ایجاد صفحه خالی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''حکومتهای شیعه در ایران؛''' تشکیل دولتهای شیعی از گرایشهای مختلف زیدیه، اسماعیلیه و اثنیعَشَری در ایران. | |||
با پیدایش اسلام، اندیشهای مترقی ظهور کرد که علاوه بر شبه جزیره عربستان بسیاری از سرزمینهای دیگر از جمله ایران را نیز در برگرفت. هرچند فتح ایران در دوره خلیفه دوم بهواسطه جنگ بود، اما نشر و گسترش اسلام، زمانی که دین زرتشت دیگر پاسخگوی نیازهای ایرانیان نبود، عمدتاً با پذیرش داوطلبانه و آشنایی تدریجی آنان با تعالیم اسلام، بهویژه از طریق ائمه و آموزههای اصیل شیعی، صورت گرفت. همچن ینیکتاپرستی و آشنایی ایرانیان با ادیان الهی در گرایش آنان به تشیع تأثیرگذار بوده است. از نخستین نمودهای سیاسی تشیع در ایران، دولت علویان طبرستان بود که الگویی برای حکومتهای بعدی شیعی همچون آل مسافر، آل بویه، باوندان اسپهبّدیه و شاخههای مختلف حاکمیتهای اسماعیلی از جمله نزاریان ایران شد. در سدههای میانه، جنبشهایی چون سربداران، مرعشیان و آل کیا جلوههای دیگری از پیوند تشیع با ساختار قدرت محلی را رقم زدند. در ادامه، دولتهایی مانند مشعشعیان و سرانجام صفویان با رسمیکردن تشیع در سراسر ایران، این جریان تاریخی را به اوج سیاسی و فرهنگی خود رساندند. ابعاد مختلف دولتهای شیعی شامل تاریخ سیاسی، زمینهها، علل صعود و افول و تحولات فرهنگی، اجتماعی و مذهبی، عاملی قوی در گسترش اندیشه و فرهنگ سیاسی و اجتماعی شیعی در قلمرو خود بودند. | |||
'''مفهومشناسی''' | |||
شیعه در لعت به معنای گروه، گروه پیروان، گروه همدل، یاران، انصار و اتباع که بر امری یکسخن باشند.[1] تشیع در لغت به معنای دعوی مذهب شیعه کردن است.[2] اگر وازه شیعه همراه با «ال» تعریف به کار رود ناگزیر اختصاص به افرادی دارد که از باب اعتقاد به امامت و ولایت بلافصل امام علی بعد از رحل پیامبر و نفی امامت از کسانی که در خلافت بر او پیشی گرفتند، از آن امام پیروی کردند.[3] | |||
'''پیدایی و دیگرگونی تشیع''' | |||
درباره این مسئله که از چه زمانی شیعه شکل گرفت نظریههای متفاوتی ذکر شده است. | |||
۱) تشیع در دورات حیات پیامبر شکل گرفته و در آن زمان گروهی از صحابه بهعنوان طرفدار امام علی شناخته میشدند. | |||
۲) شیعه پس از رحلت پیامبر و در مخالفت با انتخاب ابوبکر بن ابی قحافه بهعنوان خلیفه شکل گرفته است. پس از رحلت پیامبر مسلمانان سه دسته شدند: گروهی که شیعه نامیده شدند و طرفدار امام علی بودند. گروهی با نام انصار که طرفدار سعد بن عباده خزرجی و مدعی حکومت بودند و گروهی که با ابویکر بیعت کردند. | |||
۳) شیعه بهعنوان یک حزب یا گروه خاص در دوره پایانی خلافت عثمان یا زمان قتل او شکل گرفت. | |||
۴) ظهور شیعه در زمانی بود که بصره در آستانه جنگ جمل قرار داشت. | |||
۵) در زمان نبرد جنگ صفین که گروهی در مخالفت و موضع امام علی قرار گرفتند و گروهی بهعنوان طرفدار حقیقی امام به او اعلام وفاداری کردند و شیعه نام گرفتند. | |||
۶) پیدایش شیعه به بعد از شهادت امام علی باز میگردد.[4] | |||
۷) ظهور شیعه در قالب یک نهضت مشخص با اهداف و نام خالص به سالهای پس از شهادت امام حسین باز میگردد و حادثه عاشورا نقطهای بنیادین و مهم در پیدایش یا تحول شیعه است. | |||
۸) ظهور شیعه بهعنوان یک فرقه با کلام و اعتقاد ویژه خود همچون یک مذهب فکری و سیاسی با ظهور نظریه «نص و تعیین» در اواخر سده اول هجرت بوده است.[5] | |||
'''فرقههای شیعه''' | |||
از مهمترین زمینهای که انشعاب و فرقههای جدیدی را در میان شیعیان به وجود آورده است، سلسله امامان و چگونگی فرآیند انتقال امامت و وصایت و انتخاب امام بعدی بود.[6] همچنین پیدایش علم کلام و عدم دستیابی شیعه به حاکمیت سیاسی پس از شهادت امام حسین و یارانش و قیامهایی که بهمنظور خونخواهی آنان صورت گرفت، باعث پراکندگی و ایجاد فرقهها و عدم اتحاد در جامعه شیعه شد.[7] | |||
'''زیدیه''' | |||
زیدیه از جمله یکی از فرقههای شیعه، به امامت امام علی، امام حسن، امام حسین و زید بن علی قائل هستند.[8] این فرقه پیروان زید بن علی بن حسین هستند و امامت را در اولاد فاطمه زهرا منحصر میدانند و در گروه دیگری غیر از آنان جایز نمیدانند. اعتقاد دارند امامت واجب الاطاعه به هر مردی از اولاد فاطمه میرسد که مردم را به امامت خود دعوت کند و عادل، عالم و اهل علم، سخاوتمند و شجاع باشد[9] و فرقی نمیکند که از اولاد امام حسن یا از اولاد امام حسین باشد.[10] | |||
'''اسماعیلیه''' | |||
این فرقه با عناوین دیگری نظیر سبعیه[11]، قرامطه[12]، باطنیه[13]، حشیشیه، تعلیمیه، و الدعوه یا الدعوه الهادیه شناخته میشود.[14] اسماعیلیه امامت امام حسن فرزند امام علی را قبول ندارند.[15] اسماعیلیه، بعد از شهادت امام صادق به امامت فرزندش اسماعیل با عنوان «اسماعیلیه خالصانه» یا نوادهاش محمد بن اسماعیل بن جعفر با نام «مبارکیه» اعتقاد پیدا کردند.[16] این فرقه بعد از شیعه اثنیعَشَری، اکثریت را تشکیل میدهد و پیروان آن در بیش از ۲۵ کشور، در آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای شمالی پراکنده شدند. بیشتر اسماعیلیان نیز در هند، پاکستان و شرق آفریقا زندگی میکنند.[17] | |||
'''امامیه''' | |||
عنوان شیعه از منظر رجالنویسان، تنها بر شیعیان امامیه یا شیعه دوازدهامامی یا شیعه اثنیعَشَری اطلاق میشود و آنان بیشترین گروه از مذهب شیعه هستند. رهبری جامعه پس از پیامبر از طریق نص رسول خدا است و امام از سوی خدا تعیین میشود و هر امامی باید پیش از رحلت، جانشین خود را معرفی و منصوب کند[18]. شیعه امامی در منابع، بیش از یک معنا و مفهوم ندارد و آن، اعتقاد به جانشینی امام علی و فرزندان بلافصل او است که بعد از درگذشت پیامبر تا غیبت صغری، هیچ تغییری در آن رخ نداده است.[19] کلیات اندیشه شیعه اثنیعَشَری دارای رویکرد عقلگرا است و بر پنج اصل توحید، عدل، نبوت، امامت و معاد شکل گرفته است.[20] منابع اندیشههای شیعیان امامیه، براساس چهار منبع قرآن، سنت (روایات پیامبر و ائمه)، عقل و اجماع شکل میگیرد.[21] | |||
'''پیشینه''' | |||
براساس شواهد تاریخی و منابع تفسیری، کانون اصلی تشیع در زمان حیات رسول خدا و در منطقه حجاز بوده است. اصطلاح «شیعه علی»، در مورد شماری از صحابه، به نقل از زبان همسران رسول خدا، در جریان صلح امام حسن و سایر حوادث تاریخی کاربرد داشته است. تشیع قبل از ورود اسلام به مرزهای ایران، شکل گرفته بود و در دوران خلفای سهگانه نیز جمعی مشخص با اصطلاح «شیعه علی» نامگذاری میشدند. از اینرو، نظریه مستشرقان در مورد گرایش ایرانیان به تشیع براساس اندیشة باستانی، ساخته و پرداختة ذهنیت آنان است.[22] | |||
{| class="wikitable" | |||
|+ | |||
! | |||
{| class="wikitable" | |||
| valign="top" |'''قرن''' | |||
| valign="top" |'''دولتهای شیعی در ایران''' | |||
|- | |||
| valign="top" |ربع آخر قرن اول | |||
| valign="top" |در این دوره عواملی چون قیام مختار و همراهی ایرانیان با وی، کشتار ایرانیان بهوسیله مصعب بن زبیر، مظالم اُمویان و حجاج بن یوسف، شکلگیری تشیع در بین موالی با محوریت مدائن و نفوذ و گسترش تشیع در اهواز، یزد و نواحی شرقی ایران بیان شده است. سابقه تشیع در ایران همراه با سکونت اعراب اشعری از جمله سائب بن مالک اشعری در قم، برای نخستین بار رقم خورده است.[1] | |||
|- | |||
| valign="top" |اوایل قرن دوم | |||
| valign="top" |پراکندگی مناطق شیعهنشین ایران در این قرن شامل قم، آوه، فراهان، کاشان، ری، اصفهان، اهواز و بیهق (سبزوار) بوده است.[2] | |||
|- | |||
| valign="top" |اوایل قرن سوم | |||
| valign="top" |حضور امام رضا در خراسان نیز باعث انتشار بیشتر تشیع در ایران شد. در این قرن ورود سادات علوی به منطقه جبال که محدودهای بین همدان، اصفهان و ری بود، از دلایل مهم نفوذ و گسترش تشیع در ایران است. همچنین در مناطق شمالی ایران به دلیل وجود تعدادی از علویان در طبرستان و توجه خاص دیلیمان به آنها، نخستین دولت مستقل از خلافت اسلامی به نام دولت علویان زیدی طبرستان در شرق اسلامی شکل گرفت. | |||
|- | |||
| valign="top" |قرن چهارم | |||
| valign="top" |دوران ظهور حکومت آل بویه که از دیلم برخاسته بودند و قسمت اعظم ایران و عراق را زیر اقتدار خود گرفتند. همچنین خاندان اسماعیلی مذهب آل مسافر (سالاریان یا کنگریان) نیز از دیلم ظهور کردند و مناطق شمال غربی ایران را تحت سلطه خود در آوردند. | |||
|- | |||
| valign="top" |نیمه دوم قرن پنجم تا اواسط قرن هفتم | |||
| valign="top" |در این دوران دولت شیعی باوندان روی کار آمد که از امیران محلی طبرستان به شمار میآمدند. علاوه بر آن، دولت اسماعیلی نزاری ظهور کرد که مقر اصلی آنان در قلعه کوهستانی الموت، در شمال ایران بود و از شام تا مشرق ایران حکمرانی داشت. | |||
|- | |||
| valign="top" |نیمه اول قرن هفتم | |||
| valign="top" |رواج تشیع براساس تحول بسیار مهمی یعنی هجوم مغولان به شرق جهان اسلام و براندازی خلافت عباسیان بهعنوان تکیهگاه نیروی معنوی اهلسنت رقم خورد. در این دوران تمامی گرایشهای مذهبی ایران و نواحی اطراف در قالب تصوف بیان شد که تشیع نیز از این قاعده مستثنی نیست. | |||
|- | |||
| valign="top" |از اواسط تا اواخر قرن هشتم | |||
| valign="top" |از جمله حرکتهای شیعی در این زمان در ایران، نهضت سربداران در خراسان و به تبعیت از آن، نهضت مرعشیان در طبرستان و آل کیا در گیلان هستند که هریک حکومتی را تشکیل دادند. آل کیا در ابتدا بر مذهب زیدی بودند اما در سال ۹۳۳ق مذهب اثنیعَشَری را پذیرفتند. آل کیا با پناه دادن به اسماعیل میرزا، مؤسس صفویه، نقش مهمی در تأسیس حکومت صفویه داشتند. | |||
|- | |||
| valign="top" |قرن نهم | |||
| valign="top" |در این دوران برخی از حرکتهای شیعی از جمله مشعشعیان در بستر افکار غالیانه سیر میکرد و به واسطه عراق به ایران نفوذ کرد و به طور عمده در خوزستان ظهور یافت. این حرکت توسط صفویان برانداخته شد. | |||
|- | |||
| valign="top" |قرن دهم | |||
| valign="top" |در دوران بعد از حمله مغولان، تأسیس دولت صفویه و رسمیت تشیع اثنیعَشَری در ایران، به طور قطع ایران را به ناحیهای شیعی تبدیل کرد.[3] | |||
|} | |||
! | |||
|} | |||
'''گرایش ایرانیان به تشیع''' | |||
در دستهبندی عوامل اساسی رشد سریع تشیع در ایران میتوان به دو علت نخست، عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی و دوم، عوامل سیاسی و حاکمیتی اشاره کرد که از عوامل درونی منشعب شده و اندیشه شیعه را رواج داده است.[1] | |||
'''عامل معرفتی، فرهنگی، تمدنی و اجتماعی''' | |||
پذیرش تشیع در بین ایرانیان بهصورت تدریجی بوده است که برای آن دلایلی چون علاقه ایرانیان به اسلام و تشیع، نزدیکی امام علی به پیامبر، حمایت امام علی از ایرانیان در زمان خلافت، کسب حقایق تاریخ اسلام از زبان امام علی، آشنایی ایرانیان با صحابه بزرگ شیعی، ظلم و اجحاف در حق موالی، مظلومیت شیعیان و سیاستهای ضددینی حکومتهای اُموی و عباسی میتوان بیان کرد.[2] | |||
از علل درونزا و اصلی گسترش تشیع در ایران، شعار عدالت و برابری و برقراری ارتباط معنوی ایرانیان با ائمه مانند رفتار عادلانه و الفتآمیز امام علی با موالی و ایرانیان تازه مسلمان در قبال رفتار نامناسب و تبعیضآمیز برخی از خلفا و اُمویان در تقسیم اموال بیتالمال بوده است.[3] | |||
'''عوامل سیاسی و حاکمیتی''' | |||
در این زمنیه عوامل مختلفی مؤثر بوده است که نشان از شیعهگرایی ایرانیان دارد. | |||
'''۱) حضور موالی (ایرانیان مهاجر) در مرکز اسلام:''' موالی آن دسته از ایرانیانی بودند که با قبایل عرب پیمان اتحاد بستند. علاقهمندی آنان به اهلبیت از عوامل مبنایی شیعه شدن ایرانیان است. علت دیگر، تبغض و تفاوتهای زیادی بود که باعث رویگردانی آنها از خلفا شد. این تبعیضها شامل شناخته شدن بهعنوان شهروند درجه دوم در عراق، واگذاری کارهای پرمشقّتِ اداره امور بازار، ساختن راهها و اصلاح درختان، عدم راه دادن عجمها و موالی به شهر مدینه در زمان خلیفه دوم عمر بن خطاب، ندادن زن و همسر از اعراب به آنان و نداشتن حق ارث میشد. علاوه بر این موارد، اسلام موالی اسلام حقیقی دانسته نمیشد و از اسلام عربها پایینتر میدانستند و لذا موالی از زمان خلیفه دوم حق نداشتند امام جماعت شوند و یا در صف اوّل نماز بایستند. حتی در مذمت زبان فارسی، ابوهریره راوی کذاب یهود حدیثی جعل کرد که نزد خدا مبغوضترین زبان، زبان فارسی است. | |||
'''۲) هجرت علویان و سادات به ایران:''' مهاجرتها بیشتر از قرن دوم به بعد در دوران خلفای اُموی و عباسی بهمنظور مصون ماندن از جریانهای معارض و ستیزهگر با علویان و پیروان اهلبیت اتفاق افتاده است. | |||
'''۳) هجرت امام رضا به ایران:''' همزمان با سکونت امام رضا در مرو، عدهای از سادات و آل ابیطالب در جوار امام آمدند و ارتباط امام با مردم در ترویج تشیع نقش مؤثری داشته است. بیان احادیث از جمله حدیث سلسله الذهب در جمع مردم نیشابور، خواندن خطبه و معرفی ولایت خود و ائمه در دربار مأمون عباسی، برگزاری مجالس مناظره و مباحثه در معرفی اهلبیت و مکتب شیعه، ارتباط با مردم و پاس به سؤالات و مجموعه نامههای امام به افراد مختلف، مسافرتها به شهرهای اطراف، مهاجرت گروه جدید علویان همزمان با سفر فاطمه معصومه به قم، در گرایش ایرانیان به تشیع تأثیر فراوانی داشته است. | |||
'''۴) سهم حکومتها و مجاهدت علما در شیعهگرایی ایرانیان:''' نحوة عملکرد حکومتهای شیعه پیش از صفویه در فراهمسازی بسترها و نهادهای فرهنگی سبب گسترش تشیع در نقاط مختلف ایران شده است. | |||
'''۵) گستردگی تشیع در مناطق مختلف ایران قبل از صفویه:''' منطقه خراسان و شهرهای آن چون نیشابور، سبزوار، بیهق، مرو، منطقه تاریخی جبل از قصر شیرین تا ری و همدان، در غرب ایران منطقه دینور، مناطق مرکزی ایران مانند قم، آوه، کاشان، فارس، اصفهان، مناطق شمالی ایران، طبرستان، گیلان، زنجان، قزوین، منطقه سیستان از کرمان تا جنوب خراسان تا سواحل دریای عمان، از جمله مناطق شیعهنشین در ایران قبل از قرن دهم بوده است. قبل از ظهور دولت صفویه در ایران هیچ منطقهای نبود که شیعیان در آن سکونت نداشته باشند.[4] | |||
'''۶) شیعهگرایی ایرانیان پس از استقرار صفویه:''' براساس مستندات تاریخی، صفویان دولتی بودند که براساس اعتقادات قلبی مذهب تشیع را رسمی کردند. روند رسمیت یافتن تشیع در ایران در این دوره مرهون تلاش علما در دورههای قبل تا عصر صفویه است.[5] | |||
'''نخستین حکومتهای محلی و منطقهای پیش از صفویه''' | |||
{| class="wikitable" | |||
|+ | |||
! | |||
{| class="wikitable" | |||
| valign="top" |'''حکومتها''' | |||
| valign="top" |'''جغرافیای سیاسی''' | |||
| valign="top" |'''سال تأسیس''' | |||
| valign="top" |'''زمینه شکلگیری''' | |||
| valign="top" |'''حاکمان''' | |||
| valign="top" |'''وضعیت تشیع''' | |||
| valign="top" |'''سال انقراض''' | |||
| valign="top" |'''عوامل ضعف و فروپاشی''' | |||
|- | |||
| valign="top" |'''علویان طبرستان'''[1] | |||
| valign="top" |شمال ایران | |||
| valign="top" |۲۵۰قمری | |||
| valign="top" |مهاجرت و ورود سادات و علویان به ایران | |||
| valign="top" |۴ نفر از حسن بن زید معروف به داعی کبیر در سال ۲۵۰ق تا حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر ۳۱۶ق | |||
| valign="top" |تشیع زیدی | |||
| valign="top" |قرن ۱۰ق | |||
| valign="top" |۱) عدم پیریزی تشکیلات منسجم حکومتی بهویژه ضعف تشکیلات نظامی علویان طبرستان، ۲) اختلافات داخلی و تحریکات حکام محلی در این اختلافات، ۳) گسترش حاکمیت علویان بدون ارزیابی از موقعیت دشمنانشان، ۴) توطئهچینی و اقدامات خلافت عباسی علیه علویان طبرستان. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل مسافر'''[2] | |||
| valign="top" |دیلم و مناطق شمال غربی ایران تا ارمنستان | |||
| valign="top" | | |||
| valign="top" |سلسلهای همانند جَستاریان بودند که نیروی خود را داخل و خارج از دیلم تشکیل دادند. خاندان آل مسافر به دو شاخه تقسیم میشود: ۱) شاخه آذربایجان به رهبری مرزبان اول ابن محمد و ۲) شاخه دیلم به رهبری وهسودان بن محمد | |||
| valign="top" |محمد بن مسافر در سال ۳۰۴ق سرسلسله آل مسافر | |||
۱) شاخه دیلم: ۹ نفر از وهسودان بن محمد ۳۳۰ق تا مسافر ۴۵۴ق | |||
۲) شاخه آذربایجان: ۶ نفر از مرزبان اول بن محمد در سال ۳۳۰ق تا ابوالهیجاء بن ابراهیم (نامعلوم) | |||
| valign="top" |تشیع اسماعیلی | |||
| valign="top" | | |||
| valign="top" |۱) دوپاره شدن حکومت آنان به دو شاخه دیلم و آذربایجان و اختلافات داخلی میان سران این دو شعبه، ۲) ناتوانی آل مسافر در رواج دادن مذهب خویش یعنی تشیع اسماعیلی از گونه قرمطی آن در بین رعایا، ۳) منازعات پیوسته آل مسافر با حکومتهای همزمان و مجاور خویش نظیر غزنویان، سلجوقیان و آل بویه. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل بویه'''[3] | |||
| valign="top" |بخشهایی از ایران، عراق، جزیره و شام | |||
| valign="top" |۳۲۱ق | |||
| valign="top" |با ضعف و انحطاط خلافت عباسی در قرن سوم و چهارم، امیران محلی و خاندانهای حکومتگر داعیه استقلال یافتند و علی پسر ابوشجاع در سال ۳۲۱ق با فتح ارجان دولت آل بویه را پایهگذاری کرد.[4] | |||
| valign="top" |۷ نفر امیران بویهای در فارس(۴۴۷-۳۲۲ق)، ۶ نفر امیران بویهای در اصفهان و ری و همدان(۴۱۴-۳۳۵ق)، ۱۰ نفر امیران بویهای در عراق (۴۴۷-۳۳۴ق) | |||
| valign="top" |ابتدا تشیع زیدی و سپسپ تشیع اثنیعَشَری[5] | |||
| valign="top" | ۴۴۷ق | |||
| valign="top" |۱) ایجاد اختلافات داخلی و انشقاق در بین آنها، ۲) رویکار آمدن حاکمان ضعیف و بیتدبیر بعد از عضدالدوله، ۳) ظهور قدرتهای نوپا و جدید مانند غزنویان و سلجوقیان همزمان با ضعف و سستی آل بویه، ۴) ناتوانی آل بویه از حل اختلافات و تفاوتهای قومی، فرهنگی و اختلاف در میان سپاهیان. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''باوندان اِسپَهبدیه طبرستان'''[6] | |||
| valign="top" |سرزمین فریم (فرّیم، پِریم یا قارِن) در کنار شهریارکوه در شرق سلسهکوههای طبرستان | |||
| valign="top" |۴۶۶ق | |||
| valign="top" |قارن پسر سهراب در شهریارکوه نیرویی پدید آورد و سخت موضع گرفت. پس از او پسران و نوادگانش بهتدریج نیرو یافتند و پارههایی از طبرستان را به تصرف در آوردند. | |||
| valign="top" |۸ نفر از حسامالدوله شهریار پسر قارن در سال ۴۶۶ق تا شمسالملوک رستم ۶۰۶ق | |||
| valign="top" |تشیع اثنیعَشَری | |||
| valign="top" |۶۰۶ق | |||
| valign="top" |۱) اختلافات داخلی در مسائل جانشینی و نقشآفرینی امرا در منازعات این دوران، ۲) روابط پر فراز و نشیب آنان با حکومتهای سلجوقیان، خوارزمشاهیان و اسماعیلیان الموت. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''اسماعیلیه نزاری ایران'''[7] | |||
| valign="top" |ایران، شام | |||
| valign="top" |۴۸۸ق | |||
| valign="top" |اختلاف بر سر جانشینی مستنصر خلیفه هشتم فاطمیان مصر و به دنبال آن حسن صباح آغازگر حرکت اسماعیلیه نزاری در ایران است.[8] | |||
| valign="top" |۷ نفر از حسن صباح در سال ۴۸۳ق تا رکنالدین خورشاه ۶۵۴ق | |||
| valign="top" |تشیع اسماعیلی، باطنیه | |||
| valign="top" |۶۵۴ ق توسط مغولان و ادامه حیات به صورت مخفیانه | |||
| valign="top" |۱) نداشتن سرزمین یکپارچه و قدرت نظامی نیرومند، ۲) بروز و ظهور تحولات و اختلافات عقیدتی در بین آنان، ۳) تبلیغات همهجانبه اهلسنت علیه اسماعیلیان نزاری و ترور شخصیتهای بزرگ سیاسی، نظامی و مذهبی، ۴) همزمانی آنان با حکومتهای سلجوقیان، خوارزمشاهیان، ۵) رویاروی با مغولان در اواخر حکومت خود. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''سربداران'''[9] | |||
| valign="top" |خراسان، جرجان (گرگان)، قومس (کومش )، مازندران، جوین و اسفراین | |||
| valign="top" |۷۳۶ق | |||
| valign="top" |۱) حضور شیخی صوفی قائل به اصلاح اجتماعی در سبزوار به نام شیخ خلیفه مازندرانی[10] و ۲) رخداد باشتین در نهم یا دوازدهم شعبان سال ۷۳۶ یا ۷۳۷ق[11] | |||
| valign="top" |۱۱ نفر از وجیهالدین مسعود بن فضلالله در سال ۷۳۸ق تا خواجه علی مؤید ۷۸۳ق | |||
| valign="top" |تشیع اثنیعَشَری | |||
| valign="top" |۷۸۸ق | |||
| valign="top" |۱) عدم ایجاد هماهنگی و نظمی یکنواخت در ارکان حکومتی، ۲) اختلاف در اعتقاد سربداران به تشیع امامی، تشیع اثنیعَشَری انقلابی با تکیه بر تصوف و تشیع فقاهتی، ۳) نامتوازن بودن ترکیب قدرت نظامی و سیاسی و روحانیون انقلابی صوفی، ۴) درگیری سربداران با حکومتهای آل کرت و مغولان، ۵) آرمانگرایی رهبران سربداران در جهت کسب قدرت. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''مرعشیان'''[12] | |||
| valign="top" |طبرستان، قزوین | |||
| valign="top" |۷۶۰ق | |||
| valign="top" |شکست حاکمان محلی توسط سیدقوامالدین مرعشی با بهره از پشتوانه محکم مذهبی و محبوبیت خود و تأسبس جکومت در آمل و سپس تمام مناطق طبرستان و نواحی اطراف آن[13] | |||
| valign="top" |14 نفر از سید قوامالدین در سال ۷۶۰ق تا سلطان مراد (تاریخ نامعلوم) | |||
| valign="top" |تشیع اثنیعَشَری | |||
| valign="top" |حکومت مستقل آنها تا سال ۷۹۵ق و بهعنوان حکومت دستنشانده تا ۱۰۰۵ق. | |||
| valign="top" |۱) مبارزه با حکام محلی نیرو، ۲) نداشتن سازوکارهای اقتصادی و سیاسی لازم در حکومتداری، ۳) مالاندوزی و انباشتن ثروت برخی از حکمرانان و دور شدن از مردم از آنان، ۴) حملات اثربخش تیمور بر علیه آنان. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل کیا'''[14] | |||
| valign="top" |بخش وسیعی از گیلان | |||
| valign="top" |۷۶۹ق | |||
| valign="top" |کنترل شرق گیلان از ۷۶۷ق توسط سیدعلی کیا با پشتیبانی سادات مرعشی پایهگذاری حکومت آل کیا در لاهیجان[15] | |||
| valign="top" |۱۷ نفر از امیرکیا در سال ۷۶۰ق تا خاناحمد ۱۰۰۰ق | |||
| valign="top" |تشیع زیدی | |||
| valign="top" |۱۰۰۰ق | |||
| valign="top" |۱) اختلافات داخلی بر سر مسائل اقتصادی و سیاسی، ۲) تحول در مناسبات آنان با حکومت صفویان خصوصاْ اقدامات تندروانه خاناحمد در رویارویی با صفویان. | |||
|- | |||
| valign="top" |'''مشعشعیان'''[16] | |||
| valign="top" |خوزستان | |||
| valign="top" |۸۴۵ق | |||
| valign="top" |با واسطه رهبری و ادعای مهدویت سیدمحمد بن فلاح مشعشعی حکومت مستقل شیعه به مرکزیت هویزه را تأسیس کردند.[17] | |||
| valign="top" |۱) دوران استقلال (۸۴۵ - ۹۱۴ق): | |||
۴ نفر از سیدمحمد بن فلاح در سال ۸۴۵ق تا سیدعلی بن محسن(فیاض) ۹۱۴ق | |||
۲) دوران وابستگی (۹۱۴-۱۱۷۶ق): ۲۳ نفر از سیدفلاح بن محسن در سال ۹۱۴ق تا مولی مطلب بن محمد خان بن فرجالله ۱۱۷۶ق.[18] | |||
| valign="top" |شیعه | |||
| valign="top" |۹۱۴ق | |||
| valign="top" |۱) پایان یافتن دوران استقلال مشعشعیان توسط صفویان، ۲) اجرای جدی نظام متمرکز حکومتی توسط رضاشاه پهلوی. | |||
|} | |||
|} | |||
'''رسمیت یافتن تشیع در سطح ملی در عصر صفوی''' | |||
دعوت از علمای جبلعامل و تقویت موقعیت علما در ایران، اتحاد سیاسی کشور، تشکیل یک حکومت ملی و وحدت مذهبی شیعه امامیه در تشکیل حکومت صفویان (۹۰۷ -۱۱۳۵ق) نقش مهمی را ایفا کرد.[1] ۱۲ نفر از حاکمان آنان از شاه اسماعیل صفوی تا شاه عباس سوم ۱۱۴۸ق، در سه پایتخت تبریز، قزوین و اصفهان به قدرت رسیدند. رسمی شدن مذهب شیعه، به یکپارچگی مردم ایران، روابط متقابل سلاطین صفوی و علمای شیعه، صرافت سیاسی شاهان صفویه برای کسب مشروعیت سیاسی، رقابتهای منطقهای و مبارز با همسایگان اهلسنت(عثمانی)، ایجاد تغییر در نیروهای نظامی قزلباش، شکلگیری مناصب مذهبی مانند صدر و شیخالاسلام، رواج آموزهها و شعائر و آیینهای تعریفشده اسلامی مبتنی بر قواعد فقهی مذهب شیعه انجامید و در نهایت زمینهساز تثبیت هویت مذهبی-سیاسی تازهای برای دولت صفوی و جامعة ایران شد.[2] | |||
عوامل ضعف و فروپاشی در این حکومت عبارت از نابودی صوفیان و عدم جایگزینی برای آنان، توطئهچینی و رقابتهای میان عناصر تأثیرگذار نظام حکومتی صفویان از جمله قزلباشان، ایرانیان دیوانسالار، گرجیان، ارمنیها و چرکسیها، تحدید استقلال و اقتدار شاهان صفوی توسط وزراء، عمال حکومتی، زنان حرم و برخی دیگر از منتفذین، رواج رفاهطلبی و برخی اعمال ناپسند نظیر شرب خمر در دربار صفوی و تربیت شاهزادگان صفوی در حرم از دوران شاه عباس اول، جنگها و منازعات مستمر صفویان و دولتهای اطراف مانند ازبکان، عثمانیها، گورکانیان هند و روسها و صدمات اقتصادی و تلفات انسانی شدید است.[3] | |||
'''دوران گذار و تثبیت قدرت علما''' | |||
'''افشاریه''' | |||
بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۳۵ق، به دست افاغنه که پیرو مذهب اهلسنت و جماعت بودند در دوران حکومت افغانها و افشاریه(۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ق)، جایگاه تشیع و علما در ایران بسیار تضعیف گردید. بعد از نابودی افغانها، سیاستهای حاکمان وقت، بهخصوص نادرشاه برای پیشبرد مقاصد سیاسی خود مانند افزودن نام مذهب شیعه با نام جعفری به چهار مذهب سنت، محدودیتهایی را برای مذهب تشیع و علمای آن ایجاد کرد. گروه زیادی از علما و بازرگانان شیعه و اهلسنت به هند و عتبات عالیات مهاجرت کردند. این فرآیند تا مرز نابودی رسمیت تشیع ادامه داشت که این تلاش او بینتیجه ماند و ریشهدار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما مانع از این اتفاق شد.[4] | |||
'''زندیه''' | |||
در فاصله کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه(۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق) و بهخصوص در دوره کریمخان زند، تشیع و اوضاع سیاسی در ایران پایگاه ماندگار و محکمی داشت. شیخالاسلام شیراز با فرمان کریمخان زند، منصوب شد و او محاکم شرع را مجدداْ افتتاح کرد. هرچند حیطه کار علما و محاکم شرع در این دوره همچنان از قدرت سیاسی مستقیم برخوردار نبودند، اما نسبت به دوران افشاریه جایگاه بهتری یافتند. در این دوره، علما، مبلغان مذهب شیعه، شعائر و اماکن مذهبی شیعه از احترام و اعتبار برخوردار شد.[5] | |||
'''قاجار''' | |||
دوران قاجار دورهای مهم در گذار و تثبیت قدرت علما بود. پیروزی مکتب اصولی بر اخباری در دوره قاجار، پیامدهای گوناگون نظری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را برای طبقه روحانیت به همراه آورد. شکلگیری سازمان روحانیت بر مبنای نظام مرجعیت، استقلال سیاسی و اجتماعی و مالی نهاد روحانیت از دربار را به دنبال داشت که مجموع این عوامل سبب شد روحانیت بتواند در برابر اقدامات دولت مقاومت کند و رهبری سایر گروههای اجتماعی را در انقلاب اسلامی به دست بگیرد.[6] | |||
همچنین در زمینه نقش علما در جنبشهای اجتماعی مانند تحریم تنباکو و مشروطه، نزدیکی اولیة دین و دولت بهویژه در عصر فتحعلیشاه برای کسب مشروعیت بهتدریج با شکستهای سیاسی و نظامی، بهخصوص جنگهای ایران و روس، به واگرایی انجامید و روحانیون در رأس مخالفان داخلی، رهبری قیام تنباکو را در دست گرفتند. سیر این تحول در دورة مظفرالدین شاه به تضاد کامل دین و دولت انجامید و روحانیت انقلاب مشروطه را در کنار روشنفکران سکولار به پیروزی رساند. انتظار میرفت براساس نفی سلطنت مطلقه و بنیانگذاری سلطنت مشروطه، روند قدرتگیری و تثبیت جایگاه علما سرعت گیرد اما تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن، منجر به کاهش مستقیم نفوذشان در ساختار قدرت شد.[7] | |||
'''دوران معاصر: پیوند کامل دین و دولت''' | |||
'''پهلوی''' | |||
در این عصر، رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی پس از استفاده ابزاری از اسلام جهت تثبیت قدرت خود، مبارزه شدیدی علیه روحانیت سامان دادند. تقابل دولت عرفی و سکولاریزم با نهادهای سنتی شیعه پارادایم حاکم بر جامعه شد و روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت. هرچند در راستای واکنشهای اجتماعی-مذهبی روحانیون، ظهور سیدروحالله خمینی از سال ۱۳۴۱ش نقطه عطفی در سیر این تحول ایجاد کرد. سیدروحالله خمینی با یک انقلاب علمی، پارادایم سکولار حاکم بر جامعه را شکست داد و به کمک روحانیون انقلابی پارادایم آمیختگی دین وس یاست را جایگزین کرد. در این پارادایم ورود به سیاست توسط روحانیون یک تکلیف محسوب میشد.[8] | |||
'''جمهوری اسلامی ایران''' | |||
در دوران معاصر، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، شاهد ادغام کامل فقه شیعه در ساختار سیاسی و قوانین اساسی حکومت بودیم. این تحول، نظریه «ولایت فقیه» را به عنوان مبنای حکومتداری به رسمیت شناخت و پیوندی عمیق میان دین و دولت را رقم زد. در این نظام، دین نه تنها هدایتگر معنوی جامعه، بلکه ارکان اصلی ساختار سیاسی و حقوقی را نیز تشکیل میدهد. این دوران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر به شمار میرود.[9] | |||
'''دستاوردهای حکومتهای شیعه''' | |||
{| class="wikitable" | |||
|+ | |||
| | |||
{| class="wikitable" | |||
| valign="top" |'''حکومتها''' | |||
| valign="top" |'''دستاوردهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تمدنی''' | |||
|- | |||
| valign="top" |'''علویان طبرستان''' | |||
| valign="top" |تحقق آرمان تشکیل حکومت شیعی، مقابله با دستگاه خلافت عباسی و حکومتهای همجوار، دستیابی به حکومت با اتکا بر دعوت و انتخاب مردم، تعیین والیان شهرها با رضایت مردم و گسترش دعوت به سرزمینهای مجاور شامل دستاوردهای سیاسی است. تبلیغ و ترویج شعائر دینی، ساخت مسجد، گسترش زبان عربی بهعنوان زبان دین، گسترش اسلام و تشیع، ترویج فقه شیعی زیدی، ساخت مدارس دینی، کتابخانه و خانقاه، تبلیغ شعارهای شیعی، گسترش علم و دانش، ساخت و تعمیر بارگاه ائمه و حاکمان علوی از جمله دستاوردهای فرهنگی است. همچنین دنیاگریزی و دوری از کاخنشینی حاکمان علوی، دوری رهبران از چاپلوسی، ایجاد پایگاهی امن برای سادات و ظلمستیزی، برقراری عدالت و برابری و ایجاد امنیت برای جامعه طبرستان نیز از دستاوردهای اجتماعی است.[1] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل مسافر''' | |||
| valign="top" |اعتقادات آل مسافر از نوع اعتقادت شیعی اسماعیلی بهویژه قرمطی بوده است که سکهی برجای مانده نشاندهنده این اعتقاد آل مسافر است. حضور زیدیان در مناطق تحت حاکمیت مسافریان، بروز و ظهور حرکتها و رسوم مبتنی بر فرهنگ انتظار در مناطق تحت حاکمیت آنها.[2] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل بویه''' | |||
| valign="top" |اقتصاد و نظام مالی مانند زمینداری، کشاورزی و اقتصاد تجاری، تشکیلات و نظام اداری مانند وزارت وزیران، دیوانها، قضاوت، حسبه و نقابت، سپه شامل سازمان اداری و شیوه نبرد و جنگافزارها، رشد و گسترش علوم مانند پزشکی، نجوم، ریاضیات، ادبیات، پروردگان دورة بویه، هنر و معماری مانند معماری، خوشنویسی، منسوجات (پیوند هنر و صنعت) و فلزکاری،[3] | |||
کنترل و تسلط بر بغداد و خلیفه عباسی توسط امیران شیعه (اثنیعشری)[4]، ترویج شعائر شیعی مانند رسمیت یافتن عزاداری و برگزاری مراسم عزاداری در ایام محرّم[5]، برگزاری جشن عید غدیر، گسترش زیارت قبور امامان شیعه و اقدام به تعمیر و تجدید بنای مشاهد متبرکه، گفتن فراز حی علی خیر العمل در اذان، منقبت و مدح اهلبیت و ائمه، توجه به علویان و احیای منصب نقابت، ترویج استفاده از مهر و تربت امام حسین در نماز، رواج متعه یا ازدواج موقت، حک کردن کتیبهای به نام دوازده امام همراه با تحیات مرسوم در تخت جمشید، وصیت دفن در کنار مرقد ائمه بعد از مرگ، موقوفات و نذورات در مسائل مختلف.[6] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''باوندان اِسپَهبدیه طبرستان''' | |||
| valign="top" |تبلیغ، ترویج و گسترش مذاهب امامیه در طبرستان، معادله و موازنه قدرت سیاسی در عرصه مذهبی در مازنداران، گذاشتن داغ «محمد» و «علی» بر دل سنیان مهاجم توسط حسامالدوله شهریار، حمایت باوندان اِسپَهبدیه از علمای شیعه، توجه آنان به سادات و علویان، ارتباط باوندان اِسپَهبدیه با شیعیان دیگر مناطق و حمایت از آنها، توجه به بقاع متبرک شیعیان مانند عتبات عالیات، نجف، بقیع، مشهد عبدالعظیم، مشهد مقابر قریش، مشهد فرزندان امام حسن، مشهد سلمان فارسی در مدائن، روابط آنان با شیعیان اسماعیلی.[7] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''اسماعیلیه نزاری ایران''' | |||
| valign="top" |استمرار سلسله امامت نزاری از طریق شمسالدین، ادامه حیات اسماعیلیه در قالب گروهها و حلقههای صوفیان[8]، فعالیت گسترده در علوم گوناگون مانند ادبیات، فلسفه، کلام و نجوم، معماری بینظیر قلاع خود، ایجاد کتابخانههای مجهز و مراکز پژوهشی و کانونهای فعالیت فکری، عقلانی و علمی، زبان فارسی بهعنوان زبان ادبیات دینی جمعی، از منظر اجتماعی، جامعه نزاریان ایران که بستر اصلی آن را مردمان نواحی کوهستانی، روستائیان و اقلیتی از شهرنشینان تشکیل میدادند انسجام و یکپارچگی کمنظیری از خود نشان دادند. جلب برخی از مخالفان اقتصادی، سیاسی و مذهبی نظام مسلط زمانه به نام سلجوقیان.[9] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''سربداران''' | |||
| valign="top" |گسترش مذهب تشیع در ایران بهویژه در خراسان و سرزمینهای مجاور و حتی آفریقا، تشکیل قیامهای متعدد همزمان با دولت سربداران یا در سالهای بعد از فروپاشی با توجه به عمق نفوذ تفکر مذهبی سربداران مانند قیام شاه اسماعیل صفوی و تشکیل دولت شیعی صفوی در ایران و انقلاب معاصر ایران، تفکر بیگانهستیزی سربداران، احیای آموزههای شیعی، رفتار مناسب حاکمان با مردمان و حمایت از قیامهای همسو، انجام اصلاحات مالی و اقدامات عمرانی، ایجاد تشکیلات منظم اداری و نظامی، توجه به طبقات علمای شیعی و شاعران و نگارش کتاب و دانشمندان و فرهیختگان.[10] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''مرعشیان''' | |||
| valign="top" |گسترش و رشد شیعه امامیه و محبوبیت سادات مرعشی در طبرستان، جلب دشمنان و مخالفان با عدالت و رأفت، گسترش شعائر شیعی مانند برگزاری مراسم عزاداری امام حسین و پاسداشت فضائل شهدای کربلا، عمران و آبادی بناهای عامالمنفعه مانند حمام، بازار و مسجد، تأثیر بسیار در بهوجودآمدن قیامهای دیگر شیعی از جمله آل کیا در گیلان، تشکیل دولت صفویان متأثر از اندیشههای سیاسی-اجتماعی مرعشیان.[11] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''آل کیا''' | |||
| valign="top" |حکومت به پایتختی لاهیجان بر شرق گیلان تا اوایل دولت صفویه، گرایش از مذهب زیدی به امامیه، ظهور دانشمندان، پزشکان، شاعران، هنرمندان، نوازندگان، انجام آداب و رسوم اجتماعی مانند جشنها، عزاداریها، مراسم دینی و مذهبی، مسابقات و سرگرمیها با حفظ اصول ملی و بومی و مایههای اسلامی.[12] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''مشعشعیان''' | |||
| valign="top" |ایجاد حكومت مستقل شيعه به مركزيت حويزه، حكمرانان آنان افرادی بزگوار، علم دوست، اهل فضل و دانش، جنبشی برخوردار از حمایت نظام قبیلهای اعراب منطقه خوزستان، سازگاری اصطلاح جنبش (نهضت) به حرکت اجتماعی یاران سیدمحمد بن فلاح، آغاز حرکت اجتماعی در براندازی مراجع قپرت سیاسی خوزستان و جنوب بینالنهرین، رشد فرهنگي و شكوفايي علم و هنر در منطقه خوزستان عموما و حويزه خصوصاْ، ساخت مدارس، کتابخانهها و ظهور مفسرين، فقها، حكما، ادبا و شعراء بزرگ.[13] | |||
|- | |||
| valign="top" |'''صفویان''' | |||
| valign="top" |اختصاص یک جغرافیای سیاسی مشخص برای مذهب تشیع در میان جغرافیای سیاسی عثمانیان و ازبکان، دیپلماسی و روابط خارجی، مکانیابی مذهب تشیع در پیدایش و تکوین هویت سیاسی و فرهنگی جدید ایران با عنوان مسلمان شیعه ایرانی فارسی زبان، توجه و رشد و گسترش به علم و دانشهای شیعی و فهم مدنیت ایرانی، ایجاد مدارسو بسترهای مناسب برای آموزش، رسیدن به پدیدهای به نام «مکتب» در رشتههای علمی مثل مکتب فلسفه اصفهان، مکتب-سبک-ادبی اصفهان و مکتب معماری اصفهان، تجلی شعائر شیعی در منابع و متون ادبی و علمی شهر اصفهان بهعنوان پایتخت فرهنگ و تمدن شیعی صفوی، اغعتلای هنرهای مبتنی بر آموزههای تشیع مانند هنر نمایش جهت برپایی تعزیه و نمایشهای محلی در سوگواری امام حسین، ، تجلی شعائر شیعی در معماری بهویژه در تزئینات، تجلی هنر شیعی در قالیبافی، نساجی، سفالگری، فلزکاری، نقاشی و بهویژه خوشنویسی در کتیبههای مساجد و منارهها و آثار با طرح و نقشهای برگرفته از حکمت متعالیه هنر شیعی، حمایت از علمای شیعه همچون شیخ بهایی، ملاصدرا، میرفندرسکی، علامه مجلسی و فراهم کردن زمینه رشد دانشهای شیعی با دعوت از علمای شیعه سایر مناطق جهان اسلام و حمایت از علمای ایرانی و واگذاری مشاغل و امور مهم به آنان، کاهش قدرت قزلباشها از راه گسترش اندیشههای شیعی و تبدیل گرایشهای شیعی سیاسی به گرایشهای اعتقادی و فقاهتی، قرار گرفتن مهندسی فرهنگی در اختیار علما، تخصص در گرایشهای مختلف علمی و گسترش علوم گوناگون مبتنی بر معارف معنوی تشیع، تجدید حیات علمی ایران و برپایی شهرها، مدارس، مساجد، پلها، قصرها، محلات و کاروانسراها، استفاده از علم ریاضی در معماری این عصر بهعنوان جوانب وجودی وحدت و تصویری از کثرت به سوی وحدت، توجه به آموزهها و شعائر مذهبی شیعی مانند تحریر متون فقهی و حدیثی، وجوب یا استحباب نماز جمعه، مراسم سوگواری و جشنهای مذهبی، توجه به سنت وقف، قرار دادن مذهب تشیع بهعنوان رکن اساسی در نظام سیاسی و قضایی، توجه به اماکن مذهبی بهویژه حرم امام رضا و عتبات عالیات، ساخت و ساز و گسترش اماکن دینی و مزین نمودن آنها به نمادها و شعائر شیعی.[14] | |||
|} | |||
| | |||
|} | |||
'''تأثیرات ژئوپلیتیک شیعه''' | |||
جایگاه ایران بهعنوان مرکز تشیع در جهان اسلام تأثیرات شگرفی مانند هویتیابی و خودآگاهی، رشد و ارتقای سطح فکری و بینش سیاسی و همچنین گسترش فعالیت شیعیان با هدف دستیابی به حقوق سیاسی و اجتماعی در قالب جنبشها و احزاب شیعی، بر کشورهای مسلمان جهان و علی الخصوص شیعیان آنها داشته است.[1] | |||
'''چالشها''' | |||
مفهوم ژئوپلیتیک شیعه چالشهایی را میتواند در برابر انقلاب اسلامی ایجاد کند. | |||
'''چالشهای منطقهای''' | |||
انحراف انقلابهای منطقه و تقویت مدل اسلام ترکیه | |||
خطر تجزیه عراق، تشدید فرقهگرایی و تضعیف جبهه مقاومت در منطقه | |||
تغییرماهیتِ جنگهای منطقه و یا شکلگیری جنگ درون تمدنی.[2] | |||
'''چالشهای فرامنطقهای و بینالمللی''' | |||
ایجاد مانع بر سر راه تشکیل امت واحده اسلامی در قالب اشاعه فرهنگ ایران هراسی و شیعه هراسی | |||
گروههای افراطی شیعه در اروپا | |||
تنزل دادن انقلاب اسلامی به انقلابی فرقهگرا | |||
به حاشیه رفتن مسئله اول جهان اسلام (مسئله فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی).[3] | |||
----منابع | |||
ابنمنظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ق. | |||
احمدی مقدم، سیدمحمد، «رويكرد دولت مشعشعيان در توسعه علوم ديني و آموزشي»، کنفرانس بینالمللی پژوهشهای دینی، علوم اسلامی، فقه و حقوق در ایران و جهان اسلام، مجموعه مقالات، ۱۳۹۸ش. | |||
اشعری، سعد بن عبدالله، المقالات و الفرق، مصحح محمدجواد مشکور، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۰ش. | |||
افشارکهن، مژگان، «پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران»، پایاننامه کارشناسی ارشد، مشهد، دانشگاه فردوسی مشهد، ۱۳۹۵ش. | |||
الخیرالله، زعیم، «فرقه زیدیه (1) و ارتباط آنها با زید بن علی(ع)»، معرفت، ترجمه علیرضا اسعدی و عبدالکاظم کاظمی، سال۱۳، شماره۸۶، ۱۳۸۳ش. | |||
ایزدی، حسین؛ پهلوانپور، فاطمه، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریمخان زند»، تاریخ اسلام، سال۱۲، شماره ۴۵ و ۴۶، ۱۳۹۰ش. | |||
پرهیزکاری، سیدروحالله، «نقش دولت شیعی سربداران خراسان در گسترش تشیع و تمدن اسلامی»، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، سال۴، شماره۱۳، ۱۳۹۲ش. | |||
جعفرنیا، فاطمه، «سیاستهای حکومت آل بویه در جهت تحکیم وحدت میان شیعه و اهلسنت»، تاریخنامه خوارزمی، سال۷، شماره۲۲، ۱۳۹۷ش. | |||
جعفری، علیاکبر، «دولتی به کام رندان - مروری بر اهمیت و نقش دولت صفویه در تاریخ تشیع»، سوره اندیشه، سال۱۸، شماره ۵۲ و ۵۳، ۱۳۹۰ش. | |||
جعفریان، رسول، اطلس شیعه، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، ۱۳۹۱ش. | |||
جلیلیان، قهرمان، «نقش حکومت آل بویه در توسعه فرهنگ شیعی»، پژوهشهای علوم انسانی، سال۲، شماره۲۱، ۱۳۹۲ش. | |||
چلونگر، محمدعلی؛ شاهمرادی، سیدمسعود، دولتهای شیعی در تاریخ، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، ۱۳۹۵ش. | |||
حافظ ابرو، عبدالله بن لطفالله، زبدةالتواریخ، تحقیق و تصحیح سیدکمال حاجسیدجوادی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰ش. | |||
حسنلو، امیرعلی، «اصالت تاریخی شیعهگرایی ایرانیان»، پاسخ به شبهات دینی، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۹۷ش. | |||
حشمتیجدید، حمیدرضا، «پنداشت ژئوپلیتیک شیعه و چالشهای فراروی انقلاب اسلامی در ابعاد منطقهای و بینالمللی»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه رازی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، ۱۳۹۳ش. | |||
خسروبیگی، هوشنگ؛ جلیلیان، قهرمان، «نقش آل بویه در تعمیق فرهنگ شیعی (مطالعه موردی: آداب و رسوم مذهبی)»، پژوهشنامه تاریخ، سال۹، شماره۳۰، ۱۳۹۲ش. | |||
دفتری، فرهاد، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، نشر و پژوهش فرزان روز، ۱۳۸۶ش. | |||
دهخدا، علیاکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ش. | |||
رییس السادات، سیدحسین، «علویان طبرستان»، مشکوه، سال۹، شماره۲۹، ۱۳۶۹ش. | |||
سبحانی، جعفر، بحوث فی الملل و النحل، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۲۴ق. | |||
سجادی، صادق، «آل بویه»، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۹ش. | |||
سمرقندی، عبدالرزاق، مطلع السعدین و مجمع البحرین، به اهتمام عبدالحسین نوایی، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۳۸۳ش. | |||
شاهمحمدزاده، معصومه، «پراکندگی جغرافیایی تشیع در ایران از آغاز تا پایان قرن سوم هجری»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه ایلام، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، ۱۳۹۴ش. | |||
شاهمرادی، سیدمسعود، «آل مسافر و تشیع در دیلم و آذربایجان در قرن چهارم هجری»، تاریخنامه خوارزمی، سال۴، شماره۱۲، ۱۳۹۵ش. | |||
شاهمرادی، سیدمسعود، «اوضاع فزهنگی و اجتماعی اسماعیلیه نشاری در دوران الموت»، تاریخ نو، سال۸، شماره۲۴، ۱۳۹۷ش. | |||
صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی؛ فرق شیعی و فرقههای منسوب به شیعه، تهران، سمت، ۱۳۸۴ش. | |||
طباطبایی، سیدمحمدحسین، شیعه در اسلام، قم، اسلامی، ۱۳۷۵ش. | |||
قائدان، اصغر، «علل و عوامل سیاسی و کلامی پیدایش فرقه های شیعه»، نامه تاریخ پژوهان، سال۳، شماره۱۲، ۱۳۸۶ش. | |||
قنبری، آیت، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، علوم سیاسی - دانشگاه باقرالعلوم (ع)، سال۵، شماره۲۰، ۱۳۸۱ش. | |||
کاظمی شاملو، مهدی، «بررسی منابع چهارگانه فقه از نظر شیعه و سنی (عقل، اجماع، سنت و قرآن)»، سخن جامعه، سال۵، شماره۱۲، ۱۳۹۶ش. | |||
کشاورز، زهرا سادات؛ بوسعیدی، فرشته، «دولتهای شیعی - مجله نقد کتاب تاریخ»، نقد کتاب تاریخ، سال۴، شماره۱۶، ۱۳۹۶ش. | |||
کشاورز، زهرا سادات؛ چلونگر، محمدعلی؛ منتظرالقائم، اصغر، «بررسی زمینههای شکلگیری تعادل نهادی سنّتی در عصر صفویه با تاکید بر روابط متقابل روحانیت و حکومت»، مطالعات تاریخی جهان اسلام، سال۹، شماره۱۸، ۱۴۰۰ش. | |||
گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ تشیع، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۹۰ش. | |||
گلچین، سعید، «انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای آن بر ژئوپلیتیک تشیع در عربستان سعودی و یمن»، پایاننامه کارشناسیارشد، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، ۱۳۹۴ش. | |||
مرعشی، سید ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، تهران، انتشارات شرق، ۱۳۶۸ش. | |||
مشکور، محمدجواد، فرهنگ فرق اسلامی، با مقدمه کاظم مدیر شانهچی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲ش. | |||
مفید، محمد بن محمد، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، با مقدمه شیخالاسلام زنجانی، قم، مکتبه الداوری، ۱۳۳۰ش. | |||
منتظرالقائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، دفتر نشر معارف، ۱۳۹۶ش. | |||
منتظرالقائم، اصغر؛ کشاورز، زهرا سادات، «بررسی تغییرات اجتماعی مراسم و مناسک عزاداری عاشورا در ایران»، شیعهشناسی، سال۱۵، شماره۵۸، ۱۳۹۶ش. | |||
مینوی، مجتبی، «باطنیه اسماعیلیه»، مطالعات اسلامی، سال۲، شماره۳، ۱۳۵۱ش. | |||
نوروزی، فرشید؛ عابدی، عباس؛ فرامرزنسب، رضا؛ احمدی، مسلم، «دستاوردهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی علویان طبرستان»، تاریخ نو، سال۹، شماره۲۷، ۱۳۹۸ش. | |||
هاجسن، مارشال گ.س.، فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدرهای، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۸۷ش. | |||
یحیایی، علی، «بررسی و نقد کتاب تاریخ، تمدن و فرهنگ ایران در عصر آل بویه»، پژوهشنامه انتقادی متون و برنامههای علوم انسانی، سال۱۱، شماره۷۷، ۱۳۹۹ش. | |||