بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹۲: خط ۹۲:


== جریان امید اجتماعی در ایران ==
== جریان امید اجتماعی در ایران ==
امید اجتماعی در ایران به دلیل واقعیت‌های عینی و شرایط پرفرازونشیب کنونی جامعه به یک «پروبلماتیک» و دغدغه اساسی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که پیمایش‌ها نشان می‌دهد میانگین امید اجتماعی در بین ایرانیان برای '''۱۰''' سال آینده، منفی و رو به کاهش ارزیابی شده است. بر اساس پژوهش‌های انجام شده عوامل کاهش امید اجتماعی ریشه در مسائلی نظیر غلبه امر سیاسی بر امر اجتماعی، رواج «پیشگویی‌های ناکام» و امیدهای بی‌پاسخ از سوی نیروهای سیاسی، کم‌کاری نخبگان علمی/فکری، نهادهای مدنی و نخبگان دولتی، و همچنین فقدان «شرایط شناسایی» (عدم به رسمیت شناختن سرمایه‌های فرهنگی و اجتماعی گروه‌هایی مانند زنان، سمن‌ها و فعالان محیط زیست) دارد.  
امید اجتماعی در ایران، به‌عنوان یک شاخص مهم توسعه اجتماعی، امروز به «مسئله» جامعه بدل شده است؛ به این معنا که دانشگاهیان، نخبگان و حتی دولتمردان پذیرفته‌اند که سطح امید جمعی در حال افت است و پیامدهای آن می‌تواند آینده کشور را تحت تأثیر قرار دهد. این امید زمانی تقویت می‌شود که شهروندان احساس کنند در تغییرات مؤثرند، نشانه‌های واقعی اصلاح و بهبود را ببینند، ساخت آینده را مشارکتی تجربه کنند و تعامل سازنده‌ای میان سه ضلع نخبگان علمی/فرهنگی، نهادهای مدنی و نخبگان دولتی برقرار باشد؛ در چنین شرایطی، پیش‌بینی‌پذیری نسبی جامعه و امکان تخیل «آینده‌های بهترِ ممکن» به افزایش حس تعلق، اعتماد و شایستگی جمعی می‌انجامد.


در نقطه مقابل، عوامل افزایش امید اجتماعی شامل تبدیل امیدهای فردی به یک امر مشترک از طریق مشارکت و گفت‌وگوی آزاد و دموکراتیک، تقویت «تخیل اجتماعی» و «ظرفیت آرزومندی» برای تصور آینده‌ه‌ای مطلوب، فاصله گرفتن از امیدهای محال و ایدئولوژیک به نفع «بهبودباوری فعال» (حل تدریجی مشکلات با گام‌های کوچک و دولت فروتن)، و تقویت نهادهای سیاسیِ پاسخگو است. برای تحقق این امیدورزی اجتماعی، وجود عاملیت و تعهد گروهی ضروری است؛ همان‌طور که اریکا چنووث در بررسی بیش از ۳۲۰ جنبش مردمی (که حداقل '''۱۰۰۰''' مشارکت‌کننده داشته‌اند) در بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ میلادی در قالب «قانون ۳/۵ درصد» نشان داده است، اگر تنها ۳/۵ درصد از جمعیت یک جامعه به‌صورت فعالانه متعهد به تغییر باشند، آن تغییر به سوی آینده‌ای بهتر پرهیزناپذیر خواهد بود.
در مقابل، بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، وابستگی شدید امید به رویدادهای مقطعی مثل انتخابات، کم‌کاری و گسست میان نخبگان، نهادهای مدنی و حاکمیت، وعده‌ها و «پیشگویی‌های ناکام» سیاسی و تجربه مکرر «امیدهای بی‌پاسخ»، همراه با غلبه امید فردی بر امید اجتماعی و کاهش اعتماد عمومی، به فرسایش امید اجتماعی منجر شده است؛ تا جایی که داده‌های پیمایشی نشان می‌دهد میانگین امید اجتماعی ایرانیان نسبت به ده سال آینده منفی و رو به کاهش است.
 
در نقطه مقابل، عوامل افزایش امید اجتماعی شامل تبدیل امیدهای فردی به یک امر مشترک از طریق مشارکت و گفت‌وگوی آزاد و دموکراتیک، تقویت «تخیل اجتماعی» و «ظرفیت آرزومندی» برای تصور آینده‌ه‌ای مطلوب، فاصله گرفتن از امیدهای محال و ایدئولوژیک به نفع «بهبودباوری فعال» (حل تدریجی مشکلات با گام‌های کوچک و دولت فروتن)، و تقویت نهادهای سیاسیِ پاسخگو است. برای تحقق این امیدورزی اجتماعی، وجود عاملیت و تعهد گروهی ضروری است؛ همان‌طور که اریکا چنووث در بررسی بیش از ۳۲۰ جنبش مردمی (که حداقل '''۱۰۰۰''' مشارکت‌کننده داشته‌اند) در بین سال‌های ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۶ میلادی در قالب «قانون ۳/۵ درصد» نشان داده است، اگر تنها ۳/۵ درصد از جمعیت یک جامعه به‌صورت فعالانه متعهد به تغییر باشند، آن تغییر به سوی آینده‌ای بهتر پرهیزناپذیر خواهد بود.  


==پانویس==
==پانویس==