حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
خط ۶: خط ۶:


=== معنای لغوی ===
=== معنای لغوی ===
واژۀ شیعه از ریشۀ «شیع» در منابع لغوی معانی گوناگونی دارد که از جملۀ آنها می‌توان به فرقه، حزب و گروه؛ پیروان، یاران و هواداران؛ دوستان و همراهان؛ و تقویت‌کنندگان و اشاعه‌دهندگان اشاره کرد.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص1.</ref> این واژه مفرد یا اسم جمع است و به‌طور یکسان برای مفرد مذکر، جمع و مؤنث به کار می‌رود، هرچند گاهی به صورت جمع شیع و اشیاع نیز آمده است. بر این اساس، می‌توان گفت شیعه در لغت به معنای فرد یا جماعتی است که از فرد دیگری پیروی یا او را همراهی یا با او همکاری می‌کند و باعث تقویت و موجب اشاعۀ اندیشه و آیین او می‌شود. معمولاً واژۀ شیعه به لحاظ لغوی به‌شکل مضاف به کار می‌رود؛ برای مثال گفته می‌شود: شیعۀ فلانی. این واژه و مشتقات آن در قرآن نیز به کار رفته و به‌همین معنای لغوی است. در همین راستا، واژۀ تشیّع نیز از همین ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، به‌معنای یاری‌کردن و پیروی‌نمودن جماعتی از یک شخص خاص است.<ref>آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، مجلۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ ۱۱، 1384ش، ص۴۰-۴۱.</ref>  
واژۀ شیعه از ریشۀ «شیع» در منابع لغوی معانی گوناگونی دارد که از جملۀ آنها می‌توان به فرقه، حزب و گروه؛ پیروان، یاران و هواداران؛ دوستان و همراهان؛ و تقویت‌کنندگان و اشاعه‌دهندگان اشاره کرد.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص1.</ref> به‌طور معمول واژۀ شیعه به لحاظ لغوی به‌شکل مضاف به کار می‌رود؛ برای مثال گفته می‌شود: شیعۀ فلانی. این واژه و مشتقات آن در قرآن نیز به کار رفته و به‌همین معنای لغوی است. در همین راستا، واژۀ تشیّع نیز از همین ریشه و مصدر باب تفعّل و از نظر لغوی، به‌معنای یاری‌کردن و پیروی‌نمودن جماعتی از یک شخص خاص است.<ref>آقانوری، علی، «شیعه و تشیع؛ مفهوم شناسی، ماهیت و خاستگاه»، مجلۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ ۱۱، 1384ش، ص۴۰-۴۱.</ref>  


=== معنای اصطلاحی ===
=== معنای اصطلاحی ===
شیعه در اصطلاح بر گروهی از مسلمانان اطلاق می‌شود که به خلافت و امامت بی‌واسطۀ علی بن ابی‌طالب اعتقاد دارند و بر این باورند که جانشین پیامبر اسلام از طریق نص شرعی تعیین می‌شود و امامت علی بن ابی‌طالب و دیگر امامان شیعه نیز از طریق نص شرعی اثبات شده است.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ق، ج۱، ص۱۴۶.    </ref> خاستگاه این اصطلاح  به زمان حیات پیامبر اسلام بازمی‌گردد که در چند نوبت درباره حامیان علی بن ابی‌طالب اصطلاح «شیعةُ علی» را به کار برد.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، 1996م، ج7، ص25۷.</ref> در طول تاریخ، این کاربرد اصطلاحی با دو معنای عام و خاص تمایز یافته است:<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۴-۴۵.</ref> به‌طور عام، اصطلاح شیعةُ علی به‌معنای یاران و دوستداران علی بن ابی‌طالب و فرزندان او و ناظر به پیدایش دو جریان کلی در تاریخ صدر اسلام است که بیانگر جدایی مسلمانان به دو بخش دوستداران و هواداران علی بن ابی‌طالب و رویاروی آنان است.<ref>فیاض، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، 1406ق، ص31.</ref> در این معنا، برخلاف معنای خاص، اعتقاد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابی‌طالب و فرزندان او معیار نبوده است، بلکه اصطلاحی فراگیر است که بر کسانی تطبیق می‌یابد که در حوادث صدر اسلام، طرفدار خلافت علی بن ابی‌طالب شدند.<ref>منقری، وقعة صفین، 1382ش، ص5.</ref> اصطلاح شیعة علی به‌طور خاص بر پیروان مذهب تشیع در برابر پیروان مذهب تسنن اطلاق می‌شود و ایشان کسانی هستند که معتقد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابی‌طالب و فرزندان او پس از پیامبر می‌باشند.<ref name=":0">اشعری قمی، المقالات و الفرق،1360ش، ص15؛ [https://lib.eshia.ir/10408/0/17 نوبختی، فرق الشیعه، 1355ق، ص17.]</ref> از نظر تاریخی، واژه شیعه به تدریج بر همین معنای اصطلاحی خاص تطبیق یافت و به عنوان نامی برای شیعه امامیه اثنا عشری تثبیت شد.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۲-۴۵.</ref>
شیعه در اصطلاح بر گروهی از مسلمانان اطلاق می‌شود که به جانشینی بی‌واسطۀ علی بن ابی‌طالب اعتقاد دارند.<ref>مفید، اوائل المقالات، ۱۳۷۲ش، ص۳۵؛ شهرستانی، الملل و النحل، ۱۳۶۴ق، ج۱، ص۱۴۶.    </ref> خاستگاه این اصطلاح  به زمان حیات پیامبر اسلام بازمی‌گردد که در چند نوبت درباره حامیان علی بن ابی‌طالب اصطلاح «شیعةُ علی» را به کار برد.<ref>ابن‌منظور، لسان العرب، 1996م، ج7، ص25۷.</ref> در طول تاریخ، این کاربرد اصطلاحی با دو معنای عام و خاص تمایز یافته است:<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۴-۴۵.</ref> به‌طور عام، اصطلاح شیعه علی به‌معنای یاران و دوستداران علی بن ابی‌طالب و فرزندان او است.<ref>فیاض، تاریخ الامامیة و اسلافهم من الشیعة منذ نشأة التشیع حتی مطلع القرن الرابع الهجری، 1406ق، ص31.</ref> در این معنا، برخلاف معنای خاص، اعتقاد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابی‌طالب و فرزندان او معیار نبوده است، بلکه اصطلاحی فراگیر است که بر کسانی تطبیق می‌یابد که در حوادث صدر اسلام، طرفدار خلافت علی بن ابی‌طالب شدند.<ref>منقری، وقعة صفین، 1382ش، ص5.</ref> اصطلاح شیعه علی به‌طور خاص بر پیروان مذهب تشیع در برابر پیروان مذهب تسنن اطلاق می‌شود و آنها کسانی هستند که معتقد به امامت منصوص و بلافصل علی بن ابی‌طالب و فرزندان او پس از پیامبر می‌باشند.<ref name=":0">اشعری قمی، المقالات و الفرق،1360ش، ص15؛ [https://lib.eshia.ir/10408/0/17 نوبختی، فرق الشیعه، 1355ق، ص17.]</ref> از نظر تاریخی، واژه شیعه به تدریج بر همین معنای اصطلاحی خاص تطبیق یافت و به‌عنوان نامی برای شیعه امامیه اثنا عشری تثبیت شد.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۲-۴۵.</ref>


=== اصطلاحات مترادف ===
=== اصطلاحات مترادف ===
در طول تاریخ شیعه و در گستره مناطق گوناگون جغرافیایی که شیعیان حضور داشته‌اند، چندین اصطلاح به‌عنوان نام‌هایی جایگزین رایج گردیده است. اصطلاح علوی به‌معنای منسوب به علی بن ابی‌طالب و در اصل بیانگر نسب کسانی است که از اولاد او باشند،<ref>دهخدا، لغت نامه دهخدا، 1373ش، ج10، ص14172. </ref> اما‌‌‌‌ علوی در برابر اصطلاح عثمانی نیز به کار رفته و بر کسانی اطلاق می‌شود که پس از قتل عثمان، علی بن ابی‌طالب را به قتل وی متهم نکردند و به عایشه و معاویه نپیوستند.<ref>ابوخلف الأشعری القمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۶۵ و ۷۰.</ref> اصطلاح ترابی وصفی است که مخالفان شیعه از باب سرزنش بر شیعیان اطلاق می‌کرده‌اند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج4، ص۲۰۱.</ref> و در اساس، برگرفته از لقبی بوده است که پیامبر به علی بن ابی‌طالب داده بود و زیاد بن ابیه نخستین بار شیعه علی را ترابیه نامید.<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، 1417ق، ج1، ص307.</ref>اصطلاح متاوله اکنون یکی از مهم‌ترین نام‌های شیعه امامیه در جبل عامل لبنان است و مشتق از توالی به‌معنای پی‌درپی‌بودن یا از تولی به‌معنای ولای اهل بیت پیامبر است و آغاز پیدایش آن به سال ۱۱۰۰ق بازمی‌گردد. اصطلاح مشارقه نیز نامی است که ابن اثیر در گزارش حوادث ۴۰۷ق از آن یاد کرده و بر اساس آن، در مغرب (شمال آفریقا) شیعیان را مشارقه می‌نامیده‌اند و این نام در انتساب به ابو عبدالله شیعی بود که مشرقی‌الاصل بوده است.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref> همچنین اصطلاح رافضی از ریشه رفض به‌معنای ترک‌کردن گرفته شده و مخالفان شیعه آن را بر همه فرقه‌های شیعه و گاهی بر گروه خاصی از آنان اطلاق می‌نموده‌اند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۱، ص۳۰۷</ref> و با به کاربردن آن، قصد طعن و نکوهش آنان را داشته‌اند.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref>
در طول تاریخ شیعه و در گستره مناطق گوناگون جغرافیایی که شیعیان حضور داشته‌اند، چندین اصطلاح به‌عنوان نام‌هایی جایگزین رایج شده است. اصطلاح علوی به‌معنای منسوب به علی بن ابی‌طالب و در اصل بیانگر نسب کسانی است که از اولاد او باشند،<ref>دهخدا، لغت نامه دهخدا، 1373ش، ج10، ص14172. </ref> اما‌‌‌‌ علوی در برابر اصطلاح عثمانی نیز به کار رفته و بر کسانی اطلاق می‌شود که پس از قتل عثمان، علی بن ابی‌طالب را به قتل وی متهم نکردند و به عایشه و معاویه نپیوستند.<ref>ابوخلف الأشعری القمی، المقالات و الفرق، ۱۳۶۰ش، ص۶۵ و ۷۰.</ref> اصطلاح ترابی وصفی است که مخالفان شیعه از باب سرزنش بر شیعیان اطلاق می‌کرده‌اند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج4، ص۲۰۱.</ref> و در اساس، برگرفته از لقبی بوده است که پیامبر به علی بن ابی‌طالب داده بود و زیاد بن ابیه نخستین بار شیعه علی را ترابیه نامید.<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، 1417ق، ج1، ص307.</ref>اصطلاح متاوله اکنون یکی از مهم‌ترین نام‌های شیعه امامیه در جبل عامل لبنان است و مشتق از توالی به‌معنای پی‌درپی‌بودن یا از تولی به‌معنای ولای اهل بیت پیامبر است و آغاز پیدایش آن به سال ۱۱۰۰ق بازمی‌گردد. اصطلاح مشارقه نیز نامی است که ابن اثیر در گزارش حوادث ۴۰۷ق از آن یاد کرده و بر اساس آن، در مغرب (شمال آفریقا) شیعیان را مشارقه می‌نامیده‌اند و این نام در انتساب به ابو عبدالله شیعی بود که مشرقی‌الاصل بوده است.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref> همچنین اصطلاح رافضی از ریشه رفض به‌معنای ترک‌کردن گرفته شده و مخالفان شیعه آن را بر همه فرقه‌های شیعه و گاهی بر گروه خاصی از آنان اطلاق می‌نموده‌اند<ref>صدر حاج سید جوادی و دیگران، دائرة المعارف تشیع، 1377ش، ج۱، ص۳۰۷</ref> و با به کاربردن آن، قصد طعن و نکوهش آنان را داشته‌اند.<ref>منتظری‌مقدم، «واژه شناسی شیعه و تشیع»، ۱۳۸۲ش، ص۴۵-۴۸.</ref>


=== اصطلاحات متقابل ===
=== اصطلاحات متقابل ===
برگرفته از «https://iranpedia.net/wiki/شیعه»