زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
زهرا غلامی (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۰: خط ۱۰:


== وضعیت مالی و اجتماعی ==
== وضعیت مالی و اجتماعی ==
دولت‌آبادی از خانواده‌ای با نفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریه خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند. در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، با استفاده از همین امکانات مالی، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راه‌اندازی کرد. برخی نویسندگان معتقدند این انجمن‌ها برای زمینه‌سازی بی‌حجابی در میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج می‌کرد، حق ادامۀ همکاری با شرکت را نداشت.
دولت‌آبادی از خانواده‌ای با نفوذ و متمول بود. او با اتکا به ثروت خانوادگی توانست در شرایطی که داشتن روزنامه سیاسی حتی برای مردان دشوار بود، نشریه خود را به ارگان سیاسی زنان تجددطلب ایران تبدیل کند.<ref>خسرو پناه، هدف‏‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص133.</ref> در سال ۱۲۹۷ خورشیدی، با استفاده از همین امکانات مالی، انجمنی به نام شرکت خواتین اصفهان، تأسیس کرد و دو سال بعد نیز شرکت آزمایش بانوان را راه‌اندازی کرد.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص51.</ref> برخی نویسندگان معتقدند این انجمن‌ها برای زمینه‌سازی بی‌حجابی در میان زنان تشکیل شده بودند. از جمله قوانین خاص این شرکت آن بود که اگر دختری در سن پایین ازدواج می‌کرد، حق ادامۀ همکاری با شرکت را نداشت.<ref>خسرو پناه، هدف‏‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص81.</ref>


== فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ==
== فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ==


=== انجمن‌های سری ===
=== انجمن‌های سری ===
در دوران مشروطه، انجمن‌های سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادی‌خواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمن‌های مردانه، زنان تجددطلب نیز انجمن‌هایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولت‌آبادی در این انجمن‌های مخفی شرکت می‌کرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.
در دوران مشروطه، انجمن‌های سری و ماسونی رونق بسیاری داشتند و بسیاری از آزادی‌خواهان و تجددطلبان از اعضای این محافل بودند. به موازات این انجمن‌های مردانه، زنان تجددطلب نیز انجمن‌هایی تأسیس کردند که معمولاً زنان و دختران شاه یا وابستگان رجال سیاسی در آن عضویت داشتند. صدیقه دولت‌آبادی در این انجمن‌های مخفی شرکت می‌کرد و سمت منشی انجمن مخدرات وطن را بر عهده داشت.<ref>بامداد، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، 1347ش، ص15.</ref>


انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ خورشیدی تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود می‌شد. ریاست این انجمن بر عهدۀ آغابیگم دختر شیخ هادی نجم‌آبادی بود. این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص (گاردن پارتی) کرد که در آن، در کنار سخنرانی، نمایشنامه و برنامه‌های تفریحی توسط ارمنی‌ها اجرا می‌شد. به‌همین دلیل، با مخالفت صریح علما و اقشار مذهبی مواجه شد.
انجمن مخدرات وطن در سال ۱۲۸۸ خورشیدی تشکیل شد و اعضای آن به زنان و دختران فعالان سیاسی، زنان دربار، اعیان و اشراف محدود می‌شد. ریاست این انجمن بر عهدۀ آغابیگم دختر شیخ هادی نجم‌آبادی بود. این انجمن برای اولین بار در ایران اقدام به برگزاری مجالس ساز و رقص (گاردن پارتی) کرد که در آن، در کنار سخنرانی، نمایشنامه و برنامه‌های تفریحی توسط ارمنی‌ها اجرا می‌شد. به‌همین دلیل، با مخالفت صریح علما و اقشار مذهبی مواجه شد.<ref>خسرو پناه، هدف‏‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، 1381ش، ص151-152.</ref>


صدیقه دولت‌آبادی همچنین در انجمن حریت زنان، عضویت داشت که انجمنی مختلط بود و مردان نیز در جلسات آن شرکت می‌کردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمس‌الملوک جواهرالکلام، افتخارالسلطنه و تاج‌السلطنه از دیگر اعضای این انجمن بودند.
صدیقه دولت‌آبادی همچنین در انجمن حریت زنان، عضویت داشت که انجمنی مختلط بود و مردان نیز در جلسات آن شرکت می‌کردند. محترم اسکندری، هما محمودی، شمس‌الملوک جواهرالکلام، افتخارالسلطنه و تاج‌السلطنه از دیگر اعضای این انجمن بودند.
خط ۳۴: خط ۳۴:


=== سفر به اروپا ===
=== سفر به اروپا ===
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی از اصفهان به تهران رفت و سال بعد به‌منظور معالجه بیماری، عازم فرانسه شد. او پس از بهبود در دورۀ کالج شبانه‌روزی مخصوص زنان سالمند به تحصیل پرداخت و از دانشگاه سوربون پاریس در رشته تعلیم و تربیت فارغ‌التحصیل شد. وی سرانجام در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به ایران بازگشت.
صدیقه دولت‌آبادی در سال ۱۳۰۰ خورشیدی از اصفهان راهی تهران شد و یک سال بعد برای درمان بیماری خود به فرانسه رفت. پس از بهبود، در یک کالج شبانه‌روزی ویژه بانوان به تحصیل پرداخت و سرانجام از دانشگاه دانشگاه سوربون در رشته تعلیم و تربیت فارغ‌التحصیل شد. او در سال ۱۳۰۷ خورشیدی به ایران بازگشت. بازگشت او هم‌زمان با دوران حکومت رضاشاه بود. در شرایطی که زنان ایرانی همچنان با حجاب کامل در جامعه حضور می‌یافتند، دولت‌آبادی بدون حجاب در انظار عمومی ظاهر شد و از آن پس نیز همین شیوه را ادامه داد. این اقدام واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای را در پی داشت.


در بازگشت به ایران که مصادف با حکومت رضا شاه بود، در حالی که همۀ زنان ایرانی همراه او دارای حجاب کامل بودند، او بدون حجاب ظاهر شد. از آن تاریخ به بعد بدون حجاب در انظار عمومی حاضر می‌شد که این رفتار احساسات عمومی را جریحه‌دار کرد و مخالفت‌های زیادی علیه او برانگیخت. بسیاری از روشنفکران ایرانی پس از سفر به فرنگ، تحت تأثیر پیشرفت‌های مادی غرب، نظریۀ تقلید از غرب را مطرح می‌کردند و دولت‌آبادی نیز از این قاعده مستثنا نبود. او در سال ۱۹۲۴ میلادی در مقاله‌ای با عنوان ایران و فرانسه، طرح اصلاح و توسعه اقتصادی ایران را با همکاری دولت فرانسه پیشنهاد کرد.
در آن دوره، بسیاری از روشنفکران ایرانی که به اروپا سفر کرده بودند، تحت تأثیر پیشرفت‌های مادی غرب قرار گرفته و از الگوگیری از کشورهای اروپایی سخن می‌گفتند. دولت‌آبادی نیز از این جریان فکری تأثیر پذیرفت. او در سال ۱۹۲۴ میلادی در مقاله‌ای با عنوان «ایران و فرانسه»، پیشنهاد همکاری با دولت فرانسه برای اجرای طرح‌های اصلاحی و توسعه اقتصادی ایران را مطرح کرد.


== نقش صدیقه دولت‌آبادی در کشف حجاب ==
== نقش صدیقه دولت‌آبادی در کشف حجاب ==
صدیقه دولت‌آبادی نقش مؤثری در جریان کشف حجاب در ایران ایفا کرد. او اولین زن ایرانی پس از مشروطه بود که بدون چادر از منزل خارج شد و با لباس و کلاه اروپایی در کوچه و خیابان ظاهر گردید. در همین زمان، شغل بازرس مدارس دخترانه به او محول شد.
صدیقه دولت‌آبادی از چهره‌های اثرگذار در جریان کشف حجاب در ایران بود. او را نخستین زن ایرانی پس از دوران مشروطه می‌دانند که بدون چادر از خانه خارج شد و با پوشش و کلاه اروپایی در انظار عمومی حضور یافت. در همین دوره، سمت بازرسی مدارس دخترانه نیز به او واگذار شد. در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، رضاشاه به وزیر معارف، علی‌اصغر حکمت، دستور داد انجمنی از زنان فعال و آزادی‌خواه تهران تشکیل شود. این انجمن که بعدها کانون بانوان نام گرفت، با هدف اجرای سیاست کشف حجاب تأسیس شد. ریاست این کانون در ابتدا بر عهدۀ شمس پهلوی بود و زیر نظر وزارت معارف فعالیت می‌کرد. پس از او، هاجر تربیت و سپس صدیقه دولت‌آبادی به ریاست این نهاد منصوب شدند. از سال ۱۳۱۶ خورشیدی و پس از صدور رسمی فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به دستور رضاشاه به دولت‌آبادی سپرده شد. انتخاب او به‌دلیل گرایش‌های تجددخواهانه و فعالیت‌های گسترده‌اش در زمینۀ حقوق زنان، از جمله انتشار نشریه زبان زنان، صورت گرفت. او از حامیان برابری حقوق زنان و مردان بود و در راستای اجرای سیاست‌های جدید فرهنگی نقش فعالی ایفا کرد.


در سال ۱۳۱۴ خورشیدی، رضا شاه به وزیر معارف، علی‌اصغر حکمت، دستور تشکیل جمعیتی از زنان آزادی‌خواه تهرانی را صادر کرد. این جمعیت بعدها به نام «کانون بانوان» نامیده شد و در ۳۲ اردیبهشت ۱۳۱۴ برای تحقق کشف حجاب تأسیس گردید. ریاست این کانون ابتدا بر عهده شمس پهلوی و تحت نظارت وزارت معارف بود. سپس هاجر تربیت و بعد از او صدیقه دولت‌آبادی به ریاست کانون منصوب شدند.
برادر او، یحیی دولت‌آبادی، نیز از حامیان کشف حجاب بود. او در کتاب حیات یحیی، از این اقدام دفاع کرد و آن را از دستاوردهای مهم رضاشاه دانست. وی همچنین از حضور دخترانش بدون پوشش سنتی در مراسم‌های رسمی یاد کرده و تأکید کرده بود که اجرای چنین سیاستی بدون اقتدار دولت امکان‌پذیر نبود. پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، واکنش‌ها و مخالفت‌های گسترده‌ای در میان مردم شکل گرفت. در مناطق مختلف، از جمله خراسان، اعتراض‌هایی رخ داد و گروهی از مردم در مسجد گوهرشاد تجمع کردند که به واقعه معروف مسجد گوهرشاد انجامید. همچنین عبدالکریم حائری یزدی، بنیان‌گذار حوزه علمیه قم، از این تحولات متأثر شد و حدود یک سال پس از اجرای این سیاست درگذشت. در این دوره، برخی از زنان نیز در اعتراض به این قانون، از حضور در اجتماع خودداری کردند.


از سال ۱۳۱۶، پس از صدور فرمان کشف حجاب، سرپرستی کانون بانوان به امر رضا شاه به صدیقه دولت‌آبادی سپرده شد. دلیل انتخاب او روشن بود: او بانویی غرب‌گرا و تجددطلب بود که سال‌ها در راه تساوی زن و مرد از طریق نشریه زبان زنان تلاش کرده بود و بهترین گزینه برای پیشبرد فرمان کشف حجاب به شمار می‌رفت.
یحیی دولت‌آبادی نیز تحت تأثیر سیاست‌های جدید پوشش قرار گرفت. او که پیش‌تر لباس روحانیت بر تن داشت، پس از اجرای قانون متحدالشکل شدن لباس مردان، از این پوشش کناره‌گیری کرد؛ اقدامی که با دیدگاه‌های پیشین او در حمایت از تغییرات اجتماعی همسو بود.
 
برادرش یحیی دولت‌آبادی نیز در کتاب «حیات یحیی» از کشف حجاب دفاع کرد و افتخار می‌کرد که دخترانش را در جشن فارغ‌التحصیلی بدون پوشش اسلامی شرکت داده است. او کشف حجاب را از کارهای بزرگ رضا شاه دانست و نوشت که جز با قدرت و اراده محکم او، رفع حجاب از ایران بسیار دشوار بود.
 
پس از اعلام رسمی کشف حجاب در تهران، مخالفت شدیدی در میان عموم مردم شکل گرفت. در حومه تهران و شهرهای بزرگ مقاومت بسیار زیاد بود. در خراسان تظاهراتی علیه رفع حجاب برپا شد و مردم در صحن حضرت رضا (ع) متحصن گشتند که به واقعه مسجد گوهرشاد انجامید. آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، زعیم حوزه علمیه قم، از غصه این موضوع بیمار شد و حدود یک سال پس از کشف حجاب درگذشت. بسیاری از زنان تا پایان سلطنت رضا شاه از خانه خارج نشدند.
 
جالب توجه اینکه برادر صدیقه، یحیی دولت‌آبادی، نیز از قانون کشف حجاب و لباس‌های متحدالشکل بی‌نصیب نماند. او گرچه تا مدتی پس از سال ۱۳۳۲ قمری ملبس به لباس روحانیت بود، اما همواره آرزوی خروج از این لباس را داشت. سرانجام در سن پیری، زمانی که رضا شاه دستور متحدالشکل شدن لباس مردان را صادر کرد، او این فرصت را مغتنم شمرد و از کسوت روحانیت خارج شد.


== رابطه با استبداد رضاشاهی ==
== رابطه با استبداد رضاشاهی ==
خط ۵۹: خط ۵۳:


برادرش یحیی نیز با طرفداری از تغییر خط فارسی به لاتین، آزادی زنان، جدایی دین از سیاست، و خارج کردن روحانیت از صحنه جامعه، به همراهی با سیاست‌های رضا شاه پرداخت و مکرراً از او تمجید کرد.
برادرش یحیی نیز با طرفداری از تغییر خط فارسی به لاتین، آزادی زنان، جدایی دین از سیاست، و خارج کردن روحانیت از صحنه جامعه، به همراهی با سیاست‌های رضا شاه پرداخت و مکرراً از او تمجید کرد.
== درگذشت ==
صدیقه دولت‌آبادی از زمان ریاست بر کانون بانوان تا پایان عمر در این نهاد فعالیت داشت. او تمام زندگی خود را در راه کشف حجاب از زنان ایرانی سپری کرد و حتی در لحظات آخر نیز دست از این تلاش برنداشت. در وصیت‌نامه خود نوشت: «مرا از محل کانون بانوان به آرامگاه ابدیم ببرید و در مراسم تشییع جنازه‌ام حتی یک زن با حجاب شرکت نکند». او سرانجام در روز ۶ مرداد سال ۱۳۴۰ خورشیدی بر اثر بیماری سرطان در تهران درگذشت. پیکرش مطابق وصیتش از کانون بانوان تشییع شد و در قبرستان زرگنده (امامزاده اسماعیل) در شمال تهران به خاک سپرده شد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ش، مقبرۀ او توسط مخالفان ویران شد.


== پانویس ==
== پانویس ==
خط ۶۴: خط ۶۱:
== منابع ==
== منابع ==


*  بامداد، بدرالملوک، زن ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید، تهران، ابن‌ سینا، 1347ش.
* خسرو پناه، محمدحسین، هدف‏‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، تهران، پیام امروز، 1381ش.
* خسرو پناه، محمدحسین، هدف‏‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی، تهران، پیام امروز، 1381ش.
* دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، چاپ دوم،، 1361ش.
* دولت‌آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، فردوسی، چاپ دوم،، 1361ش.