|
|
| خط ۴: |
خط ۴: |
|
| |
|
| == مفهومشناسی == | | == مفهومشناسی == |
| پژوهشگران، بنمایه واژهٔ «هجرت» را بر اصلِ جدایی استوار دانستهاند؛ برای مثال فراهیدی آن را دستکشیدن از امور مورد التزام تلقی کرده و ابنمنظور بر تقابل ماهوی آن با مفهوم اتصال تأکید کرده است. اگرچه ابنفارس میان دو معنای بریدن و محکمبستن تفکیک قائل شده؛ اما ازهری با نگاهی وحدتگرایانه، هر دو ساحت را به یک ریشه بازگردانده و معتقد است که بستن و محدودکردن نیز جداکردن چیزها از روند طبیعی خود محسوب میشود. از منظر تحول معنایی و کاربردشناسی، این واژه در بستر تاریخی خود بر حرکت از بادیه به شهر اطلاق میشده است. از نگاه لغویان معاصر نیز هجر و هجران، بهمعنای جدای انسان از چیزی است. در عرف نیز بهمعنای رفتن از مکانی به مکان دیگر است.<ref>[https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_5756.html صرافی و دیگران، «واکاوی مفهوم هجرت در قرآن کریم بر پایه تحلیل روابط همنشینی»، 1399ش، ص57.]</ref>
| | هجرت در اصل بر جدایی و گسستن دلالت دارد و در تحول معنایی خود به ترک آگاهانهٔ مکان و انتقال از محیطی به محیط دیگر اطلاق شده است.<ref>[https://quranicstudies.ihcs.ac.ir/article_5756.html صرافی و دیگران، «واکاوی مفهوم هجرت در قرآن کریم بر پایه تحلیل روابط همنشینی»، 1399ش، ص57.]</ref> در اصطلاح دینی، هجرت کنشی ارادی برای صیانت از ایمان است که در شرایط تعارض میان ماندن در وطن و حفظ دین، بر تقدم حیات معنوی بر پیوندهای مکانی تأکید میکند.<ref>مطهری، هجرت و جهاد، 1362ش، ص48.</ref> |
| | |
| بر اساس اندیشهٔ مرتضی مطهری، هجرت بهمعنای دستشستن ارادی از تعلقات مادی، خانه و وطن، با هدف غایی نجات ایمان در شرایطی است که حفظ دین در محیط پیشین ناممکن باشد. در این دیدگاه، هجرت یک وظیفهای فرازمانی است که اولویتبخشیدن به حیات معنوی بر پیوندهای مکانی را در هنگام تزاحم میان بقاء در وطن و حفظ ایمان تبیین میکند.<ref>مطهری، هجرت و جهاد، 1362ش، ص48.</ref>
| |
|
| |
|
| == تاریخچه == | | == تاریخچه == |