نرگس علیپور (بحث | مشارکتها) صفحهای تازه حاوی «'''سامانیان'''؛ دودمان ایرانیِ حاکم بر خراسان و ماوراءالنهر در سدههای سوم و چهارم ه.ق. سامانیان از خاندانهای حکومتگر ایرانی در سدههای سوم و چهارم ق بودند که مرکز اصلی قدرت آنان در ماوراءالنهر و خراسان قرار داشت. قدرت سیاسی این خاندان ابتدا...» ایجاد کرد |
نرگس علیپور (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
== قلمرو حکومتی == | == قلمرو حکومتی == | ||
قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی '''ماوراءالنهر و خراسان''' بود و شهر '''بخارا''' پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref> هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref>پس از قدرتیابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref>جغرافینویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کردهاند. اصطخری و ابنحوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راههای تجاری و رونق اقتصادی آنها یاد کردهاند. <ref>{{پک|اصطخری|1340|ک=مسالک و ممالک|زبان=|ج=|ص=290-305}}</ref><ref>{{پک|ابن حوقل|1366|ک=صورة الارض|ص=415-425|ج=2|زبان=}}</ref>در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFمؤلف ناشناس1318|مؤلف ناشناس، ''مجمل التواریخ والقصص'']]، <bdi>388</bdi>.</ref> هسته اصلی قلمرو سامانیان از '''ماوراءالنهر و خراسان''' تشکیل میشد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهمترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>137-139</bdi></ref>بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربضهای داخلی و خارجی تشکیل میشد. بخش مهمی از فعالیتهای اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوانها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref>در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای '''نیشابور، مرو، هرات و بلخ''' مهمترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>138-139</bdi></ref> در برخی دورهها، اقتدار سامانیان به '''گرگان، طبرستان و ری''' نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آلبویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابتها تغییر میکرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>140-143</bdi></ref> در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندانهای محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت میکردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال میکرد. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>148-150</bdi></ref> | قلمرو سامانیان در دوره قدرت آنان شامل دو بخش اصلی '''ماوراءالنهر و خراسان''' بود و شهر '''بخارا''' پس از دوره اسماعیل بن احمد به مرکز سیاسی و اداری حکومت تبدیل شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref> هسته نخستین قدرت سامانیان در ماوراءالنهر شکل گرفت و شهرهایی چون بخارا، سمرقند، فرغانه، چاچ و اشروسنه از مراکز مهم این قلمرو بودند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> در آغاز، فرزندان اسد بن سامان هر یک بر بخشی از نواحی ماوراءالنهر و خراسان حکومت داشتند؛ نوح در سمرقند، احمد در فرغانه، یحیی در چاچ و اشروسنه و الیاس در هرات مستقر بودند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref>پس از قدرتیابی اسماعیل سامانی و شکست عمرو لیث صفاری در ۲۸۷ق، خراسان نیز به قلمرو سامانیان افزوده شد و شهرهایی مانند نیشابور، مرو، هرات و بلخ تحت فرمان آنان قرار گرفتند. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>323-325</bdi></ref>جغرافینویسان سده چهارم هجری، ماوراءالنهر و خراسان را از مناطق آباد و مهم اقتصادی جهان اسلام معرفی کردهاند. اصطخری و ابنحوقل از شهرهای بزرگ این ناحیه، راههای تجاری و رونق اقتصادی آنها یاد کردهاند. <ref>{{پک|اصطخری|1340|ک=مسالک و ممالک|زبان=|ج=|ص=290-305}}</ref><ref>{{پک|ابن حوقل|1366|ک=صورة الارض|ص=415-425|ج=2|زبان=}}</ref>در اواخر دوره سامانی، با گسترش قدرت غزنویان در خراسان و قراخانیان در ماوراءالنهر، قلمرو این حکومت کاهش یافت. سرانجام در سال ۳۸۹ق با تصرف بخارا توسط قراخانیان و برکناری عبدالملک بن نوح، حکومت مرکزی سامانیان پایان یافت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFمؤلف ناشناس1318|مؤلف ناشناس، ''مجمل التواریخ والقصص'']]، <bdi>388</bdi>.</ref> هسته اصلی قلمرو سامانیان از '''ماوراءالنهر و خراسان''' تشکیل میشد. در ماوراءالنهر، بخارا و سمرقند مهمترین مراکز سیاسی و اقتصادی بودند و فرغانه، چاچ، اسپیجاب و نواحی پیرامون سیحون نیز در محدوده نفوذ سامانیان یا فرمانروایان تابع آنان قرار داشتند. <ref name=":0">[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>137-139</bdi></ref>بخارا در دوره اسماعیل بن احمد مرکز اصلی حکومت شد. ساختار شهری بخارا در دوره سامانی از ارگ، شهر محصور و ربضهای داخلی و خارجی تشکیل میشد. بخش مهمی از فعالیتهای اداری و تجاری از شهر قدیم به ربض انتقال یافت و کاخ سامانی، مسجد جامع و ساختمان دیوانها در ناحیه میان شهر و ریگستان قرار داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref>در جنوب جیحون، خراسان با شهرهای '''نیشابور، مرو، هرات و بلخ''' مهمترین بخش قلمرو سامانی بود. انتقال قطعی خراسان به حوزه سامانی پس از جنگ اسماعیل بن احمد و عمرو بن لیث صفاری در سال ۲۸۷ق صورت گرفت. عمرو در این نبرد شکست خورد و اسیر شد و پس از آن خلافت حکومت اسماعیل بر خراسان را پذیرفت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>138-139</bdi></ref> در برخی دورهها، اقتدار سامانیان به '''گرگان، طبرستان و ری''' نیز گسترش یافت، اما کنترل آنان بر این مناطق پایدار نبود. زیاریان، علویان، آلبویه و فرماندهان دیلمی در این نواحی از رقبای سامانیان بودند و مرز سیاسی غربی حکومت بر اثر این رقابتها تغییر میکرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>140-143</bdi></ref> در خوارزم، چغانیان، ختلان و گوزگان نیز خاندانهای محلی با درجات متفاوتی از وابستگی به سامانیان حکومت میکردند. اداره این مناطق همیشه مستقیم نبود و حکومت مرکزی در مواردی با حفظ خاندان محلی، برتری سیاسی خود را از طریق دریافت مالیات، تأیید والی یا درخواست نیروی نظامی اعمال میکرد. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>148-150</bdi></ref> | ||
== پایگاه اجتماعی == | == پایگاه اجتماعی == | ||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
== پیشینه تاریخی == | == پیشینه تاریخی == | ||
سامانیان نام خود را از '''سامانخداه'''، نیای شناختهشده این خاندان، گرفتهاند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامانخداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامانخداه از آبادیای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81|ج=}}</ref> در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیهای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامانخداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.<ref>{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=201|ج=1}}</ref> منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به '''بهرام چوبین''' میرسانند. نرشخی سامانخداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>۸۱</bdi>.</ref> گردیزی نیز نسبنامهای مفصل برای سامانیان آورده و سامانخداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندانهای پیشین ایرانی منسوب کرده است.<ref>{{پک|گردیزی|1363|ک=زین الاخبار|ص=319-322|ج=}}</ref> ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامانخداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین میرساند.<ref>{{پک|بیرونی|1363|ک=آثارالباقیه عن القرون الخالیه|ص=63|ج=}}</ref> به گزارش نرشخی، سامانخداه در دوره حکومت '''اسد بن عبدالله قسری''' در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را '''اسد''' نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نامهای نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. <ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81، 104|ج=}}</ref>نرشخی در ادامه گزارش میکند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست '''احمد بن اسد''' و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند | سامانیان نام خود را از '''سامانخداه'''، نیای شناختهشده این خاندان، گرفتهاند. درباره محل سامان در منابع اختلاف وجود دارد. نرشخی سامانخداه را با بلخ مرتبط دانسته و نوشته است که او پس از خروج از بلخ به مرو و نزد اسد بن عبدالله قسری رفت و با حمایت وی دوباره به بلخ بازگشت. به نوشته نرشخی، لقب سامانخداه از آبادیای به نام «سامان» گرفته شده بود که وی آن را بنا کرده بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81|ج=}}</ref> در مقابل، منهاج سراج جوزجانی سامان را ناحیهای از نواحی سغد سمرقند دانسته و سامانخداه را رئیس آن ناحیه معرفی کرده است.<ref>{{پک|جوزجانی|1363|ک=طبقات ناصری|ص=201|ج=1}}</ref> منابع تاریخی اسلامی نسب سامانیان را به '''بهرام چوبین''' میرسانند. نرشخی سامانخداه را از فرزندان بهرام چوبین معرفی کرده است. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFنرشخی1363|نرشخی، ''تاریخ بخارا'']]، <bdi>۸۱</bdi>.</ref> گردیزی نیز نسبنامهای مفصل برای سامانیان آورده و سامانخداه و نیاکان او را در نهایت به بهرام چوبین و خاندانهای پیشین ایرانی منسوب کرده است.<ref>{{پک|گردیزی|1363|ک=زین الاخبار|ص=319-322|ج=}}</ref> ابوریحان بیرونی نیز در نسب سامانیان، سامانخداه را از طریق چند واسطه به بهرام چوبین میرساند.<ref>{{پک|بیرونی|1363|ک=آثارالباقیه عن القرون الخالیه|ص=63|ج=}}</ref> به گزارش نرشخی، سامانخداه در دوره حکومت '''اسد بن عبدالله قسری''' در خراسان اسلام آورد و به سبب دوستی با او، نام پسر خود را '''اسد''' نهاد. اسد، جد اسماعیل سامانی، چهار پسر به نامهای نوح، احمد، یحیی و الیاس داشت. <ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=81، 104|ج=}}</ref>نرشخی در ادامه گزارش میکند که فرزندان اسد در جریان شورش رافع بن لیث با دستگاه خلافت همکاری کردند و پس از استقرار مأمون، حکومت برخی شهرهای خراسان و ماوراءالنهر به آنان واگذار شد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> در میان فرزندان اسد، نوح در سمرقند، احمد در بخشی از ماوراءالنهر و دیگر برادران در نواحی شرقی خراسان و فرارود صاحب منصب شدند. با درگذشت برادران، قدرت خاندان بیشتر در دست '''احمد بن اسد''' و فرزندان او متمرکز شد. پس از احمد، پسرش نصر بن احمد در سمرقند و برادر او، اسماعیل بن احمد، در بخارا قدرت یافتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-118|ج=}}</ref> قدرت خاندان سامان در آغاز در چارچوب نظام سیاسی خلافت عباسی و سپس حکومت طاهریان شکل گرفت. نوح، احمد، یحیی و الیاس، فرزندان اسد، در اوایل سده سوم هجری بر بخشهایی از شرق خلافت حکومت داشتند. پس از مرگ نوح و یحیی، احمد بن اسد به مهمترین عضو خاندان تبدیل شد و همه امیران بعدی سامانی از نسل او بودند. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>136-137</bdi></ref>پس از سقوط طاهریان در خراسان در سال ۲۵۹ق و گسترش قدرت صفاریان، خلافت عباسی به سامانیان در ماوراءالنهر توجه بیشتری نشان داد. در سال ۲۶۱ق، معتمد عباسی نصر بن احمد را بهعنوان حاکم ماوراءالنهر به رسمیت شناخت. این اقدام در برابر گسترش قدرت صفاریان نیز صورت گرفت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>137</bdi>.</ref> | ||
== امیران سامانی == | == امیران سامانی == | ||
=== نصر بن احمد بن | === نصر بن احمد بن اسد سامانی (۲۵۰ـ۲۷۹ق) === | ||
نصر پس از مرگ | نصر بن احمد بن اسد، فرزند ارشد احمد بن اسد سامانی بود که پس از مرگ پدر در سال ۲۵۰ق، اداره سمرقند و بخشهایی از ماوراءالنهر را در دست گرفت. در سال ۲۶۱ق، خلیفه عباسی '''المعتمد''' فرمان حکومت ماوراءالنهر را برای نصر صادر کرد و از این زمان، امارت سامانیان با تأیید رسمی خلافت عباسی شکل سیاسی مشخصتری یافت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-105|ج=}}</ref> مرکز حکومت نصر بن احمد '''سمرقند''' بود. او پس از دریافت فرمان خلافت، اداره نواحی مختلف ماوراءالنهر را سامان داد و برادر خود '''اسماعیل بن احمد''' را به حکومت بخارا منصوب کرد. در این دوره، هنوز حکومت سامانیان به صورت یک دولت متمرکز مستقل نبود، بلکه در چارچوب نظام خلافت عباسی و پس از دوره طاهریان فعالیت میکرد؛ با این حال، اداره عملی ماوراءالنهر در اختیار خاندان سامانی قرار داشت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=104-106|ج=}}</ref> از مهمترین مسائل سیاسی دوره نصر، '''رقابتهای درون خاندان سامانی و تلاش برای تثبیت قدرت در ماوراءالنهر''' بود. عموی او اسحاق بن احمد بن اسد و برخی دیگر از خاندان سامانی، در مقاطعی با حکومت نصر مخالفت کردند. همچنین برخی فرماندهان و خاندانهای محلی در ماوراءالنهر تلاش داشتند نفوذ خود را حفظ کنند. نصر توانست با مقابله با این مخالفتها، موقعیت خود را در سمرقند تثبیت کند. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>319-322</bdi></ref> در روابط خارجی، حکومت نصر بن احمد در دورهای قرار داشت که '''قدرت طاهریان در خراسان رو به افول بود و صفاریان در حال گسترش نفوذ خود بودند'''. پس از سقوط طاهریان به دست یعقوب لیث صفاری، خلافت عباسی برای حفظ نفوذ خود در شرق جهان اسلام، حکومت ماوراءالنهر را به نصر واگذار کرد. این اقدام، موقعیت خاندان سامانی را در برابر صفاریان تقویت کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>319-322</bdi></ref> از نظر اداری، دوره نصر مرحله شکلگیری نخستین ساختار حکومتی سامانیان بود. اداره شهرهای مهم ماوراءالنهر، استفاده از کارگزاران محلی و ارتباط با دستگاه خلافت، پایههای حکومت بعدی سامانیان را فراهم کرد. هرچند منابع درباره اقدامات اقتصادی و فرهنگی مشخص دوره او گزارشهای گستردهای ارائه نمیکنند، اما تثبیت امنیت سیاسی در ماوراءالنهر زمینه رشد شهری و اقتصادی دورههای بعدی سامانی را فراهم کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref> نصر بن احمد در سال ۲۷۹ق درگذشت و پس از او برادرش '''اسماعیل بن احمد''' حکومت را در دست گرفت. اسماعیل با انتقال مرکز قدرت به بخارا و گسترش قلمرو سامانیان، مرحله جدیدی از تاریخ این خاندان را آغاز کرد.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=118-121|ج=}}</ref> | ||
در | === اسماعیل بن احمد؛ ۲۷۹ق–۲۹۵ق === | ||
اسماعیل بن احمد سامانی (ابوإبراهیم اسماعیل بن احمد بن اسد) از مهمترین امیران خاندان سامانی و بنیانگذار مرحله قدرتیابی گسترده این حکومت در خراسان و ماوراءالنهر بود. پیش از رسیدن به حکومت مستقل، اسماعیل از سوی برادرش نصر بن احمد به حکومت بخارا منصوب شده بود. روابط میان دو برادر در ابتدا تابع ساختار خانوادگی حکومت سامانی بود، اما اختلاف آنان بر سر نحوه اداره قلمرو سرانجام به درگیری انجامید. اسماعیل پس از پیروزی بر نصر، او را به سمرقند بازگرداند و پس از مرگ نصر در سال ۲۷۹ق، حکومت سراسر ماوراءالنهر را در اختیار گرفت.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=115-118|ج=}}</ref> | |||
== | ==== اقدامات سیاسی و تثبیت حکومت ==== | ||
مهمترین اقدام سیاسی اسماعیل، ایجاد تمرکز قدرت در ماوراءالنهر و تبدیل حکومت سامانی از یک امارت خانوادگی به یک حکومت منطقهای بود. او با ایجاد مرکز سیاسی در بخارا و سامان دادن به روابط میان خاندان سامانی، دیوانیان و فرماندهان نظامی، پایههای حکومت مرکزی را تقویت کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>137-138</bdi>.</ref> | |||
اسماعیل | رابطه اسماعیل با خلافت عباسی بر اساس پذیرش رسمی جایگاه خلیفه و حفظ استقلال عملی حکومت سامانی شکل گرفت. پس از گسترش قدرت او، خلافت عباسی حکومت وی را در خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت شناخت و اسماعیل در چارچوب نظام خلافت به عنوان امیر شرق جهان اسلام شناخته شد. <ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref> | ||
مهمترین رویداد نظامی | ==== جنگ با صفاریان و گسترش قلمرو ==== | ||
مهمترین رویداد نظامی دوره اسماعیل، نبرد با '''عمرو بن لیث صفاری''' بود. پس از گسترش قدرت صفاریان در خراسان، عمرو لیث برای تصرف ماوراءالنهر وارد درگیری با سامانیان شد. این نبرد در سال ۲۸۷ق در نزدیکی بلخ رخ داد و با شکست سپاه صفاری و اسارت عمرو بن لیث پایان یافت. پس از این پیروزی، خراسان به قلمرو سامانیان افزوده شد و موقعیت سیاسی اسماعیل در شرق جهان اسلام تثبیت شد.<ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref>پس از شکست صفاریان، قلمرو سامانیان شامل بخشهای مهمی از ماوراءالنهر و خراسان شد. این گسترش، جایگاه بخارا را به عنوان مرکز سیاسی و اقتصادی شرق ایران تقویت کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>139-140</bdi></ref> | |||
==== سیاست اداری و اقتصادی ==== | |||
در دوره اسماعیل، ساختار اداری سامانیان بر پایه سنتهای دیوانی خراسان توسعه یافت. بخارا به مرکز استقرار دیوانها و کارگزاران حکومتی تبدیل شد و نظام اداره شهر و قلمرو بر همکاری میان امیر، وزیران و دیوانیان استوار بود.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref> | |||
اسماعیل | از نظر اقتصادی، امنیت راهها و ثبات سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل زمینه رشد تجارت و رونق شهرهای ماوراءالنهر را فراهم کرد. جغرافینویسان سده چهارم هجری، بخارا و سمرقند را از مراکز مهم شهری و تجاری منطقه معرفی کردهاند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref> | ||
== | ==== سیاست فرهنگی و جایگاه اسماعیل ==== | ||
اگرچه دوره اسماعیل کوتاهتر از دوره برخی جانشینان او بود، اما اقدامات سیاسی و اداری او زمینه شکلگیری فضای فرهنگی دورههای بعد سامانی را فراهم کرد. تثبیت بخارا به عنوان مرکز حکومت، امنیت قلمرو و شکلگیری دستگاه دیوانی، شرایطی را ایجاد کرد که در دوره امیرانی مانند نصر بن احمد دوم، به رشد گسترده ادب فارسی و فعالیت علمی انجامید.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>145-148</bdi></ref> اسماعیل بن احمد در سال ۲۹۵ق در بخارا درگذشت. <ref>{{پک|Bosworth|1998|ک=Encyclopaedia Iranica|ف=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|کد=en|ص=636-637}}</ref>پس از او، پسرش '''احمد بن اسماعیل''' به حکومت رسید و خلافت عباسی نیز جانشینی او را تأیید کرد.<ref>{{پک|ابن اثیر|1997|ک=الکامل فی التاریخ|ص=451|ج=6|زبان=}}</ref> | |||
=== احمد بن اسماعیل سامانی (۲۹۵ـ۳۰۱ق) === | |||
احمد بن اسماعیل سامانی (ابوالعباس احمد بن اسماعیل) پس از مرگ پدرش، '''اسماعیل بن احمد سامانی'''، در سال ۲۹۵ق به حکومت رسید. او چهارمین امیر سامانی بود و حکومتش تنها شش سال ادامه یافت. پس از درگذشت اسماعیل در بخارا، خلیفه عباسی '''المکتفی بالله''' فرمان حکومت احمد را صادر کرد و بدین ترتیب جانشینی او از سوی خلافت به رسمیت شناخته شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6: <bdi>451</bdi>.</ref> احمد بن اسماعیل در آغاز حکومت، سیاست پدر را در حفظ قلمرو سامانی و اداره ماوراءالنهر ادامه داد. مهمترین ویژگی دوره او، تلاش برای حفظ ساختار سیاسی ایجادشده در دوره اسماعیل بود. او حکومت خود را بر پایه همکاری با دیوانیان و فرماندهان نظامی ادامه داد و رابطه رسمی با خلافت عباسی را حفظ کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: 140-141</ref> | |||
احمد | یکی از مسائل مهم سیاسی دوره احمد، '''کنترل خاندان سامانی و جلوگیری از رقابتهای داخلی''' بود. پس از آغاز حکومت او، اسحاق بن احمد، عموی احمد و از افراد بانفوذ خاندان سامانی، در سمرقند حضور داشت و موقعیت مستقلی پیدا کرده بود. احمد برای جلوگیری از شکلگیری یک قدرت رقیب در داخل خاندان، اسحاق را به بخارا فراخواند و او را تحت نظر گرفت. این اقدام نشاندهنده اهمیت مسئله هماهنگی درون خاندان سامانی در این دوره بود.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6: <bdi>451</bdi>.</ref> | ||
در حوزه روابط خارجی، حکومت احمد بن اسماعیل همچنان با تهدیدهای مرزی و تحولات سیاسی شرق ایران روبهرو بود. پس از گسترش قدرت سامانیان در دوره اسماعیل، احمد تلاش کرد کنترل خراسان و ماوراءالنهر را حفظ کند. منابع تاریخی این دوره را ادامه مرحله تثبیت قدرت سامانیان پس از شکست صفاریان میدانند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>325-326</bdi></ref> | |||
از نظر اداری و اقتصادی، دوره احمد ادامه روندی بود که در زمان پدرش آغاز شده بود. بخارا همچنان مرکز سیاسی حکومت بود و دستگاه دیوانی سامانی برای اداره قلمرو وسیع خود فعالیت میکرد. رونق شهرهای ماوراءالنهر و خراسان، امنیت راههای تجاری و فعالیت اقتصادی شهرهایی مانند بخارا و سمرقند از ویژگیهای کلی ساختار حکومتی سامانیان در این دوره بود.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-305</bdi>.</ref> | |||
در | حکومت احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق با کشته شدن او پایان یافت. او در مسیر حرکت به سوی خراسان، به دست گروهی از غلامان و نزدیکان نظامی خود کشته شد. پس از او، پسر خردسالش '''نصر بن احمد سامانی''' به حکومت رسید و اداره امور در ابتدا به دست رجال دیوانی و فرماندهان سامانی انجام شد. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 6: <bdi>501-502</bdi></ref> | ||
=== نصر بن احمد سامانی (دوم) (۳۰۱ـ۳۳۱ق) === | |||
نصر بن احمد بن اسماعیل سامانی یکی از مهمترین امیران سامانی و طولانیترین دورههای حکومت این خاندان را دارا بود. او پس از کشتهشدن پدرش احمد بن اسماعیل در سال ۳۰۱ق، در حالی که کودکی بیش نبود، به امارت رسید. به دلیل خردسالی او، اداره امور حکومت در سالهای نخست به وسیله وزیران و کارگزاران دیوانی انجام میشد و به تدریج نصر توانست کنترل مستقیم حکومت را در دست گیرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>325-327</bdi></ref> دوره نصر بن احمد با تثبیت جایگاه سامانیان در خراسان و ماوراءالنهر همراه بود. او همچنان رابطه رسمی خود را با خلافت عباسی حفظ کرد و مشروعیت حکومت سامانیان در چارچوب خلافت عباسی ادامه یافت. خلافت عباسی نیز حکومت او را بر خراسان و ماوراءالنهر به رسمیت میشناخت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>141-143</bdi></ref> در آغاز حکومت نصر، مشکلات داخلی و شورشهایی در بخشهایی از قلمرو سامانی رخ داد. یکی از مهمترین مسائل، رقابتهای درون خاندان سامانی و تلاش برخی مدعیان برای دستیابی به قدرت بود. نصر با کمک وزیران و فرماندهان توانست این مخالفتها را کنترل کند و موقعیت حکومت مرکزی را حفظ نماید.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>326-328</bdi></ref> در دوره نصر بن احمد، قلمرو سامانیان گسترش یافت و حکومت آنان بخشهای وسیعی از ماوراءالنهر و خراسان را در اختیار داشت. نفوذ سامانیان در این دوره به مناطقی چون گرگان، ری و طبرستان نیز رسید، هرچند کنترل این نواحی در همه دورهها یکسان نبود. <ref>{{پک|Bosworth|1995|ک=Encyclopaedia of Islam|ف=Sāmānids|کد=en|ص=1026-1027}}</ref>روابط سامانیان با همسایگان شرقی نیز اهمیت داشت. حکومت نصر با گروههای ترکنشین ماوراءالنهر و نواحی مرزی درگیر بود و سیاست نظامی او بر حفظ مرزهای شرقی و کنترل مسیرهای مهم فرارود استوار بود.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>143-145</bdi></ref> | |||
در | یکی از ویژگیهای برجسته دوره نصر بن احمد، توسعه دستگاه دیوانی سامانیان بود. در این دوره وزیرانی مانند '''ابوعبدالله جیهانی''' و '''ابوالفضل بلعمی''' در اداره امور حکومت نقش داشتند. سازمان اداری سامانیان بر پایه سنتهای دیوانی خراسان شکل گرفته بود و دیوانها مسئولیتهایی مانند امور مالی، مکاتبات، نظارت و اداره املاک را بر عهده داشتند.<ref>{{پک|نرشخی|1363|ک=تاریخ بخارا|ص=24-36|ج=}}</ref> در این زمان، بخارا و سمرقند از مراکز مهم اقتصادی ماوراءالنهر بودند. امنیت نسبی قلمرو، فعالیت بازارها و توسعه راههای تجاری موجب رونق اقتصادی شهرهای این منطقه شد. جغرافینویسان سده چهارم هجری، بخارا، سمرقند و دیگر شهرهای ماوراءالنهر را از مراکز آباد و پررونق شرق جهان اسلام معرفی کردهاند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFاصطخری1340|اصطخری، ''مسالک و ممالک'']]، <bdi>290-295</bdi>.</ref><ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن حوقل1366|ابن حوقل، ''صورة الارض'']]، 2: <bdi>415-425</bdi>.</ref> | ||
دوره حکومت نصر بن احمد از مهمترین ادوار فرهنگی سامانیان بود. بخارا در این زمان یکی از مراکز مهم ادبی و علمی به شمار میرفت و شاعران فارسیزبان در محیط دربار حضور داشتند. رودکی، شاعر برجسته فارسی، در دربار نصر بن احمد جایگاه ویژهای داشت و نظامی عروضی داستان ارتباط او با امیر سامانی و سرودن قصیده «بوی جوی مولیان» را گزارش کرده است.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFنظامی عروضی سمرقندی1375|نظامی عروضی سمرقندی، ''چهارمقاله'']]، <bdi>۵۳-۵۴</bdi>.</ref> در سالهای پایانی دوره نصر، دعوت '''اسماعیلی''' در دربار و خراسان فعالیت پیدا کرد. درباره میزان گرایش شخص نصر به اسماعیلیان، گزارش منابع یکسان نیست؛ بنابراین حضور و نفوذ داعیان را میتوان گزارش کرد، اما تغییر رسمی مذهب امیر را نمیتوان بدون قید و احتیاط قطعی دانست.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>141-142</bdi></ref> نصر در سال ۳۳۱ق پس از سی سال حکومت درگذشت و پسرش نوح بن نصر جانشین او شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331</bdi></ref> | |||
=== نوح بن نصر؛ ۳۳۱ق–۳۴۳ق === | |||
نوح بن نصر بن احمد سامانی پس از مرگ پدرش نصر بن احمد در سال ۳۳۱ق به حکومت رسید. دوره حکومت او با ادامه ساختار سیاسی دوره پیشین آغاز شد، اما به تدریج با شورشهای داخلی، رقابت میان فرماندهان نظامی و مشکلات مالی حکومت همراه شد. او در آغاز حکومت از حمایت رجال دیوانی و وزیران سامانی برخوردار بود و تلاش کرد اقتدار حکومت مرکزی را حفظ کند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331-332</bdi></ref> در دوره نوح بن نصر، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان برقرار بود و حکومت او در چارچوب مشروعیت خلافت عباسی فعالیت میکرد. با این حال، مسائل داخلی و رقابت میان نیروهای نظامی و دیوانی، توان حکومت مرکزی را کاهش داد. در این دوره، برخی فرماندهان نظامی مانند '''ابوعلی چغانی''' در تحولات سیاسی خراسان نقش بیشتری یافتند.<ref name=":0" /><ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: 148-149</ref> از مهمترین مسائل دوره نوح، درگیری با شورشهای داخلی در خراسان و ماوراءالنهر بود. حکومت او برای حفظ کنترل مناطق مختلف ناچار به اعزام سپاه و استفاده از قدرت فرماندهان محلی شد. افزایش نقش این فرماندهان در امور سیاسی، از ویژگیهای مهم این دوره بود.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1027-1028</bdi>.</ref> نوح بن نصر در سال ۳۴۳ق درگذشت و پس از او پسرش عبدالملک بن نوح به حکومت رسید.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 8: <bdi>50-51</bdi></ref> نوح در سال ۳۳۱ق جانشین نصر شد. در آغاز حکومت او برخورد با شبکه اسماعیلیان شدت یافت و موقعیت علمای سنی در محیط دربار تقویت شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>142،151</bdi></ref> | |||
در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینههای نظامی سخن گفتهاند | مهمترین بحران سیاسی دوره او با '''ابوعلی چغانی''' ارتباط داشت. هنگامی که نوح کوشید ابوعلی را از حکومت خراسان برکنار کند، وی شورش کرد و در سال ۳۳۵ق وارد بخارا شد. ابراهیم بن احمد برای مدتی بهعنوان امیر معرفی شد، اما نوح دوباره پایتخت را در اختیار گرفت. در سال ۳۳۷ق میان نوح و ابوعلی صلح برقرار شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>151</bdi></ref> در همین دوره مشکلات مالی حکومت نیز آشکارتر شد. منابع از تأخیر در پرداخت مواجب سپاهیان و افزایش فشار مالیاتی برای تأمین هزینههای نظامی سخن گفتهاند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: 151</ref> <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>331-333</bdi></ref> | ||
== عبدالملک بن | === عبدالملک بن نوح سامانی (۳۴۳ـ۳۵۰ق) === | ||
عبدالملک در | عبدالملک بن نوح پس از مرگ پدرش در سال ۳۴۳ق به حکومت رسید. دوره او ادامه روند افزایش نفوذ فرماندهان نظامی در ساختار حکومت سامانی بود. در این دوره، حاجبان و سپهسالاران نقش مهمی در تصمیمهای سیاسی داشتند و امیر برای اداره امور به حمایت آنان نیازمند بود. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>333-334</bdi></ref>یکی از مهمترین شخصیتهای نظامی دوره عبدالملک، '''ابوعلی چغانی'''، سپهسالار مشهور سامانی بود که در خراسان نفوذ فراوان داشت. رقابت میان سپهسالاران و دربار سامانی، یکی از عوامل تضعیف اقتدار مرکزی در این دوره به شمار میرفت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>150-151</bdi></ref> | ||
از نظر فرهنگی، دوره عبدالملک همچنان ادامه سنت حمایت سامانیان از ادیبان و دانشمندان بود. محیط فرهنگی بخارا و فعالیت دیوانیان ایرانی در این دوره ادامه یافت، هرچند مسائل سیاسی و نظامی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:150-151</ref>عبدالملک در سال ۳۴۹ق آلپتگین را به حکومت خراسان منصوب کرد. خود عبدالملک در شوال سال ۳۵۰ق، در هفدهسالگی، بر اثر سقوط از اسب هنگام چوگان درگذشت. مرگ او بحران جانشینی و رقابت تازهای میان فرماندهان ایجاد کرد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 8: <bdi>237-238</bdi></ref> | |||
=== منصور بن نوح سامانی (۳۵۰ـ۳۶۵ق) === | |||
منصور بن نوح در سال ۳۵۰ق به حکومت رسید. دوره او با تلاش برای بازگرداندن اقتدار حکومت مرکزی و مقابله با نفوذ روزافزون فرماندهان نظامی همراه بود. او در آغاز حکومت خود با مشکلات سیاسی و رقابتهای درون دستگاه سامانی روبهرو شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>335-336</bdi></ref>در دوره منصور، '''ابومنصور محمد بن عبدالرزاق''' و سپس دیگر فرماندهان نظامی در امور خراسان نقش داشتند. همچنین در این دوره نفوذ غلامان ترک در دستگاه نظامی افزایش یافت و ساختار قدرت سامانی بیش از گذشته به فرماندهان نظامی وابسته شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1028-1029</bdi>.</ref>از مهمترین اقدامات فرهنگی دوره منصور، حمایت از ترجمه و تألیف آثار فارسی بود. در این دوره، به فرمان منصور بن نوح، ترجمه فارسی تاریخ طبری توسط ابوعلی بلعمی انجام شد که از مهمترین آثار نثر فارسی آغاز دوره اسلامی به شمار میرود.<ref>{{پک|بلعمی|1353|ک=تاریخ بلعمی|ص=1-10|ج=مقدمه}}</ref> منصور در سال ۳۶۵ق درگذشت و پسرش نوح بن منصور به حکومت رسید.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>335-337</bdi></ref> | |||
== منصور بن | === نوح بن منصور سامانی (۳۶۵ـ۳۸۷ق) === | ||
پس از | نوح بن منصور آخرین امیر قدرتمند سامانی بود که توانست برای مدتی حکومت را حفظ کند. او در آغاز حکومت با مشکلات داخلی و افزایش نفوذ فرماندهان نظامی مواجه شد. در این دوره، شخصیتهایی مانند '''سبکتکین''' در خراسان قدرت یافتند و زمینه شکلگیری حکومت غزنویان فراهم شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: <bdi>154-156</bdi></ref> در دوره نوح، روابط سامانیان با خلافت عباسی همچنان ادامه داشت، اما حکومت مرکزی توان گذشته را نداشت. حملات قراخانیان به ماوراءالنهر و رقابت با غزنویان، قلمرو سامانیان را محدود کرد. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']], <bdi>1029-1030</bdi></ref>با وجود ضعف سیاسی، فعالیت فرهنگی در بخارا ادامه یافت. در همین دوره، کتابخانهها و محافل علمی بخارا همچنان فعال بودند و دانشمندانی مانند ابوعلی سینا با محیط علمی سامانی ارتباط داشتند.<ref>{{پک|ابن سینا|1369|ک=سرگذشت ابن سینا|زبان=|ج=|ص=34-35}}</ref> نوح بن منصور در سال ۳۸۷ق درگذشت و پس از او پسرش منصور بن نوح دوم به حکومت رسید. پس از حکومت کوتاه او، عبدالملک بن نوح دوم آخرین امیر سامانی در بخارا شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9: 45-47</ref> | ||
=== منصور بن نوح دوم سامانی (۳۸۷ـ۳۸۹ق) === | |||
منصور بن نوح دوم، فرزند نوح بن منصور سامانی، پس از مرگ پدرش در سال ۳۸۷ق به حکومت رسید. دوره کوتاه حکومت او در شرایطی آغاز شد که قدرت سیاسی سامانیان کاهش یافته بود و حکومت مرکزی با مشکلات داخلی و فشار قدرتهای رقیب، بهویژه قراخانیان در ماوراءالنهر و غزنویان در خراسان، روبهرو بود. <ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9: 45-47</ref>در آغاز حکومت منصور، اختلاف میان امیر و فرماندهان نظامی ادامه یافت. او برای اداره امور به نیروهای نظامی وابسته بود و توانایی بازگرداندن اقتدار پیشین سامانیان را نداشت. در همین دوره، قراخانیان که از شرق ماوراءالنهر قدرت گرفته بودند، فشار خود را بر قلمرو سامانی افزایش دادند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9: 45-47</ref> منصور دوم در سال ۳۸۹ق به دست گروهی از امیران و فرماندهان خود برکنار شد و پس از او برادرش عبدالملک دوم به حکومت رسید.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFگردیزی1363|گردیزی، ''زین الاخبار'']]، <bdi>339-340</bdi></ref> | |||
در | === عبدالملک بن نوح دوم سامانی (۳۸۹ق) === | ||
عبدالملک دوم در صفر سال ۳۸۹ق به امارت رسید، اما حکومت او حدود هشت ماه بیشتر ادامه نیافت. در این مرحله خراسان از کنترل عملی بخارا خارج شده بود و قراخانیان نیز به ماوراءالنهر پیشروی میکردند.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4: 159</ref> محمود غزنوی نیروهای بکتوزون و فائق را در خراسان شکست داد و کنترل این منطقه را در اختیار گرفت. سپس نصر ایلیکخان قراخانی در ذیقعده سال ۳۸۹ق وارد بخارا شد و عبدالملک و اعضای خاندان سامانی را بازداشت کرد. با این واقعه حکومت مرکزی سامانی در بخارا پایان یافت.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:70-72</ref> پس از آن، قلمروهای اصلی سامانیان میان قدرتهای جدید منطقهای تقسیم شد؛ ماوراءالنهر به قراخانیان رسید و خراسان نیز در اختیار غزنویان قرار گرفت. بدین ترتیب، ساختار سیاسی سامانیان جای خود را به حکومتهای ترکتبار منطقهای داد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFBosworth1995|Bosworth, “Sāmānids”, ''Encyclopaedia of Islam'']],1029-1030</ref><ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:157-158</ref> | |||
=== اسماعیل منتصر؛ ۳۹۰ق–۳۹۵ق === | |||
اسماعیل بن نوح، معروف به '''منتصر'''، پس از سقوط بخارا از اسارت قراخانیان گریخت و برای بازگرداندن قدرت خاندان خود تلاش کرد. وی در فاصله سالهای ۳۹۰ق تا ۳۹۵ق چند بار با استفاده از نیروهای محلی و گروههایی از غزها با قراخانیان و غزنویان جنگید و در مقاطعی مناطقی را بازپس گرفت، اما نتوانست حکومت مرکزی پایداری در بخارا تشکیل دهد. او در سال ۳۹۵ق کشته شد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFابن اثیر1997|ابن اثیر، ''الکامل فی التاریخ'']]، 9:70-78</ref>از این رو، منتصر را باید آخرین مدعی احیای حکومت سامانی دانست، نه امیری که پس از سال ۳۸۹ق دولت مرکزی سامانی را بهطور پایدار بازسازی کرده باشد.<ref>[[پیشنویس:سامانیان#CITEREFFrye1975|Frye, ''The Sāmānids in The Cambridge History of Iran'']], 4:159-160</ref> | |||
== نظام حکومت == | |||
=== نظام سیاسی === | |||
== | |||
= نظام | |||
در رأس حکومت سامانی '''امیر''' قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمیبردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ میکردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکهها ذکر میشد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی میفرستاد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ ثواقب، ۱۳۷۸، صص. ۱۴۴–۱۵۲؛ رحمتی، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی) | در رأس حکومت سامانی '''امیر''' قرار داشت. سامانیان عنوان خلافت یا سلطنت را برای خود به کار نمیبردند و از نظر رسمی رابطه خود را با خلافت عباسی حفظ میکردند. نام خلیفه در خطبه و بر سکهها ذکر میشد و خلیفه نیز در مواردی فرمان حکومت یا خلعت برای امیر سامانی میفرستاد (فرای، ۱۹۷۵، صص. ۱۳۹–۱۴۰؛ ثواقب، ۱۳۷۸، صص. ۱۴۴–۱۵۲؛ رحمتی، ۱۳۹۴، صص. ۶۵–۹۸). (پرتال جامع علوم انسانی) | ||
| خط ۳۲۲: | خط ۳۰۰: | ||
= فهرست منابع و لینکها = | = فهرست منابع و لینکها = | ||
=== منابع دستاول === | |||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن سینا|نام=حسین بن عبدالله|عنوان=سرگذشت ابن سینا|سال=1369|مکان=تهران|ناشر=خوارزمی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=یحیی مهدوی|شابک=|دوره=}} | |||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی= | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن اثیر|نام=عزالدین علی بن محمد الجزری|عنوان=الکامل فی التاریخ|سال=1997|مکان=بیروت|ناشر=دارالکتاب العربی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عمر عبدالسلام تدمری|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن حوقل|نام=ابوالقاسم محمد بن علی|عنوان=صورة الارض|سال=1366|مکان=تهران|ناشر=امیرکبیر|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=جعفر شعار|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ابن حوقل|نام=ابوالقاسم محمد بن علی|عنوان=صورة الارض|سال=1366|مکان=تهران|ناشر=امیرکبیر|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=جعفر شعار|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=اسطخری|نام=ابواسحاق ابراهیم بن محمد|عنوان=مسالک و ممالک|سال=1340|مکان=تهران|ناشر=بنیاد ترجمه و نشر کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=ایرج افشار|مترجم=|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=اسطخری|نام=ابواسحاق ابراهیم بن محمد|عنوان=مسالک و ممالک|سال=1340|مکان=تهران|ناشر=بنیاد ترجمه و نشر کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=ایرج افشار|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=بلعمی|نام=ابوعلی محمد بن محمدبن عبدالله|عنوان=تاریخ بلعمی|سال=1353|مکان=تهران|ناشر=زوار|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد تقی بهار و محمد پروین گنابادی|مترجم=|شابک=|دوره=}} | |||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=جوزجانی|نام=منهاج السراج|عنوان=طبقات ناصری|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=جوزجانی|نام=منهاج السراج|عنوان=طبقات ناصری|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=ابونصر احمد بن محمد قبادی|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=صفا|نام=ذبیح الله|عنوان=تاریخ ادبیات در ایران|سال=1386|مکان=تهران|ناشر=فردوس|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=}} | |||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گردیزی|نام=عبدالحی بن ضحاک|عنوان=زین الاخبار|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گردیزی|نام=عبدالحی بن ضحاک|عنوان=زین الاخبار|سال=1363|مکان=تهران|ناشر=دنیای کتاب|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=عبدالحی حبیبی|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||
| خط ۳۴۲: | خط ۳۲۵: | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نظامی عروضی سمرقندی|نام=احمد بن عمر|عنوان=چهارمقاله|سال=1375|مکان=تهران|ناشر=جامی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد قزوینی|مترجم=|شابک=|دوره=}} | {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نظامی عروضی سمرقندی|نام=احمد بن عمر|عنوان=چهارمقاله|سال=1375|مکان=تهران|ناشر=جامی|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=محمد قزوینی|مترجم=|شابک=|دوره=}} | ||
{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=Frye|نام=Richard N|عنوان=The Sāmānids in The Cambridge History of Iran|سال=1975|مکان=|ناشر=Cambridge University Press|پیوند نویسنده=|پیوند=|کوشش=|مترجم=|شابک=|دوره=4}} | |||
{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=Bosworth|نام=Clifford Edmund|مدخل=Esmāʿīl b. Aḥmad b. Asad Sāmānī, Abū Ebrāhīm|دانشنامه=Encyclopaedia Iranica|سال=1998|ناشر=Encyclopaedia Iranica Foundation|مکان=New York|کوشش=|پیوند مدخل=|جلدها=VIII}} | |||
'''ابنحوقل، محمد بن حوقل.''' ''صورةالارض''، ترجمه جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵. | '''ابنحوقل، محمد بن حوقل.''' ''صورةالارض''، ترجمه جعفر شعار، تهران: بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۵. | ||