بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۶: خط ۲۶:


== اصول دین در ادیان ابراهیمی ==
== اصول دین در ادیان ابراهیمی ==
اسلام، مسیحیت و یهودیت از ادیان ابراهیمی هستند. این ادیان که به پیامبران الهی نسبت داده می‌شوند، در باورها شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارند. این باورهای مشترک،  از مهم‌ترین تفاوت‌های ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.<ref>[https://www.pasokhmag.ir/article_182387_c2649f3a9059b2eaca0ef10190ffbb6d.pdf حسینی‌کوهساری و فروتن، «بـررسی‌ تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.]</ref> همه ادیان الهی در سه اصل کلی توحيد و نبوت و معاد با هم مشترک‌اند؛<ref name=":0" /> ازاین‌رو آنها اساسی‌ترين عقايد در همه اديان آسمانى شناخته می‌شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A2%D9%86%D9%83%D9%87 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref>
اسلام، مسیحیت و یهودیت از ادیان ابراهیمی هستند. این ادیان که به پیامبران الهی نسبت داده می‌شوند، در باورها شباهت‌های زیادی با یکدیگر دارند. این باورهای مشترک،  از مهم‌ترین تفاوت‌های ادیان آسمانی با ادیان غیرآسمانی است.<ref>[https://www.pasokhmag.ir/article_182387_c2649f3a9059b2eaca0ef10190ffbb6d.pdf حسینی‌کوهساری و فروتن، «بـررسی‌ تطبیقی آموزه‌های اعتقادی ادیان ابراهیمی»، 1402ش، ص114.]</ref> همه ادیان الهی در سه اصل کلی توحيد و نبوت و معاد با هم مشترک‌اند؛<ref name=":0">[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاین‌رو آنها اساسی‌ترين عقايد در همه اديان آسمانى شناخته می‌شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A2%D9%86%D9%83%D9%87 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref>


=== توحید ===
=== توحید ===
خط ۴۱: خط ۴۱:


=== معاد ===
=== معاد ===
مطالعات تطبیقی نشان می‌دهد که اسلام، مسیحیت و یهودیت همگی به معاد و حیات پس از مرگ باور دارند، اما در تبیین جزئیات آن دیدگاه‌های متفاوتی ارائه می‌کنند. در تورات، مفهوم آخرت به معنای به سرنوشت دنیوی انسان است. اگرچه یهودیان به بهشت و دوزخ اعتقاد دارند، اما واژه «جهنم» در اصل نام مکانی در بیرون از اورشلیم بوده است که در آن بتی قرار داشته و بنی‌اسرائیل در برهه‌هایی از تاریخ، در گودال‌های اطراف آن آتش می‌افروختند.
بررسی‌های تطبیقی نشان می‌دهد اسلام، مسیحیت و یهودیت در باور به زندگی پس از مرگ مشترک‌اند، اما در جزئیات آن تفاوت‌هایی وجود دارد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78.]</ref> در اسلام، اعتقاد بر این است که همه انسان‌ها در روز قیامت محاسبه می‌شوند و نیکان به بهشت و گناهکاران به دوزخ می‌روند. این جهان، گذرگاهی به سوی حیات ابدی دانسته می‌شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10306/1/59/%D9%85%D8%B9%D8%AA%D9%82%D8%AF%D9%8A%D9%85 مکارم شیرازی، «اعتقاد ما»، 1376ش، ص59.]</ref>


برخی پژوهشگران معتقدند اندیشه رستاخیز مردگان در یهودیت تحت تأثیر باور اقوامی مانند ایرانیان باستان شکل گرفته و سپس در چارچوبی معنوی بازتفسیر شده است.  
در یهودیت، اگرچه بهشت و دوزخ پذیرفته شده‌اند، اما مفهوم آخرت عمدتاً بر پیامدهای دنیوی متمرکز است و واژه «جهنم» ریشه در مکانی تاریخی در نزدیکی اورشلیم دارد، در حالی که در قرآن، بر پاداش و کیفر اخروی تأکید فراوانی شده است. مسیحیان نیز به اصل معاد و رستاخیز پس از مرگ اعتقاد دارند. بر اساس این باور، هر کس که به پسر خدا بودن حضرت عیسی (ع) معتقد باشد، وارد بهشت خواهد شد.<ref>[https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص78-79.]</ref>


با دقت در تورات روشن می‌شود که بیشتر وعده‌های عذاب در این کتاب، ناظر به عذاب‌های دنیوی است نه اخروی؛ در حالی که قرآن کریم تأکید بیشتری بر پاداش‌ها و کیفرهای اخروی دارد. این تفاوت نشان می‌دهد که ماهیت معاد در نگاه یهودیان با دیدگاه اسلامی تفاوت دارد؛ به‌گونه‌ای که قوم یهود، به دلیل گرایش بیشتر به امور مادی و دنیوی، غالباً با عذاب‌های دنیوی مورد هشدار قرار گرفته‌اند.
قرآن کریم برخلاف دیدگاه‌های یهودیت و مسیحیت که ورود به بهشت را به قومیت خاص یا اعتقاد به پسر خدا بودن عیسی (ع) مشروط می‌کنند، رستگاری را تنها در گرو ایمان به خدا و عمل صالح می‌داند. بر اساس آیه ۶۲ سوره بقره، هر فرد باایمان و نیکوکار، اعم از مسیحی، یهودی یا ستاره‌پرست سزاوار بهشت است. بنابراین، اسلام با رد هرگونه نژادپرستی و قوم‌گرایی، معیار برتری انسان‌ها را تقوا و کردار شایسته می‌داند.<ref>[https://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_62_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%A8%D9%82%D8%B1%D9%87 سوره بقره، آیه 62؛] [https://rjqk.atu.ac.ir/article_5591_a489c8dbdd8c88810a2ebd0b9911bfee.pdf واعظ، و كاردل ايلوار، «تبيين تطبيقي مباني نظري، شرعي و اخلاقي اسلام، يهوديت و مسيحيت»، 1391ش، ص80-81.]</ref>


بر اساس پژوهش‌ها، اکثر فرقه‌های اسلامی اصول اعتقادی را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود می‌دانند؛<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> در حالی که هیچ دلیلی از قرآن یا سنت برای محدود کردن اصول دین به این سه اصل وجود ندارد و آنها به دلیل جایگاه بنیادین‌شان در دین به عنوان اصول شناخته می‌شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/98/%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D8%AA محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.]</ref> از این رو اندیشمندان برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری را بر سه اصل فوق افزوده‌اند؛ برای مثال، معتزله پنج اصل را مطرح می‌کنند که شامل توحید، عدل، وعده و وعید، منزلت بین‌المنزلتین، و امر به معروف و نهی از منکر است <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref> که در این میان، توحید و عدل، ارکان اصلی محسوب می‌شوند.<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.]</ref> در مذهب امامیه نیز اصول اعتقادی پنج‌گانه شامل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد دیدگاه مشهور است. در مقابل، اشاعره از میان این سه اصل، تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین می‌دانند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref>  
== اصول دین در مذاهب اسلامی ==
پژوهش‌ها نشان می‌دهد بیشتر مذاهب اسلامی اصول دین را به سه اصل توحید، نبوت و معاد محدود می‌دانند؛<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> در حالی که هیچ دلیلی برای محدود کردن اصول دین به این سه اصل وجود ندارد و آنها به دلیل جایگاه بنیادین‌شان در دین به عنوان اصول شناخته می‌شوند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/98/%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82%D8%AA محمدی ری‌شهری، «دانش‌نامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص98-99.]</ref> از این رو برخی مذاهب اسلامی اصول دیگری را بر سه اصل فوق افزوده‌اند؛ به‌عنوان مثال، معتزله عدل، وعده و وعید (پاداش و کیفر اخروی) و امر به معروف و نهی از منکر را نیز در زمره اصول دین می‌دانند.<ref>[https://kalampajouhi.whc.ir/article_423_4c7fea03822b782624cde1e6fc208372.pdf وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص13.]</ref> در مقابل، اشاعره از میان این سه اصل، تنها توحید و نبوت را جزء اصول دین می‌دانند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/8989/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ac%d8%af%d8%a7%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86 قدردان قراملکی، «نظریه جداانگاری امانت از اصول دین»، 1377ش، ص164.]</ref>


گرچه عالمان شیعه برای دسته‌بندی عقاید اسلامی، روش‌های مختلفی ارائه کرده‌اند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنج‌گانه با تفکیک اصول سه‌گانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایج‌تر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آن‌ها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آن‌ها را انکار کند، کافر محسوب می‌شود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیع‌اند و کسی که آن‌ها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>
گرچه عالمان شیعه برای دسته‌بندی عقاید اسلامی، روش‌های مختلفی ارائه کرده‌اند،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص103.]</ref> اما دیدگاه پنج‌گانه با تفکیک اصول سه‌گانهٔ اسلام (توحید، نبوت، معاد) و اصول دوگانهٔ ایمان (عدل و امامت) رایج‌تر است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1090427/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%87?q=%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%20%D8%B9%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%AF%20%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C&score=274877907000.0&rownumber=1 توران، «ساختار عقاید اسلامی در کلام امامیه»، 1392ش، ص124.]</ref> بر اساس این دیدگاه، اصول دین معیار اسلام و کفر هستند؛ کسی که به آن‌ها ایمان دارد، مسلمان است و کسی که آن‌ها را انکار کند، کافر محسوب می‌شود؛ در حالی که عدل و امامت اصول مذهب تشیع‌اند و کسی که آن‌ها را نپذیرد، همچنان مسلمان است، اما شیعه نیست.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>


از منظر متفکران شیعی، توحید در ذات، صفات و افعال خداوند به کار می‌رود. توحید ذاتی به معنای یکتایی و مرکب نبودن ذات الهی؛ توحید صفاتی به معنای عینیت صفات (مانند علم و قدرت) با ذات او و توحید افعالی به معنای انتساب همه رویدادها به اراده الهی است.<ref>عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.</ref> در نقطه مقابل، میان دو مکتب کلامی اشاعره و معتزله تقابل وجود دارد: اشاعره با تأکید بر توحید افعالی، صفات الهی را زائد بر ذات می‌دانند و معتقدند تمامی امور تنها به خواست و مشیت الهی تحقق می‌یابد. این باور به جبر در افعال بشری منجر می‌شود؛ در حالی که معتزله با دفاع از عینیت صفات و ذات (توحید صفاتی)، توحید افعالی را به شکلی که اشاعره مطرح می‌کنند، رد می‌نمایند و به اصل انتخاب و اختیار در انسان معتقدند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1327708/text/%d8%aa%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%b0%d8%a7%d9%87%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%db%8c فیضی زاده، «توحید از دیدگاه مذاهب اسلامی»، 1395ش، ص206-207.]</ref>


اندیشمندان شیعی و معتزله اصل عدل را از اصول اعتقادی می‌دانند، اما اشاعره که اکثریت اهل تسنّن را تشکیل می‌دهند، منکر آن هستند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/70/%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%91%D9%85%DB%8C%D9%86 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص70.] </ref> معتزله معتقدند برخی کارها ذاتاً عادلانه و برخی ذاتاً ظالمانه هستند و خدا هرگز کار ظالمانه انجام نمی‌دهد. در مقابل، اشاعره می‌گویند عدل هر کاری است که خدا انجام دهد؛ حتی اگر نیکوکار را عذاب و گنهکار را پاداش دهد. معتزله به دنبال طرح اصل عدل، به این باور رسیدند که عقل انسان در تشخیص خوبی و بدی امور مستقل است و می‌تواند خوبی و بدی برخی کارها را بدون نیاز به بیان شرع درک کند؛ اما اشاعره با این دیدگاه نیز مخالف بودند.<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/74/%D8%B7%D8%B1%D8%AD مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص74.]</ref>


== محتوای اصول دین ==
بسیاری از اهل سنت امامت را یکی از فروعات فقهی می‌دانند، اما شیعیان و برخی از اهل تسنن آن را از اصول دین به شمار می‌آورند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1982204/%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85?q=%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D9%87%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA%20%D8%A7%D8%B2%20%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%83%D8%B1%D9%8A%D9%85&score=274877907000.0&rownumber=1 موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص11-12.]</ref> امامت در اندیشه شیعی به معنای مدیریت، رهبری و هدایت<ref>[https://lib.eshia.ir/11051/3/318/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%85 مطهری، «مجموعه آثار»، 1389ش، ج3، ص318.]</ref> همه‌جانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است. این رهبری تنها زمانی درست است که امام از سوی خداوند تعیین شده و از هرگونه خطا و گناه دور باشد، تا بتواند دین را به درستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref>


=== توحید ===
== فطری بودن در اصول دین ==
در میان اصول دین، اعتقاد به وجود خداوند یکتا، مهم‌ترین اصل و پایه اصول دیگر است به‌طوری که بدون توجه به وجود خداوند، نمی‌توان بقیه اصول دین را درست فهمید و بدون باور به آن، ایمان به آنها ممکن نیست؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63-64.]</ref> ازاین‌رو تمامی اصول و فروع اسلام بازتابی از توحید هستند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص78.]</ref>
 
توحید به معنای یکی دانستن است و درباره خداوند هم در باب ذات هم صفات و هم افعال او به کار می‌رود. توحید ذاتی یعنی خداوند یکتا است و مرکب نیست؛ نه چندتاست و نه از اجزا تشکیل شده است. توحید صفاتی یعنی صفات خداوند مانند علم، قدرت و حیات از یکدیگر جدا نیستند و همه آن‌ها عین ذات خداوند هستند. توحید افعالی یعنی همه موجودات و همه کارهایی که در جهان انجام می‌شود، در نهایت به خداوند و اراده او بازمی‌گردد.<ref>عبودیت و مصباح، «مبانی اندیشه اسلامی 2؛ خداشناسی»، 1398ش، ص180.</ref>
 
=== عدل ===
عدل ازجمله صفات خداوند<ref>[https://lib.eshia.ir/26679/1/77 سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.]</ref> و يکی از اصول دين نزد شيعه اسـت.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.]</ref> عدل مخالف با ظلم و به معنای رعایت حقوق دیگران و برابر با حکمت است؛ ازاین‌رو هر کار عادلانه، کاری حکیمانه محسوب می‌شود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/162 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص162-163.]</ref> عدل الهی یعنی هر کار خداوند، نیکو است و هیچ زشتی یا بدی در آن نیست؛<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص83.]</ref> زیرا او دارای همه خوبی‌ها است و هیچگونه عیب یا کمبودی ندارد.<ref>[https://lib.eshia.ir/26679/1/77 سبحانی، «منشور عقاید امامیه»، 1376ش، ص77.]</ref> ازاین‌رو خداوند همیشه بر اساس حق قضاوت می‌کند و به هر کسی پاداش یا کیفر متناسب با اعمالش می‌دهد.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/164 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص164]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص84.]</ref>
 
=== نبوت ===
اعتقاد به نبوت یکی دیگر از اصول دین اسلام است. این اصل بیان می‌کند که انسان برای هدایت و خوشبختی در زندگی دنیا و آخرت به راهنمایی نیاز دارد که به‌طور مستقیم به خالق هستی متصل باشد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.]</ref> این راه همان وحی است که به پیامبران داده‌شده و مردم از طریق آن، همه آنچه برای رسیدن به سعادت و رشد نیاز دارند، می‌آموزند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/178 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص178.]</ref>
 
=== معاد ===
معاد به معنای اعتقاد به بازگشت انسان پس از مرگ به زندگى ابدى در عالم آخرت و دريافت پاداش و كيفر اعمالى كه در اين جهان انجام داده است.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13]؛ [https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> در نظام اعتقادی اسلام، هستی تنها به این جهان مادی محدود نمی‌شود و با مرگ انسان پایان نمی‌یابد، بلکه این دنیا تنها بخشی کوچک از عالم هستی است و جسم نیز تنها بخشی از وجود انسان را تشکیل می‌دهد. بر این اساس، زندگی دنیوی انسان مقدمه زندگی اخروی و جاودانه اوست و سرنوشت انسان در آخرت، به کردار او در این جهان بستگی دارد.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص85.]</ref> اعتقاد به معاد بر این باور استوار است که انسان فقط یک بدن مادی نیست، بلکه روحی دارد که بعد از مرگ هم باقی می‌ماند. اگر روح پس از مرگ باقی نماند، زنده شدن دوباره همان انسان بی‌معنا خواهد بود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/355 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص355.]</ref>
 
=== امامت ===
اعتقاد به امامت یکی از اصول اعتقادی در دین اسلام و مذهب شیعه است.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص89.]</ref> در اندیشه شیعی امامت به معنای پیشوایی و رهبری همه‌جانبه جامعه اسلامی در امور دینی و دنیوی است. این رهبری تنها زمانی درست است که امام از سوی خداوند تعیین شده باشد و از هرگونه خطا و گناه دور باشد تا بتواند دین را به‌درستی بیان کند.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/298 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص298.]</ref> بنابراین امامان جانشینان پیامبر هستند و وظیفه دارند تا آنچه پیامبر از سوی خدا آورده است، برای مردم تفسیر و بیان کنند و مردم را به‌سوی خدا، سعادت و رستگاری هدایت نمایند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref>
 
== فطری بودن و اشتراک ادیان الهی در اصول دین ==
فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت به‌طور طبیعی در وجود همه انسان‌ها قرار دارد و انسان‌ها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>  
فطرت به معنای شناخت و گرایش درونی انسان است که از آغاز آفرینش در وجود او نهاده شده است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص36.]</ref> منظور از «فطری بودن اصول دین» این است که باور به توحيد، معاد و نبوت به‌طور طبیعی در وجود همه انسان‌ها قرار دارد و انسان‌ها آمادگی پذیرش این باورها را دارند.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص35.]</ref>  


خط ۸۰: خط ۶۶:


اعتقاد به‌ نبوت‌ نيز‌ مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بی‌نهایت می‌داند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت به‌سوی همان خوبی بی‌نهایت است به‌طور طبیعی می‌پذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامه‌ای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref>  
اعتقاد به‌ نبوت‌ نيز‌ مانند باور به توحيد و معاد، امری فـطری است.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص40.]</ref> انسانی که با فطرت خود، خداوند را خوبی بی‌نهایت می‌داند و از طرف دیگر آگاه است که سرانجام او بازگشت به‌سوی همان خوبی بی‌نهایت است به‌طور طبیعی می‌پذیرد که برای رسیدن به او، به راهنما و برنامه‌ای مطمئن نیاز دارد.<ref>[https://ofoghandisha.com/wp-content/uploads/2024/11/1_14311746093_Signed.pdf فلاح یخدانی، «فطری بودن اصول دین در آرای بانو امین»، 1401ش، ص41.]</ref>  
فطری بودن اصول دین، ما را به این نتیجه می‌رساند که همه ادیان الهی در سه اصل اعتقادی توحید، نبوت و معاد با هم مشترک‌اند؛<ref name=":0">[https://lib.eshia.ir/10216/1/13 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص13.]</ref> ازاین‌رو تفاوت ادیان الهی تنها در برخی مسائل جزئی است مانند تفاوت در برخی از قوانین کیفری یا تفاوت در روش‌های اجرای احکام متناسب با شرایط هر دوره.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1817282/%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B9?q=%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA%20%D8%B4%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%B9%20%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C&score=16393.031&rownumber=1 صادقی فدکی، «وحدت شرایع الاهی در اصول و فروع»، 1400ش، ص18-20.]</ref>


== چگونگی باور به اصول دین ==
== چگونگی باور به اصول دین ==