| خط ۲۲۰: | خط ۲۲۰: | ||
=== '''پهلوی''' === | === '''پهلوی''' === | ||
در این عصر، رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی پس از استفاده ابزاری از اسلام جهت تثبیت قدرت خود، مبارزه شدیدی علیه روحانیت سامان دادند. تقابل دولت عرفی و سکولاریزم با نهادهای سنتی شیعه پارادایم حاکم بر جامعه شد و روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت. هرچند در راستای واکنشهای اجتماعی-مذهبی روحانیون، ظهور سیدروحالله خمینی از سال ۱۳۴۱ش نقطه عطفی در سیر این تحول ایجاد کرد. سیدروحالله خمینی با یک انقلاب علمی، پارادایم سکولار حاکم بر جامعه را شکست داد و به کمک روحانیون انقلابی پارادایم آمیختگی دین وس یاست را جایگزین کرد. در این پارادایم ورود به سیاست توسط روحانیون یک تکلیف محسوب میشد. | در این عصر، رضاخان و پس از او محمدرضا پهلوی پس از استفاده ابزاری از اسلام جهت تثبیت قدرت خود، مبارزه شدیدی علیه روحانیت سامان دادند. تقابل دولت عرفی و سکولاریزم با نهادهای سنتی شیعه پارادایم حاکم بر جامعه شد و روحانیت از قدرت سیاسی حاکم فاصله گرفت. هرچند در راستای واکنشهای اجتماعی-مذهبی روحانیون، ظهور سیدروحالله خمینی از سال ۱۳۴۱ش نقطه عطفی در سیر این تحول ایجاد کرد. سیدروحالله خمینی با یک انقلاب علمی، پارادایم سکولار حاکم بر جامعه را شکست داد و به کمک روحانیون انقلابی پارادایم آمیختگی دین وس یاست را جایگزین کرد. در این پارادایم ورود به سیاست توسط روحانیون یک تکلیف محسوب میشد.<ref>قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۲.</ref> | ||
=== '''جمهوری اسلامی ایران''' === | === '''جمهوری اسلامی ایران''' === | ||
در دوران معاصر، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، شاهد ادغام کامل فقه شیعه در ساختار سیاسی و قوانین اساسی حکومت بودیم. این تحول، نظریه «ولایت فقیه» را به عنوان مبنای حکومتداری به رسمیت شناخت و پیوندی عمیق میان دین و دولت را رقم زد. در این نظام، دین نه تنها هدایتگر معنوی جامعه، بلکه ارکان اصلی ساختار سیاسی و حقوقی را نیز تشکیل میدهد. این دوران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر به شمار میرود. | در دوران معاصر، با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و استقرار نظام جمهوری اسلامی، شاهد ادغام کامل فقه شیعه در ساختار سیاسی و قوانین اساسی حکومت بودیم. این تحول، نظریه «ولایت فقیه» را به عنوان مبنای حکومتداری به رسمیت شناخت و پیوندی عمیق میان دین و دولت را رقم زد. در این نظام، دین نه تنها هدایتگر معنوی جامعه، بلکه ارکان اصلی ساختار سیاسی و حقوقی را نیز تشکیل میدهد. این دوران، نقطه عطفی در تاریخ تشیع و الگویی نوین از حکومتداری دینی در جهان معاصر به شمار میرود.<ref>قنبری، «منابع قدرت روحانیت شیعه در ایران»، ۱۳۸۱ش، ص۲۷۹-۲۷۲.</ref> | ||
== '''دستاوردهای حکومتهای شیعه''' == | == '''دستاوردهای حکومتهای شیعه''' == | ||