بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
=== چیستی دین === | === چیستی دین === | ||
تعاریف اندیشمندان از دین بسیار متنوع و در | تعاریف اندیشمندان از دین بسیار متنوع و در قالبهای مختلفی تقسیم پذیرند. تعاریف برخاسته از نگاه غربی، با ویژگیهایی چون خاستگاه برون دینی، عدم جامعیت، نبود عنصر مشترک و بیتوجهی به حقانیت دین شناخته میشوند. از این رو برخی متفکران غربی بدنبال ارائه تعریفی از دین، عنصر مشترک ادیان را «آگاهی از امر متعالی» میدانند؛ مفهومی که می تواند بر خدا یا اموری مانند برهمن در هندوئیسم، نیروانا در بودیسم و تائو در تائویسم تطبیق یابد. | ||
در مقابل، برخی اندیشمندان مسلمان، دین را با رویکردی درون دینی و ناظر به دین حق تعریف میکنند و بر جامعیت آن تأکید دارند؛ چنانکه، آیتالله جوادی آملی دین را مجموعه معارف نظری و عملی قدسی میداند و آیتالله مصباح یزدی آن را شامل عقاید، اخلاق و قوانین الهی برای هدایت بشر معرفی میکند. بر اساس این نگاه هر دینوارهای که دارای بنیاد آسمانی نباشد مانند بودیسم، کنفوسیونیسم و هندوئیسم از دایره دین خارج است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص40-45.</ref> اما برخی دیگر معتقدند که دین به راه و رسم زندگی گفته میشود اعم از اینکه برخاسته از نبوت و وحی باشد یا از راه قرارداد بشری. این تعریف از دین عام است و شامل سنتهای اجتماعی مختلف در قالب ادیان توحیدی، الحادی و شرکآمیز میشود.<ref>[https://qabasat.iict.ac.ir/article_732750_7f993c9641b109053bbecc4ae1cd754e.pdf گلی، «دیدگاه علامه طباطبایی دربارۀ قلمرو دین در علوم»، 1404ش، ص104]؛ توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8.</ref> | |||
=== مفهوم «اصل» در دین === | === مفهوم «اصل» در دین === | ||
لغتشناسان برای واژه «اصل» معانی گوناگونی همچون قاعده، ریشه، پایه و زیرساخت برشمردهاند.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص53.</ref> این معانی همگی به یک حقیقت بازمیگردند: آنچه شیء بر آن بنا میشود.<ref>موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص19.</ref> بر این اساس، «اصل» امری ثابتی است که امر دیگر بر آن تکیه دارد و وجودش مستند | لغتشناسان برای واژه «اصل» معانی گوناگونی همچون قاعده، ریشه، پایه و زیرساخت برشمردهاند.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص53.</ref> این معانی همگی به یک حقیقت بازمیگردند: آنچه شیء بر آن بنا میشود.<ref>موسوی اصفهانی و نصیری، «اصل انگاری آموزه امامت از دیدگاه قرآن کریم»، 1400ش، ص19.</ref> بر این اساس، «اصل» امری ثابتی است که امر دیگر بر آن تکیه دارد و وجودش به آن مستند است.<ref>وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص9؛ دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.</ref> در همین چارچوب، «زیرساخت» در برابر «روساخت» به معنای شالوده و اساس امور و پدیدههاست و مقصود از آن در مباحث نظری، مجموعه مبانی و پیشفرضهای بنیادین است.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص54.</ref> این پیشفرضها که دانستههای دینی ما بر آنها تکیه دارند؛ برخی بدیهیاند و برخی دیگر باید اثبات شوند؛ در غیر این صورت، ارزش علمی نخواهند داشت.<ref>شاکرین، «مبانی و پیش انگاره های فهم دین»، 1390ش، ص51-52.</ref> | ||
که | |||
=== تعریف اصول دین === | === تعریف اصول دین === | ||
به گفته مححقان اصول دین، پايههایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مىدهند.<ref name=":2" /> با توجه به تعریفها و گسترده دین معنای اصول دین در عام ترین معنا اصول دین یعنی اصول زندگی و شامل ادیان الهی و غیر الهی میشود. اصول دین در معنای خاصتر یعنی اصول دین الهی و شامل همه ادیان الهی میشود. | |||
== '''گونهشناسی اصول دین''' == | == '''گونهشناسی اصول دین''' == | ||
| خط ۵۵: | خط ۵۰: | ||
== تعریف اصول دین == | == تعریف اصول دین == | ||
اصول دین، پايههایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مىدهند؛<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> بهگفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گستردهتر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی میشود<ref group="دیدگاه">شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛ 2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟</ref>. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref> این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم [[کلام]]، منابع معرفت [[دین]] یا امور اعتقادی و عملی بهکاررفته است، اما رایجترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط میشود؛<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11.]</ref> چراکه این دسته از باورها، [[جهانبینی]] هر دین را شکل میدهند<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/12/%D8%B7%D8%A8%D9%82 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.]</ref> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار میروند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> ازاینرو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهانبینی الهی دانسته میشود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%D9%89 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار میگیرند <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1083158/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.]</ref> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.]</ref> | اصول دین، پايههایی هستند كه اساس و بنيادِ دین را تشكيل مىدهند؛<ref name=":2">[https://lib.eshia.ir/27251/8/97/%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص97؛] [https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/22513/%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%81%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86 رضوی، «قاعده نفی تقلید در اصول دین»، 1383ش، ص124.]</ref> بهطوریکه سایر قسمتهای دین بر آن پایهها تکیه دارند.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص63.]</ref> بهگفتهٔ محققان، اصطلاح اصول دین در معنای خاص خود به باورهای بنیادین اسلام اشاره دارد و در معنای گستردهتر، شامل مبانی مشترک ادیان ابراهیمی میشود<ref group="دیدگاه">شما از همینجا نگاه خود را محدود کردید به نگاهای درون دینی. خوب اگر از منظر برون دینی به بحث پرداخته شود، حتما هر آنچه دین گفته میشود یکسره اصولی دارد. یعنی مقاله نویسنده بر چند پیش فرض استوار است: 1. دین را محدود کرده به ادیان الهی و آسمانی؛ 2. ادیان الهی را هم محدود کرده به ادیان توحیدی ابراهیمی؛ 3. منظر نگاه خود را هم براساس آموزه های اسلام شیعی عیار کرده است. 4. اصول را هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی کرده است. در حالیکه از منظر کلان تر هم این بحث قابل طرح است. تمام ادیان یکسره اصولی دارد که در جامعه نمود می یاید؛ مثلا زرتشت اصول ندارد؟ حتما دارد. ثانیا اصول هم محدود به اصول کلامی و اعتقادی شده است. بسته به گستره یک دین اصول آن هم کم یا زیاد میشود. مثل اصول اخلاقی و فقهی ادیان دارای اخلاق و شریعت. بهتر نیست که بحث جامع تر و بدون تقید به یک پیش فرض خاص بررسی شود؟</ref>. در تعریف دیگری، به معنای اصول زندگی است که به ادیان الهی و غیرالهی توجه دارد. گاهی نیز منظور از اصول دین، اصول یک مذهب خاص است.<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص7-8.]</ref> این اصطلاح همچنین در معانی مختلفی مانند علم [[کلام]]، منابع معرفت [[دین]] یا امور اعتقادی و عملی بهکاررفته است، اما رایجترین کاربرد آن به بخش اعتقادی دین مربوط میشود؛<ref>[https://pke.journals.miu.ac.ir/article_2446_00bfcab935776d9dc7009e9eb158ba55.pdf توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-11.]</ref> چراکه این دسته از باورها، [[جهانبینی]] هر دین را شکل میدهند<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/12/%D8%B7%D8%A8%D9%82 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص12.]</ref> و مبنای [[اخلاق]] و احکام دینی به شمار میروند.<ref>[https://jpas.ihu.ac.ir/article_201028_f97332f3f30f4879ff684d5e7943febe.pdf سبحانی و الهی منش، «نقش اصول اعتقادی اسلامی در پیشگیری از جرم و انحراف با تأکید بر آموزه های نهج البلاغه»، 1394ش، ص76.]</ref> ازاینرو، ایدئولوژی دینی برگرفته از همین جهانبینی الهی دانسته میشود.<ref>[https://lib.eshia.ir/10216/1/14/%D8%A7%D9%8A%D8%AF%D8%A6%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%D9%89 مصباح یزدی، «آموزش عقاید»، 1384ش، ص14.]</ref> در این تعریف، اصول دین یا اصول عقاید در مقابل فروع اعتقادی مانند [[قضا و قدر]]، فروع فقهی مانند [[نماز]] و [[روزه]] و اصول [[مذهب شیعه]] مانند [[عدالت]] و [[امامت]] قرار میگیرند <ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1083158/%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%84%20%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA&score=274877907000.0&rownumber=1 توران و شیخی زازرانی، «معیارشناسی اصل بودن امامت در واکاوی معیاری اصول دین»، 1393ش، ص8-9.]</ref> و کسی که این باورها را با قلب قبول کند، دیندار است.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1401857/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D9%82%D9%87?q=%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%DB%8C%D9%86%20%D9%88%20%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA%20%D8%AF%D8%B1%20%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D9%81%D9%82%D9%87&score=274877907000.0&rownumber=1 دیوانی، «اصول دین و دیانت در دانش اصول فقه»، 1393ش، ص64.]</ref> | ||
برخی دینپژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی میدانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در [[قرآن]] آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و دیگران، «سـیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایههای اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزهها میدانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛] [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref> | برخی دینپژوهان معاصر اصول دین را مفهومی قراردادی میدانند و معتقدند این تعبیر نه از سوی امامان مطرح شده<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2118678/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%AA%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%AA%D8%B2%D9%84%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86?q=%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&score=16392.81&rownumber=31 وکیلی و اترک، « بررسی سیر تطور اصول دین در کلام معتزله با تکیه بر معناشناسی اصطلاح اصول دین»، 1402ش، ص8.]</ref> و نه در [[قرآن]] آمده، بلکه بعدها در آثار متکلمان اسلامی شکل گرفته است،<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1344080/%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b5%d9%88%d9%84-%d8%af%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d8%a7%d9%87%d9%84-%d8%b3%d9%86%d8%aa?q=%D8%AE%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87%20%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%20%D8%AF%D9%8A%D9%86&rownumber=6&score=16393.04 فروهی و دیگران، «سـیر تطور اصول دین در مکاتب اهل سنت»، 1396ش، ص115.]</ref> هرچند زمان دقیق آن روشن نیست.<ref>[https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/86458/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%82-%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86 محمدی، «اصول دین: بررسی تعریف و مصادیق آن از دیدگاه متکلمان»، 1373ش، ص7.]</ref> اما برخی دیگر تعبیر دعائم الإسلام (پایههای اسلام) در روایات و منابع دینی را ناظر به جایگاه بنیادین برخی آموزهها میدانند.<ref>[https://lib.eshia.ir/27251/8/99/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D9%8A%D9%85 محمدی ریشهری، «دانشنامه عقاید اسلامی»، 1391ش، ج8، ص99؛] [https://lib.eshia.ir/11005/2/18/%D8%AF%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D8%A7%D8%A6%D9%90%D9%85%D9%90 کلینی، یعقوب، الکافی، ج2، ص18.]</ref> | ||