ابرابزار |
|||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
== دیدگاههای {{درشت|سارا لوسیا هوگلند}} == | == دیدگاههای {{درشت|سارا لوسیا هوگلند}} == | ||
سارا لوسیا هوگلند و جماعتگرایانی مانند مکاینتایر، خودآئینی را بهدلیل تأکیدش بر فردیت جدا از پیوندهای اجتماعی، نقد میکنند.<ref name=":0">Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press; Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press;</ref> سارا هوگلند استدلال میکند که زنان نه تنها از برتری اخلاقی ذاتی نسبت به مردان برخوردارند، بلکه فضایل اخلاقی در یک جامعهٔ با محوریت زنان بهشکلی کاملتر امکان تحقق مییابند. از دیدگاه وی، در ساختارهای کنونی که سلطهٔ مردانه بر [[روابط اجتماعی]] تداوم دارد، امکان تحقق مطلوب اخلاقیات زنانه فراهم نیست. بر این اساس، زندگی جداگانه و جمعی زنان میتواند راهکاری برای دستیابی به زیستی اخلاقیتر و خودمختارانهتر قلمداد شود. با این حال، راهحل پیشنهادی [[ | سارا لوسیا هوگلند و جماعتگرایانی مانند مکاینتایر، خودآئینی را بهدلیل تأکیدش بر فردیت جدا از پیوندهای اجتماعی، نقد میکنند.<ref name=":0">Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press; Macintyre, Alasdair (2007). After Virtue: A Study in Moral Theory, Notre Dame, University of Notre Dame Press;</ref> سارا هوگلند استدلال میکند که زنان نه تنها از برتری اخلاقی ذاتی نسبت به مردان برخوردارند، بلکه فضایل اخلاقی در یک جامعهٔ با محوریت زنان بهشکلی کاملتر امکان تحقق مییابند. از دیدگاه وی، در ساختارهای کنونی که سلطهٔ مردانه بر [[روابط اجتماعی]] تداوم دارد، امکان تحقق مطلوب اخلاقیات زنانه فراهم نیست. بر این اساس، زندگی جداگانه و جمعی زنان میتواند راهکاری برای دستیابی به زیستی اخلاقیتر و خودمختارانهتر قلمداد شود. با این حال، راهحل پیشنهادی [[فمینیست همجنسگرا|فمینیستهای همجنسگرا]] لزوماً بهمعنای جدایی دائم از جامعهٔ مردان نیست، بلکه بیشتر بهمثابه راهبردی موقت و تمرینی برای گذار به مرحلهٔ رهایی از سلطهٔ مردان و نیل به رشد شخصی کاملتر معرفی میشود. از این منظر، این رویکرد میتواند گام آغازین در این مسیر و تمرینی برای دستیابی به هدف نهایی محسوب شود.<ref>طباطبایی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، 1403ش، ص86.</ref> | ||
== انتقادها به {{درشت|لوسیا هوگلند}} == | == انتقادها به {{درشت|لوسیا هوگلند}} == | ||
به نظر برخی محققان ادعای برتری اخلاقی ذاتی زنان فاقد | به نظر برخی محققان ادعای برتری اخلاقی ذاتی زنان فاقد پشتوانهٔ علمی و فلسفی است و به جای تقویت همکاری بین دو جنس، به قطبیسازی اجتماعی دامن میزند. علاوهبر این، تجربهٔ تاریخی [[فمینیسم رادیکال]] و لزبین فمینیسم نشان داده که تمرکز بر جدایی جنسیتی نه تنها به بهبود وضعیت اخلاقی جامعه نینجامیده، بلکه با ترویج فردگرایی افراطی و بیاعتنایی به [[نهاد خانواده]]، بحرانهای روانی و اجتماعی از جمله انزوا، افسردگی و خشونت در روابط همجنسگرایانه را افزایش داده است. از منظر ادیان الهی نیز این رویکرد در تعارض با [[فطرت]] انسانی و هدفمندی روابط زن و مرد در چارچوب خانواده قرار دارد.<ref>[https://ensani.ir/fa/article/107554/فمینیسم-و-لزبینیسم فرهمند، «فمینیسم و لزبینیسم»، پروتال جامع علوم انسانی.]</ref> | ||
مطابق ادعای برخی منابع، رویکرد لوسیا هوگلند با پیامدهای منفی سلامت همراه است.<ref name=":1">Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, 1993: 292-299</ref> از نظر جسمی، افزایش خطر بیماریهای مقاربتی مانند سفلیس و عفونتهای دستگاه تناسلی گزارش شده است. همچنین، خطر بالاتر سرطان سینه در زنان [[همجنسگرا]] مطرح گردیده<ref>Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, 1998: 1604</ref> و درصد قابل توجهی نیز حامل ویروس مرتبط با سرطان رحم دانسته شدهاند.<ref>Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, 1985: 11.</ref> از جنبه روانی، شیوع بیشتر افسردگی، افکار [[خودکشی]] و [[اعتیاد به الکل]] و مواد در این گروه اشاره شده است. [[خشونت]] در روابط نیز از جمله موارد گزارششده میباشد.<ref>Bradford, J. Ryan, C. , and Rothblum ED. , National Lesbian Health Care Survey, 1999: 228</ref> منتقدانی مانند کلودیا شاپمن، این رفتار را گونهای تبعیضآمیز و مخرب برای جامعه ارزیابی کردهاند.<ref name=":2">Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985: 226.</ref> | مطابق ادعای برخی منابع، رویکرد لوسیا هوگلند با پیامدهای منفی سلامت همراه است.<ref name=":1">Cameron Paul, The Gay Nineties, Franklin Tennessee, 1993: 292-299</ref> از نظر جسمی، افزایش خطر بیماریهای مقاربتی مانند سفلیس و عفونتهای دستگاه تناسلی گزارش شده است. همچنین، خطر بالاتر سرطان سینه در زنان [[همجنسگرا]] مطرح گردیده<ref>Marrazzo and others, Genital human papillomavirus infection in women who have sex with women, 1998: 1604</ref> و درصد قابل توجهی نیز حامل ویروس مرتبط با سرطان رحم دانسته شدهاند.<ref>Gwat – Yong Lie and Gen Hewarrier, Intimate Violence in Lesbian relatioship, 1985: 11.</ref> از جنبه روانی، شیوع بیشتر افسردگی، افکار [[خودکشی]] و [[اعتیاد به الکل]] و مواد در این گروه اشاره شده است. [[خشونت]] در روابط نیز از جمله موارد گزارششده میباشد.<ref>Bradford, J. Ryan, C. , and Rothblum ED. , National Lesbian Health Care Survey, 1999: 228</ref> منتقدانی مانند کلودیا شاپمن، این رفتار را گونهای تبعیضآمیز و مخرب برای جامعه ارزیابی کردهاند.<ref name=":2">Saghir M. T. and E. Robins, Male and Female Homosexuality, A Comprehensive Investigation, 1985: 226.</ref> | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
* طباطبایی، مرتضی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، مجلهٔ تأملات اخلاقی، شمارهٔ ۴، ۱۴۰۳ش. | * طباطبایی، مرتضی، «رویکرد جنسیتی به اخلاق و چالشهای پیشرو»، مجلهٔ تأملات اخلاقی، شمارهٔ ۴، ۱۴۰۳ش. | ||
* فرهمند، مریم، «فمینیسم و لزبینیسم»، پروتال جامع علوم انسان، تاریخ بازدید: | * فرهمند، مریم، «فمینیسم و لزبینیسم»، پروتال جامع علوم انسان، تاریخ بازدید: ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ش. | ||
{{آغاز چپچین}} | {{آغاز چپچین}} | ||
* Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press | * Barclay, Linda (2000). Autonomy and the Social Self, in: Relational Autonomy: Feminist Perspectives on Autonomy, Agency and the Social Life, Edi. By Catriona Mackenzie and Natalie Stoljar, New York, Oxford University Press | ||