خط ۳: خط ۳:
آیریس ماریون یانگ، نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی  که بیشترین تمرکزش بر ماهیت عدالت و نابرابری اجتماعی بود. از مشهورترین نظریه‌های یانگ، مدل «پنج شکل ستمکاری» وی است که نخستین‌بار در کتاب او با نام «عدالت و سیاست نابرابری» در ۱۹۹۰م منتشر شد. یانگ در این مدل رویکردی نسبی به بحث عدالت، مبتنی بر تئوری ستمکاری گروهی در پیش می‌گیرد و با ترکیب نقدهای فمینیستی، پساساختاری و پسااستعماری از مارکسیسم کلاسیک، بیان می‌کند که دست‌کم پنج نوع متمایز از ستمگری را نمی‌توان در ذیل علل اساسی‌تر قرار داد. همچنین نمی‌توان آنها را به ابعاد عدالت توزیعی فروکاست. این پنج شکل ستمگری عبارتند از: بهره‌کشی، در حاشیه قراردادن، ناتوانی، سلطۀ فرهنگی و خشونت.
آیریس ماریون یانگ، نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی  که بیشترین تمرکزش بر ماهیت عدالت و نابرابری اجتماعی بود. از مشهورترین نظریه‌های یانگ، مدل «پنج شکل ستمکاری» وی است که نخستین‌بار در کتاب او با نام «عدالت و سیاست نابرابری» در ۱۹۹۰م منتشر شد. یانگ در این مدل رویکردی نسبی به بحث عدالت، مبتنی بر تئوری ستمکاری گروهی در پیش می‌گیرد و با ترکیب نقدهای فمینیستی، پساساختاری و پسااستعماری از مارکسیسم کلاسیک، بیان می‌کند که دست‌کم پنج نوع متمایز از ستمگری را نمی‌توان در ذیل علل اساسی‌تر قرار داد. همچنین نمی‌توان آنها را به ابعاد عدالت توزیعی فروکاست. این پنج شکل ستمگری عبارتند از: بهره‌کشی، در حاشیه قراردادن، ناتوانی، سلطۀ فرهنگی و خشونت.
== زندگینامه ==
== زندگینامه ==
آیریس ماریون یانگ متولد دوم ژانویه ۱۹۴۹ در نیویورک و فارغ‌التحصیل فلسفه از کالج کویینز بود. وی در ۱۹۷۴ دکترای فلسفه خود را از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. در سال ۱۹۹۰، در دوران پس از فروپاشی بلوک سوسیالیستی در اروپا و در بحبوحه سیطره تاچریسم و ریگانیسم به مثابه کامیاب ترین نسخه نظام سرمایه‌داری غرب، کتابی منتشر شد با عنوان عدالت و سیاست تفاوت. نویسنده کتاب، یک استاد رشته علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو به نام آیریس ماریون یانگ (۱۹۴۹-۲۰۰۶) بود که پیش از آن با انتشار کتابی در زمینه فمینیسم فرانسوی شناخته شده بود. یانگ پس از انتشار کتابش درباره عدالت، باز هم درباره فلسفه اخلاق فمینیسم، دموکراسی هم اندیشانه (گفتگویی) و مسئولیت در قبال عدالت کتاب ها و مقالات متعددی منتشر کرد. یانگ یکم اوت ۲۰۰۶ در ۵۷سالگی در پی درگیری ۱۸ماهه با سرطان در هایدپارک شیکاگو درگذشت.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7/ «گستره محدود نظریه های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref>
آیریس ماریون یانگ در 2 ژانویه ۱۹۴۹م در نیویورک به دنیا آمد و در رشتۀ فلسفه از کالج کویینز فارغ‌التحصیل شد. وی در ۱۹۷۴م دکترای فلسفه خود را از دانشگاه پنسیلوانیا گرفت. پیش از پیوستن به دانشگاه شیکاگو، یانگ به مدت نه سال «نظریه سیاسی» را در مدرسۀ عالی امور عمومی و بین‌المللی دانشگاه پیتسبورگ و نیز فلسفه را در چندین مؤسسه دانشگاهی از جمله مؤسسه پلی‌تکنیک ووستر و دانشگاه میامی تدریس کرده بود. در ترم تابستان ۱۹۹۵م او به‌عنوان استاد مدعو فلسفۀ در دانشگاه یوهان ولفگانگ گوته در فرانکفورت آلمان فعالیت کرد. یانگ همچنین بورس‌های تحقیقاتی مهمان در تعدادی از دانشگاه‌ها و مؤسسات معتبر جهانی از جمله مؤسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون، مؤسسۀ علوم انسانی وین، دانشگاه ملی استرالیا، دانشگاه کانتربری در نیوزیلند و شورای پژوهش علوم انسانی آفریقای جنوبی دریافت کرده بود.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref>
 
شهرت اصلی او با انتشار کتاب «عدالت و سیاست تفاوت» در بافت تاریخی پسافروپاشی بلوک شرق و سیطرۀ سیاست‌های نئولیبرالی تاچریسم و ریگانیسم تثبیت شد. وی در این اثر با نقد چارچوب‌های توزیعی محض در نظریه‌های عدالت، بر اهمیت به رسمیت‌شناختن گروه‌های اجتماعی و مبارزه با ستم ساختاری تأکید کرد.
 
پس از این کتاب، یانگ به بسط آراء خود در حوزه‌هایی چون فلسفۀ اخلاق فمینیستی، دموکراسی گفتگومحور (هم‌اندیشانه) و مسئولیت اخلاقی در قبال بی‌عدالتی ادامه داد و تا پایان عمر  آثار متعددی در این عرصه‌ها منتشر کرد. او سرانجام در ۵۷ سالگی پس از یک دورۀ ۱۸ ماهه مبارزه با سرطان در شیکاگو درگذشت.<ref>[http://alirezabeheshti.com/article/%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AF%D9%88%D8%AF-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%A7/ «گستره محدود نظریه‌های عدالت توزیعی: نگاهی به نقد آیریس یانگ و پیامدهای آن برای حرکت‌های عدالت طلبانه در ایران»، وب‌سایت سیدعلی‌رضا بهشتی]</ref>
== دیدگاه‌‎ ==
== دیدگاه‌‎ ==
آیریس یانگ در کتاب اثرگذار خود عدالت و سیاست تفاوت استدلال می‌کند که درک رایج از عدالت در دنیای غرب به‌ویژه آمریکا،  بیشتر بر نابرابری در توزیع منابع متمرکز است. در مقابل، او بی‌عدالتی را در دو مفهوم بنیادین «ستم» و «سلطه» در دنیای سرمایه‌داری ریشه‌یابی می‌کند که فراتر از توزیع، به قلمرو فرهنگ، تقسیم کار و فرآیندهای تصمیم‌گیری گسترش می‌یابد. از همین رو، بسیاری از نابرابری‌های ساختاری مدرن که جنبش‌های اجتماعی به آنها اعتراض می‌کنند، در گفتمان عمومی نادیده می‌مانند. هستۀ اصلی اندیشه او در پنج عنوان ذیل آمده است:
=== استثمار ===
استثمار به‌معنای انتقال نظام‌مند نتایج کار یک گروه به سود گروه دیگر است. یانگ با بسط نظریۀ مارکسیستی، تأکید می‌کند که استثمار تنها به رابطۀ طبقاتی سرمایه‌دار و کارگر محدود نمی‌شود، بلکه در قالب‌های جنسیتی و نژادی نیز رخ می‌دهد. برای مثال، کار خانگی و مراقبتی زنان که بدون دستمزد یا با دستمزد ناچیز انجام می‌شود، یا مشاغل خدماتی پست که به گروه‌های نژادی خاص محول می‌شود، هر دو شکل‌هایی از استثمار هستند که قدرت و انرژی یک گروه را به سود گروه دیگر منتقل می‌کنند. بی‌عدالتی در اینجا علاوه‌بر توزیع نابرابر ثروت در ساختار رابطه بین گروه‌ها نیز نهفته است.
=== حاشیه‌نشینی ===
این شکل ستم شامل اخراج گروه‌هایی از مردم از مشارکت مؤثر در زندگی اجتماعی و اقتصادی است. حاشیه‌نشینان مانند بیکاران طولانی‌مدت، سالمندان، برخی گروه‌های نژادی و کم‌توانان نهتنها با فقر مادی، بلکه با محرومیت از حق شهروندی کامل مواجهند. آنان اغلب تحت کنترل نهادهای دیوان‌سالار و رفتارهای تحقیرآمیز قرار می‌گیرند. یانگ استدلال می‌کند که حتی با تأمین رفاه مادی، بی‌عدالتی حاشیه‌نشینی باقی می‌ماند، زیرا این افراد از فرصت پرورش استعدادها و مشارکت در فعالیت‌های بهره‌ور جامعه محروم می‌شوند. راه‌حل او نه فقط بازتوزیع درآمد، بلکه بازتعریف ساختار کار و مشارکت اجتماعی است.
=== بی‌قدرتی ===
بی‌قدرتی به موقعیتی اشاره دارد که در آن افراد فاقد اختیار در محیط کار، فرصت رشد مهارت‌ها و احترام اجتماعی هستند. این ستم ویژۀ کسانی است که در تقسیم کار، کارهای تکراری و غیرحرفه‌ای را انجام می‌دهند. یانگ بین «حرفه‌ای‌ها» که از استقلال نسبی، امکان پیشرفت و «آبرومندی» اجتماعی برخوردارند و «غیرحرفه‌ای‌ها» تمایز قائل می‌شود. بی‌قدرتی تنها فقدان درآمد یا امکانات نیست، بلکه فقدان اقتدار در تصمیم‌گیری‌های مؤثر بر زندگی و تحقیر در تعاملات روزمره است. این شکل ستم، تقسیم سنتی جامعه به برنامه‌ریزان و مجریان را به چالش می‌کشد.
=== امپریالیسم فرهنگی ===
یانگ معتقد است امپریالیسم فرهنگی زمانی رخ می‌دهد که تجربه، ارزش‌ها و نمادهای گروه مسلط به‌عنوان هنجار همگانی و طبیعی تحمیل شود و تجربیات گروه‌های دیگر نادیده گرفته یا به‌عنوان «تفاوت» تحقیر شود. رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی، دیدگاه گروه مسلط را بازتولید می‌کنند و گروه‌های زیردست را یا نامرئی می‌کنند یا در قالب کلیشه‌های تحقیرآمیز نمایش می‌دهند. این امر منجر به «دوگانه‌شناسی» در میان ستم‌دیدگان می‌شود: احساس هویت دوپاره بین فرهنگ خودی و فرهنگ مسلط. بی‌عدالتی اینجا نفی حق بیان و بازنمایی تجربه زیسته گروه‌های تحت ستم است.
=== خشونت نظام‌مند ===
یانگ خشونت را نه‌به عنوان عمل منفرد افراد افراطی، بلکه به‌عنوان عادت اجتماعیِ نظام‌مند علیه اعضای گروه‌های خاص مانند زنان، سیاه‌پوستان، اقلیت‌های قومی و مذهبی تحلیل می‌کند. ویژگی این خشونت، فراگیری، عادی‌شدن و مصونیت نسبی مرتکبان از مجازات است. این وضعیت باعث می‌شود تمام اعضای گروه هدف تحت سایه دائمی ترس زندگی کنند و آزادی و امنیت آنان نقض شود. ریشه این خشونت اغلب در ترس و نفرت ناخودآگاه و نیز در کلیشه‌های فرهنگی تغذیه‌شده توسط امپریالیسم فرهنگی نهفته است. به باور یانگ مبارزه با آن مستلزم تغییر نهادها و الگوهای فرهنگی است.


=== گروه‌های اجتماعی و سیاست نابرابری ===
=== گروه‌های اجتماعی و سیاست نابرابری ===