| خط ۳۵۶: | خط ۳۵۶: | ||
=== شغلهای شهری و رسمی قوم هزاره === | === شغلهای شهری و رسمی قوم هزاره === | ||
پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.]</ref> اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه | پس از شکست قیام مردم هزاره در برابر عبدالرحمان هزارهها به مناطق دیگر افغانستان کوچ کردند و برای زندهماندن به کارهای سخت مانند سقوی (سقایی)، جوالیگری (حمّالی) کراچیوانی (گاریچی) و کارهای خانگی (شستورفت و نگهداری از اطفال) روی آوردند و کمکم به ساختمانسازی، [[خیاطی]]، رانندگی، لیلامی (فروش لباسهای دستدوم)، دستفروشی، نانوایی، نجاری و کار در کارخانهها مشغول شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص128-137.</ref> حضور مردم هزاره در بخشهای ملکی (کشوری) و نظامی، همواره کمرنگ بوده است؛<ref>[http://afghanistan.fi/blog/2009/02/16/درویش-علی-خان-هزاره-اولین-نایب-الحکومه/ «درویشعلی خان هزاره اولین نایبالحکومۀ هرات در دولت درانیها»، وبسایت کانون افغانستانیهای فنلند.]</ref> اما پس از رویکار آمدن نظام جمهوری اسلامی افغانستان، فرصت مردم هزاره برای حضور در بخشهای ملکی بهویژه آموزش، صحت و نظامی، افزایش یافت. همچنین زنان و مردان تحصیلکردهٔ هزاره با مؤسسات بینالمللی و بخش خصوصی همکاری داشتند.<ref>[https://tahlilroz.com/اجتماعی/the-hazara-community-in-the-taliban-regime/ جامعه هزاره در نظام طالبان»، وبسایت تحلیل روز.]</ref> | ||
=== صنایع دستی قوم هزاره === | === صنایع دستی قوم هزاره === | ||
زنان نقش مهمی در تولید و حفظ این [[صنایع دستی قوم هزاره]] دارند. طرحهای منحصربهفرد این صنایع، بازتابدهندهٔ تاریخ و فرهنگ هزارههاست که برای گردشگران جذابیت ویژهای دارد. امروزه بهدلیل نبود حامی و بازار، بخش زیادی از این هنرها در حال فراموشی است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> صنایع دستی پس از کشاورزی و دامداری، سومین منبع درآمد هزارهها بوده است. از قرن ۱۳ تا ۱۹ میلادی، تولید صنایع سنتی بهویژه [[آهنگری]] در میان هزارهها رونق یافت. پس از شکست قیام ۱۸۹۳م در برابر عبدالرحمان، صنعتگران هزاره به مناطق دیگر تبعید شدند. در دورۀ [[امانالله]] نیز فشارها ادامه یافت و هزارهها مجبور به بازگشت به تولیدات ابتدایی شدند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص222.</ref> در دو دهۀ اخیر، ورود کالاهای وارداتی و تغییر سبک زندگی، بسیاری از این صنایع را به حاشیه رانده است.<ref>[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> | |||
* '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تیترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی، و همچنین | * '''سوزندوزی''': زنان هزاره با استفاده از نخ، مهره و پارچه، آثار هنری خلق میکنند.<ref name=":27">[http://amenah.blogfa.com/post/5 فیاض مجاهد، «نقش و نگار دستی»، وبلاگ صنایع دستی هزارگی.]</ref> آنها برای لباس مردانه از پارچههای شایسته و تیترون و برای لباس زنانه از پارچههای رنگارنگ شالشری استفاده میکنند. این هنر شامل انواع مختلفی مانند خامکدوزی با نخ ابریشمی خام، گرافدوزی با نخهای رنگی محلی، و همچنین [[آیینهکاری]]، تاپهدوزی و [[سکهدوزی]] میشود. از این هنر برای تزیین لباسهای مردانه و زنانه، وسایل [[خانه]] مانند پرده و سفره/ دسترخوان، و همچنین [[هدیه|هدایای]] مراسم عروسی استفاده میشود. طرحهای [[سوزندوزی]] هزارهها شامل نقوش هندسی، گلها، طبیعت و گاهی حیوانات است که بهصورت تخیلی و بر اساس سلیقه شخصی ایجاد میشوند. زنان هزاره علاوهبر تولید برای مصرف شخصی، این محصولات را برای فروش و کسب درآمد نیز تولید میکنند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی فراوردههای مختلف چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیمبافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوع دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزیین میکنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref> | * '''بافندگی''': مردم هزاره با استفاده از مواد اولیهٔ بومی فراوردههای مختلف چون [[قالی بافی|قالی]]، [[گلیمبافی|گلیم]]، پارچه، [[جوال]]، خورجین، [[جوراب]]، دستکش، کلاه، شالگردن و ژاکت تولید میکنند. نمد و [[برک]] از دیگر فراوردههای بافندگی مردم هزاره است که شهرت جهانی دارد و در گذشته شاهان، خانها و ثروتمندان از آن استفاده میکردند. دستبافتهای هزارگی از پشم گوسفند، موی بز و شتر خودرنگ یا رنگآمیزیشده با رنگهای گیاهی، بافته میشود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص83-85.</ref> کرباس نوع دیگر از دستبافتهای هزارگی است که از نخ پنبهای بافته میشد و از نظر محققان نخستین دستبافی بوده که مردم هزاره برای لباس زمستانی استفاده میکردند.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> هنرمندان هزاره تمام محصولات بافندگی خود را با بافت نقشهای اضافی، برش و رنگآمیزی، تزیین میکنند.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص84.</ref> | ||
* '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از شاخه درختان و نیهای حصیری به نام «[[چیغ]]» از دیگر هنرهای دستی این قوم است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | * '''حصیربافی''': ساخت سبدهای مقاوم از شاخه درختان و نیهای حصیری به نام «[[چیغ]]» از دیگر هنرهای دستی این قوم است.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> | ||
* '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند [[ | * '''زرگری''': زرگری از هنرهای سنتی هزارهها بود که شامل ساخت زیورآلات نقره و [[طلا]] مانند انگشتر، [[گردنبند]]، [[دستبند]] و آویزهای [[زینت|زینتی]] میشود و در ادبیات عامیانهٔ این مردم بازتاب زیاد پیدا کرده است. زرگران از سنگهای قیمتی برای تزیین آثار خود استفاده میکنند. این زیورآلات بهویژه در مراسم عروسی و جهیزیه اهمیت ویژهای دارند.<ref>[http://shear-sapid.blogfa.com/post/148 شریعتی سحر، «آداب و رسوم خواستگاری و ازدواج در هزارستان»، وبلاگ گریههای مریم مصلوب.]</ref> | ||
* '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با حکاکی و تزیین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref> | * '''آهنگری''': در آهنگری سنتی، هزارهها ابزار کشاورزی و سلاحهای سرد و گرم میساختند. آهنگران با ابزارهای سنتی مانند پتک و سندان کار میکردند و برخی بهصورت دورهگرد به روستاها سفر میکردند تا ابزارها را تولید یا تعمیر کنند. این هنر با [[حکاکی]] و تزیین همراه بود.<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص85-88.</ref> | ||
* '''چرمگری''': چرمگری از صنایع مهم هزارهها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوشهای چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حالحاضر نیز دمپاییهای سنتی مانند «چپلی کیروبَن» (ترکیب چرم و لاستیک) و «کِیرُو» (با کف چوبی و بند چرمی) در میان مردم محبوبیت دارد.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> از چرم برای ساخت پوستین (کاپشن گرم از پوست حیوانات)، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک (ظرف نگهداری دوغ) استفاده میشود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143.</ref> | * '''چرمگری''': چرمگری از صنایع مهم هزارهها است که با اقتصاد دامپروری آنها پیوند دارد. این هنر شامل ساخت انواع پاپوشهای چرمی مانند چارُق و سوگول برای مردم عادی و چاموش برای ثروتمندان بوده است. در حالحاضر نیز دمپاییهای سنتی مانند «چپلی کیروبَن» (ترکیب چرم و لاستیک) و «کِیرُو» (با کف چوبی و بند چرمی) در میان مردم محبوبیت دارد.<ref>[https://daikondi.blogsky.com/1392/10/08/post-148/تأملی-برصنایع-دستی-مردم-دایکندی شریعتی سحر، «تأملی بر صنایع دستی مردم دایکندی»، وبلاگ پیام دایکندی.]</ref> از چرم برای ساخت پوستین (کاپشن گرم از پوست حیوانات)، کلاه، کیف، کمربند، زین اسب و مشک (ظرف نگهداری دوغ) استفاده میشود.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص143.</ref> | ||
* '''سفالگری''': در سفالگری هزارهها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه میسازند. پس از آمادهسازی و خشکشدن، این ظروف در کورههای محلی بهنام «پاجَم/پَجَم» پخته میشوند. این فرایند سنتی نشاندهندهٔ تخصص و ظرافت کار هنرمندان هزاره است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | * '''سفالگری''': در سفالگری هزارهها، زنان با مهارت خاصی از گل رس مخلوط با کاه و موی بز ظروفی مانند خُمره (قابلمه)، پیاله و کوزه میسازند. پس از آمادهسازی و خشکشدن، این ظروف در کورههای محلی بهنام «پاجَم/پَجَم» پخته میشوند. این فرایند سنتی نشاندهندهٔ تخصص و ظرافت کار هنرمندان هزاره است.<ref>[https://www.hazarainternational.com/fa/?p=9992 شریعتی سحر، «صنایع دستی هزارگی»، وبسایت هزاره اینترنشنال.]</ref> | ||
| خط ۳۷۱: | خط ۳۷۱: | ||
=== چالشهای اقتصادی قوم هزاره === | === چالشهای اقتصادی قوم هزاره === | ||
شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص را از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین است.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref> به نظر کارشناسان [[برنامهریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیبپذیری|آسیبپذیر]] بهویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت [[ | شرایط کوهستانی و دورافتادگی جغرافیایی، نبود ارتباط با دیگر شهرها، فقدان ثبات سیاسی، بیعدالتی، حضور [[کوچی]]ها،<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص136و 144.</ref> تعصبات مذهبی، سیاست انزواگرایانهٔ میران هزاره و عدم اعتماد به تاجران غیر هزاره و [[شیعه]]،<ref>تیمورخانوف، تاریخ ملی هزاره، 1372ش، ص93-94.</ref> زمستان سرد و طولانی، نبود امکانات بهویژه سردخانه برای نگهداری محصولات کشاورزی و باغداری و وسایل فرآوری لبنیات، عدم توجه حکومت مرکزی، خشکسالی، نبود بازار مناسب و نبود سیاستگذاری مشخص را از جمله چالشهای عمده در برابر توسعهٔ اقتصادی و اشتغال در مناطق هزارهنشین است.<ref>[https://moec.gov.af/sites/default/files/2019-10/Bamyan%20Province%20Book%20Cover.pdf «پروفایل ولایت بامیان»، 1398ش، ص54-68.]</ref> به نظر کارشناسان [[برنامهریزی]] دقیق و مناسب از سوی دولت و نهادهای حامی برای توسعه کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و معدنکاری در مناطق هزارهنشین، در کنار استفادهٔ بهینه از منابع موجود، موجب دسترسی افراد [[آسیبپذیری|آسیبپذیر]] بهویژه زنان به اشتغال،<ref>[http://handicraft142.parsiblog.com/Posts/1/ «صنعت برکبافی در هزارهجات»، وبلاگ انجمن حامیان تولید و صادرات صنایع دستی و هنرهای سنتی.]</ref> جلوگیری از مهاجرتهای بیرویه، تقویت روابط ملت و دولت، رفاه اجتماعی، توزیع عادلانهٔ منابع،<ref>[https://www.mizanonline.ir/fa/news/781115/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%B1% «ضرورت توسعه روستایی و نقش آن در توسعه ملی / روستاها نقشی قابل توجهی در تأمین امنیت غذایی و تولید ایفا میکنند»، خبرگزاری میزان.]</ref> رشد صنعت گردشگری و [[توسعهٔ پایدار]] میشود.<ref>[https://www.farsnews.ir/af/news/13970320000361/ØµÙØ§Ûع-دستÛ-Ø§ÙØºØ§ÙستاÙ-ØµÙØ¹ØªÛ-بÙ-عظÙ
ت-ÛÚ©-ÙØ±Ù «صنایع دستی افغانستان؛ صنعتی به عظمت یک فرهنگ»، خبرگزاری فارس.]</ref> | ||
== قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | == قیامها و جنبشهای اجتماعی هزارهها == | ||
| خط ۴۶۰: | خط ۴۶۰: | ||
== هزارههای خارج از افغانستان == | == هزارههای خارج از افغانستان == | ||
=== هزارههای شبه قارهٔ هند === | === هزارههای شبه قارهٔ هند === | ||
پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزارهها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروههای بزرگی از هزارههای غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه | پیش از دههٔ ۱۲۷۰ش شمار قابل توجهی از هزارهها در مشاغل نظامی و تجاری در هند بریتانیایی فعالیت داشتند. پس از حملات عبدالرحمان، گروههای بزرگی از هزارههای غزنی، بهسود و قندهار به کویته پناه بردند. امروزه مردم هزاره در شهرهای مختلف پاکستان از جمله پاراچنار، کراچی، حیدرآباد و لورالایی پراکنده هستند. دولت پاکستان در ۱۹۶۲م بهطور رسمی هزارهها را بهعنوان یکی از اقوام این کشور به رسمیت شناخت.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۴۴۹–۴۳۷.</ref> | ||
از چهرههای شاخص هزاره در پاکستان میتوان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسیخان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۴۴۹–۴۳۷.</ref> نیاکان قاضی عیسی از هزارههایی بودند که در دورهٔ عبدالرحمان | از چهرههای شاخص هزاره در پاکستان میتوان به ژنرال محمدموسی (معروف به موسیخان هزاره) و قاضی فایز عیسی اشاره کرد که در ۲۰۲۳م به ریاست دادگاه عالی پاکستان منصوب شد.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص۴۴۹–۴۳۷.</ref> نیاکان قاضی عیسی از هزارههایی بودند که در دورهٔ عبدالرحمان به هند مهاجرت کرده بودند. هزارههای کویته از دهه ۱۹۸۰م تاکنون هدف حملات خشونتآمیز و تروریستی بودهاند.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/opinion_detail.php?post_id=124486 «بحران قتلهای هدفمند هزارهها در بلوچستان»، روزنامه افغانستان ما.]</ref> | ||
=== هزارههای ایران === | === هزارههای ایران === | ||
حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی زندیان و [[قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهرههای برجستهٔ هزارههای ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به [[خراسان]] بازگشت، اما درگیریهای وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وبسایت کارخانهدار.]</ref> | حضور هزارهها در ایران به دورهٔ نادرشاه افشار بازمیگردد که گروههایی از آنان را در مناطق مرزی مستقر کرد. این جوامع بعدها در ساختار نظامی [[زندیه|زندیان]] و [[قاجار|قاجاریه]] نیز نقش ایفا کردند.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> محمدیوسف خان هزاره (صولت السلطنه) از چهرههای برجستهٔ هزارههای ایران بود که در دورهٔ مشروطیت فعالیت داشت. دولت وقت ایران، وی را در ۱۳۱۱ش تبعید و املاکش را مصادره کرد. پس از سقوط رضاشاه، صولت السلطنه به [[خراسان]] بازگشت، اما درگیریهای وی با دولت منجر به لشکرکشی حکومت مرکزی و در نهایت قتل او در سال ۱۳۲۲ش شد.<ref>[https://www.karkhanedar.com/داستان-ناتمام-صولت-السلطنه-هزاره-خانِ/ خرمی، «داستان ناتمام صولت السلطنه هزاره خانِ بزرگ تایباد و باخرز»، وبسایت کارخانهدار.]</ref> | ||
هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه «بربری» گفته میشد که بعدها به «خاوری» تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حمله شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> | هزارههای مهاجر پس از عبدالرحمان بهطور عمده در شهرهای خراسان ساکن شدند و بعدها به [[تهران]] و [[مازندران]] نیز گسترش یافتند. در دورهٔ قاجار به این گروه «بربری» گفته میشد که بعدها به «خاوری» تغییر نام دادند. موجهای جدید مهاجرت هزارهها به ایران در دهههای ۱۳۵۰ش بهعنوان نیروی کار و تحصیل علوم دینی، ۱۳۶۰ش (پس از حمله شوروی) و ۱۳۷۰ش (در دورهٔ طالبان) رخ داد.<ref>موسوی، هزارههای افغانستان، 1379ش، ص۲۰۳–۱۹۸.</ref> بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران به گسترش «نان بربری» در ایران منجر شد.<ref>[https://vajehyab.com/dehkhoda/بربری?q=بربری دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ذیل واژۀ بربر.]</ref> | ||
بر اساس اسناد تاریخی، ورود مهاجران هزاره به ایران | |||
=== هزارههای عراق === | === هزارههای عراق === | ||
| خط ۴۷۸: | خط ۴۷۶: | ||
== سبک زندگی هزارهها == | == سبک زندگی هزارهها == | ||
سبک زندگی هزارهها همچنان مبتنی بر سنتهای قومی و فرهنگ دینی است. این قوم با حفظ آدابورسوم خود، بهویژه در زمینههای مذهبی و فرهنگی، هویت خاصی ایجاد کردهاند. [[نهاد خانواده]] در جامعه هزاره بهعنوان یکی از ارکان اساسی زندگی اجتماعی محسوب میشود. عقاید و ارزشهای دینی و فرهنگ قومی بهعنوان مبنای تعاملات خانوادگی و اجتماعی در نظر گرفته میشود. هزارهها خود را بهشدت به سنتهای خانواده و خویشاوندی پایبند میدانند و روابط میان اعضای خانواده، همواره تحت تأثیر آموزههای مذهبی و فرهنگی شکل میگیرد. بسیاری از مهاجران هزاره که به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و استرالیا مهاجرت کردهاند، به برگزاری مراسمهای سنتی همچون [[شب یلدا]] و بزرگداشت [[نوروز|عید نوروز]] ادامه میدهند و همچنین لباسهای قومی، نظیر لباس هزارگی را با افتخار بر تن میکنند. این مراسمهای فرهنگی و مذهبی به تقویت پیوندهای اجتماعی میان اعضای جامعه هزاره کمک کرده و باعث حفظ فرهنگ و هویت آنان در محیطهای جدید شده است.<ref>گریفیتز، افغانستان کلید یک قاره، بیتا، ص134.</ref> | |||
بسیاری از مهاجران هزاره که به کشورهای مختلف، از جمله کشورهای اروپایی و استرالیا مهاجرت کردهاند، به برگزاری مراسمهای سنتی همچون [[شب یلدا]] و بزرگداشت [[نوروز|عید نوروز]] ادامه میدهند و همچنین لباسهای قومی، نظیر لباس هزارگی را با افتخار بر تن میکنند. این مراسمهای فرهنگی و مذهبی به تقویت پیوندهای اجتماعی میان اعضای جامعه هزاره کمک | |||
== مشاهیر قوم هزاره == | == مشاهیر قوم هزاره == | ||
| خط ۴۹۳: | خط ۴۸۷: | ||
# [[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]]سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان. | # [[پرونده:قوم هزاره۶.jpg|جایگزین=محمدهاشم صالحی|بندانگشتی|محمدهاشم صالحی]]سیداسماعیل بلخی - فعال فرهنگی و سیاسی علیه حکومت استبدادی محمدظاهر شاه، آخرین شاه افغانستان. | ||
# محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | # محمدعلی غزنوی - مشهور به [[مدرس افغانی|مُدرّس افغانی]] - فقیه و استاد ادبیات عرب در حوزههای علمیه نجف و قم. | ||
# [[قربانعلی محقق کابلی|قربانعلی محقق کابلی]] - [[مرجع دینی|مرجع تقلید]] و استاد درس خارج در [[حوزه علمیه قم]]. | # [[قربانعلی محقق کابلی|قربانعلی محقق کابلی]] - [[مرجع دینی|مرجع تقلید]] و استاد درس خارج در [[حوزه علمیه قم]]. | ||
# [[محمد اسحاق فیاض|محمداسحاق فیاض]] - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف. | # [[محمد اسحاق فیاض|محمداسحاق فیاض]] - مرجع تقلید و استاد درس خارج در حوزه علمیه نجف. | ||
| خط ۵۰۹: | خط ۵۰۱: | ||
# فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت. | # فتح محمدخان بهسودی - زندانی سیاسی و فعال مخالف حکومت. | ||
# [[ابراهیم گاو سوار|ابراهیمخان گاوسوار]] - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه. | # [[ابراهیم گاو سوار|ابراهیمخان گاوسوار]] - رهبر قیام مسلحانهٔ مردم هزاره در اعتراض به مالیات سنگین در حکومت ظاهرشاه. | ||
# [[سید علی بهشتی ورسی|سیدعلی بهشتی]] - رهبر سیاسی و مذهبی و ریس شورای اتفاق انقلاب اسلامی. | # [[سید علی بهشتی ورسی|سیدعلی بهشتی]] - رهبر سیاسی و مذهبی و ریس شورای اتفاق انقلاب اسلامی افغانستان. | ||
# [[سلطانعلی کشتمند]] - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخستوزیر | # [[سلطانعلی کشتمند]] - اقتصاددان، سیاستمدار بلندپایه و نخستوزیر در زمان حاکمیت شاخه پرچم حزب دموکراتیک خلق. | ||
# | # عبدالعلی مزاری - از چهرههای مشهور سیاسی و جهادی افغانستان و اولین دبیرکل حزب وحدت اسلامی افغانستان. | ||
# محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | # محمدحسین هزاره - رئیس قدرتمند هزارهجات در دورهٔ عبدالرحمان. | ||
# خداداد هزاره - فرمانده مشهور نظامی. | # خداداد هزاره - فرمانده مشهور نظامی. | ||
# اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | # اسدالله نکتهدان - فعال سیاسی و مؤسس مکتب توحید در زمان ظاهرشاه. | ||
# محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | # محمدعسکر قاضی - رهبر روحانی هزاره در جنگ علیه عبدالرحمان. | ||
# محمدحسین صادقی نیلی - بنیانگذار حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | # محمدحسین صادقی نیلی - یکی از بنیانگذار حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | ||
# | # محمدکریم خلیلی - سیاستمدار و رهبر فعلی حزب وحدت اسلامی افغانستان.<ref>شفایی، جریانشناسی تاریخ افغانستان معاصر، 1393ش، ص270-342.</ref> | ||
# محمد محقق - رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=122974 «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وبسایت روزنامه افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: 22 آبان 1390ش.]</ref> | # محمد محقق - رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان.<ref>[http://www.dailyafghanistan.com/national_detail.php?post_id=122974 «کنگره سراسری حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان برگزار شد»، وبسایت روزنامه افغانستان ما، تاریخ درج مطلب: 22 آبان 1390ش.]</ref> | ||
# سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوقدان، معاون دوم پیشین ریاست | # سَروَر دانش - سیاستمدار، حقوقدان، معاون دوم پیشین ریاست جمهوری و رئیس حزب عدالت و آزادی افغانستان.<ref>[https://didpress.com/سرور-دانش-حزب-عدالت-و-آزادی-افغانستان/ «سرور دانش «حزب عدالت و آزادی افغانستان» را تأسیس کرد»، خبرگزرای دید، تاریخ درج مطلب: 2 آبان 1401ش.]</ref> | ||
# محمد اکبری - از | # محمد اکبری - یکی از بنیانگذاران حزب پاسداران جهاد اسلامی افغانستان و رئیس فعلی حزب حراست اسلامی افغانستان.<ref>[http://www.wolesi.website/pvd/showdoc.aspx?Id=3223سایت «استاد محمد اکبری»، وبسایت ولسیجرگه دولت جمهوری اسلامی افغانستان، تاریخ بازدید: 5 اردیبهشت 1404ش.]</ref> | ||
=== نویسندگان و مورخان === | === نویسندگان و مورخان === | ||
| خط ۵۳۷: | خط ۵۲۹: | ||
# امیرشاه حسینیار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری. | # امیرشاه حسینیار - استاد دانشگاه و متخصص جنگلداری. | ||
# امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکایی.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | # امیرشاه جاغوری - مهندس ساختمان و فارغالتحصیل دانشگاههای آمریکایی.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص625-650.</ref> | ||
=== مشاهیر هزاره در پاکستان === | === مشاهیر هزاره در پاکستان === | ||
| خط ۵۶۳: | خط ۵۵۰: | ||
قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که در حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | قوم هزاره، در طول دوران سلطنتی افغانستان و نیز در دهههای اخیر همواره مورد ظلم و خشونت حکومت مرکزی در افغانستان بودهاند. بسیاری از کارشناسان، شروع این نسلکشی را از زمان حکومت عبدالرحمان خان میدانند که در حدود ۶۰درصد از مردم هزاره را قتلعام کرده و بر اساس فرامین او، طی سالهای طولانی، مردم هزاره را بهعنوان برده خرید و فروش میکردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | ||
پس از | پس از حاکمیت بار اول طالبان نیز این مردم همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفتند؛ برای مثال، طالبان، به هزارههای شیعه در ولایت مزارشریف هشدار دادند که یا [[مسلمان]] شوند یا این کشور را ترک کنند و پس از آن، هزاران نفر از شیعیان هزاره را در این ولایت کشتند. کشتاری مشابه نیز در ولسوالی «یکهاولنگ» در ولایت بامیان برای شیعیان هزاره رخ داد. گروههای هزاره، آمار کشتهها در دورهٔ طالبان را تا ۱۵ هزار نفر اعلام کردهاند. | ||
همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه | همچنین، از سال ۲۰۱۵م، گروه داعش نیز در افغانستان حضور یافت و در نتیجه، جمعیت هزاره در معرض حملات مرگبارتری قرار گرفتهاند.<ref>[https://www.didarnews.ir/fa/news/112896/چرا-مردم-هزاره-در-افغانستان-از-نسل-کشی-هراس-دارند «چرا مردم هزاره در افغانستان از نسلکشی هراس دارند؟»، وبسایت دیدار نیوز.]</ref> بسیاری از مردم افغانستانی در سراسر دنیا، نسبت به کشتارهای هدفمند، طی این سالها اعتراض کرده و مدافعان حقوق بشر، جامعهٔ جهانی و برخی نهادهای بینالمللی را به سکوت در برابر کشتار قوم هزاره متهم کردند.<ref>[https://www.irna.ir/news/84356615/نسل-کشی-خاموش-هزاره-ها «نسلکشی خاموش هزارهها»، خبرگزاری ایرنا.]</ref> | ||
حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: | حملات صورتگرفته علیه مردم هزاره، عبارت است از: | ||
| خط ۵۸۵: | خط ۵۷۲: | ||
در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، إعمال شده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | در ۱۴۰۱ش، نسلکشی هزارهها مورد توجه تبلیغاتی برخی بنگاههای خبری در جهان قرار گرفت؛ اما از منظر اندیشمندان شیعه در افغانستان، تبعیض سیستماتیک علیه مردم هزاره، یک سیاست رسمی دولتهای افغانستان در سدهٔ اخیر بوده است. این تبعیض در حوزههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین پذیرش در دانشگاه، ارتش و حتی عرصهٔ دیپلماسی، إعمال شده است.<ref>پولادی، هزارهها، 1401ش، ص626-650.</ref> | ||
== احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | == احیاگران هویت مذهبی، اجتماعی و سیاسی جامعهٔ هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | [[پرونده:قوم هزاره۳.jpg|جایگزین=ابراهیم گاوسوار|بندانگشتی|ابراهیم گاوسوار]] | ||
پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان | پس از نسلکشی سیستماتیک هزارهها توسط عبدالرحمان که منجر به نابودی ۶۲درصد از جمعیت و کوچ اجباری آنان شد، چند شخصیت تاریخی و برجستهٔ هزاره که برای احیای هویت هزاره تلاش کرده عبارتند از: فیض محمد کاتب هزاره، عبدالخالق هزاره، ابراهیم گاو سوار، سید اسماعیل بلخی، محمد اسماعیل مبلغ و عبدالعلی مزاری.<ref>دولتآبادی، هزارهها از قتلعام تا کتمان هویت، 1385ش، ص176-254.</ref> | ||
== احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | == احزاب و تشکلهای سیاسی هزاره == | ||
[[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | [[پرونده:قوم هزاره۱.jpg|جایگزین=شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان|بندانگشتی|شهید سید اسماعیل بلخی بنیانگذار ادبیات انقلابی افغانستان]] | ||
| خط ۶۰۵: | خط ۵۸۴: | ||
=== سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | === سازمان جوانان اسلام و مجاهدین مستضعفین افغانستان === | ||
در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، «سازمان جوانان اسلام» به رهبری میر علی اصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل گردید. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دهه قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به «مجاهدین مستضعفین افغانستان» شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای «پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا)» و «سازمان مجاهدین ملی» (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامه فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان «سازمان مجاهدین مستضعفین» مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی | در سال ۱۳۳۱ش، با تأثیر از اندیشههای بلخی، «سازمان جوانان اسلام» به رهبری میر علی اصغر شعاع تأسیس شد که این سازمان نیز پس از دستگیری رهبرش منحل گردید. تداوم این گفتمان عدالتخواه در دهه قانون اساسی، منجر به شکلگیری جریانی در میان جوانان هزاره و شیعه شد که در نهایت به «مجاهدین مستضعفین افغانستان» شهرت یافت. این سازمان که فعالیت خود را از سال ۱۳۴۷ش با جلسات کتابخوانی آغاز کرده بود، در مراحل بعدی با نامهای «پاسداران اسلامی افغانستان (پ.ا. ا)» و «سازمان مجاهدین ملی» (۱۳۵۲–۱۳۵۸ش) ادامه فعالیت داد و از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۲ش با عنوان «سازمان مجاهدین مستضعفین» مبارزه میکرد. این سازمان به مبانی اسلامی متکی بود و در ابتدا پیرو امام خمینی و مروج آثار او بودند. گفته میشود که شش تا هفت نفر از اعضای این سازمان در لیست ۵۰۰۰ شهید سال ۱۳۵۸ به جرم «خمینیسم» به شهادت رسیدند. این جریان تحت تأثیر آیتالله طالقانی و شریعتی بود و با حزب توده و مجاهدین خلق ایران ارتباطی نداشت، گرچه ادبیات آنها شباهتهایی با مجاهدین خلق ایران داشت که منجر به تغییر نام آنها شد. مفاهیمی چون توحید، جهاد، شهادت، عدالت و ایثار در تبیین دیدگاههای این جریان به کار میرفت، اما ادبیات آنها کاملاً چپگرایانه بود که برخی را به نامیدن آنها بهعنوان «جریان التقاطی» سوق داد.<ref>خسروشاهی، نهضتهای اسلامی در افغانستان، 1379ش، ص89. | ||
[[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | [[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | ||
=== سازمان نصر === | === سازمان نصر === | ||
سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقه اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامن علی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، به ویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد. فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما به تدریج جنبه سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و به همین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند «پیام مستضعفین» و «حبلالله» اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوه مواجهه آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را | سازمان نصر یک جریان اسلامگرای شیعی بود که در سال ۱۳۵۸ش با الهام از قرآن، فعالیتهای فکری و فرهنگی خود را آغاز کرد. این سازمان از چهار حلقه اصلی تشکیل شده بود: علمای مقیم کابل (روحانیت نوین، حزب حسینی و گروه مستضعفین)، علمای مقیم نجف اشرف (روحانیت مبارز یا طالب علوم اسلامی)، علمای مقیم قم (از جمله عبدالعلی مزاری و ضامن علی واحدی) و گروه مقیم مشهد (گروه مستضعفین). اصول مبارزاتی سازمان نصر شامل مبارزه با استبداد، ارتجاع و استعمار و دستیابی به عدالت از طریق مبارزه با ستم ملی و طبقاتی بود. این سازمان به اسلام انقلابی تمایل داشت و تحت تأثیر اندیشههای دکتر علی شریعتی و آیتالله طالقانی بود، به ویژه مفاهیمی مانند زر، زور و تزویر که نماد ستمگران اجتماعی بودند. همچنین، سازمان نصر از افکار انقلابی امام خمینی در مورد مبارزه با اشراف، ارتجاع و حمایت از مستضعفین تأثیر پذیرفته بود که این امر آنها را در برابر طبقات مرفه جامعه قرار میداد و گاهی به درگیریهای نظامی منجر میشد. فعالیتهای سازمان نصر در ابتدا عمدتاً اعتقادی و فرهنگی بود، اما به تدریج جنبه سیاسی و نظامی پیدا کرد. آنها معتقد بودند که کار فکری و فرهنگی مقدم بر فعالیتهای سیاسی و نظامی است و به همین دلیل به تأسیس مدارس علمیه و انتشار نشریاتی مانند «پیام مستضعفین» و «حبلالله» اهمیت زیادی میدادند. وجه تمایز سازمان نصر از دیگر گروههای روشنفکر شیعه در نحوه مواجهه آنها با فقه و حکومت اسلامی بود. سازمان نصر تمامی فعالیتهای خود، از جمله مبارزات و تشکیل حکومت، را بر مبنای اسلام و فقه شیعه قرار داده بود. آنها دیدگاههای فقهی امام خمینی را بهعنوان مرجع خود در امور عبادی، معاملاتی، سیاسی و مبارزاتی معیار قرار میدادند و به خط امامی معروف بود. با این حال، کاملاً از تفاوتهای ماهوی جامعه افغانستان و ایران و موانع تحقق کامل الگوی حکومت ولایی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان آگاه بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 298. | ||
[[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | [[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | ||
=== شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | === شورای اتفاق انقلابی اسلامی افغانستان === | ||
شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب خلق | شورای اتفاق انقلابی اسلامی، که در شهریور ۱۳۵۸ش پس از قیام مردم مرکزی افغانستان علیه دولت حزب دموکراتیک خلق تأسیس شد که بهعنوان یک حکومت خودمختار بر مناطق شیعهنشین هزاره در مرکز افغانستان عمل میکرد. این شورا، که هدفش ایجاد یک حکومت اسلامی و مبارزه مسلحانه بود، تحت رهبری سیدعلی بهشتی، شاگرد [[سید ابوالقاسم خویی]] قرار داشت. با این حال، شورا از نظر گفتمانی دچار تناقض بود؛ در حالی که داعیه تشکیل یک حکومت فراگیر در مناطق هزارهنشین را داشت، فاقد یک گفتمان منظم فکری و حکومتی برای جذب تمام نیروهای جامعه هزاره و شیعه بود. این نقص منجر به افراطگرایی و منازعات داخلی شد، تا جایی که برخی جریانات مانند سازمان نصر، سپاه پاسداران جهاد اسلامی افغانستان (پیروان خط امام) و سازمان مجاهدین ملی را مسلمان نمیدانست و با آنها وارد جنگ مسلحانه شد. در نتیجه، این شورا به دلیل انشعابات و درگیریهای داخلی، مشروعیت خود را در سال ۱۳۶۴ش از دست داد و تا زمان تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ۱۳۶۸ش، در حد یک حزب باقی ماند.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 329. | ||
[[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | [[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | ||
=== پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | === پاسداران جهاد اسلامی افغانستان === | ||
در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به | در سال ۱۳۶۱ش، جمعی از علما و روحانیون با انشعاب از شورای انقلابی اتفاق اسلامی، حزب پاسداران جهاد اسلامی را تأسیس کردند. این گروه، که از ولایت فقیه و جمهوری اسلامی ایران بهعنوان الگو الهام میگرفت و به خط امامی شهرت داشت، عملاً برای گسترش انقلاب ایران در افغانستان فعالیت میکرد. نام این حزب نیز از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گرفته شده بود و از حمایت رسمی آن برخوردار بود. با وجود اینکه هدف اصلی این گروه در ابتدا مبارزه عقیدتی و فرهنگی بود، به سرعت به مبارزات مسلحانه نیز روی آوردند. آنها پیش از درگیری با دولت حزب خلق و پرچم، با نیروهای محلی مانند خوانین و ملاکان مبارزه میکردند، زیرا معتقد بودند که تصفیه این نیروها مقدم بر جهاد اصلی است. سپاه پاسداران با رویکرد جهادی و باورهای سنتی، فاقد بافتار حزبی منسجم بود.<ref>دولتآبادی، شناسنامهٔ احزاب و جریانهای سیاسی افغانستان، 1371ش، ص 119. | ||
[[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | [[ویژه:Categories|ردهها]]</ref> | ||