بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۲: | خط ۳۲: | ||
آندره میشل از فعالان صریحاللهجه فمینیستی در فرانسه بود که در جنبشهایی مانند تنظیم خانواده و پنهلوپه مشارکت داشت. در ۱۹۶۵م به همراه مادلین گیلبرت، مارگریت تیبرت و ژیزل حلیمی، در جنبش دموکراتیک زنان فعالیت کرد. او میزبان اولین دورۀ آموزشی تاریخ زنان در فرانسه در پردیس جوسیو در ۱۹۷۳م بود و در کنفرانسهای متعددی از جمله «زنان و خانواده در جوامع توسعهیافته» حضور یافت.<ref>[https://avanabook.com/product/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C/ «کتاب پیکار با تبعیض جنسی»، در سایت آوا تاک ]</ref> | آندره میشل از فعالان صریحاللهجه فمینیستی در فرانسه بود که در جنبشهایی مانند تنظیم خانواده و پنهلوپه مشارکت داشت. در ۱۹۶۵م به همراه مادلین گیلبرت، مارگریت تیبرت و ژیزل حلیمی، در جنبش دموکراتیک زنان فعالیت کرد. او میزبان اولین دورۀ آموزشی تاریخ زنان در فرانسه در پردیس جوسیو در ۱۹۷۳م بود و در کنفرانسهای متعددی از جمله «زنان و خانواده در جوامع توسعهیافته» حضور یافت.<ref>[https://avanabook.com/product/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A8%D8%B9%DB%8C%D8%B6-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C/ «کتاب پیکار با تبعیض جنسی»، در سایت آوا تاک ]</ref> | ||
میشل نویسندۀ کتاب «زنان و خانواده در جوامع توسعهیافته» است که در مجموعه «من چه میدانم؟» منتشر شد. وی از منتقدان ساختار پدرسالاری در فرانسه بود و در کتاب «پیکار با تبعیض جنسی» که به درخواست یونسکو تألیف شد، به بررسی کلیشههای جنسیتی در کتابهای درسی و ادبیات کودکان پرداخت. به باور او، کلیشهسازی موجب تعمیم نادرست ویژگیها به گروههای جنسیتی میشود و تبعیض جنسی را به عنوان رفتاری اجتماعی ناعادلانه تقویت میکند.<ref>ثقفی، و فیروز، «بررسی رابطه کلیشههای جنسیتی با مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد | میشل نویسندۀ کتاب «زنان و خانواده در جوامع توسعهیافته» است که در مجموعه «من چه میدانم؟» منتشر شد. وی از منتقدان ساختار پدرسالاری در فرانسه بود و در کتاب «پیکار با تبعیض جنسی» که به درخواست یونسکو تألیف شد، به بررسی کلیشههای جنسیتی در کتابهای درسی و ادبیات کودکان پرداخت. به باور او، کلیشهسازی موجب تعمیم نادرست ویژگیها به گروههای جنسیتی میشود و تبعیض جنسی را به عنوان رفتاری اجتماعی ناعادلانه تقویت میکند.<ref>ثقفی، و فیروز، «بررسی رابطه کلیشههای جنسیتی با مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسلامی شهر میاندوآب»، 9313ش، ص33.</ref> | ||
میشل کلیشههای جنسیتی را در پنج دسته طبقهبندی میکند: نقشهای خانوادگی، ویژگیهای شخصیتی، نقشهای اجتماعی و سیاسی، مشاغل جنسیتی شده، و باورهای کلی درباره مردانگی و زنانگی. به عقیده او، این کلیشهها به توجیه نابرابری موقعیت زنان در جامعه میانجامند.<ref>ثقفی، و فیروز، «بررسی رابطه کلیشههای جنسیتی با مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسالمی شهر میاندوآب»، 9313ش، ص33.</ref> | میشل کلیشههای جنسیتی را در پنج دسته طبقهبندی میکند: نقشهای خانوادگی، ویژگیهای شخصیتی، نقشهای اجتماعی و سیاسی، مشاغل جنسیتی شده، و باورهای کلی درباره مردانگی و زنانگی. به عقیده او، این کلیشهها به توجیه نابرابری موقعیت زنان در جامعه میانجامند.<ref>ثقفی، و فیروز، «بررسی رابطه کلیشههای جنسیتی با مشارکت اجتماعی در بین دانشجویان دختر دانشگاه آزاد اسالمی شهر میاندوآب»، 9313ش، ص33.</ref> | ||
| خط ۴۲: | خط ۴۲: | ||
== انتقادها به آندره میشل == | == انتقادها به آندره میشل == | ||
محققان با بررسی دیدگاههای اندره میشل معتقدند که تحلیل او از کلیشههای جنسیتی بهعنوان سازههای اجتماعیِ تبعیضآمیز، در بستر فرهنگی غربی شکل گرفته است. میشل این کلیشهها را عاملی مهم در بازتولید نابرابری جنسیتی میداند که از طریق نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و رسانه تحکیم میشوند. از منظر وی، این الگوهای قالبی نهتنها زنان را در نقشهای فرودست و محدود قرار میدهند، بلکه با تقویت صفات خاصی مانند پرخاشگری و عاطفهگریزی، به مردان نیز آسیب میرسانند. | محققان با بررسی دیدگاههای اندره میشل معتقدند که تحلیل او از کلیشههای جنسیتی بهعنوان سازههای اجتماعیِ تبعیضآمیز، در بستر فرهنگی غربی شکل گرفته است. میشل این کلیشهها را عاملی مهم در بازتولید نابرابری جنسیتی میداند که از طریق نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش و رسانه تحکیم میشوند. از منظر وی، این الگوهای قالبی نهتنها زنان را در نقشهای فرودست و محدود قرار میدهند، بلکه با تقویت صفات خاصی مانند پرخاشگری و عاطفهگریزی، به مردان نیز آسیب میرسانند. | ||
در مواجهه با این چارچوب نظری، برخی پژوهشگران بر این نکته تأکید میورزند که نقد کلیشههای جنسیتی در جامعۀ ایرانی میبایست با در نظر گرفتن دو لایۀ متمایز صورت پذیرد: یکی، لایۀ آموزههای اسلامی که بر کرامت ذاتی انسان و تفاوتهای تکمیلی نقشها تأکید دارد؛ و دیگری، لایۀ سنتها و قرائتهای اجتماعی که ممکن است تحت تأثیر عرف یا برداشتهای خاص، به تبعیضآمیزشدن این تفاوتها بینجامد. از این منظر، مسئلۀ اصلی نه خودِ تفاوتهای جنسیتی، بلکه تبدیلشدن این تفاوتها به ابزاری برای محرومیت، تحقیر یا محدودکردن ظرفیتهای انسانی هر یک از دو جنس است. | در مواجهه با این چارچوب نظری، برخی پژوهشگران بر این نکته تأکید میورزند که نقد کلیشههای جنسیتی در جامعۀ ایرانی میبایست با در نظر گرفتن دو لایۀ متمایز صورت پذیرد: یکی، لایۀ آموزههای اسلامی که بر کرامت ذاتی انسان و تفاوتهای تکمیلی نقشها تأکید دارد؛ و دیگری، لایۀ سنتها و قرائتهای اجتماعی که ممکن است تحت تأثیر عرف یا برداشتهای خاص، به تبعیضآمیزشدن این تفاوتها بینجامد. از این منظر، مسئلۀ اصلی نه خودِ تفاوتهای جنسیتی، بلکه تبدیلشدن این تفاوتها به ابزاری برای محرومیت، تحقیر یا محدودکردن ظرفیتهای انسانی هر یک از دو جنس است. | ||
برخی تحلیلها نشان میدهد که در فضای فرهنگی ایران اسلامی، میتوان پذیرای نقد میشل دربارۀ پیامدهای منفی کلیشهسازی بود، اما راهحل را لزوماً در حذف کامل هرگونه تمایز نقشها جستوجو نمیکنند، بلکه بر بازخوانی و بازتعریف این نقشها در چارچوب ارزشهایی مانند عدالت، مصلحت خانواده و تکامل فردی تأکید دارند. | برخی تحلیلها نشان میدهد که در فضای فرهنگی ایران اسلامی، میتوان پذیرای نقد میشل دربارۀ پیامدهای منفی کلیشهسازی بود، اما راهحل را لزوماً در حذف کامل هرگونه تمایز نقشها جستوجو نمیکنند، بلکه بر بازخوانی و بازتعریف این نقشها در چارچوب ارزشهایی مانند عدالت، مصلحت خانواده و تکامل فردی تأکید دارند. | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||