بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسبها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
==پیشینه پاییز== | ==پیشینه پاییز== | ||
در بندهش، که اثری متعلق به دوران ایران باستان است، یک سال به دو فصل تابستان و زمستان تقسیم گردیده و از پاییز و بهار، سخنی به میان نیامده است.<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص ۱۰۶؛ <br> | در بندهش، که اثری متعلق به دوران ایران باستان است، یک سال به دو فصل [[تابستان]] و [[زمستان]] تقسیم گردیده و از پاییز و بهار، سخنی به میان نیامده است.<ref>بندهش، ۱۳۶۹ش، ص ۱۰۶؛ <br> | ||
رضی، آیین مهر، ۱۳۷۱ش، ص۴۰.</ref> پس از آن، در ادبیات زند و پازند، از پاییز با واژه «رَسپینا» یاد شده است.<ref>آنندراج، محمدپادشاه، ۱۳۶۳ش، ذیل واژه پاییز؛ <br> | رضی، آیین مهر، ۱۳۷۱ش، ص۴۰.</ref> پس از آن، در ادبیات زند و پازند، از پاییز با واژه «رَسپینا» یاد شده است.<ref>آنندراج، محمدپادشاه، ۱۳۶۳ش، ذیل واژه پاییز؛ <br> | ||
مشکور، فرهنگ هزوارشهای پهلوی، ۱۳۴۶ش، ص۱۱۸؛ <br> | مشکور، فرهنگ هزوارشهای پهلوی، ۱۳۴۶ش، ص۱۱۸؛ <br> | ||
حصوری، «تیرماه = پاییز تازیکان»، ۱۳۶۶ش، ص۴۲-۴۵.</ref> در زبان پهلوی، پاییز را «پادِز» میگفتند.<ref>مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۷۹ش، ص۲۰۸؛ <br> | حصوری، «تیرماه = پاییز تازیکان»، ۱۳۶۶ش، ص۴۲-۴۵.</ref> در زبان پهلوی، پاییز را «پادِز» میگفتند.<ref>مکنزی، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ۱۳۷۹ش، ص۲۰۸؛ <br> | ||
پانوسی، «ریشهشناسی واژههای پاییز و خزان»، ج1، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۱-۲۰۹.</ref> برخی، پادیز را بهمعنی جمع کردن و گردآوری دانستهاند و دلیل این معنا را واپسین فرصت اندوختن آذوقه، پیش از فصل زمستان بیان کردهاند. برخی دیگر نیز کلمه «اَیوی گامَ» در اوستا را به معنی فصل پاییز دانستهاند.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60.</ref><br> | پانوسی، «ریشهشناسی واژههای پاییز و خزان»، ج1، ۱۳۶۶ش، ص۲۰۱-۲۰۹.</ref> برخی، پادیز را بهمعنی جمع کردن و گردآوری دانستهاند و دلیل این معنا را واپسین فرصت اندوختن آذوقه، پیش از فصل [[زمستان]] بیان کردهاند. برخی دیگر نیز کلمه «اَیوی گامَ» در اوستا را به معنی فصل پاییز دانستهاند.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60.</ref><br> | ||
مسعودی در کتاب خود، به طبیعت پاییز اشاره کرده و آن را سرد و خشک و نیز سودایی دانسته است. همچنین، او، کل فصل خزان را شامل | مسعودی در کتاب خود، به طبیعت پاییز اشاره کرده و آن را سرد و خشک و نیز سودایی دانسته است. همچنین، او، کل فصل خزان را شامل ۸۸ روز و ۱۷ ساعت و سهپنجم ساعت تا اولین دقیقه از برج جدی ([[دی]] ماه) محاسبه کرده است.<ref>مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص14.</ref> خوارزمی نیز، نقطه اعتدال پاییز (برابری شب و روز) را در اول برج میزان ([[مهر]] ماه) معرفی کرده است.<ref>خوارزمی، مفاتیح العلوم، ۱۴۰۴ق، ص241.</ref> [[ابوریحان بیرونی]]، در کتاب خود، روز [[۱۸ شهریور]] را «خزان خاصه» و روز [[۲ مهر]] را «خزان عامه» معرفی کرده و به گفته او، خزان، نشانهای برای سرد شدن هوا است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص267-268.</ref> <br> | ||
پاییز در باور ایرانیان باستان، فصل آفرینش گیاهان و جانوران بوده است. بیرونی معتقد است که در روز | پاییز در باور ایرانیان باستان، فصل آفرینش گیاهان و جانوران بوده است. بیرونی معتقد است که در روز [[۱۶ مهر)) (اولین ماه از فصل خزان)، خداوند زمین را گسترانیده و ارواح را به کالبدهای بیجان، دمیده است. در همین روز نیز، خداوند، ماه را که بیفروغ و سیاه بود، جلا بخشید و بههمین دلیل، ماه در این روز، از آفتاب، برتر است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص۲۲۲-۲۲۳.</ref> [[جشن مهرگان]] در روز [[۱۶ مهر]] نیز برآمده از این انگاره است که آفرینش و پرتوافکنی خورشید را در این روز میدانستند و مهر، نام دیگر خورشید است.<ref>بیرونی، الآثار الباقیة، ۱۹۲۳م، ص222.</ref> از اینرو، ایرانیان در دورههایی از تاریخ، فصل پاییز را آغاز سال میدانستند.<ref>بهار، پژوهشی در اساطیر ایران، ۱۳۸۶ش، ص496.</ref> واژه «سَرِذا» یا «سارِذا» در کتاب [[اوستا]] بهمعنی «سال» و «پاییز» است. همچنین در کتیبههای برجایمانده از دوران [[داریوش]]، واژه «سَردُ» بهمعنی پاییز آمده که در [[زبان سانسکریت]] نیز بهمعنی سال است و این نشانهای دیگر بر شروع سال از فصل پاییز در گذشتههای دور است.<ref>تقیزاده، گاهشماری در ایران قدیم، ۱۳۱۶ش، ص59-60، نیز حاشیۀ ۱۱۰-۱۱۱.</ref> | ||
==جشنهای پاییزی== | ==جشنهای پاییزی== | ||