|
|
| خط ۱۰: |
خط ۱۰: |
|
| |
|
| == دیدگاه == | | == دیدگاه == |
| سارا رادیک، در کتاب "انديشيدن مادرانه" اين نظريه را مطرح ميکند که ارزشها، تجربيات و دانش ناشي از توانايي مادري [[زنان]] ميتواند بديلي اخلاقي در برابر پرخاشگري و تهاجم [[مردان]] بيافريند. انديشه مادري که بر پايه ارزشهايي چون سازگاري، صلحطلبي، سهلگيري، همدلي، احترام، توجه، مراقبت، توجه همزمان به وسيله و هدف و امتناع از جدا دانستن اين دو و... استوار است، تنها مختص مادران نيست، بلکه ميتواند بهعنوان يک الگو براي دستيابي به دنيايي بهتر مورد استفاده قرار گيرد. راديک از همگان دعوت ميکند که مادرانه به پديده جنگ بنگرند. نه چون مادر هستند و نه چون حتي يک زناند، بلکه بهعنوان يک انسان از دريچه چشم يک مادر به انسان و حيات او بنگرند.<ref>[https://akharinkhabar.ir/girly/1597534 ((مادری در نظریات فمینیستی))، وب سایت آخرین خبر]</ref> | | سارا رودیک در نظریه «تفکر مادرانه»، مادرانگی را نه صرفاً یک نقش زیستی یا اجتماعیِ زنانه، بلکه بهعنوان یک شیوۀ متمایز شناخت و عمل اخلاقی معرفی میکند که ریشه در کار مراقبتی روزمره از کودک دارد. این نگرش، یک موضع معرفتشناختی برتر قلمداد میشود که از تجربۀ مستقیم پاسخگویی به نیازهای آسیبپذیر و وابستۀ کودک شکل میگیرد. |
|
| |
|
| رادیک با مقايسهي ماركسيسم و فمينيسم ميگويد: «همان طور كه موضع پرولتاريايي بينشي برتر است كه تجربه و شرايط ظالمانهي كار آن را پديد آورده است، موضع فمينيستي نيز بينشي برتر است كه شرايط سياسي و كار متمايز زنان آن را ايجاد كرده است. متفكرانِ موضع نگر حاضرند اعلام كنند كه ارزشهاي حاكم ويرانگر و انحراف آميزند و موضع فمينيستي نمودار نظم «واقعي» و به طرزي شايسته، انسانيِ زندگي است. ميتوان گفت كه نظريهپردازان موضعنگر، از جمله متفكراني كه به مادري نظر دارند، چشمشان به ديدار حقيقت باز شده است- و، به راستي، به نظر ميرسد كه بسياري از نظريهپردازان موضعنگر كه من كارِ نيروبخش آنها را حياتي يافتهام دقيقاً همين را ميگويند.»<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), p. 129.</ref>
| | کلید این دیدگاه آن است که پاسخ به سه خواست بنیادی کودک (بقا، رشد و پذیرش اجتماعی) فعالیت مادرانه را به یک عمل هدفمند و نظمیافته تبدیل میکند. این عمل، صرفاً غریزی یا احساسی محض نیست، بلکه ترکیبی از عاطفه، تأمل و عقلانیت عملی است. رودیک تأکید میکند که این ظرفیتها مختص زنان یا مادران زیستی نیست و هر انسانی میتواند با تمرین این منش فکری-اخلاقی، «مادرانه» عمل کند. هدف غایی او ارائه یک الگوی اخلاقی جایگزین است که ارزشهای مراقبت، همدلی و حفظ زندگی را در مقابل ارزشهای مسلط پرخاشگری، سلطه و انتزاعینگر قرار میدهد. از این رو، به نظر سارا تفکر مادرانه ظرفیت آن را دارد که تنها یک راهبرد تربیتی نباشد، بلکه چارچوبی برای نقد اجتماعی و سیاست گذاریهای صلحآمیز در عرصه عمومی باشد.<ref>غفارزاده دیگران، «ررسی رویکرد خلاقی تفکر مادرانه با تأکید بر دیدگاه رودیک و استنتاج دلالتهای تربیتی آن»، 1401ش، ص4-6.</ref> به نظر رودیک ویژگیهای کلیدی تفکر مادرانه عبارتند از: |
|
| |
|
| سارا رادیک میگوید گرچه من خودم را در زمرهي نظريه پردازانِ موضع نگر جاي ميدهم، آن گام واپسيني را بر نميدارم كه به نظر ميرسد برخي بر ميدارند به اين صورت كه مدعي ميشوند يك موضع، واجد حقيقتي تمام عيار و مطلق است. از حيث معرفت شناسانه من همچنان اعتقاد دارم كه جميع دلايل با محك اعمالي كه اين دلايل از آن ها سر بر ميآورند آزمون ميشوند؛ بر اين اساس، توجيهات در تعهداتي كه با آنها آغاز ميشوند پايان ميپذيرند. با اين كه من فكر جهاني را در سر دارم كه با ارزش هاي كارِ مراقبت آميز سامان و سازمان يافته است، نمي توانم بنيادها، دليل يا خدايي را بشناسم كه بر قامت اين پنداشت جامهي توجيه بپوشاند.به نظر مي رسد كه راديك در اين جا نه تنها قائل به اين است كه موضع معرفت شناسانهي فمينيستي برتر از مواضع حاكم است، بلكه به اين نيز عقيدهمند است كه اين موضع درست است، گو اين كه اين درستي احتمالاً مطلق نيست.به هر حال رويكرد سارا راديك متضمن تعريفي دوباره است.<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), p. 134-135.</ref>
| | * عشق محافظتی: این عشق، مراقبت توأم با احساس را شامل میشود و از طریق تجربه و تعامل برای ایجاد محیطی امن و بدون خطر برای کودک به دست میآید. |
| | * عشق توجه: این فضیلت بهمعنای حضور کامل و شناخت ذهنیت دیگری است؛ نوعی توجه عاشقانه و همدلانه که اساس ارتباط مراقبتی را شکل میدهد. |
| | * عشق موشکافانه: اشاره به نگاهی تأملی، دقیق و واقعبینانه دارد که پیش از اقدام، خطرات احتمالی را میسنجد و با آگاهی همراه است. |
| | * فروتنی: بهمعنای پذیرش محدودیتها، عوامل غیرقابل کنترل و رفتارهای پیشبینینشده کودک است؛ فضیلتی که جلوی تلاش برای کنترل مطلق را میگیرد. |
| | * کنترل متعادل (میانهروی): بهمعنای یافتن اعتدال میان غفلت و مراقبت افراطی است تا نیازهای واقعی کودک به درستی دیده و پاسخ داده شود. <ref>غفارزاده دیگران، «ررسی رویکرد خلاقی تفکر مادرانه با تأکید بر دیدگاه رودیک و استنتاج دلالتهای تربیتی آن»، 1401ش، ص13-16.</ref> |
|
| |
|
| ما به طور معمول مادران را مؤنث ميدانيم و پدران را مذكر. اما راديك مادر را هر آن كسي ميداند كه كار مادري را بر عهده ميگيرد. بخش اعظم چنين كاري را هم [[مردان]] و هم [[زنان]] ميتوانند انجام دهند، اما نه همهي آن را. مردان نميتوانند باردار شوند، كودكي به دنيا آورند يا از پستان شير دهند. بدين قرار اغلبِ مادران در واقع زن هستند. وانگهي، در حالي كه مادر بودن عهدهدار شدنِ كاري است كه «نيازهاي فرزندان» آن را «رقم مي زند»، پدر بودن را اقتضائات فرهنگي_ نياز به نان آور بودن و حافظ و حامي بودن_ تعيّن ميبخشد. راديك ميگويد كه اقتدار پدران «از رهگذر مراقبت حاصل نميشود و در واقع اقتدار مادرانه را كه از اين طريق به دست ميآيد متزلزل ميكند». مردان ميتوانند بدين قرار بر كار مادران فرزندانشان سيطره يابند و از آن بهره كشي كنند. گذر از اين جنسيتي كردنِ نقش ها- به طوري كه مردان و زنان بتوانند به يكسان مادري كنند و بنابراين، (تقريباً ) به يكسان مادر به شمار آيند- يك هدف اصليِ آن اخلاقي است كه در تفكر مادرانه ريشه دارد.<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), p. 42.</ref>
| | === مادری و نقشهای جنسیتی === |
| | رادیک مادر را نه بر اساس جنسیت، بلکه بر اساس انجام «کار مادری» تعریف میکند. اگرچه بخشی از این کار (مانند بارداری و شیردهی) مختص زنان است، اما بخش اعظم آن را مردان نیز میتوانند بر عهده بگیرند. در مقابل، پدر بودن بیشتر بر اساس اقتضائات فرهنگی (نانآوری و حفاظت) تعیین میشود که گاه با اقتدار مادرانه در تعارض است. هدف اخلاق مادرانه، گذر از جنسیتزدایی نقشهاست تا مردان و زنان به یکسان بتوانند «مادری» کنند.<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace 1986, p. 42.</ref> |
|
| |
|
| كارِ مادري، به زعم راديك، نمودار آرمانهاي عاري از خشونتِ چشم پوشي و كنارهگيري (از خشونت)، مقاومت، آشتي دادن و برقراري صلح است. چنين نيست كه همهي مادران اين صفات را در خود جلوهگر سازند يا در همه حال چنين كنند، ولي در مادري كردن گرايشي به تلاش براي نزديك شدن به اين غايات، «پيكاري در راه عدم خشونت» است.<ref>Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), p. 57.</ref>
| | === ابعاد عمل مادرانه و پیامدهای اجتماعی آن === |
|
| | رادیک سه بعد برای عمل مادرانه برمیشمارد: حفظ زندگی کودک، پرورش کودک برای رسیدن به کمال انسانی، و آموزش برای شهروندی اجتماعی. مادران گاه در تقابل میان ارزشهای فردگرایانه جامعه و ارزشهای مراقبتی خود قرار میگیرند. رادیک خواستار نفوذ این فضایل در عرصه عمومی است؛ کسانی که مانند مادران میاندیشند، بهتر میتوانند واقعیت ویرانگر جنگ را که جان کودکان را میستاند، درک کنند.<ref>تانگ، اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانش هـاي فمنيسـيت ،1382ش، ص174؛ Robinson,Fiona(1997). Globalizing Care,Ethics, Feminist Theory,and International Relations, in:Alternatives:Global, Local, p360. .</ref> |
| سارا رادیک مدعي است كه جامعه بايد به فضيلتهايي كه به «عملِ مادرانـه» مـينامـد، ارج نهـد. همانند هر عمل انسانياي، عمل مادر شكلي از انديشيدن با غايات و منطق خـاص اسـت كـه بـا نگهداري فرزندان سازگار است. او سه بعد براي عمل مـادري برمـيشـمرد:
| |
| #«حفـظ زنـدگي كودك»: كودك بدون تغذيه و لوازم حيات زنده نميماند. مادران بـراي ايجـاد تعامـل خـوب بـا فرزندان، نيازمند پروراندن فضايلي چون توان بررسي دقيق امـور، تواضـع و خـوشرويـيانـد؛
| |
| #«پرورش كودكان»: اين به معناي تحميل نسخه زندگي مادر بر كودك نيست، بلكه بايـد به كودكش كمك كند تا به اين درك برسد تلاشش براي تبديل شـدن بـه انسـاني كامـل مهـم است؛
| |
| # «آموزش»: مادران تلاش ميكننـد فرزندانشـان را شـهرونداني اجتمـاعي و قـانونمنـد كنند. اما گاه مادران دلسوز انتظارات جامعه را نميپذيرند. شايد مـادري از مهيـاشـدن پسـرش براي مبارزه با عوامل غيرعادلانه امتناع كند. آن مـادران، از يـك سـو خـود را ميـان ارزشهـاي جامعة فردگرا و رقابتي و از سوي ديگر ميان اعتقاد دروني به اينكه ارزشهاي جامعه، معيـوب و ناقصاند، گرفتار مييابند. به اعتقاد راديك، مادرِ متعهد باييد تصمیم بگيـرد كـه آيـا ارزشهـاي اوست كه فعالیتهاي فرزندش را جهت ميدهد یا جامعهی بزرگتر. تا چه اندازه مهـم اسـت كـه فرزند او پايبند به هنجارهاي اجتماعي باشد يا آنها را نقادي كند؟ خواستة اصلي راديك نفوذ عمل بر مبناي فضيلت مادري در عرصه عمومي است. كساني كه مانند مـادران فكـر مـيكننـد، براي فهم معناي جنگ در واقعيت، تا معناي آن در فضاي انتزاعـي مسـتعدترند. نـزد انديشـمند مادريتي، جنگ واقع است كه بـا مـرگ همـراه اسـت و مهـمتـرين دسـتاورد عمـل مـادري و عزيزترين چیزهاي آدمي را، يعني زندگي بچههايي كه وقت زيادي براي مراقبت و آموزش آنها صرف شده، از او ميستاند.<ref>تانگ، رزمري، اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانش هـاي فمنيسـيت، ترجمـة عبـاس يزداني،1382ش، ص 174</ref> <ref>Robinson,Fiona(1997). Globalizing Care,Ethics, Feminist Theory,and International Relations, in:Alternatives:Global, Local, Political,Vol.22, No.1, published by: Sage Publications, Inc. p360. .</ref>
| |
|
| |
|
| به تعبير سارا رادیك، نقشهای بارز مراقبتي [[زنان]] را بايـد در اموري همچون محافظت و پرستاري از سـوي ايشـان و تـلاش بـراي ايجـاد و توسـعه صـلح درپيامدها و عرصههاي بينالمللي مورد توجه قرار داد؛ اين ويژگيها بنياني بـراي اتخـاذ رهيـافتي غيرخشونت آميز در حل وفصل مسائل ارائه ميكند و ميتواند افزون بر سطوح شخصي و ملـي در قلمرو جهاني نيز الهام بخش باشد. پس بـا چنـين اوصـافي، اخـلاق مراقبـت مـيتوانـد در قلمروي فراتر از عرصه خصوصي و حتي ملي كاربرد داشته باشد؛ هرچند مبناي مهم نگرشهاي مختلف فمنيستي آن است كه تفاوتي بين عرصه خصوصي و عمومي وجود ندارد و هر امر حتـي شخصي و خصوصي هم امري سياسي به شمار ميآيد.<ref>] Friedman, Marilyn and Bolte, Angela (2007). Ethics and Feminism, in: The Blackwell Guide to Feminist Philosophy, Edi. By Linda Martin Alcoff and Eva Feder Kittay, Malden, Blackwell Publishing LTd. </ref>
| | == نقد دیدگاههای سارا رادیک == |
|
| |
|
| به هر حال باید توجه داشت رهيافتهاي مراقبتمحـور فمنيسـتي، بـهرغـم ادعـاي بـيطرفـي در دعـاوي اخلاقـي و طـرح فضيلتهاي اخلاقي، به دليل حساسيت [[جنسی|جنسي]]، رهیافتهايي زنمدارانه و يكجانبه نگرند، چـون اخلاق نميتواند از منظر خاص زنانه شروع شود و به منزله اخلاقها قلمـداد شـود. طبـق اخـلاق سنتي گرچه با توجه به خصوصيات هريك از [[مرد]] و [[زن]]، برخى فضايل براي مردان شايستهتـر و برخى برازنده زنان است، فضايل اصيل اخلاقي عام و مشتركاند. پس طبق اين منظـر، منصـفانه نیست بگويم در اخلاق سنتي فضايل و رذایل به دو دسته زنانه و مردانـه تقسیم ميشـوند يـا فضایل مردانه را برتر ميداند. چنانكه پيتر سينگر با آوردن سخنان زني در كتاب کارول گيليگان، كـه در آن صداي اخلاق جهاني شنيده ميشود، نتيجه ميگيرد زنان نيـز هماننـد مـردان بـه اصـول كلي اخلاقي گرايش دارند و اخـلاق جنسـيتمـدار نيسـت. <ref>اسلامي، سید حسن 1387؛ «جنسيت و اخلاق مراقبت»، فصـلنامـة مطالعـات راهبـردي زنان، س 11 ، 42؛ ص 32.</ref> حال اگر مراقبـت فضـيلتي اخلاقي محسوب شود، دليلي وجود ندارد كه مردان در عمل يا كسب اين فضيلت نـاتوان تلقـي شوند. نل نادينگز نيز تأكيد ميكند كه اين اخلاق براي تمام انسانيت است . ازاينرو، جنسـيتمـدار نيست.<ref>Noddinges,Nel.(1989).women and evil, Berkeley and losangeles: university of California press. p189.</ref>
| | === یکجانبهبودن اخلاق مراقبت === |
| | رادیک و هواداران اخلاق مراقبت معتقدند ارزشهای مراقبتی میتواند در سطوح ملی و بینالمللی برای ایجاد صلح الهامبخش باشد. اما منتقدان استدلال میکنند که این رهیافت میتواند زنمدار و یکجانبه باشد در حالی که فضایل اخلاقی مانند عدالت و مراقبت عام و مشترکاند.<ref>اسلامي، «جنسيت و اخلاق مراقبت»، 1387ش، ص 32.</ref> برخی مانند لارنس بلوم میکوشند با تلفیق اصول کلی و عواطف نوعدوستانه، آن را به نظریهای جامع برای همه جنسیتها تبدیل کنند.<ref>اسلامي، «جنسيت و اخلاق مراقبت»، 1387ش، ص32.</ref> |
|
| |
|
| علاوه بر اين، در رهيافت فمنيسيت میان اخلاق به عنوان صفات نفسانى و رفتارى و علم اخلاق به مثابه مجموعهاى از هنجارها و نیز میان دو عمـل اخلاقـىِ رايـج در جوامع گذشته و حال خلط شدهاست. چه بسا اخـلاق در جامعـهاى زنمـدار باشـد، امـا ميـزان پاىبندى همه يا برخي زا آن جامعه به ارزشهای فمنيستی نـاچيز باشـد. مسـلماً نمـيتـوان از عملكرد اخلاقى این دسته بر نادرسـتى اخـلاق فمنيسـتى اسـتنتاج کرد و اگـر شـود، خطـايى منطقى صورت گرفتهاست . دربارة ااخلاق سنتى نیز چنين مطلبی صادق است.<ref>تانگ، رزمري؛ 1382. اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانش هـاي فمنيسـيت، ترجمـة عبـاس يزداني، قم: دفتر مطالعات زنان. ص 177.</ref>
| | === محدودیتها و خطرات احتمالی اخلاق مراقبت === |
| | | نقد اصلی آن است که تأکید انحصاری بر مراقبت و احساسات، ممکن است اصول کلی اخلاقی مانند عدالت را تضعیف کند و به حذف اخلاق بینجامد.<ref>Blum,Lawrence(2001),Care,in Encyclopedia of Ethics,edited by Lawrence C.Becker and Charlotte B.Becker,London:Routledge. p187.</ref> از منظر فمینیستی نیز، مرتبط کردن زنان با فضیلت مراقبت میتواند به تحمیل دوباره نقشهای سنتی و بهرهکشی از زنان بیانجامد. پیچیدگی انسانها را نمیتوان به دو الگوی زنانه/مردانه تقلیل داد و توجه به تنوع کنشگران اجتماعی ضروری است.<ref>Kerber,l.k. (1993).“Some cautionary words for historians”,signs:journal of women in culture and society,11,304-310.</ref> |
| با توجه به اين مسائل، برخي سعي كردهاند اخلاق مبتنـي بـر فضـيلت مراقبـت را به مثابـةی نظريهی اخلاقيِ جامع براي [[زنان]] و [[مردان]] و فراتر از [[جنسيت]]، معرفي كننـد. لارِنـس بلـوم معتقـد است اخلاقِ مبتني بر محبت درواقع مبتني بر اصول كلـي اسـت دال بـر اينكـه، بايـد در قبـال كساني كه با آنها ارتباط داريم مهربان و مسئول باشيم، و محبـت نسـبت بـه اشـخاص خـاص نميتواند به طور كامل در قالب اصولي كلي تدوين شود؛ بااينحال اين اخلاق مبتني بـر محبـت براي عمل اخلاقي مهم است.<ref>Robinson,Fiona(1997). Globalizing Care,Ethics, Feminist Theory,and International Relations, in:Alternatives:Global, Local, Political,Vol.22, No.1, published by: Sage Publications, Inc. p17.</ref>
| |
| | |
| همچنين، در سنت وظيفهشناسانه رايج، وظيفـه كـه اساس اخلاقيات است در تضاد با احساس تلقي ميشود و ازاينرو از درك اين نـاتوان اسـت كـه عواطف نوعدوستانه، مثل هـمدردي، دلايلـي را بـراي عمـل اخلاقـي بـهدسـت مـيدهنـد.<ref>Blum,Lawrence(1980),Friendship,Altruism and Morality,london:routledge & kegan paul. p117.</ref>
| |
| | |
| بلوم ميكوشد اين دو نظر متضاد را اينگونه تلفيق كند كه هرچنـد فضـيلت مراقبـت در [[زنان]] قويتر از [[مردان]] است، اين تفاوتي بنيادي بين آنان ايجـاد نمـيكنـد و از نظـر اخلاقـي برابرند.<ref>Blum,Lawrence(2001),Care,in Encyclopedia of Ethics,edited by Lawrence C.Becker and Charlotte B.Becker,London:Routledge. p187.</ref>
| |
| | |
| اخلاق مراقبت گيليگان نيز از اين منظر نقد ميشود كه از منظري ديگر ميتـوان بـه معيـار تعيين مصداق مهمترين فضیلت اخلاقي توجه كرد. مراقبت گرچه فضيلت است، در مقايسـه بـا فضیلت عدالت، كم اهمیت تر است. لذا بهتر است عمل آدمي ناشي از اصول اخلاقي كلي باشد تـا اينكه از احساس مراقبتي خاص نسبت به شخصي خاص سرچشمه بگيرد. اين ديـدگاه بـا انكـار قواعد عام اخلاق، به حذف اخلاق ميانجامد . از آنجا كه اخلاق مراقبت بدون توجه به اصول عـام
| |
| اخلاقي ناقص است، محبت و عدالت هر دو براي نظام اخلاقي كامل لازمانـد. چنـانكـه افـرادي چون ريتا منينگ سعي در نزديك كردن اخلاق مراقبت بـه اخـلاق عـدالت و تكميـل آن دارد. از ديد او، پايينترين سطح اخلاق، اصل عدالت است، اما مراقبت آرماني اخلاقي اسـت كـه جامعـه متزلزل ما به آن نياز دارد.<ref>Manning,Rita(2005).A care Approach,in Philosophy:A New Introduction,edited by Douglas Mann & G.Elijah Dann,Belmont,USA:Wadsworth.p458.</ref>
| |
| | |
| اخلاق مراقبت از نقدهاي فمنيسيت نيز بی نصيب نمانده است. رو سـيبيلا معتقـد اسـت كـه «انسانها موجوداتي پيچيده بوده و اينگونه تلاشها براي تعريف آنها، درنهايـت باعـث تقليـل آنان ميشود.»<ref>] Stainton Rogers,Wendy& Stainton Rogers,Rex (2004).The Psychology of Gender and Sexuality. New York:Open University Press.p71.</ref>
| |
| | |
| ليندا جي . نيكلسن ميپرسد كه چرا بايد خود را به دو مدل فكـري زنانه و مردانه محدود كنيم؟ اگر [[زنان]] در مقايسه با [[مردان]] مراقبـتگـر مناسـبيانـد، بـه لحـاظ معرفتي، اخلاقي و سیاسي نامعقول است كه زنان را با فضيلت مراقبت مرتبط بدانیم. چون ايـن دیدگاه را حمايت ميكند كه زنان «موظف» به مهرباني و مراقبتاند يا لازمة بدتر اینكـه، چـون [[زنان]] توان مراقبتگري دارند، آنها «باید» چنين كنند و مهم نيست كه يـن امـر بـه ضررشـان تمام شود. اگرچه نقشهاي متمايزي كه زنان و مردان در ساحتهاي خصوصـي و عمـومي ايفـا ميكنند عامل مهمي در تبيين گيليگان است، به رويههاي خاص در هريك از ساحتها در طول زمان و در درون گروهها و كنشگران اجتمـاعي متفـاوت توجـه نكـردهاسـت.<ref> Kerber,l.k. (1993).“Some cautionary words for historians”,signs:journal of women in culture and society,11,304-310. </ref>
| |
| | |
| در نگاه كلي، اخلاق مراقبت نميتواند فضيلتهـايي را بـه منزلـه معيـار عـام عمـل اخلاقـي برحسب الگوهاي جنسيتي زنانه طرح كند كه جانبدارانه، وابسته به احساسات و جزئي نگر باشد و درنتيجه نظام اخلاقيِ عامي براي همه بشريت، فارغ از قواعد كلي اخلاق عمومي، طـرح كنـد. ازاينرو، اين نظريه به دليل پايبند نبودن به اصـول كلـي اخـلاق و عـدم تبيـين درسـت بـراي ماهيت فضيلتهاي كلي و مشترك اخلاقي، درون ناسازگار و نظريهاي غير نظاممند است. عـلاوه
| |
| بر این، طرفداران نظریه «اخلاق مراقبت» درحاليكه اخلاق سنتي را به دليل كلي بودن نقد ميكنند، بـراي طراحـي نظـام اخلاقي خود بايد از همين قواعد عمومي بهره ببرند و ميبرند. درنتيجه، آنان يا بايد نسـبيتگـرا شوند كه در اين صورت نميتوانند از برتري اخلاق زنانه سخن گويند، يا از الگوي سنتي مردانـه كه به احكام مطلق و ثابت و فضايل عام مشترك معتقد است، پيروي كنند كـه در ايـن صـورت دچار تناقض خواهند شد. بنابراين، نظريه اخلاقي مراقبت را در بهترين برداشت ميتوان مكمـل نظام اخلاقي رايج تلقي كرد.
| |
|
| |
|
| ==جوایز== | | ==جوایز== |
| خط ۵۱: |
خط ۳۸: |
| == آثار== | | == آثار== |
| * تفکر مادرانه، مترجم: سیاوش ظفراسماعیلی، نشر: نارون دانش، سال 1401 <ref>[https://www.gisoom.com/book/11806305/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87/ ((کتاب تفکر مادری))، وب سایت جامع گیسوم]</ref> | | * تفکر مادرانه، مترجم: سیاوش ظفراسماعیلی، نشر: نارون دانش، سال 1401 <ref>[https://www.gisoom.com/book/11806305/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87/ ((کتاب تفکر مادری))، وب سایت جامع گیسوم]</ref> |
|
| |
| == جستارهای وابسته ==
| |
| * [[کلودیا کارد]]
| |
| * [[سارا لوسيا هوگلند]]
| |
|
| |
|
| == پانویس == | | == پانویس == |
| {{پانویس}} | | {{پانویس}} |
| == منابع == | | == منابع == |
| *تانگ، رزمري،اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانش هـاي فمنيسـيت، ترجمـة عبـاس يزداني، قم: دفتر مطالعات زنان، 1382ش. | | *اسلامی، سید حسن، «ج نسيت و اخلاق مراقبت»، فصـلنامـۀ مطالعـات راهبـردي زنان، شمارۀ 11 ،1387ش. |
| *اسلامي، سید حسن، «ج نسيت و اخلاق مراقبت »، فصـلنامـة مطالعـات راهبـردي زنان، س 11 ،1387ش. | | *تانگ، رزمري، اخلاق فمنيسيت فمنيسم و دانشهـای فمنيسـيت، ترجمـۀ عبـاس يزداني، قم، دفتر مطالعات زنان، 1382ش. |
| *((کتاب تفکر مادرانه) سایت جامع کتاب گیسوم، تاریخ بازدید: 10 دی 1401ش.
| | *غفارزاده، مریم و دیگران، «ررسی رویکرد اخلاقی تفکر مادرانه با تأکید بر دیدگاه رودیک و استنتاج دلالتهای تربیتی آن»، مجلۀ علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز، شمارۀ شمارۀ 29، 1401ش. |
| *((مادری در نظریات فمینیستی))، و بسایت آخرین خبر،تاریخ درج مطلب:22 اردیبهشت 1394ش، تاریخ بازدید: 10 دی 1401ش. | | *Robinson,Fiona(1997). Globalizing Care,Ethics, Feminist Theory,and International Relations, in:Alternatives:Global, Local, Political,Vol.22, No.1, published by: Sage Publications, Inc. . |
| *((Sara Ruddick))، در ویکی پدیا انگلیسی، تاریخ بازدید:10 دی 1401ش.
| |
| *Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), | | *Sara Ruddick, Maternal Thinking: Toward a Politics of Peace (New York: Ballantine Books, 1986), |