خط ۲۶: خط ۲۶:


=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی ===
=== انحراف در تحلیل رابطه مادرانه و سوگیری جنسی ===
اگرچه کریستوا نظریۀ عقده ادیپ فروید و حذف مادر در روایت سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطۀ مادرانه مورد انتقاد قرار گرفته است. در کتاب خورشید سیاه او با طرح ظرفیتی برای همجنس‌گرایی زنانه و عشق بین زنان، روایتی از رابطۀ مادر-دختر ارائه می‌دهد که از سوی منتقدان به‌عنوان «انحراف» توصیف شده است. تلاش او برای بنیان‌گذاری یک «گفتمان مادری نو» در چارچوبی که مرزهای هویت جنسی را مخدوش می‌کند، از منظر برخی ناقدان، نه‌تنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد، بلکه خود بخشی از مسئله است.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>
اگرچه کریستوا نظریۀ عقده ادیپ فروید و حذف مادر در روایت سیمون دوبووار را نقد می‌کند، اما خود در تحلیل رابطۀ مادرانه مورد انتقاد قرار گرفته است. او با طرح ظرفیتی برای همجنس‌گرایی زنانه و عشق بین زنان، روایتی از رابطۀ مادر-دختر ارائه می‌دهد که از سوی منتقدان به‌عنوان «انحراف» توصیف شده است. تلاش او برای بنیان‌گذاری یک «گفتمان مادری نو» در چارچوبی که مرزهای هویت جنسی را مخدوش می‌کند، از منظر برخی ناقدان، نه‌تنها راه‌حل ارائه نمی‌دهد، بلکه خود بخشی از مسئله است.<ref>Burr, Vivien (1995), an introduction to social constructionism, p15.</ref>


=== نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی ===
=== نادیده‌گرفتن واقعیت‌های زیستی ===
رویکرد برساخت‌گرایانۀ رادیکال کریستوا، کل فرآیند هویت‌یابی انسان را با پرسش مواجه می‌سازد. این دیدگاه از ما می‌خواهد حتی بدیهی‌ترین مفروضات مانند تقسیم انسان به دو جنس مرد و زن را به‌عنوان اموری صرفاً فرهنگی و تاریخی مورد تردید قرار دهیم. اما این نگاه افراطی، تفاوت‌های زیستی و روان‌شناختی مستند را نادیده می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که اگرچه فرهنگ در شکل‌دهی به مفاهیم جنسیتی نقش دارد، اما نمی‌توان واقعیت‌های بیولوژیکی را به کلی انکار کرد. تقلیل تفاوت جنسی به سطحی مشابه تقسیم‌بندی بر اساس قد یا شکل لاله گوش، فاقد پشتوانه علمی و ناظر به پیامدهای گسترده اجتماعی است.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref>
رویکرد برساخت‌گرایانۀ رادیکال کریستوا، کل فرآیند هویت‌یابی انسان را با پرسش مواجه می‌سازد. این دیدگاه می‌خواهد حتی بدیهی‌ترین مفروضات مانند تقسیم انسان به دو جنس مرد و زن را به‌عنوان اموری صرفاً فرهنگی و تاریخی مورد تردید قرار بگیرد. اما این نگاه افراطی، تفاوت‌های زیستی و روان‌شناختی مستند را نادیده می‌گیرد. منتقدان استدلال می‌کنند که اگرچه فرهنگ در شکل‌دهی به مفاهیم جنسیتی نقش دارد، اما نمی‌توان واقعیت‌های بیولوژیکی را به‌کلی انکار کرد. تقلیل تفاوت جنسی به سطحی مشابه تقسیم‌بندی بر اساس قد یا شکل لاله گوش، فاقد پشتوانۀ علمی و ناظر به پیامدهای گسترده اجتماعی است.<ref>گاردنر، جنگ علیه خانواده، 1396ش، ص192-198.</ref>


=== تناقض درونی نسبیت‌گرایی و نفی مطلق‌گرایی ===
=== تناقض درونی نسبیت‌گرایی و نفی مطلق‌گرایی ===