه در ایران به تشکیل احزاب متعدد جهادی روی آوردند. این گروهها، در مناطق هزارهجات، [[حوزهه علمیه|حوزههای علمیه]] راه انداخته و جادههای خامه بین مناطق کشیدند. در دههٔ ۱۳۶۰ش، جهاد در افغانستان سراسری شد. در این دوره، مردم هزاره نیز وارد جهاد شدند. هزارهها تلاش کردند، علاوه بر آزادسازی مناطق خود، با تأسیس یک حزب قدرتمند به جنگهای حزبی در مناطق خود خاتمه بخشیده و جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت نمایند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> | هزارههای افغانستان، بهدلیل کاهش قدرت دولتی و برخی آزادیهای بهدست آمده در پی جهاد مسلحانه علیه دولت حزب خلق و پرچم تلاش کردند همچون سایر اقوام در افغانستان به حقخواهی و حضور در عرصههای سیاسی افغانستان روی آورند. پس از آغاز [[جهاد مردم افغانستان]] در سالهای پایانی دههٔ ۱۳۵۰ش، علاوهبر داخل افغانستان، برخی از روحانیون هزارهٔ شیعه در ایران به تشکیل احزاب متعدد جهادی روی آوردند. این گروهها، در مناطق هزارهجات، [[حوزهه علمیه|حوزههای علمیه]] راه انداخته و جادههای خامه بین مناطق کشیدند. در دههٔ ۱۳۶۰ش، جهاد در افغانستان سراسری شد. در این دوره، مردم هزاره نیز وارد جهاد شدند. هزارهها تلاش کردند، علاوه بر آزادسازی مناطق خود، با تأسیس یک حزب قدرتمند به جنگهای حزبی در مناطق خود خاتمه بخشیده و جایگاه خود را در سطح ملی تثبیت نمایند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص237.</ref> | ||
=== تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل | === تشکیل حزب وحدت اسلامی و مقاومت غرب کابل === | ||
در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، [[حزب وحدت اسلامی]] افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت اسلامی و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> شهیدشدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان در 22 حوت/ [[اسفند]] 1373ش، مردم هزاره را بهشدت متأثر کرد. آنها، در سالهای پیاپی و در شهرهای مختلفی مورد قتلعام و نسلکشی توسط طالبان قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> | در ۱۳۶۸ش، هزارهها با ادغام احزاب مختلف، [[حزب وحدت اسلامی]] افغانستان را راهاندازی کردند. [[عبدالعلی مزاری]]، بهعنوان اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی، هدف از تشکیل این حزب را تأمین عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی شیعیان بهخصوص مردم هزاره در سیاستهای ملی کشور افغانستان اعلام کرد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص248.</ref> مبارزات حزب وحدت اسلامی و نیروهای آنها در دفاع از حقوق جامعهٔ [[شیعه]] و مردم هزاره در افغانستان به مقاومت غرب کابل، شهرت یافت.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص256.</ref> شهیدشدن عبدالعلی مزاری توسط طالبان در 22 حوت/ [[اسفند]] 1373ش، مردم هزاره را بهشدت متأثر کرد. آنها، در سالهای پیاپی و در شهرهای مختلفی مورد قتلعام و [[نسلکشی]] توسط طالبان قرار گرفتند.<ref>بهمنی قاجار، شیعیان افغانستان، 1392ش، ص432.</ref> | ||
=== وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | === وضعیت هزارهها در نظام جمهوری اسلامی افغانستان و حاکمیت طالبان === | ||
پس از سقوط طالبان در سال 1380، قانون اساسی نو در افغانستان تدوین و نظام جمهوری اسلامی افغانستان مستقر شد. در این مقطع مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بدستبیاورند. در حکومت، حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت دوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. هرچند، قوانین جدید در افغانستان، حکایت از حقوق برابر برای تمام اقوام در این کشور داشت، اما قوم هزاره همچنان در بیستسال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مورد تبعیض و هجوم | پس از سقوط طالبان در سال 1380، قانون اساسی نو در افغانستان تدوین و نظام جمهوری اسلامی افغانستان مستقر شد. در این مقطع مردم هزاره توانستند در چند دور پارلمان کرسیهای قابل توجهی را بدستبیاورند. در حکومت، حضور یافته و در چهار دوره، سِمَت معاونت دوم ریاستجمهوری افغانستان را کسب کنند. همچنین توانستند چندین کرسی وزارت در دولت را به دست آورده و یک نفر نیز در سِمَت شورای عالی قضایی منصوب شود. هرچند، قوانین جدید در افغانستان، حکایت از حقوق برابر برای تمام اقوام در این کشور داشت، اما قوم هزاره همچنان در بیستسال حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، مورد تبعیض و هجوم حملات انتحاری بوده و سالیانه، صدها تن از این مردم، در پی حملات متعددی کشته میشدند. برخی سازمانهای غیردولتی (NGO)، گزارشهایی از بدترشدن وضعیت [[حقوق شهروندی]] مردم هزاره و حملات نژادپرستانه علیه آنها را در نیمهٔ اول حاکمیت جمهوری اسلامی افغانستان، ارائه دادهاند<ref>Adelkhah, Olszewska, Zuzanna, "The Iranian Afghans", Iranian Studies 40 (2), 2007, P137-165.</ref> که این حملات در نیمهٔ دوم دورۀ جمهوریت شدت یافته بود. در شروع دور جدید تسلط طالبان در افغانستان از [[مرداد]] ۱۴۰۰ش، هزارهها دوباره به حاشیه رانده شده و مورد تبعیضهای بسیاری قرار گرفتهاند. | ||
== گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | == گروهبندی و ساختار اجتماعی هزارهها == | ||
قوم هزاره اعم از شیعه، سنّی و اسماعیلی از طوایف مختلف تشکیل شده است. تعدادی از این طوایف با پیشوند دی یا دای مشهور است و برخی دیگر بهعنوان طوایف مستقل یاد میشوند. [[حسینعلی (حاج کاظم) یزدانی|کاظم یزدانی]]، ۲۲ دای را برای هزارهها میشمارد که عبارتند از: [[دایکلان]]، [[دایزنگی]]، [[دایچوپان]]، دایختا، [[دایپولاد]]، دایمیرک، دایه، دایمیرکیشه، دایمیرداد، [[دایکندی]]، دایدهقان، دایقوزی، دایزنیات، دایملک، دایبیرکه، داینوری، دایمیری، دایدیغک، دایحقانی، دایقلندر، دایختن و دایکیو.<ref>یزدانی، پژوهشی در تاریخ هزارهها، 1390ش، ص276-282.</ref> | |||
[[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | [[مرکز بهسود|بهسود]]، [[جاغوری]]، جغتو، شیخعلی، ترکمنی، محمدخواجه، قرهباغی، چهاردسته، قلندر، مسکه، بچهغلام، اُرُزگانی و داهله، برخی دیگر از طوایف مستقل و مشهور هزارهها هستند.<ref>کاتب، سراج التواریخ، ج1، 1862م؛ پولادی، هزارهها، 1404ش، ص79-80.</ref> | ||
| خط ۱۳۰: | خط ۱۳۰: | ||
کارشناسان، گویش هزارگی را در دو بُعد اساسی بررسی میکنند: نخست، روابط بینازبانی آن با زبانهای همجوار و تأثیرپذیریهای تاریخی و دوم، ویژگیهای منحصربهفرد و ساختار درونی آن. پژوهشها نشان میدهد که گویش هزارگی از واژگان مغولی و ترکی نیز میزبانی میکند و در قالبی منسجم و دارای سنت گفتاری خاص شکل گرفته اما فاقد سنت نوشتاری است. در طول تاریخ، تمامی آثار تولیدی این جامعه به [[زبان فارسی|زبانهای فارسی]]، [[زبان عربی|عربی]] و در سالهای اخیر به زبانهای اروپایی بوده است. از منظر زبانشناسی، هزارگی بهعنوان یک گویش یا لهجه، طبقهبندی میشود تا یک زبان مستقل. محققانی چون دولینگ (۱۹۷۳م) و شهرستانی (۱۹۸۱م) نیز بر این دیدگاه تأکید داشتهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref> | کارشناسان، گویش هزارگی را در دو بُعد اساسی بررسی میکنند: نخست، روابط بینازبانی آن با زبانهای همجوار و تأثیرپذیریهای تاریخی و دوم، ویژگیهای منحصربهفرد و ساختار درونی آن. پژوهشها نشان میدهد که گویش هزارگی از واژگان مغولی و ترکی نیز میزبانی میکند و در قالبی منسجم و دارای سنت گفتاری خاص شکل گرفته اما فاقد سنت نوشتاری است. در طول تاریخ، تمامی آثار تولیدی این جامعه به [[زبان فارسی|زبانهای فارسی]]، [[زبان عربی|عربی]] و در سالهای اخیر به زبانهای اروپایی بوده است. از منظر زبانشناسی، هزارگی بهعنوان یک گویش یا لهجه، طبقهبندی میشود تا یک زبان مستقل. محققانی چون دولینگ (۱۹۷۳م) و شهرستانی (۱۹۸۱م) نیز بر این دیدگاه تأکید داشتهاند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-120.</ref> | ||
در گویش هزارگی، علاوهبر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ میشود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمیشود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت میشود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با | در گویش هزارگی، علاوهبر ۳۲حرف زبان فارسی، دو واج «ٹ» و «ڈ» نیز تلفظ میشود که ریشه در زبان اویستا و پارسی کهن دارد. این دو واج نوشته نمیشود اما بسامد و اهمیت آوایی بسیار بالایی دارد و در زبان اردو و انگلیسی نیز این دو واج، یافت میشود. واج «ٹ» در هزارگی، شبیه تلفظ «ت» در فارسی است اما با چسپیدن کامل زبان به سقف دهان و تولید صدای انفجاری سنگین، شدت صوتی آن بسیار بیشتر است، در حالی که «ت» در فارسی، تلفظ ملایمتری دارد. همچنین واج «ڈ» در هزارگی، شبیه «د» در فارسی اما با لرزش بیشتر زبان و صدای غلیظتر است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۶۳.</ref> برخی محققان وجود این واجها در گویش هزارگی را نشان پیوند لهجهٔ هزارگی با پارسی معیار و زبان اویستایی میدانند.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=18304 «دُرِ اوستایی در صدف لهجه هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ==== | ==== ادبیات عامیانه (فولکلور) ==== | ||
ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای | ادبیات هزارهها بهعنوان بخشی از فرهنگ غنی این قوم، دارای ویژگیهای خاصی است که بهطور عمده ماهیت شفاهی و عامیانه دارد. این ادبیات دربرگیرندهٔ گونههای مختلفی است که هر یک کارکرد خاصی در زندگی اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره ایفا میکنند. برای مثال شعر و ترانه بهعنوان مهمترین بخش ادبیات هزارگی شناخته میشود که حالتی غنایی و احساسی دارد. این اشعار در مناسبتهای مختلفی همچون [[مراسم عروسی|عروسیها]]، اعیاد دینی، [[جشن]]ها و سوگواریها اجرا میشوند. | ||
ترانههای هزارگی به دو دستۀ کلی تقسیم میشوند: ترانههای بدون [[موسیقی]] شامل دیدو یا بولبی (آوازهای عاشقانه) و [[مخته]] (نوحههای سوگواری که ریشه در جنگهای تاریخی دارد) و ترانههای موزون شامل [[دوبیتی]]، چهاربیتی و غزل. قالبهای شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی بهعنوان کوتاهترین و سادهترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیدهتر و غزل بهعنوان قالبی عاشقانه و مفصلتر شناخته میشوند. همچنین لالاییها (لُلَّی) بهعنوان گونهای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ | ترانههای هزارگی به دو دستۀ کلی تقسیم میشوند: ترانههای بدون [[موسیقی]] شامل دیدو یا بولبی (آوازهای عاشقانه) و [[مخته]] (نوحههای سوگواری که ریشه در جنگهای تاریخی دارد) و ترانههای موزون شامل [[دوبیتی]]، [[چهاربیتی]] و [[غزل]]. قالبهای شعری در ادبیات فولکوریک هزارگی از تنوع قابل توجهی برخوردار است. دوبیتی بهعنوان کوتاهترین و سادهترین قالب شعری، چهاربیتی با ساختار پیچیدهتر و غزل بهعنوان قالبی عاشقانه و مفصلتر شناخته میشوند. همچنین لالاییها (لُلَّی) بهعنوان گونهای خاص از شعر، نقش مهمی در فرهنگ عمومی دارند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص119-124.</ref> | ||
ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ادبیات شفاهی هزارهها بهدلیل کمبود آثار مکتوب تاریخی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این بخش شامل داستانها، قصهها و بهویژه [[ضربالمثل]]های حکیمانه میشود که تجربیات و خرد جمعی این قوم را نشان میدهد. ضربالمثلهای هزارگی اغلب دارای مضامین فلسفی و اجتماعی است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ||
در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که بهطور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیتهای مقدس به نفع طرف مثبت پایان میپذیرد. در این میان، امام علی بهعنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژهای دارد و در قالب نجاتدهندهای با قدرت خارقالعاده ظاهر میشود. داستان بند امیر بهعنوان یکی از مهمترین روایتهای فولکلوریک هزارهها، نمونهای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. | در ساختار روایی ادبیات عامیانه هزاره، الگوی مشخصی از تقابل نیروهای خیر و شر قابل مشاهده است که بهطور معمول با مداخلهٔ عوامل ماورایی یا شخصیتهای مقدس به نفع طرف مثبت پایان میپذیرد. در این میان، [[علی بن ابی طالب|امام علی]] بهعنوان نماد عدالت در باورهای مذهبی این قوم جایگاه ویژهای دارد و در قالب نجاتدهندهای با قدرت خارقالعاده ظاهر میشود. داستان بند امیر بهعنوان یکی از مهمترین روایتهای فولکلوریک هزارهها، نمونهای بارز از این ساختار روایی است. این داستان دربرگیرندهٔ مضامین اجتماعی و تاریخی است که با زبان نمادین بیان شده است. این روایتها نشان میدهد که فولکلور هزارهها علاوهبر جنبههای سرگرمکننده، کارکرد مهمی در انتقال ارزشهای فرهنگی و حفظ هویت جمعی داشته است.<ref>خاوری، مردم هزاره و خرسان بزرگ، ۱۳۹۲ش، ص۲۷۵–۲۷۶.</ref> | ||
میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] میشود که نشاندهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزارهها با ادبیات فارسی است. این ویژگیها در کنار هم، ادبیات هزارهها را بهعنوان گنجینهای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی میکنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | میراث مکتوب مردم هزاره اگرچه محدود است، اما شامل قرائت و حفظ آثار کلاسیک فارسی از جمله [[شاهنامه]]، [[حمله خوانی|حملهٔ حیدری]]، [[دیوان حافظ]] و [[گلستان (کتاب)|گلستان]] و [[بوستان (کتاب)|بوستان]] [[سعدی شیرازی|سعدی]] میشود که نشاندهندهٔ پیوند عمیق فرهنگی هزارهها با [[ادبیات فارسی]] است. این ویژگیها در کنار هم، ادبیات هزارهها را بهعنوان گنجینهای غنی از [[فرهنگ شفاهی]] و سنتی معرفی میکنند که نقش مهمی در حفظ هویت فرهنگی این قوم داشته است.<ref>فرهنگ، جامعهشناسی و مردمشناسی شیعیان افغانستان، 1380ش، ص278.</ref> | ||
=== غذاهای سنتی === | === غذاهای سنتی === | ||