بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
== اصول دین در ادیان ابراهیمی == | == اصول دین در ادیان ابراهیمی == | ||
اسلام، مسیحیت و یهودیت از ادیان ابراهیمی هستند. این ادیان که به پیامبران الهی نسبت داده میشوند، در باورها شباهتهای زیادی با یکدیگر دارند. این باورهای مشترک، از مهمترین تفاوتهای ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.<ref>[https://www.pasokhmag.ir/article_182387_c2649f3a9059b2eaca0ef10190ffbb6d.pdf حسینیکوهساری و فروتن، «بـررسی تطبیقی آموزههای اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.]</ref> همه ادیان الهی در سه اصل کلی توحيد و نبوت و معاد با هم مشترکاند؛<ref name=":0" /> ازاینرو آنها اساسیترين عقايد در همه اديان آسمانى شناخته میشوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A2%D9%86%D9%83%D9%87 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> | اسلام، مسیحیت و یهودیت از ادیان ابراهیمی هستند. این ادیان که به پیامبران الهی نسبت داده میشوند، در باورها شباهتهای زیادی با یکدیگر دارند. این باورهای مشترک، از مهمترین تفاوتهای ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.<ref>[https://www.pasokhmag.ir/article_182387_c2649f3a9059b2eaca0ef10190ffbb6d.pdf حسینیکوهساری و فروتن، «بـررسی تطبیقی آموزههای اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.]</ref> همه ادیان الهی در سه اصل کلی توحيد و نبوت و معاد با هم مشترکاند؛<ref name=":0">[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاینرو آنها اساسیترين عقايد در همه اديان آسمانى شناخته میشوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A2%D9%86%D9%83%D9%87 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> | ||
=== توحید === | === توحید === | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
=== معاد === | === معاد === | ||
بررسیهای تطبیقی نشان میدهد اسلام، مسیحیت و یهودیت در باور به زندگی پس از مرگ مشترکاند، اما در جزئیات آن تفاوتهایی وجود دارد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78.]</ref> در اسلام، اعتقاد بر این است که همه انسانها در روز قیامت محاسبه میشوند و نیکان به بهشت و گناهکاران به دوزخ میروند. این جهان، گذرگاهی به سوی حیات ابدی دانسته میشود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10306/1/59/%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D9%85 مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص59.]</ref> | |||
در یهودیت، اگرچه بهشت و دوزخ پذیرفته شدهاند، اما مفهوم آخرت عمدتاً بر پیامدهای دنیوی متمرکز است و واژه «جهنم» ریشه در مکانی تاریخی در نزدیکی اورشلیم دارد، در حالی که در قرآن، بر پاداش و کیفر اخروی تأکید فراوانی شده است. مسیحیان نیز به اصل معاد و رستاخیز پس از مرگ اعتقاد دارند. بر اساس این باور، هر کس که به پسر خدا بودن حضرت عیسی (ع) معتقد باشد، وارد بهشت خواهد شد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78-79.]</ref> | |||
قرآن کریم برخلاف دیدگاههای یهودیت و مسیحیت که ورود به بهشت را به قومیت خاص یا اعتقاد به پسر خدا بودن عیسی (ع) مشروط میکنند، رستگاری را تنها در گرو ایمان به خدا و عمل صالح میداند. بر اساس آیه ۶۲ سوره بقره، هر فرد باایمان و نیکوکار، اعم از مسیحی، یهودی یا ستارهپرست سزاوار بهشت است. بنابراین، اسلام با رد هرگونه نژادپرستی و قومگرایی، معیار برتری انسانها را تقوا و کردار شایسته میداند.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_62_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87 سوره بقره، آیه 62؛] [https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص80-81.]</ref> | |||
== اصول دین در مذاهب اسلامی == | |||
پژوهشها نشان میدهد بیشتر مذاهب اسلامی اصول دین را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود میدانند؛<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> در حالی که هیچ دلیلی برای محدود کردن اصول دین به این سه اصل وجود ندارد و آنها به دلیل جایگاه بنیادینشان در دین به عنوان اصول شناخته میشوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/98/%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D8%AA محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.]</ref> از این رو برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری را بر سه اصل فوق افزودهاند؛ بهعنوان مثال، معتزله عدل، وعده و وعید (پاداش و کیفر اخروی) و امر به معروف و نهی از منکر را نیز در زمره اصول دین میدانند.<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.]</ref> در مقابل، اشاعره از میان این سه اصل، تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین میدانند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref> | |||
گرچه عالمان شیعه برای دستهبندی عقاید اسلامی، روشهای مختلفی ارائه کردهاند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنجگانه با تفکیک اصول سهگانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایجتر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آنها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آنها را انکار کند، کافر محسوب میشود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیعاند و کسی که آنها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> | گرچه عالمان شیعه برای دستهبندی عقاید اسلامی، روشهای مختلفی ارائه کردهاند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنجگانه با تفکیک اصول سهگانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایجتر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آنها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آنها را انکار کند، کافر محسوب میشود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیعاند و کسی که آنها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> | ||
از منظر متفکران شیعی، توحید در ذات، صفات و افعال خداوند به کار میرود. توحید ذاتی به معنای یکتایی و مرکب نبودن ذات الهی؛ توحید صفاتی به معنای عینیت صفات (مانند علم و قدرت) با ذات او و توحید افعالی به معنای انتساب همه رویدادها به اراده الهی است.<ref>عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.</ref> در نقطه مقابل، میان دو مکتب کلامی اشاعره و معتزله تقابل وجود دارد: اشاعره با تأکید بر توحید افعالی، صفات الهی را زائد بر ذات میدانند و معتقدند تمامی امور تنها به خواست و مشیت الهی تحقق مییابد. این باور به جبر در افعال بشری منجر میشود؛ در حالی که معتزله با دفاع از عینیت صفات و ذات (توحید صفاتی)، توحید افعالی را به شکلی که اشاعره مطرح میکنند، رد مینمایند و به اصل انتخاب و اختیار در انسان معتقدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1327708/text/%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c فیضی زاده، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، 1395ش، ص206-207.]</ref> | |||
اندیشمندان شیعی و معتزله اصل عدل را از اصول اعتقادی میدانند، اما اشاعره که اکثریت اهل تسنّن را تشکیل میدهند، منکر آن هستند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/70/%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%91%D9%85%DB%8C%D9%86 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص70.] </ref> معتزله معتقدند برخی کارها ذاتاً عادلانه و برخی ذاتاً ظالمانه هستند و خدا هرگز کار ظالمانه انجام نمیدهد. در مقابل، اشاعره میگویند عدل هر کاری است که خدا انجام دهد؛ حتی اگر نیکوکار را عذاب و گنهکار را پاداش دهد. معتزله به دنبال طرح اصل عدل، به این باور رسیدند که عقل انسان در تشخیص خوبی و بدی امور مستقل است و میتواند خوبی و بدی برخی کارها را بدون نیاز به بیان شرع درک کند؛ اما اشاعره با این دیدگاه نیز مخالف بودند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/74/%D8%B7%D8%B1%D8%AD مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص74.]</ref> | |||
بسیاری از اهل سنت امامت را یکی از فروعات فقهی میدانند، اما شیعیان و برخی از اهل تسنن آن را از اصول دین به شمار میآورند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1982204/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85?q=%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&score=274877907000.0&rownumber=1 موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص11-12.]</ref> امامت در اندیشه شیعی به معنای مدیریت، رهبری و هدایت<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/318/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%85 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص318.]</ref> همهجانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است. این رهبری تنها زمانی درست است که امام از سوی خداوند تعیین شده و از هرگونه خطا و گناه دور باشد، تا بتواند دین را به درستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref> | |||
== فطری بودن در اصول دین == | |||
== فطری بودن | |||
فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت بهطور طبیعی در وجود همه انسانها قرار دارد و انسانها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> | فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت بهطور طبیعی در وجود همه انسانها قرار دارد و انسانها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref> | ||
| خط ۸۰: | خط ۶۶: | ||
اعتقاد به نبوت نيز مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بینهایت میداند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت بهسوی همان خوبی بینهایت است بهطور طبیعی میپذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامهای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref> | اعتقاد به نبوت نيز مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بینهایت میداند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت بهسوی همان خوبی بینهایت است بهطور طبیعی میپذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامهای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref> | ||
== چگونگی باور به اصول دین == | == چگونگی باور به اصول دین == | ||