شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
شریف عظیمی (بحث | مشارکتها) جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
خجالت؛ احساس | خجالت؛ احساس شرمساری از رفتارهای نا بههنجار در سبک زندگی اجتماعی. | ||
خجالت که در فارسی بهمعنای شرمندگی بهکار میرود، احساس ناخوشایند و خود آگاهانه در [[سبک زندگی]] است. ایناحساس اجتماعی با کمالگرایی و درک مفهوم کرامت و [[آبرو]] همراه است و از رعایتنکردن قواعد در موقعیتهای اجتماعی یا در مواجهه با وظایف و مسئولیتهای خاص ریشه میگیرد و با ترس از نظرات منفی دیگران و تردید در مورد تواناییهای شخصی خود ارتباط دارد. بهخلاف خجالت ناپسند که حالت انفعال روانی، غیر عاقلانه، بیمورد و بیاساس بوده و آثار نا پسند همچون محرومیت از فرصتها و کمالات را برای فرد خجالتی در پی میآورد و بهعنوان یکاختلال روان شناختی نیاز به درمان دارد؛ اما خجالت پسندیده میتواند در تنظیم روابط، حفظ [[هنجارهای اجتماعی]]، عمل به و ظیفۀ الهی و جلوگیری از رفتارهای ناشایست در سبک زندگی اثرگذار باشد. | |||
== مفهومشناسی == | == مفهومشناسی == | ||
=== لغوی === | === لغوی === | ||
واژۀ «خجالت» بدینصورت در عربی بهکار نرفته و کاربرد آن در زبان فارسی نیز یکخطای عامه شمردهشده است. در [[زبان عربی]] بهجای خجالت، «خَجَل» بهفتح خا و جیم بهکار میرود.<ref>دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ج6، 1377ش، ص9537.</ref> کلمۀ خَجَل، به سستی و ذلت از سر [[حیا]]،<ref>ابن منظور، لسانالعرب، ج4، 1408ق، ص30.</ref> تنبلی، تکبر، | واژۀ «خجالت» بدینصورت در عربی بهکار نرفته و کاربرد آن در زبان فارسی نیز یکخطای عامه شمردهشده است. در [[زبان عربی]] بهجای خجالت، «خَجَل» بهفتح خا و جیم بهکار میرود.<ref>دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ج6، 1377ش، ص9537.</ref> کلمۀ خَجَل، به سستی و ذلت از سر [[حیا]]،<ref>ابن منظور، لسانالعرب، ج4، 1408ق، ص30.</ref> تنبلی، تکبر، بیتابی و حیرت معنا شده<ref>[https://shamela.ws/book/1736/212#p1 العسکری، معجمالفروق اللغویه، 1412ق، ص212-213.]</ref> و همچون خجالت بهمعنای شرم، شرمساری، شرمندگی، شرمگینشدن، سر افکندگی، رسوایی، کمرویی، سرخ شدن چهره و از قیل و قالافتادن و سستشدن است. کلمات همخانواده با آن از قبیل خجلت، خجول، خجلان، خجل بهکسر جیم، خجالت دادن، خجالتزدگی، خجالتی یا خجالت آور نیز به همینمفهوم بهکار میروند.<ref>دهخدا، لغتنامۀ دهخدا، ج6، 1377ش، ص9537- 9544؛ معین، فرهنگ فارسی یکجلدی، 1381ش، ص401؛ سیّاح، فرهنگ بزرگ جامع نوین (ترجمه المنجد لوییس معلوف)، 1378ش، ص447. [https://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%A9/ کلمۀ «خجل» وبسایت المعانی.]</ref> | ||
=== اصطلاحی === | === اصطلاحی === | ||