| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | برخی نویسندگان با تکیه بر جهانبینی اسلامی، این خوانشهای فمینیستی از مادری را نقد کرده و مادری را نقشی معنادار در چارچوب خانواده میدانند که بهعنوان عاملی برای ازخودبیگانگی تفسیر نمیشود.<ref>[https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/27284/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%86%D8%B4%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%A2%D9%86- سراقی و دیگران، «مادر از نگاه اسلام و روانشناسی و تعیین مؤلفههای نقش مادری بر اساس متون دینی»، 1394ش، ص15-19.]</ref> | ||
=== نقد | === نقد دیدگاه مردسالاری در فمینیسم رادیکال === | ||
از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | از منظر فمینیسم رادیکال، مردسالاری بهعنوان نظامی فراگیر تعریف میشود که ستم بر زنان را در کلیۀ عرصههای زندگی سازماندهی و تقویت میکند. بر این اساس، مردسالاری یک «فرانظام» تلقی میشود که سایر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را جهت تثبیت سلطۀ جنس مذکر بر جنس مؤنث هماهنگ میسازد. این دیدگاه، مردسالاری را پدیدهای فراتاریخی و جهانشمول میداند.<ref>بستان (بستان)، نابرابری و ستم جنسی از دیدگاه اسلام و فمینیسم، 1382ش، ص80. </ref> ادعای محوری این رویکرد آن است که زنان در سراسر تاریخ، به دلیل جنسیت خود، همواره در موقعیتی فرودست قرار داشتهاند و این فرودستی به شکلهای مختلف ستم و تبعیض تجلی یافته است.<ref>روباتم، زنان در تكاپو: فمينيسم و كنش اجتماعی، 1390ش، ص435.</ref> | ||