حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
حبیب الله نجفی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۴: خط ۴:
سندرا هاردینگ به بحث در مورد توسعهٔ شناخت‌شناسی فمینیستی می‌پردازد تا بر این مسئله تأکید کند که ایده‌آل‌های مدرن دانش تا چه اندازه آرمان‌های مردانه را مجسم کرده و شکل‌های ممکنِ دانشی را که به‌طور سنتی زنانه توصیف شده است طرد کرده‌اند.
سندرا هاردینگ به بحث در مورد توسعهٔ شناخت‌شناسی فمینیستی می‌پردازد تا بر این مسئله تأکید کند که ایده‌آل‌های مدرن دانش تا چه اندازه آرمان‌های مردانه را مجسم کرده و شکل‌های ممکنِ دانشی را که به‌طور سنتی زنانه توصیف شده است طرد کرده‌اند.
==زندگی‌نامه==
==زندگی‌نامه==
سندرا هاردینگ فیلسوف علم و نظریه‌پرداز معاصر آمریکایی، در 1935م در آمریکا متولد شد. وی از چهره‌های شاخص و مؤثر در حوزه‌ی شناخت‌شناسی فمینیستی و علوم اجتماعی به شمار می‌رود. او دکترای خود را در ۱۹۷۳م از دانشگاه نیویورک دریافت کرد و پس از آن به‌عنوان استاد در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس (UCLA) به تدریس پرداخت. هاردینگ علاوه‌بر سردبیری نشریه‌های علمی، ریاست مرکز مطالعات زنان UCLA را نیز بر عهده داشت.<ref>نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.</ref>
سندرا هاردینگ فیلسوف علم و نظریه‌پرداز معاصر آمریکایی، در 1935م در آمریکا متولد شد. وی از چهره‌های شاخص و مؤثر در حوزه‌ی شناخت‌شناسی فمینیستی و علوم اجتماعی به شمار می‌رود. او دکترای خود را در ۱۹۷۳م از دانشگاه نیویورک دریافت کرد و پس از آن به‌عنوان استاد در دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس (UCLA) به تدریس پرداخت. هاردینگ علاوه‌بر سردبیری نشریه‌های علمی، ریاست مرکز مطالعات زنان UCLA را نیز بر عهده داشت.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.]</ref>


وی با تألیف سه کتاب و مقالات متعدد، به‌ویژه با گسترش «نظریه دیدگاه فمینیستی» شناخته می‌شود. کار فکری هاردینگ با تمرکز بر نقش جنسیت در تولید دانش علمی آغاز شد و به تدریج ابعاد نژادی، استعماری و اکولوژیک را نیز در تحلیل‌های خود گنجاند. هدف اصلی او نشان‌دادن این بود که چگونه علم می‌تواند با در نظر‌گرفتن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی، به نیرویی مؤثر برای بهبود زندگی انسان‌ها تبدیل شود.<ref>نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.</ref>
وی با تألیف سه کتاب و مقالات متعدد، به‌ویژه با گسترش «نظریه دیدگاه فمینیستی» شناخته می‌شود. کار فکری هاردینگ با تمرکز بر نقش جنسیت در تولید دانش علمی آغاز شد و به تدریج ابعاد نژادی، استعماری و اکولوژیک را نیز در تحلیل‌های خود گنجاند. هدف اصلی او نشان‌دادن این بود که چگونه علم می‌تواند با در نظر‌گرفتن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی، به نیرویی مؤثر برای بهبود زندگی انسان‌ها تبدیل شود.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 72.]</ref>


== دیدگاه ==
== دیدگاه‌های سندرا هاردینگ ==


===معرفت‌شناسی فمینیسم===
=== نقد تجربه‌گرایی ===
سندرا هاردینگ یکی از بنیانگذاران و نظریه‌پردازان حوزهۀ شناخت‌شناسی فمینیستی است. انتخاب آثار هاردینگ برای معرفی مسئله شناخت در فمینیسم، به سبب دو مزیت خاص این متفکر است: نخست اینکه او خود از نمایندگان حوزه شناخت‌شناسی فمینیستی و از صاحب نظران بنام این نحله است که در معرفی، پیشرفت و گسترش آن تأثیر بسزایی داشته، به نحوی که در سیر تطور آثار او می توان چگونگی رشد و بلوغ شناخت شناسی‌های فمینیستی را نیز پی گرفت و دیگر اینکه او در آثار مختلف خود دست به جمع‌بندی و طبقه‌بندی آراء سایر فلاسفه شناخت‌شناس فمینیست پیش از خود زده است.  
هاردینگ با اشاره به پارادوکس موجود در شناخت‌شناسی، رویکرد تجربه‌گرایانۀ فمینیستی را به‌دلیل محافظه‌کاری ذاتی و محدودیت در خواسته‌هایش نقد می‌کند. از دید او، این رویکرد اگرچه به دنبال افزایش دقت علمی است، اما در نهایت نمی‌تواند با یافته‌های مطالعات فمینیستی که خواستار تغییراتی فراتر از دقت صرف هستند، سازگاری کامل داشته باشد. او معتقد است که تمرکز صرف بر بهبود روش‌های موجود بدون تغییر پارادیم‌های بنیادین دانش، ناکافی و گاه خودویرانگر است.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 73.]</ref>


او در ابتدا با تمرکز بر روشن‌سازی مقتضيات [[جنسیت]] یافته علوم آغاز کرد و همراه با پیشرفت اندیشه‌هایش به بررسی دیگر جنبه‌های مقتضیات فرهنگی و اجتماعی علوم، شامل مقتضيات نژادی و استعماری، پرداخت. تلاش او مصروف روشن کردن شیوه‌هایی است که در آن علم می‌تواند نیروی مؤثرتری برای زندگی بهتر بشر باشد، آثار او مقتضیات سیاسی و اجتماعی گوناگون در علم، شامل استلزامات بهره‌کشی از طبیعت، فرهنگ های غیرغربی و [[زنان]] را تحلیل می‌کنند.
=== معرفت‌شناسی فمینیسم ===
هاردینگ از نظریه‌پردازان برجسته «نظریه دیدگاه فمینیستی» است. این نظریه استدلال می‌کند که موقعیت اجتماعی فرودست و حاشیه‌ای گروه‌هایی مانند زنان، به‌دلیل تجربه همزمان از سلطه و شرایط زندگی تحت ستم، می‌تواند منبع شناخت کامل‌تر و کم‌جانب‌دارانه‌تری از جهان اجتماعی و حتی طبیعی فراهم کند. از این منظر، نقطه آغاز تحقیق باید زندگی‌های گروه‌های به حاشیه رانده شده باشد، نه دیدگاه مسلط مردانه.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 73-74.]</ref>
 
=== عینیت علمی ===
هاردینگ با نقد استانداردهای سنتی عینیت علمی که آنها را عینیت ضعیف می‌خواند، مفهوم عینیت نیرومند را مطرح می‌کند. او استدلال می‌کند که عینیت واقعی نه با انکار یا پنهان کردن ارزش‌ها و جایگاه پژوهشگر، بلکه با به رسمیت شناختن و بررسی انتقادی همین پیش‌زمینه‌ها حاصل می‌شود. علم نیرومند، علمی دموکراتیک‌تر و فراگیرتر است که حضور دیدگاه‌های گوناگون به ویژه دیدگاه‌های حاشیه‌ای را برای تشخیص بهتر سوگیری‌ها ضروری می‌داند.<ref>[https://ensani.ir/file/download/article/20120327143730-3023-264.pdf نصر اصفهانی،  «کتاب شناسی ساندرا هاردینگ»، 1388ش، 74-76.]</ref>
 
=== شناخت‌شناسی چندفرهنگی ===
در مسیر تکامل فکری، هاردینگ دیدگاه خود را از تمرکز اولیه بر جنسیت به سمت شناخت‌شناسی‌ای گسترش داد که بر موقعیت‌های مرزی تکیه دارد.<ref>نورمن، بلیکی؛ پارادایم‌های تحقیق در علوم انسانی؛ ترجمه سید حمیدرضا حسنی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1393؛ ص234-236.</ref> این رویکرد چندفرهنگی، بر هویت‌های متکثر و پیچیده مانند زنان رنگین‌پوست، فمینیست‌های سوسیالیست تأکید می‌کند و شناخت را از دیدگاه تمام دیگری‌های به حاشیه‌رانده شده بر اساس نژاد، طبقه و فرهنگ ممکن می‌داند. هدف نهایی، ارائه شرح‌های کمتر تحریف‌شده از جهان از طریق آغاز تحقیق از این مواضع مرزی است.<ref>فی، برایان؛ پارادایم‌شناسی علوم انسانی؛ ترجمه مرتضی مردیها؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، جاپ سوم، 1390؛ ص 123.</ref>


هاردینگ در سال ۱۹۸۳ با همکاری ''مریل هیتتیکا''<ref>Merrill Hintikka. </ref> مجموعه مقالاتی با عنوان کشف واقعیت، چشم‌اندازی فمینیستی درباره شناخت‌شناسی، متافیریک، روش‌شناسی و فلسفه ...<ref>Discovering reality: Feminist perspectives on epistemology, metaphysics, methodology, and philosophy</ref> منتشر کرد. در این کتاب که به عنوان یکی از کتب آغازگر شناخت‌شناسی فمینیستی شناخته می‌شود، مقالاتی در اثبات [[جنسیت]] یافتگی علم و شناخت وجود داشت. نویسندگان مقالات که اغلب آنها دانشمندانی فمینیست بودند در مقالات مختلف به تفوق اندیشه‌های مردمدارانه در علوم اشاره کرده بودند و نشان دادند که چگونه علم و شناخت بشری با تأثیر این اندیشه‌ها نتایج غلطی در علم به بار آورده‌است. گفته می‌شود که این کتاب «تأثیری انقلابی بر استنتاج محض در فلسفه نهاد.» هاردینگ در آخرین مقاله این کتاب با عنوان «چرا نظام [[جنس]]- [[جنسیت]] تنها اکنون آشکار شده است؟<ref> Why has the Sex/Gender System become visible only now?</ref> تلاش می کند تا ناکارآمدی نظام‌های شناخت شناسی مرسوم: تجربه گرا، مارکسیست و کابرد نسبی گرا را در توضیح ابژه نوظهور نظام جنس- جنسیت&quot; <ref> Sex/gender system.</ref>توضیح دهد. او در این مقاله می‌کوشد تا اثبات کند ناکارآمدی نظامهای شناخت‌شناسانه موجود، حضور نظام‌های شناختی جایگزینی را طلب می‌کند.
=== تاکید بر منظر‎گرایی اضافه به جای معرفت مطلق ===
=== تاکید بر منظر‎گرایی اضافه به جای معرفت مطلق ===
ساندرا هاردینگ معتقد است هر جا که فمینیست‎‌ها وارد عرصه شناخت‌‎شناسی شده‎‌اند علم متمایزی را بر اساس نظریه فعالیت [[جنسی]] شده و تجربه اجتماعی رقم زده‎‎‌اند.<ref>نورمن، بلیکی؛ پارادایم‌های تحقیق در علوم انسانی؛ ترجمه سید حمیدرضا حسنی؛ قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ دوم، 1393؛ ص234-236.</ref> آن‎ها به دنبال پیوند زدن معرفت‌‎شناسی با [[جنسیت]] هستند. از این رو مدعی هستند که باید پژوهش‌‎های آن‎ها به نفع [[زنان]] بوده باشد و جهان بهتری را برای آن‎ها بسازد. نتیجه این رویکرد منظرگرایی یا توجه به دیدگاه در معرفت‎‌شناسی فمینیستی است.   
ساندرا هاردینگ معتقد است هر جا که فمینیست‎‌ها وارد عرصه شناخت‌‎شناسی شده‎‌اند علم متمایزی را بر اساس نظریه فعالیت [[جنسی]] شده و تجربه اجتماعی رقم زده‎‎‌اند. آن‎ها به دنبال پیوند زدن معرفت‌‎شناسی با [[جنسیت]] هستند. از این رو مدعی هستند که باید پژوهش‌‎های آن‎ها به نفع [[زنان]] بوده باشد و جهان بهتری را برای آن‎ها بسازد. نتیجه این رویکرد منظرگرایی یا توجه به دیدگاه در معرفت‎‌شناسی فمینیستی است.   


«منظرگرائـی روش مسلط‌ معرفت‌‌شناسی در زنـدگی معاصـر‌ اسـت‌ کـه در رقابـت بـا پارادايم پوزيتيويسم (به عنوان ديدگـاه مـسلط)، جايگزين آن شده اسـت‌. مطـابق‌ منظرگرائی فاعلان شناسايی هرگز مستقيما به‌ واقعيت‌ به عنوان‌ چيـزی در‌ ذات خـود نمي‌نگرنـد؛ بلکـه‌ نگرش آن‎ها برخواسته از تمايلات شخصي، فـرض‎‌ها و دانش پيشين آن‎ها است.»<ref>فی، برایان؛ پارادایم‌شناسی علوم انسانی؛ ترجمه مرتضی مردیها؛ تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، جاپ سوم، 1390؛ ص 123.</ref>
«منظرگرائـی روش مسلط‌ معرفت‌‌شناسی در زنـدگی معاصـر‌ اسـت‌ کـه در رقابـت بـا پارادايم پوزيتيويسم (به عنوان ديدگـاه مـسلط)، جايگزين آن شده اسـت‌. مطـابق‌ منظرگرائی فاعلان شناسايی هرگز مستقيما به‌ واقعيت‌ به عنوان‌ چيـزی در‌ ذات خـود نمي‌نگرنـد؛ بلکـه‌ نگرش آن‎ها برخواسته از تمايلات شخصي، فـرض‎‌ها و دانش پيشين آن‎ها است.»  


وقتی‌ ما از منظرها و زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ اشيا می‌نگريم، تصاوير مختلفی از آن‎ها به‌ دست‌ می‌آوريم. طرفداران‌ فمينيسم‌ می‌گويند [[زنان|زنان‌]] و [[مردان|مردان‌]] از زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ واقعيت‌ می‌نگرند؛ لذا ديدگاه‌ آن‎ها نسبت‌ به‌ واقعيت، با يكديگر متفاوت‌ است. آن‎ها هم‌چنين‌ ادعا می‎‌كنند كه‌ نه‌ تنها ديدگاه‌ و منظر زنان‌ نسبت‌ به‌ مردان‌ متفاوت‌ است، بلكه‌ اين‌ منظر، امتيازی‌ ويژه‌ و مزيتی خاص‌ بر منظر و ديدگاه‌ مردان‌ دارد.
وقتی‌ ما از منظرها و زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ اشيا می‌نگريم، تصاوير مختلفی از آن‎ها به‌ دست‌ می‌آوريم. طرفداران‌ فمينيسم‌ می‌گويند [[زنان|زنان‌]] و [[مردان|مردان‌]] از زوايای‌ متفاوتی‌ به‌ واقعيت‌ می‌نگرند؛ لذا ديدگاه‌ آن‎ها نسبت‌ به‌ واقعيت، با يكديگر متفاوت‌ است. آن‎ها هم‌چنين‌ ادعا می‎‌كنند كه‌ نه‌ تنها ديدگاه‌ و منظر زنان‌ نسبت‌ به‌ مردان‌ متفاوت‌ است، بلكه‌ اين‌ منظر، امتيازی‌ ويژه‌ و مزيتی خاص‌ بر منظر و ديدگاه‌ مردان‌ دارد.
خط ۳۲: خط ۳۸:
با توجه به نقدهای وارد شده بر نسبیت معرفت‌‎شناسی، می‎‌توان ایرادات وارده بر دیدگاه تفاوت معرفت [[زنانه]] و مردانه و هم‌چنین بطلان تفوق معرفت زنانه بر معرفت [[مردانه]] را نیز استنتاج کرد. از این رو نمی‎‌توان گفت صرفا به دلیل [[جنسیت]] متفاوت، [[زنان]] برداشت متفاوتی از حقیقت داشته و یا حقیقت با برداشت‎‌ها زنانه تفاوت پیدا خواهد کرد. همچنین طبق این نقد، دیگر تفاوتی وجود ندارد تا یک دیدگاه بر سایر دیدگاه‎‌ها برتری پیدا کند. علاوه بر آن در صورتی که تفاوت معرفت زنانه و مردانه پذیرفته شود، دلیلی بر برتری معرفت زنانه وجود نداشته و این ادعا مستند به استدلال متقنی نیست. زیرا در حاشیه فعالیت‎‌ها، اجتماعی بودن و عدم بهره‌مندی از نظام اجتماعی و حتی فعالیت بیشتر برای تولید کالا نمی‎‌تواند دلیلی بر برتری در معرفت‎‌شناسی زنان باشد. در صورتی که این مطلب نیز پذیرفته شود، شمول آن بر همه [[زنان]] مورد خدشه و اشکال است. این نکته حائز اهمیت است که نقدهای نسبی‎‌گرایی که در معرفت‌‎شناسی فمینیسم بیان گردید در حوزه نسبی‎‎‌گرایی هستی‎‌شناسی و ارزش‎‌شناسی نیز وارد است.
با توجه به نقدهای وارد شده بر نسبیت معرفت‌‎شناسی، می‎‌توان ایرادات وارده بر دیدگاه تفاوت معرفت [[زنانه]] و مردانه و هم‌چنین بطلان تفوق معرفت زنانه بر معرفت [[مردانه]] را نیز استنتاج کرد. از این رو نمی‎‌توان گفت صرفا به دلیل [[جنسیت]] متفاوت، [[زنان]] برداشت متفاوتی از حقیقت داشته و یا حقیقت با برداشت‎‌ها زنانه تفاوت پیدا خواهد کرد. همچنین طبق این نقد، دیگر تفاوتی وجود ندارد تا یک دیدگاه بر سایر دیدگاه‎‌ها برتری پیدا کند. علاوه بر آن در صورتی که تفاوت معرفت زنانه و مردانه پذیرفته شود، دلیلی بر برتری معرفت زنانه وجود نداشته و این ادعا مستند به استدلال متقنی نیست. زیرا در حاشیه فعالیت‎‌ها، اجتماعی بودن و عدم بهره‌مندی از نظام اجتماعی و حتی فعالیت بیشتر برای تولید کالا نمی‎‌تواند دلیلی بر برتری در معرفت‎‌شناسی زنان باشد. در صورتی که این مطلب نیز پذیرفته شود، شمول آن بر همه [[زنان]] مورد خدشه و اشکال است. این نکته حائز اهمیت است که نقدهای نسبی‎‌گرایی که در معرفت‌‎شناسی فمینیسم بیان گردید در حوزه نسبی‎‎‌گرایی هستی‎‌شناسی و ارزش‎‌شناسی نیز وارد است.
==آثار ==
==آثار ==
* هاردینگ، ساندرا، (۱۳۸۰). «از تجربه گرایی فمینیستی تا شناخت شناسی‌های دارای دیدگاه فمینیستی» در کھون، لارنس، متن های برگزیده از مدرنیسم تا پست مدرنیسم. ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. دو مقاله دیگر از هاردینگ هم به زبان فارسی برگردانده شده است که متأسفانه ترجمه های آنها از کیفیت خوبی برخوردار نیست.<ref>[http://abusadra.blogfa.com/post/848 «معرفت شناسی ‌های فمینیستی»، وب سایت فلسفه و عرفان ،جامعه شناسی،روانشناسی]</ref>
سیر فکری و آثار ساندرا هاردینگ، فیلسوف علم و نظریه‌پرداز فمینیست، در قالب چند اثر کلیدی قابل ردیابی است که هر یک مرحله‌ای از بسط دیدگاه‌های او را نشان می‌دهند. کار جدی او با مشارکت در گردآوری و تدوین کتاب «کشف واقعیت» (۱۹۸۳م) آغاز شد که به بررسی چشماندازهای فمینیستی در علوم می‌پرداخت. سپس در «مسئله علم در فمینیسم» (۱۹۸۶م) به شکلی نظام‌مند سه رهیافت عمده فمینیستی به علم را معرفی و تحلیل کرد. اوج تکوین نظریه شخصی او در «علم چه کسی؟ شناخت چه کسی؟ (۱۹۹۱) نمایان شد، جایی که مفهوم محوری «عینیت نیرومند» را در تقابل با «عینیت ضعیف» سنتی مطرح و از نظریه دیدگاه فمینیستی دفاع کرد. تحول نهایی اندیشه او به سمت تأکید بر چندفرهنگ‌گرایی و مواضع شناختی گروه‌های کاملاً حاشیه‌نشین، در کتاب **«آیا علم چندفرهنگی است؟ (۱۹۹۸) تبلور یافت. مقالات مهم او در دهه ۱۹۹۰، به‌ویژه در سال‌های ۱۹۹۳ و ۱۹۹۷، نیز به تبیین و رفع سوءتفاهم‌ها درباره نظریه دیدگاه و عینیت نیرومند اختصاص داشتند. مجموعه این آثار، مسیری تکاملی از نقد علم مبتنی بر جنسیت تا بسط یک شناخت‌شناسی اجتماعی رادیکال و فراگیر را ترسیم می‌کنند.
*هاردینگ، ساندرا، (۱۳۸۲)، جنسیت و علم، در مجموعه فمینیسم و دانش های فمینیستی: ترجمه، تحلیل و نقد مجموعه مقالات دایره المعارف روتليج، قم: دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، صص۲۱۹-۲۳۶.<ref>[http://ensani.ir/fa/article/107559/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C «معرفی کتاب فمینیسم و دانش‌های فمینیستی»، پروتال جامع علوم انسانی]</ref>
* هاردینگ، ساندرا (۱۳۸۴). فصل زنان ها مجموعة ازرا و دیدگاههای فمینیستی، به کوشش نوشین احمدی خراسانی و دیگران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، ص۲۸-۴۸
* Sciences From Below: Feminisms, Posicolonialisms, and Modernities Forthcoming 2008 Duke university press.
* Science and Social Inequality: Feminist and Postcolonial Issues. 2006. University of Illinois Press.
* The Feminist Standpoint Theory Reader. Edited. 2004. Routledge.
* Science and Other Cultures Issues in Philosophies of Science and Technology, coedited with Robert Figueroa. 2003. New York: Routledge.
* Decantering the Center: Philosophy for a Multicultural. Pontcolonial and Feminist World. With Uma Narayan. Bloomington: Indiana University Press, 2000.
* Is Science Multicultural? Postcolonialisms, Feminisms, and Epistemologies. Bloomington: Indiana University Press, 1998.
*Sex and Scientific Inquiry. With Jean O&#039;Barr. Chicago: University of Chicago Press. 1987
* The &quot;Racial Economy of Science: Toward a Democratic Future. Bloomington: Indiana University Press, 1993.
* Whose Science? Whose knowledge? Thinking from Women&#039;s Lives. Ithaca, NY: Cornell University Press, 1991 - The Science Question in Feminism. Ithaca: Cornell University Press, 1986.
* Discovering Reality: Feminist Perspectives on Epistemology. Metaphysics, Methodology, and Philosophy of Science. Co-edited with Merrill Hintikka. 1983. Second edition 2003. 2nd ed. Boston, MA: Kluwer Academie.


== پانویس ==
== پانویس ==