زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۸۱: | خط ۸۱: | ||
== ابیات برگزیده سمین بهبهانی == | == ابیات برگزیده سمین بهبهانی == | ||
سیمین بهبهانی غزل معروف '''«دوباره میسازمت وطن»''' را در سال ۱۳۶۰ش و در فضای سیاسیِ بهشدت ملتهب و متشنج آن دوره سرود. در آن برهه، اختلافات سیاسی و عقیدتی میان گروههای فعال در ایران به سطحی از تنش رسیده بود که گاه به تقابلهای مسلحانه در عرصۀ عمومی کشیده میشد. در چنین شرایطی که فضای یأس و خشم بر بخشی از جامعۀ روشنفکری سایه افکنده بود، بهبهانی با رویکردی امیدوارانه و برخاسته از حس عمیق میهندوستی، این سروده را به مثابه بیانیهای شاعرانه از عشق به وطن و با لحنی مادرانه ارائه کرد. | سیمین بهبهانی غزل معروف '''«دوباره میسازمت وطن»''' را در سال ۱۳۶۰ش و در فضای سیاسیِ بهشدت ملتهب و متشنج آن دوره سرود. در آن برهه، اختلافات سیاسی و عقیدتی میان گروههای فعال در ایران به سطحی از تنش رسیده بود که گاه به تقابلهای مسلحانه در عرصۀ عمومی کشیده میشد. در چنین شرایطی که فضای یأس و خشم بر بخشی از جامعۀ روشنفکری سایه افکنده بود، بهبهانی با رویکردی امیدوارانه و برخاسته از حس عمیق میهندوستی، این سروده را به مثابه بیانیهای شاعرانه از عشق به وطن و با لحنی مادرانه ارائه کرد. | ||
{{شعر جدید | |||
| عنوان = | |||
| شاعر = | |||
| قالب = | |||
دوباره میسازمت، وطن! اگرچه با خشت جان خویش | |نو = | ||
| متن = | |||
دوباره میبویم از تو گل به میل نسل جوان تو | دوباره میسازمت، وطن! اگرچه با خشت جان خویش\\ستون به سقف تو میزنم اگرچه با استخوان خویش | ||
دوباره میبویم از تو گل به میل نسل جوان تو\\دوباره میشویم از تو خون به سیل اشک روان خویش | |||
دوباره یک روزِ روشنا سیاهی از خانه میرود | دوباره یک روزِ روشنا سیاهی از خانه میرود\\به شعر خود رنگ میزنم زِ آبی یِ آسمان خویش | ||
اگرچه صدساله مردهام به گور خود خواهم ایستاد\\که بردَرَم قلب اهرمن زِ نعرهٔ آن چنان خویش | |||
به شعر خود رنگ میزنم زِ آبی یِ آسمان خویش | کسی که «عظم رمیم» را دوباره انشا کند به لطف\\چو کوه، می بخشدم شکوه به عرصهٔ امتحان خویش | ||
اگرچه پیرم، ولی هنوز مجال تعلیم اگر بُوَد\\جوانی آغاز میکنم کنار نوباوگان خویش | |||
اگرچه صدساله مردهام به گور خود خواهم ایستاد | حدیث «حُبُّ الوَطَن» ز شوق بدان روِش ساز میکنم\\که جان شود هر کلام دل چو برگشایم دهان خویش | ||
هنوز در سینه آتشی به جاست کز تاب شعله اش\\گمان ندارم به کاهشی زِ گرمی یِ دودمان خویش | |||
که بردَرَم قلب اهرمن زِ نعرهٔ آن چنان خویش | دوباره میبخشی ام توان اگر چه شعرم به خون نشست\\دوباره میسازمت به جان اگر چه بیش از توان خویش | ||
}} | |||
کسی که «عظم رمیم» را دوباره انشا کند به لطف | |||
چو کوه، می بخشدم شکوه به عرصهٔ امتحان خویش | |||
اگرچه پیرم، ولی هنوز مجال تعلیم اگر بُوَد | |||
جوانی آغاز میکنم کنار نوباوگان خویش | |||
حدیث «حُبُّ الوَطَن» ز شوق بدان روِش ساز میکنم | |||
که جان شود هر کلام دل چو برگشایم دهان خویش | |||
هنوز در سینه آتشی به جاست کز تاب شعله اش | |||
گمان ندارم به کاهشی زِ گرمی یِ دودمان خویش | |||
دوباره میبخشی ام توان اگر چه شعرم به خون نشست | |||
دوباره میسازمت به جان اگر چه بیش از توان خویش | |||
== پانویس == | == پانویس == | ||