خط ۴: خط ۴:


==زندگی‌نامه==
==زندگی‌نامه==
آلیسون‌ مری جاگر<ref>Alison M. Jaggar.</ref> در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در  1964م دریافت کرد و مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در  1970م گرفت.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref>
آلیسون‌ مری جاگر در 1942م در شفیلد انگلستان متولد شد. وی مدرک لیسانس فلسفه را در کالج بدفورد، دانشگاه لندن در  1964م دریافت کرد و مدرک کارشناسی‌ارشد خود را در رشتۀ فلسفه از دانشگاه ادینبورگ در 1967م دریافت کرد. او مدرک دکترای فلسفه را نیز از دانشگاه ایالتی نیویورک (SUNY)، بوفالو، در  1970م گرفت.<ref> "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25.</ref>


آلیسون جاگر به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان برجستّ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوب‌های مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را به‌عنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی می‌کند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را به‌مثابه نظام‌هایی بازتولیدکنندۀ سلطه مردانه نقد می‌کند. جاگر با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌عنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخه‌های رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه می‌دهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او به‌طور عمده از سوی برخی جریان‌های فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار می‌گیرد که اغلب در پی بومی‌سازی خوانش‌های انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدن‌مندی، خانواده و نقش‌های جنسیتی هستند. این ارجاعات به‌طرو معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای اجتماعی ظاهر می‌شوند. هرچند دیدگاه‌های او با مبانی اسلامی و ارزش‌های خانواده‌محور ایرانی در تعارض است، اما به‌عنوان نمونه‌ای از گفتمان‌های فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی  از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref>
جاگر به‌عنوان یکی از نظریه‌پردازان برجستّ فمینیسم سوسیالیستی در غرب، با تلفیق چارچوب‌های مارکسیستی و فمینیستی، مفهوم «ازخودبیگانگی» را به‌عنوان محور تحلیل ستم بر زنان معرفی می‌کند. وی با تقسیم این بیگانگی به 3 حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری، نهادهای اجتماعی غرب را به‌مثابه نظام‌هایی بازتولیدکنندۀ سلطۀ مردانه نقد می‌کند. وی با نقد فمینیسم لیبرال و مردسالاری به‌عنوان ساختاری فراگیر، رویکردی التقاطی از شاخه‌های رادیکال، مارکسیستی و روانکاوانۀ فمینیسم ارائه می‌دهد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80.</ref> در فضای فکری ایران، آرای او به‌طور عمده از سوی برخی جریان‌های فمینیستی و مطالعات جنسیتی مورد ارجاع قرار می‌گیرد که اغلب در پی بومی‌سازی خوانش‌های انتقادی غربی از مفاهیمی چون بدن‌مندی، خانواده و نقش‌های جنسیتی هستند. این ارجاعات به‌طرو معمول در قالب نقد ساختارهای سنتی و بازتعریف هنجارهای اجتماعی ظاهر می‌شوند. هرچند دیدگاه‌های او با مبانی اسلامی و ارزش‌های خانواده‌محور ایرانی در تعارض است، اما به‌عنوان نمونه‌ای از گفتمان‌های فمینیستی غربی در ادبیات آکادمیک برخی  از محققان مورد توجه واقع شده است.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- «گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.]</ref>


==دیدگاه‌‌های آلیسون جاگر==
==دیدگاه‌‌های آلیسون جاگر==


===ازخودبیگانگی زن===
===ازخودبیگانگی زن===
آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. وی مفهوم وحدت‌بخش ازخودبیگانگی را در کتاب '''سیاست فمینیستی و سرشت انسان''' ارائه می‌دهد که دیدگاه‌های اصلی اندیشه‌های فمینیسم مارکسیستی، رادیکال، روانکاو و حتی لیبرال را پوشش می‌دهد. جاگر، ازخودبیگانگی زن و تقسیم‌شدگی او را در سه حوزۀ '''میل جنسی'''، '''مادرانگی''' و '''قابلیت فکری''' بررسی کرده است. از منظر جاگر، همان‌گونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا می‌شوند، [[زن]] نیز با  '''بدن خویش''' بیگانه می‌شود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری می‌گیرد یا ورزش می‌کند یا لباس می‌پوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش می‌کند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهره‌برداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راه‌های گوناگون، ربوده می‌شود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاه‌های هیز مردان که ایستاده در کنجی، تماشاگر همه دخترانی هستند که در گذرند. همچنان که زن به  سختی روی بدن خود کار می‌کند (با باریک‌کردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچک‌کردن باسن، بزرگ‌کردن سینه، لاک‌زدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل می‌شود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت می‌کند. به نظر جاگر، زنان همجنس‌باز به‌دلیل آن‌که در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستی‌های عمیق‌تری بین‌شان یافت می‌شود.
آلیسون جاگر مانند [[آیریس ماریون یانگ]] نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته را دنبال می‌کند. وی مفهوم وحدت‌بخش ازخودبیگانگی را در کتاب سیاست فمینیستی و سرشت انسان ارائه می‌دهد که دیدگاه‌های اصلی اندیشه‌های فمینیسم مارکسیستی، رادیکال، روانکاو و حتی لیبرال را پوشش می‌دهد. جاگر، ازخودبیگانگی زن و تقسیم‌شدگی او را در سه حوزۀ میل جنسی، مادرانگی و قابلیت فکری بررسی کرده است. از منظر جاگر، همان‌گونه که کارگران روزمزد با محصول کار خود بیگانه یا از آن جدا می‌شوند، [[زن]] نیز با  بدن خویش بیگانه می‌شود. در این چارچوب، هر زنی که رژیم لاغری می‌گیرد یا ورزش می‌کند یا لباس می‌پوشد، در واقع جسم خود را برای مردان آرایش و پیرایش می‌کند. این زن در اینکه بدن او کجا، چگونه، چه وقت و از سوی چه کسی، بهره‌برداری شود تقریباً هیچ اختیاری ندارد. بدن زن از راه‌های گوناگون، ربوده می‌شود، گاهی با تجاوز جنسی و گاه با نگاه‌های هیز مردان که ایستاده در کنجی، تماشاگر همه دخترانی هستند که در گذرند. همچنان که زن به  سختی روی بدن خود کار می‌کند (با باریک‌کردن ابرو، اصلاح موی زیر بغل، کوچک‌کردن باسن، بزرگ‌کردن سینه، لاک‌زدن به ناخن و پوشیدن کرست) پیکر او برای مردان و برای خودش به شیء بدل می‌شود و برای جلب نظر و پسند مردان، با زنان دیگر رقابت می‌کند. به نظر جاگر، زنان همجنس‌باز به‌دلیل آن‌که در جلب توجه مردان رقابت ندارند، دوستی‌های عمیق‌تری بین‌شان یافت می‌شود.


به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>[https://nashreney.com/product/ تانگ، رزماری، «نقد و نظر، نظریه های فمنیستی»، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1378ش]</ref>
به اعتقاد جاگر، مادری نیز مانند میل جنسی برای زنان تجربه‌ای بیگانه‌ساز است؛ چون کس دیگری تصمیم می‌گیرد که او باید چند بچه بزاید. همینطور زایمان و بچه‌داری، هنگامی که مهار آن از دست [[زنان]] بیرون رود و در اختیار اصحاب تخصص (اغلب مردان) قرار گیرد، تجربه‌ای بیگانه‌ساز می‌شود. او می‌گوید راه و رسم بچه‌داری امروزی در نهایت به بیگانگی یا کینه‌ورزی مادر به فرزندان خود منتهی می‌شود.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


به‌گفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خویش نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهاده‌اند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری خودبیگانگی مشخص می‌کند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایۀ نظام سرمایه‌داری، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود او.<ref>تانگ، رزماری، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1387ش، ص 300-303</ref>
به‌گفته جاگر، بسیاری از زنان با قابلیت‌های فکری خویش نیز بیگانه می‌شوند. [[زن]] چنان نامطمئن از خود بار می‌آید که در حضور دیگران از بیان نظرات خود طفره می‌رود، چون می‌ترسد افکار او ارزش بیان نداشته باشند. زن در محیط‌های دانشگاهی مدام در این هراس است که مبادا تصور شود متظاهر به دانشوری است نه دانشور واقعی. به گمان جاگر از آن‌جا که مردان قواعد اندیشه و گفتمان را بنا نهاده‌اند [[زنان]] هرگز خود را راحت احساس نمی‌کنند. از منظر جاگر، چارچوب نظری خودبیگانگی مشخص می‌کند که ستم کنونی بر [[زنان]]، نظیر سلطۀ مردانه در سرمایه‌داری است. در سایۀ نظام سرمایه‌داری، سرکوب زنان به‌شکل بیگانگی او با همه‌چیز و همه‌کس رخ می‌نماید به‌ویژه بیگانگی با خود او.<ref>تانگ، نقد و نظر (درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی)، 1387ش، ص300-303.</ref>


===نقد فمینیسم لیبرال===
===نقد فمینیسم لیبرال===
از منظر آلیسون‌جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار '''دوگانگی هنجاری''' و '''فردگرایی انتزاعی''' است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسان‌ها را در قابلیت خردورزی می‌داند. لیبرال‌ها کوشیده‌اند از راه‌های گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبه‌های اخلاقی یا جنبه‌های مصلحت‌جویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، به‌مثابه تاکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبه بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار می‌گیرد. لیبرال‌ها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعه‌ای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیش‌تر می‌شود یا اینکه زندگی مومنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما به‌طور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر می‌کنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، شماره 6.</ref>  
از منظر آلیسون‌ جاگر، [[فمینیسم لیبرال]] گرفتار دوگانگی هنجاری و فردگرایی انتزاعی است. با درکی که این تفکر از طبیعت انسان دارد وجه ممیز انسان‌ها را در قابلیت خردورزی می‌داند. لیبرال‌ها کوشیده‌اند از راه‌های گوناگون تعریفی برای خردورزی با تأکید بر جنبه‌های اخلاقی یا جنبه‌های مصلحت‌جویانۀ آن به دست دهند. ارجاع عقلانیت به توانایی درک اصول عقلانی اخلاق، به‌مثابه تاکید بر ارزش آزادی عمل افراد است. در مقابل، هرگاه عقل به توانایی محاسبه بهترین راه برای نیل به هدفی دلخواه تعبیر شود ارزش خودشکوفایی مورد تأکید قرار می‌گیرد. لیبرال‌ها هر تعریفی که از خردورزی داشته باشند در هرحال اتفاق نظر دارند که جامعۀ سالم جامعه‌ای است که به افراد امکان آزادی عمل و شکوفایی خود را بدهد. برای نمونه دفاع لیبرالیسم از آزادی مذاهب بر این مبنا نیست که رفاه عمومی جامعه بیش‌تر می‌شود یا اینکه زندگی مومنانه در ذات خود از زندگی کفرآمیز ارزشمندتر است، بلکه به این دلیل است که افراد حق دارند زندگی معنوی خود را به اختیار برگزینند. همین حکم برای تمامی حقوقی که ما به‌طور عموم از آنها به حقوق بنیادین انسان تعبییر می‌کنیم صادق است.<ref>جاگر، آليسون، چهار تلقی از فمينيسم، مترجم:س . اميری، مجله زنان، مرجـع فمينيـسم، 1378ش، ص6.</ref>  
==نقد دیدگاه‌==
==نقد دیدگاه‌==
از‌آنجا‌كه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب می‌شود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايش‌های يادشده برخوردار است؛ به‌ويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئله كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماردكسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان آبادی، حسین، « نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref>
از‌ آنجا‌كه فمينيسم سوسيال، تركيبی از دو گرايش فمينيسم راديكال و فمينيسم ماركسيستی محسوب می‌شود، از انتقادات وارد بر هر كدام از گرايش‌های يادشده برخوردار است؛ به‌ويژه از جهت فروكاستن مسئلۀ زنان به مسئله كارگران و پذيرش چارچوب تحليلی ماردكسيسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستان‌آبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref>


کاترین مکینان بر دو اساس به کوشش‌هایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت می‌گیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهاده‌ها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای می‌دهند.  
کاترین مکینان بر دو اساس به کوشش‌هایی که برای ایجاد فمینیسم تلفیقی سوسیالیستی صورت می‌گیرد، ایراد وارد کرده است. نخست آنکه اینگونه بر هم نهاده‌ها، فقط مسائل اصلی فمینیستی مانند تولید مثل و میل جنسی و [[تربیت]] کودک را در دل «تحلیلی مارکسیستی که در اساس تحولی نیافته است» جای می‌دهند.  


دوم آنکه این‌گونه برهم‌نهاده‌ها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو می‌کاهند.<ref>MacKinnon, Catharine. 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما هیچ یک از این ایرادها به یانگ و جاگر وارد نیست. یانگ نه تنها با بهره‌گیری از تحلیل تقسیم کار به جای تحلیل طبقاتی تحلیل مارکسیستی را متحول ساخت بلکه پافشاری داشت که به حاشیه‌راندن [[زنان]] در سرمایه‌داری مهم‌ترین پدیده‌ای است که فمینیسم سوسیالیستی باید به بررسی آن بپردازد. این حرف در مورد جاگر نیز صادق است؛ تأکید او بر مفهوم ازخودبیگانگی بود و می‌گفت ستم بر [[زنان]] را باید به جای طبقه بر حسب ازخودبیگانگی تحلیل کرد. بنابراین اگر ایرادی به نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته یانگ و جاگر وارد باشد شاید به این علت است که هر روشی که بخواهد مارکسیستی تلقی شود باید تحلیل طبقاتی را در اولویت بداند، یا شاید به این علت است که این نظریه‌ها به [[زنان]] اجازۀ پرسش و پاسخ دربارۀ مسائل پیش پا افتادۀ تولیدمثل و میل جنسی و [[تربیت]] فرزند را نمی‌دهند.<ref>تانگ، رزماری، نقد و نظر، نظریه های فمینیستی، مترجم: منیژه نجم عراقی، 1387ش، ص305 </ref>
دوم آنکه این‌گونه برهم‌نهاده‌ها همگی «مسئله زن» را به «مسئله کارگر» فرو می‌کاهند.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> اما هیچ یک از این ایرادها به یانگ و جاگر وارد نیست. یانگ نه تنها با بهره‌گیری از تحلیل تقسیم کار به جای تحلیل طبقاتی تحلیل مارکسیستی را متحول ساخت بلکه پافشاری داشت که به حاشیه‌راندن [[زنان]] در سرمایه‌داری مهم‌ترین پدیده‌ای است که فمینیسم سوسیالیستی باید به بررسی آن بپردازد. این حرف در مورد جاگر نیز صادق است؛ تأکید او بر مفهوم ازخودبیگانگی بود و می‌گفت ستم بر [[زنان]] را باید به جای طبقه بر حسب ازخودبیگانگی تحلیل کرد. بنابراین اگر ایرادی به نظریۀ سیستم‌های وحدت‌یافته یانگ و جاگر وارد باشد شاید به این علت است که هر روشی که بخواهد مارکسیستی تلقی شود باید تحلیل طبقاتی را در اولویت بداند، یا شاید به این علت است که این نظریه‌ها به [[زنان]] اجازۀ پرسش و پاسخ دربارۀ مسائل پیش پا افتادۀ تولیدمثل و میل جنسی و [[تربیت]] فرزند را نمی‌دهند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریه‌های فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref>


از منظر جهان‌بینی اسلامی، مادری به‌عنوان جایگاهی مقدس و تکامل‌بخش مورد احترام است که نه تنها عامل ازخودبیگانگی نیست، بلکه زمینه‌ساز رشد معنوی و اجتماعی زن محسوب می‌شود. در اسلام، تصمیم‌گیری دربارۀ فرزندآوری در چارچوب خانواده و بر اساس ارزش‌های اخلاقی و مسئولیت‌پذیری مشترک تعریف می‌شود، نه به‌عنوان عرصه‌ای از سلطۀ بیرونی. این نگاه، مادری را نقشی فعال و آگاهانه می‌داند که در تقابل با برداشت کاهش‌گرایانه فمینیستی قرار دارد. به نظر پژوهشگران طرح چنین دیدگاه‌های بیگانه‌ساز دربارۀ مادری، به‌طور عموم از سوی جریان‌های فکری خاصی دنبال می‌شود که با هدف بازتعریف هنجارهای خانوادگی در جامعّ ایرانی، خوانش‌های فرهنگ غربی را ترویج می‌دهند.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>
از منظر جهان‌بینی اسلامی، مادری به‌عنوان جایگاهی مقدس و تکامل‌بخش مورد احترام است که نه تنها عامل ازخودبیگانگی نیست، بلکه زمینه‌ساز رشد معنوی و اجتماعی زن محسوب می‌شود. در اسلام، تصمیم‌گیری دربارۀ فرزندآوری در چارچوب خانواده و بر اساس ارزش‌های اخلاقی و مسئولیت‌پذیری مشترک تعریف می‌شود، نه به‌عنوان عرصه‌ای از سلطۀ بیرونی. این نگاه، مادری را نقشی فعال و آگاهانه می‌داند که در تقابل با برداشت کاهش‌گرایانه فمینیستی قرار دارد. به نظر پژوهشگران طرح چنین دیدگاه‌های بیگانه‌ساز دربارۀ مادری، به‌طور عموم از سوی جریان‌های فکری خاصی دنبال می‌شود که با هدف بازتعریف هنجارهای خانوادگی در جامعّ ایرانی، خوانش‌های فرهنگ غربی را ترویج می‌دهند.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref>


===نقد نظام مردسالاری===
===نقد نظام مردسالاری===
مردسالاری، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزه‌های زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصه‌های ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت می‌شود؛ در واقع از منظر فمينيست‌های راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرا‌نظام است؛ به اين معنا كه تمام ستم‌ها و تبعيض‌ها در نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت می‌شود و هماهنگی ميان نظام‌های متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقه‌ی مؤنث، توسط اين نظام صورت می‌گيرد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی است و اختصاص به يك دوره تاريخی و يا يك فرهنگ ندارد.<ref>شيلا روباتم می‌گويد: «چيزی نيست كه ساخته دست مرد نباشد؛ نه تفكر، نه زبان و نه كلمات؛ حتي اكنون چيزي وجود ندارد كه به دست مردان ساخته نشده باشد؛ حتی خود من؛ به‌ويژه خود من».روباتم،شيلا ؛ زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، مترجم: حشمت‌الله صباغی، 1390ش، ص 435.</ref>
مردسالاری، نظامی از ستم و تبعيض عليه [[زنان]] است كه در تمامی حوزه‌های زندگی، اعم از روابط شخصی، رفتارهای جنسی (تجاوز، فحشا، مزاحمت جنسی) و عرصه‌های ديگر اجتماع، فرهنگ، اعمال و تقويت می‌شود؛ در واقع از منظر فمينيست‌های راديكال، مردسالاری يك نظام اعم يا فرا‌نظام است؛ به اين معنا كه تمام ستم‌ها و تبعيض‌ها در نظام‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توسط نظام مردسالار طراحی و تقويت می‌شود و هماهنگی ميان نظام‌های متفاوت برای استمرار سلطه جنس يا طبقه مذكر بر جنس يا طبقه‌ی مؤنث، توسط اين نظام صورت می‌گيرد.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> از نظر آنها مردسالاری امری فراتاريخی است و اختصاص به يك دوره تاريخی و يا يك فرهنگ ندارد.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref>


قبل از ورود به نقد مفهوم مردسالاری، لازم است پيش‌فرض جنبش‌های فمينيستی مبنی بر تعميم ستم و تبعيض يك جنس بر [[جنس]] ديگر مورد سؤال قرار گيرد. ادعای اصلی اين پيش‌فرض آن است كه [[زنان]] در طول تاريخ و به‌واسطه جنسیتشان، هميشه و در همه‌حال از موقعيت فروتری نسبت به [[مردان]] برخوردار بوده‌اند و برخی از اشكال اين فرو‌دستی در قالب ستم و تبعيض قابل شناسايی است.
قبل از ورود به نقد مفهوم مردسالاری، لازم است پيش‌فرض جنبش‌های فمينيستی مبنی بر تعميم ستم و تبعيض يك جنس بر [[جنس]] ديگر مورد سؤال قرار گيرد. ادعای اصلی اين پيش‌فرض آن است كه [[زنان]] در طول تاريخ و به‌واسطه جنسیتشان، هميشه و در همه‌حال از موقعيت فروتری نسبت به [[مردان]] برخوردار بوده‌اند و برخی از اشكال اين فرو‌دستی در قالب ستم و تبعيض قابل شناسايی است.
خط ۳۹: خط ۳۹:
#ميان ايدۀ مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد.
#ميان ايدۀ مردسالاری تاريخی و تصوير ادعايی مبنی بر مادرسالاری اوليه نيز تعارضی وجود دارد.
#فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی به‌هيچ‌وجه تبيين نمی‌شود. چرا با وجود نظام‌های متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همه‌جا ـ به زعم فمينيست‌ها ـ  به‌ نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دوران‌های قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت می‌گرفته است‌؟
#فرایند موفقيت نظام مردسالاری در گفتمان فمينيستی به‌هيچ‌وجه تبيين نمی‌شود. چرا با وجود نظام‌های متفاوت سياسی، اجتماعی و اقتصادی، نظام مردسالاری در همه‌جا ـ به زعم فمينيست‌ها ـ  به‌ نحو يكسان موفق بوده است؟ چرا طبقه فرودست [[زنان]] در برابر اين سلطه مقاومت نكرده است؟ و چگونه در دوران‌های قبل و با نبود تكنولوژی ارتباطات، هماهنگی در نحوه عمل نظام مردسالاری صورت می‌گرفته است‌؟
#اگر بپذيريم استيلای نظام مردسالار تا اين حد فرا‌گير است كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فرا‌گرفته است، بايد بپذيريم كه ايده يا جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ به‌علاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برون‌رفت از اين سلطه در عمل غير‌ممكن است<ref>اين اشكال شبيه اشكالی است كه برخی بر هايدگر و فوكو وارد می‌دانند. بنا‌بر آموزه‌های اين دو فيلسوف، سلطه مدرنيته عام‌ترين سلطه‌هاست؛ در نتيجه برون‌رفت از آن عملاً ناممكن است.</ref> و اين امر با ماهيت رهايی‌بخش اين جنبش ناسازگار است. به‌‌دلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيست‌های متأخر با اين توصيفات جهان‌شمول از مردسالاری مخالف‌اند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائت‌های غير‌تاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمن‌آنکه برخی فمينيست‌های انسان‌شناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعه‌پذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام،مگی، گمبل، سارا، فرهنگ نظريه‌های فمينيستی، مترجم: فیروزه مهاجر و دیگران، 1382ش، ص 325. در اينجا تلاش بر نفی کلی مردسالاری نیست، بلكه بر، جلو‌گیری از تعميم آن است؛ چه‌اینکه وجود برخی شيوه‌های مردسالارانه در بسياری از فرهنگ‌ها قابل انكار نيست؛ اما در تحليل آن، ارجاع مردسالاری به فرهنگ و در نتيجه توصيه به اصلاحات فرهنگی راه‌گشاست.</ref>
#اگر بپذيريم استيلای نظام مردسالار تا اين حد فرا‌گير است كه تمامی ابعاد فرهنگی، سياسی، اجتماعی و حتي مقوله دانش را فرا‌گرفته است، بايد بپذيريم كه ايده يا جنبش فمينيستی، معلول سلطۀ همين نظام مردسالار است و ظهور اين جنبش، خود معلولِ بازی جديد نظام مردسالاری است؛ به‌علاوه در صورت استيلای فراگير نظام مردسالار، برون‌رفت از اين سلطه در عمل غير‌ممكن است و اين امر با ماهيت رهايی‌بخش اين جنبش ناسازگار است. به‌‌دلیل وجود اين دسته از اشكالات است كه برخی از فمينيست‌های متأخر با اين توصيفات جهان‌شمول از مردسالاری مخالف‌اند؛ برای مثال شيلا روباتم با قرائت‌های غير‌تاريخی از مردسالاری مخالف است؛ ضمن‌آنکه برخی فمينيست‌های انسان‌شناس تلاش دارند مردسالاری را به جامعه‌پذيری و عمل اجتماعی نسبت دهند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريه‌های فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref>


==آثار==
==آثار==
خط ۷۵: خط ۷۵:
*جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمينيسم»، ترجمۀ س، اميری، مجلۀ زنان، مرجـع فمينيـسم، شمار، 30، 1378ش.
*جاگر، آلیسون، «چهار تلقی از فمينيسم»، ترجمۀ س، اميری، مجلۀ زنان، مرجـع فمينيـسم، شمار، 30، 1378ش.
*روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، 1390ش.
*روباتم، شیلا، «زنان در تکاپو، فمنیسم و کنش اجتماعی»، تهران، شیرازه، 1390ش.
*سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»،  مجلۀ پژوهشنامۀ اسلامی زنان و خانواده، دوره 3، شمارۀ 1، 1394ش.
*سراقی، همایون و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفه‌های نقش مادری بر اساس متون دینی»،  مجلۀ پژوهشنامۀ اسلامی زنان و خانواده، دوره 3، شمارۀ 1، 1394ش.
*«گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
*«گزارش نشست بررسی مفهوم مادرانگی و ابعاد آن»، وب‌سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تاریخ درج مطلب: 26 آذر 1404ش.
*هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريه‌های فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.
*هام، مگی و گمبل، سارا، «فرهنگ نظريه‌های فمينيستی»، ترجمۀ فیروزه مهاجر و دیگران، تهران، توسعه، 1382ش.