| خط ۲۲: | خط ۲۲: | ||
==== اصل توحید ==== | ==== اصل توحید ==== | ||
توحید مبنای جهانبینی اسلامی و یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه الحبری است. وی از این اصل برای نفی پدرسالاری و اثبات برابری زن و مرد استفاده میکند. بر اساس این اصل، تنها خداوند خالق هستی است و اراده او بر همه چیز برتری دارد. هر تفکری که بخواهد چیزی را در برابر اراده الهی قرار دهد، به شرک منجر میشود. الحبری غرور ابلیس را نمونهای از نگاه طبقاتی میداند که در تقابل با برابری بنیادین بشریت است. وی با استناد به آیهای که معیار برتری انسانها را تقوا معرفی میکند، هر معیار دیگری را باطل میشمارد. | توحید مبنای جهانبینی اسلامی و یکی از مفاهیم بنیادین در اندیشه الحبری است. وی از این اصل برای نفی پدرسالاری و اثبات برابری زن و مرد استفاده میکند. بر اساس این اصل، تنها خداوند خالق هستی است و اراده او بر همه چیز برتری دارد. هر تفکری که بخواهد چیزی را در برابر اراده الهی قرار دهد، به شرک منجر میشود. الحبری غرور ابلیس را نمونهای از نگاه طبقاتی میداند که در تقابل با برابری بنیادین بشریت است.<ref>al-Hibri, 2000, p53 /al-Hibri, 2005, p183-184. </ref> وی با استناد به آیهای که معیار برتری انسانها را تقوا معرفی میکند، هر معیار دیگری را باطل میشمارد.<ref>al-Hibri, 2002, p7-9. </ref> | ||
الحبری جامعه مطلوب اسلامی را مبتنی بر بیعت و شورا میداند که در مقابل نظام سلسلهمراتبی ظالمانه قرار دارد. در چنین جامعهای همه مردم از جمله زنان میتوانند حتی عالیترین مقامات را بازخواست کنند. وی برای اثبات دیدگاه خود به خاطرهای از عمر بن خطاب اشاره میکند که با استدلال یک زن قرآنی، نظر خود را درباره مهریه پس گرفت. | الحبری جامعه مطلوب اسلامی را مبتنی بر بیعت و شورا میداند که در مقابل نظام سلسلهمراتبی ظالمانه قرار دارد. در چنین جامعهای همه مردم از جمله زنان میتوانند حتی عالیترین مقامات را بازخواست کنند. وی برای اثبات دیدگاه خود به خاطرهای از عمر بن خطاب اشاره میکند که با استدلال یک زن قرآنی، نظر خود را درباره مهریه پس گرفت.<ref>al-Hibri, 2002, p7-9.</ref> | ||
==== اصل تنوع ==== | ==== اصل تنوع ==== | ||
الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، تقواست. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه میگیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامیاند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است. | الحبری با استناد به آیهای که انسانها را به اقوام و قبایل مختلف تقسیم کرده، این تنوع را نه دلیل برتری، بلکه عامل شناخت متقابل میداند. وی تأکید میکند تنها معیار برتری، تقواست. او به بیعت زنان با پیامبر در صدر اسلام اشاره کرده و نتیجه میگیرد که بیعت و شورا اصول بنیادین حکومت اسلامیاند و بیعت زنان نیز بدون کم و کاست پذیرفته شده که نشانه برابری زن و مرد است.<ref>al-Hibri, 2003, p201.</ref> | ||
==== اصل سازگاری ==== | ==== اصل سازگاری ==== | ||
با استناد به آیاتی که هدف از آفرینش همسران را رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بیان میکند، الحبری این اصل را تبیین مینماید. وی رابطه زناشویی را پوشش و حریم یکدیگر میداند که موجب آسایش و سازگاری میشود. این نگاه اصیل اسلامی جایی برای تبعیض جنسی باقی نمیگذارد. او رفتار پیامبر با همسرانشان را الگوی کامل روابط مبتنی بر احترام متقابل معرفی میکند؛ چنانکه عایشه آزادی فکری داشت و با پیامبر مخالفت میکرد، اما محبت میان آنان برقرار بود. | با استناد به آیاتی که هدف از آفرینش همسران را رسیدن به آرامش و ایجاد مودت و رحمت بیان میکند، الحبری این اصل را تبیین مینماید. وی رابطه زناشویی را پوشش و حریم یکدیگر میداند که موجب آسایش و سازگاری میشود. این نگاه اصیل اسلامی جایی برای تبعیض جنسی باقی نمیگذارد. او رفتار پیامبر با همسرانشان را الگوی کامل روابط مبتنی بر احترام متقابل معرفی میکند؛ چنانکه عایشه آزادی فکری داشت و با پیامبر مخالفت میکرد، اما محبت میان آنان برقرار بود.<ref>al-Hibri, 2003, p202-203.</ref> | ||
== مؤلفههای روششناختی تفسیری الحبری == | == مؤلفههای روششناختی تفسیری الحبری == | ||