| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
# سرزمین: اصطلاحی جغرافیایی برای اشاره به یک قلمرو مشخص است که میتواند دارای پیوندهای تاریخی یا فرهنگی باشد. | # سرزمین: اصطلاحی جغرافیایی برای اشاره به یک قلمرو مشخص است که میتواند دارای پیوندهای تاریخی یا فرهنگی باشد. | ||
# وطن: مفهومی شخصیتر و عاطفیتر بوده که به محل زندگی یا تعلق فرد اشاره داشته و میتواند زادگاه یا محل انتخابی اقامت باشد.<ref>[https://virgool.io/@zoghal/تفاوت-بین-میهن-وطن-کشور-چیست-j46smn5v4jbq «تفاوت بین مهین/ وطن/ کشور چیست؟»، وبسایت ویرگول.]</ref> | # وطن: مفهومی شخصیتر و عاطفیتر بوده که به محل زندگی یا تعلق فرد اشاره داشته و میتواند زادگاه یا محل انتخابی اقامت باشد.<ref>[https://virgool.io/@zoghal/تفاوت-بین-میهن-وطن-کشور-چیست-j46smn5v4jbq «تفاوت بین مهین/ وطن/ کشور چیست؟»، وبسایت ویرگول.]</ref> | ||
== پیشینهٔ مفهوم وطن== | |||
=== در جهان === | |||
مفهوم وطن در معنای سیاسی مدرن، پدیدهای است که از قرن ۱۸ میلادی و همزمان با شکلگیری دولت-ملتها در اروپا پدید آمد. پیش از آن، وفاداری انسانها به دین، قبیله، شاه یا امپراتوری معطوف بود نه به یک سرزمین با مرزهای سیاسی مشخص. در این میان، انقلاب فرانسه در سال ۱۷۸۹م، نقطۀ عطفی بود که برای نخستینبار «ملت» را منبع حاکمیت و «وطن» را قلمرویی تعریف کرد که هر شهروند به آن تعلق دارد. بههمین دلیل، وطنِ مدرن یک «ساختار سیاسی» است که از اروپا به سایر نقاط جهان صادر شد.<ref>[https://www.cgie.org.ir/popup/fa/system/contentprint/180358 «تلقی قدما از وطن/ محمدرضا شفیعی کدکنی»، وبسایت دائرهالمعارف بزرگ اسلامی».]</ref> | |||
=== در ایران === | |||
مفهوم مدرن وطن در دورۀ قاجار و سپس در دوران مشروطه تحت تأثیر اندیشههای جدید سیاسی شکل گرفت. در این دوره، مفهوم ملت و دولت-ملت وارد گفتمان سیاسی و جایگزین ساختارهای پیشین شد.<ref>[https://political.ihss.ac.ir/Article/42699 روزخوش و خالقی دامغانی، «برآمدن مفهوم جدید وطن در ایران عصر تجدد (قرن نوزدهم میلادی)»، 1403ش، ص180-181.]</ref> از جمله رویکردهای اصلی دربارهٔ شکلگیری وطن در ایران، میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | |||
# رویکرد مدرنگرایانه: بر اساس این رویکرد، وطنِ مدرن در ایران یک مفهوم درونزاد نیست بلکه در برابر تهدید روسیه و انگلیس و از طریق سفرهای روشنفکران به اروپا وارد شد. در قانون اساسی مشروطه، واژۀ «ملت» جایگزین «رعایا» شد<ref>بشیریه، عقل در سیاست، سی پنج گفتار در فلسفه، 1382ش، ص819-820.</ref> و سرزمین از قلمروی پادشاه به «خانۀ ملت» یعنی وطن تبدیل شد. در دورۀ پهلوی، این مفهوم «از بالا» و از طریق سیاستهای یکسانسازی زبانی، بازنویسی تاریخ و آموزش همگانی تقویت شد.<ref>کاشانی ثابت، افسانههای مرزی 1946-1804، 1389ش، ص385.</ref> | |||
# رویکرد دیرینهگرا: این رویکرد بر این باور است که وطندوستی در ایران ریشه در «ایرانشهر» و هویت تاریخی-فرهنگی پیش از اسلام دارد. مفاهیمی مانند «عجم» و «ایرانزمین» در شعر فردوسی و حافظ، گواه وجود «وطنِ فرهنگی» پیش از دولت-ملت مدرن دانسته میشود. ایراد وارد بر این روایت آن است که میان «احساس تعلق به فرهنگ ایرانی» و «وطن بهعنوان یک نهاد سیاسی حقوقی» خلط میکند.<ref>[https://political.ihss.ac.ir/Article/42699 روزخوش و خالقی دامغانی، «برآمدن مفهوم جدید وطن در ایران عصر تجدد (قرن نوزدهم میلادی)»، 1403ش، ص160-161.]</ref> | |||
# رویکرد میانه: این رویکرد معتقد است وطنِ مدرن در ایران نه یکپارچه وارداتی بوده و نه بهصورت کامل دیرینه. مؤلفههایی مانند «سرزمین یکپارچه»، «زبان فارسی بهعنوان زبان اداری» و «حافظۀ تاریخی از ایران باستان» زیرساختهای پیشامدرنی بودند که در مواجهه با تجدد، شکلی سیاسی-حقوقی به خود گرفتند. بههمین دلیل، وطنی که در مشروطه متولد شد، ترکیبی از «خاطرههای کهن» و «نهادهای جدید» مانند پارلمان، قانون و شهروندی است.<ref>اشرف، مفاهیم و نظریهها: هویت ایرانی به سه روایت، در هویت ایرانی از دوران باستان تا پایان پهلوی، 1395ش، ص38.</ref> | |||
== اهمیت و جایگاه وطن == | == اهمیت و جایگاه وطن == | ||