خط ۲۰۷: خط ۲۰۷:


=== '''افشاریه''' ===
=== '''افشاریه''' ===
بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۳۵ق، به دست افاغنه که پیرو مذهب اهل‌سنت و جماعت بودند در دوران حکومت  افغان‌ها و افشاریه(۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ق)، جایگاه تشیع و علما در ایران بسیار تضعیف گردید. بعد از نابودی افغان‌ها، سیاست‌های حاکمان وقت، به‌خصوص نادرشاه برای پیش‌برد مقاصد سیاسی خود مانند افزودن نام مذهب شیعه با نام جعفری به چهار مذهب سنت،  محدودیت‌هایی را برای مذهب تشیع و علمای آن ایجاد کرد. گروه زیادی از علما و بازرگانان شیعه و اهل‌سنت به هند و عتبات عالیات مهاجرت کردند. این فرآیند تا مرز نابودی رسمیت تشیع ادامه داشت که این تلاش او بی‌نتیجه ماند و  ریشه‌دار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما مانع از این اتفاق شد.[4]
بعد از سقوط صفویه در سال ۱۱۳۵ق، به دست افاغنه که پیرو مذهب اهل‌سنت و جماعت بودند در دوران حکومت  افغان‌ها و افشاریه(۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ق)، جایگاه تشیع و علما در ایران بسیار تضعیف گردید. بعد از نابودی افغان‌ها، سیاست‌های حاکمان وقت، به‌خصوص نادرشاه برای پیش‌برد مقاصد سیاسی خود مانند افزودن نام مذهب شیعه با نام جعفری به چهار مذهب سنت،  محدودیت‌هایی را برای مذهب تشیع و علمای آن ایجاد کرد. گروه زیادی از علما و بازرگانان شیعه و اهل‌سنت به هند و عتبات عالیات مهاجرت کردند. این فرآیند تا مرز نابودی رسمیت تشیع ادامه داشت که این تلاش او بی‌نتیجه ماند و  ریشه‌دار بودن باورهای مذهبی در میان مردم و نفوذ اجتماعی علما مانع از این اتفاق شد.<ref>ایزدی و پهلوان‌پور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریم‌خان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.</ref>


=== '''زندیه''' ===
=== '''زندیه''' ===
در فاصله کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه(۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق) و به‌خصوص در دوره کریم‌خان زند، تشیع و اوضاع سیاسی در ایران پایگاه ماندگار و محکمی داشت. شیخ‌الاسلام شیراز با فرمان کریم‌خان زند، منصوب شد و او محاکم شرع را مجدداْ افتتاح کرد. هرچند حیطه کار علما و محاکم شرع در این دوره همچنان از قدرت سیاسی مستقیم برخوردار نبودند، اما نسبت به دوران افشاریه جایگاه بهتری یافتند. در این دوره، علما، مبلغان مذهب شیعه، شعائر و اماکن مذهبی شیعه از احترام و اعتبار برخوردار شد.[5]
در فاصله کوتاه میان افشاریه و قاجاریه، با تشکیل حکومت زندیه(۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ق) و به‌خصوص در دوره کریم‌خان زند، تشیع و اوضاع سیاسی در ایران پایگاه ماندگار و محکمی داشت. شیخ‌الاسلام شیراز با فرمان کریم‌خان زند، منصوب شد و او محاکم شرع را مجدداْ افتتاح کرد. هرچند حیطه کار علما و محاکم شرع در این دوره همچنان از قدرت سیاسی مستقیم برخوردار نبودند، اما نسبت به دوران افشاریه جایگاه بهتری یافتند. در این دوره، علما، مبلغان مذهب شیعه، شعائر و اماکن مذهبی شیعه از احترام و اعتبار برخوردار شد.<ref>ایزدی و پهلوان‌پور، «وضعیت سیاسی تشیع از اضمحلال صفویه تا کریم‌خان زند»، ۱۳۹۰ش، ص۸ و ۲۹.</ref>


=== '''قاجار''' ===
=== '''قاجار''' ===
دوران قاجار دوره‌ای مهم در گذار و تثبیت قدرت علما بود. پیروزی مکتب اصولی بر اخباری در دوره قاجار، پیامدهای گوناگون نظری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را برای طبقه روحانیت به همراه آورد. شکل‌گیری سازمان روحانیت بر مبنای نظام مرجعیت، استقلال سیاسی و اجتماعی و مالی نهاد روحانیت از دربار را به دنبال داشت که مجموع این عوامل سبب شد روحانیت بتواند در برابر اقدامات دولت مقاومت کند و رهبری سایر گروه‌های اجتماعی را در انقلاب اسلامی به دست بگیرد.[6]
دوران قاجار دوره‌ای مهم در گذار و تثبیت قدرت علما بود. پیروزی مکتب اصولی بر اخباری در دوره قاجار، پیامدهای گوناگون نظری، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را برای طبقه روحانیت به همراه آورد. شکل‌گیری سازمان روحانیت بر مبنای نظام مرجعیت، استقلال سیاسی و اجتماعی و مالی نهاد روحانیت از دربار را به دنبال داشت که مجموع این عوامل سبب شد روحانیت بتواند در برابر اقدامات دولت مقاومت کند و رهبری سایر گروه‌های اجتماعی را در انقلاب اسلامی به دست بگیرد.<ref>افشارکهن، «پیامدهای غلبه اصولیان بر اخباریان در سیاست ایران»، ۱۳۹۵ش، ص۸.</ref>


همچنین در زمینه نقش علما در جنبش‌های اجتماعی مانند تحریم تنباکو و مشروطه، نزدیکی اولیة دین و دولت به‌ویژه در عصر فتحعلی‌شاه برای کسب مشروعیت به‌تدریج با شکست‌های سیاسی و نظامی، به‌خصوص جنگ‌های ایران و روس، به واگرایی انجامید و روحانیون در رأس مخالفان داخلی، رهبری قیام تنباکو را در دست گرفتند. سیر این تحول در دورة مظفرالدین شاه به تضاد کامل دین و دولت انجامید و روحانیت انقلاب مشروطه را در کنار روشنفکران سکولار به پیروزی رساند. انتظار می‌رفت براساس نفی سلطنت مطلقه و بنیان‌گذاری سلطنت مشروطه، روند قدرت‌گیری و تثبیت جایگاه علما سرعت گیرد اما تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن، منجر به کاهش مستقیم نفوذشان در ساختار قدرت شد.[7]
همچنین در زمینه نقش علما در جنبش‌های اجتماعی مانند تحریم تنباکو و مشروطه، نزدیکی اولیة دین و دولت به‌ویژه در عصر فتحعلی‌شاه برای کسب مشروعیت به‌تدریج با شکست‌های سیاسی و نظامی، به‌خصوص جنگ‌های ایران و روس، به واگرایی انجامید و روحانیون در رأس مخالفان داخلی، رهبری قیام تنباکو را در دست گرفتند. سیر این تحول در دورة مظفرالدین شاه به تضاد کامل دین و دولت انجامید و روحانیت انقلاب مشروطه را در کنار روشنفکران سکولار به پیروزی رساند. انتظار می‌رفت براساس نفی سلطنت مطلقه و بنیان‌گذاری سلطنت مشروطه، روند قدرت‌گیری و تثبیت جایگاه علما سرعت گیرد اما تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن، منجر به کاهش مستقیم نفوذشان در ساختار قدرت شد.<ref>قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۶۹.</ref>


== '''دوران معاصر: پیوند کامل دین و دولت''' ==
== '''دوران معاصر: پیوند کامل دین و دولت''' ==