| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزه فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتۀ وضعیت زنان در انجمن فلسفۀ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | جاگر از اعضای بنیانگذار انجمن زنان در فلسفه و از پایهگذاران نشریه تخصصی «هایپیشیا» در حوزه فلسفه فمینیستی بوده است. وی همچنین ریاست کمیتۀ وضعیت زنان در انجمن فلسفۀ آمریکا (۱۹۹۱–۱۹۸۶م) را بر عهده داشته است.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | ||
او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال | او تاکنون بورسیهها و فرصتهای پژوهشی معتبری از نهادهایی چون بنیاد ملی علوم انسانی آمریکا، بنیاد راکفلر و شورای پژوهش نروژ دریافت کرده و در سال ۲۰۱۷م بهعنوان عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا برگزیده شد.<ref>[https://web.archive.org/web/20140225184106/http://www.colorado.edu/philosophy/cv_jaggar.pdf "Curriculum Vitae" (PDF). Archived from the original (PDF) on 2014-02-25]</ref> | ||
==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ==دیدگاههای آلیسون جاگر == | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
==انتقادات به دیدگاههای جاگر== | ==انتقادات به دیدگاههای جاگر== | ||
کاترین مککینن | === نقد دیدگاه فمینیسم سوسیالیستی === | ||
فمینیسم سوسیالیستی بهعنوان رویکردی تلفیقی از فمینیسم رادیکال و فمینیسم مارکسیستی، با برخی از نقدهای وارد بر هر دو جریان مواجه شده است؛ از جمله فروکاستن مسئلۀ زنان به مسئلۀ کارگران و اتکا به چارچوب تحلیلی مارکسیسم.<ref>[https://bookroom.ir/book/25092/ بستانآبادی، «نا برابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمنیست» 1390ش]</ref> کاترین مککینن از جمله منتقدانی است که این رویکردهای تلفیقی را به دو دلیل مورد انتقاد قرار داده است: نخست، آنکه مسائل محوری فمینیستی مانند تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک در قالب تحلیلی مارکسیستی که از نظر او تحول نیافته است، تبیین میشوند. دوم، آنکه «مسئلۀ زن» به «مسئلۀ کارگر» تقلیل مییابد.<ref>MacKinnon, 1982. Feminism, Marxism, Method and the State : An Agenda for Theory; Signs: Journal of Women in Culture and Society 7, No 3.</ref> | |||
در مقابل، برخی پژوهشگران این نقدها را دربارۀ دیدگاههای آیریس ماریون یانگ و آلیسون جاگر وارد نمیدانند. بهگفتۀ آنان، یانگ با تمرکز بر تقسیم کار بهجای تحلیل طبقاتی و تأکید بر بهحاشیهراندگی زنان در سرمایهداری، خوانشی متفاوت از سنت مارکسیستی ارائه کرده است. جاگر نیز با برجستهسازی مفهوم ازخودبیگانگی، تحلیل ستم بر زنان را مستقل از طبقهبندی صرف طبقاتی پیگیری کرده است. با این حال، منتقدان معتقدند این رویکردها یا از اولویت تحلیل طبقاتی فاصله میگیرند یا بهطور مستقل به برخی موضوعات کلیدی فمینیستی، از جمله تولیدمثل، میل جنسی و تربیت کودک، نمیپردازند.<ref>تانگ، نقد و نظر، نظریههای فمینیستی، 1387ش، ص305 </ref> | |||
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | ||
=== نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال === | === نقد گفتمان مردسالاری در فمینیسم رادیکال === | ||
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی | از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | ||
ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | |||
در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: | در نقد این دیدگاه، محققان موارد زیر را مطرح کردهاند: | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟ | ۵. اگر مردسالاری تا این حد فراگیر و مسلط فرض شود، طبقۀ فرودست زنان چگونه امکان مقاومت مؤثر یافته است؟ و هماهنگی عملکرد این نظام در دورانهای پیشامدرن، با فقدان فناوریهای ارتباطی، چگونه قابل توضیح است؟ | ||
۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن | ۶. پذیرش سیطرۀ کامل این نظام، این تناقض را ایجاد میکند که خود جنبش فمینیستی نیز محصول همان نظام مردسالاری قلمداد شود و در نتیجه امکان برونرفت از آن ناممکن میشود؛ حال آنکه این گفته، با هدف رهاییبخشی جنبش فمینیستی در تضاد است. | ||
بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | بهدلیل این گونه چالشها، برخی از فمینیستهای متأخر با قرائتهای جهانشمول و غیرتاریخی از مردسالاری مخالفاند و بر نقش عوامل اجتماعی و فرآیندهای جامعهپذیری در شکلگیری روابط جنسیتی تأکید میورزند.<ref>هام و گمبل، فرهنگ نظريههای فمينيستی، 1382ش، ص325. </ref> | ||
==آثار== | ==آثار== | ||
آلیسون جاگر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گستردهای از آثار را در زمینۀ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. | آلیسون جاگر بهعنوان یکی از چهرههای تأثیرگذار در فلسفۀ فمینیستی و اخلاق اجتماعی، طیف گستردهای از آثار را در زمینۀ نظریههای فمینیستی، عدالت اجتماعی و فلسفۀ سیاسی تألیف کرده است. عمده آثار او حول محورهای فلسفه فمینیستی، نقد ساختارهای ستم جنسیتی، اخلاق اجتماعی و عدالت جهانی متمرکز هستند. از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد: | ||
از جمله مهمترین و مشهورترین آثار وی میتوان به این موارد اشاره کرد: | |||
1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م). | 1. «فمینیسم و طبیعت انسانی» (Feminist Politics and Human Nature) (1983م). | ||