←منابع: ابرابزار |
|||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
دوبوار با تکیه بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم،<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص35 و 75.</ref> معتقد است که زنان در طول تاریخ بهدلیل ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و انتظارات مربوط به نقشهای زنانه، از فرصت کمتری برای تحقق استقلال فردی برخوردار بودهاند.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص20-19.</ref> وی معتقد است زن از حیث [[بدن]]، ضعیفتر از مرد است؛ نیروی عضلانی کمتری دارد؛ گلبولهای قرمز کمتری دارد؛ با سرعتی کمتر از مرد میدود؛ وزنههای سبکتری بلند میکند؛ تقریباً هیچ ورزشی نیست که در آن زن بتواند با مرد به رقابت برخیزد و در پیکار نمیتواند با مرد به مقابله بپردازد. از این مقایسه نتیجه میگیرد که سهم زن از دنیا محدودتر است؛ زن در طرحها و نقشهای خود که ضمناً کمتر هم قادر به اجرای آنها است، پایداری و استقامت کمتری دارد و این بهمعنای آن است که زندگی فردی زن نسبت به زندگی فردی مرد از غنای کمتری برخوردار است.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص76-75.</ref> | دوبوار با تکیه بر فلسفهٔ اگزیستانسیالیسم،<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص35 و 75.</ref> معتقد است که زنان در طول تاریخ بهدلیل ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و انتظارات مربوط به نقشهای زنانه، از فرصت کمتری برای تحقق استقلال فردی برخوردار بودهاند.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص20-19.</ref> وی معتقد است زن از حیث [[بدن]]، ضعیفتر از مرد است؛ نیروی عضلانی کمتری دارد؛ گلبولهای قرمز کمتری دارد؛ با سرعتی کمتر از مرد میدود؛ وزنههای سبکتری بلند میکند؛ تقریباً هیچ ورزشی نیست که در آن زن بتواند با مرد به رقابت برخیزد و در پیکار نمیتواند با مرد به مقابله بپردازد. از این مقایسه نتیجه میگیرد که سهم زن از دنیا محدودتر است؛ زن در طرحها و نقشهای خود که ضمناً کمتر هم قادر به اجرای آنها است، پایداری و استقامت کمتری دارد و این بهمعنای آن است که زندگی فردی زن نسبت به زندگی فردی مرد از غنای کمتری برخوردار است.<ref>دوبوار، جنس دوم، ج1، 1398ش، ص76-75.</ref> | ||
=== جامعهپذیری جنسیتی === | |||
سیمون دوبوار جامعهپذیری جنسیتی را یکی از عوامل اصلی شکلگیری تفاوتهای رفتاری و اجتماعی میان زنان و مردان میدانست. به باور او، دختران و پسران در سالهای نخست زندگی تفاوتهای اساسی در تواناییها و رفتارهای خود نشان نمیدهند، اما از طریق خانواده، آموزش و انتظارات اجتماعی بهتدریج در مسیرهای متفاوتی قرار میگیرند.<ref>بستان، «کارکردهای خانواده از منظر اسلام و فمینیسم»، 1388ش، ص61-60.</ref><ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص 14-16.</ref> پسران به استقلال، فعالیت، رقابت و جسارت تشویق میشوند، درحالیکه از دختران انتظار میرود محبتپذیر، زیبا، مطیع و متناسب با نقشهای سنتی زنانه باشند.<ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص30.</ref> دوبوار بر این اساس، بسیاری از ویژگیهایی را که «زنانه» یا «مردانه» تلقی میشوند، حاصل تربیت و درونیسازی نقشهای جنسیتی میدانست، نه نتایج مستقیم تفاوتهای زیستی.<ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص28-27.</ref> | |||
به نظر دوبوار، اسباببازیها، پوشش، آموزش، کتابها و ادبیات کودک، تقسیم کار در خانواده و الگوهای رفتاری بزرگسالان، از ابزارهای جامعهپذیری جنسیتیاند و از طریق آنها، دختر به پذیرش نقشهایی مانند همسری، مادری و خانهداری سوق داده میشود.<ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص37.</ref> در مقابل، پسر برای استقلال و حضور فعال در جهان آماده میشود و از او انتظار میرود ویژگیهایی مانند قدرت و ابتکار را نشان دهد.<ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص 17-18و 41.</ref> دوبوار معتقد بود این فرایند، دختر را به پذیرش موقعیتی منفعل و «دیگری» سوق میدهد و محدودیتهایی برای تحقق آزادی و استقلال فردی او ایجاد میکند.<ref>دوبووار، جنس دوم، ج2، 1381ش، ص55.</ref> | |||
=== ازدواج === | === ازدواج === | ||