| خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
=== مارسل موس و پاردایم هدیه === | === مارسل موس و پاردایم هدیه === | ||
مارسل موس با طرح پارادایم هدیه در برابر منطق فایدهگرایی صرف، استدلال میکند که پایههای اخلاقی همبستگی اجتماعی از طریق چرخه دادن، گرفتن و پس دادن و ادای بدهی اجتماعی یعنی مسئولیت فرد در قبال جامعهای که از مواهب آن بهرهمند شده، شکل میگیرد. وی برای تبیین همبستگی اجتماعی فرد و دولت ایدۀ بدهکاری متقابل را مطرح کرد. وی تلاش داشت که با طرح همبستگی اجتماعی در برابر نیولیبرالیسم مقاومت کند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 116-117. </ref> | مارسل موس با طرح پارادایم هدیه در برابر منطق فایدهگرایی صرف، استدلال میکند که پایههای اخلاقی همبستگی اجتماعی از طریق چرخه دادن، گرفتن و پس دادن و ادای بدهی اجتماعی یعنی مسئولیت فرد در قبال جامعهای که از مواهب آن بهرهمند شده، شکل میگیرد. وی برای تبیین همبستگی اجتماعی فرد و دولت ایدۀ بدهکاری متقابل را مطرح کرد. وی تلاش داشت که با طرح همبستگی اجتماعی در برابر نیولیبرالیسم مقاومت کند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 116-117. </ref> | ||
ژرژ باتای امر قدسی را بهعنوان فعالترین، تامترین و حیاتیترین بیان حیات اجتماعی مطرح کرد و بیان داشت که امر قدسی همان پدیده مشخصی است که جامعه را پیوند میدهد. امری که قابل کاستن به قرارداد اجتماعی نیست و در برابر ارزشهای فایدهگریانه است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 317-318.</ref> در این دیدگاه آغاز جامعه با منفتجویی، گرفتن و انباشت نیست. مخاطره و دهش است که همبستگی اجتماعی تولید میکند. قربانی کردن نقطه اوج چنین مخاطرهای است. چون قربانی در حد انتهای منطق هدیه است که در برابر منطق مبادله اقتصادی میایستد و آن را نفی میکند. با قربانی شدن جامعه ساخته میشود. تخطی همان غلیان جمعی است که در آن لحظه فرد به کمک آرمان پردازی جمعی از خود فراتر رفته و از طریق پیوستن به جمع جامعه دوباره بازتولید میشود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 319.</ref> | ژرژ باتای امر قدسی را بهعنوان فعالترین، تامترین و حیاتیترین بیان حیات اجتماعی مطرح کرد و بیان داشت که امر قدسی همان پدیده مشخصی است که جامعه را پیوند میدهد. امری که قابل کاستن به قرارداد اجتماعی نیست و در برابر ارزشهای فایدهگریانه است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 317-318.</ref> در این دیدگاه آغاز جامعه با منفتجویی، گرفتن و انباشت نیست. مخاطره و دهش است که همبستگی اجتماعی تولید میکند. قربانی کردن نقطه اوج چنین مخاطرهای است. چون قربانی در حد انتهای منطق هدیه است که در برابر منطق مبادله اقتصادی میایستد و آن را نفی میکند. با قربانی شدن جامعه ساخته میشود. تخطی همان غلیان جمعی است که در آن لحظه فرد به کمک آرمان پردازی جمعی از خود فراتر رفته و از طریق پیوستن به جمع جامعه دوباره بازتولید میشود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 319.</ref> براساس غلیان جمعی معطوف به قبول ناهمگونیها و عدم قبول ناهمگونیها باتای دو نوع همبستگی اجتماعی مطرح کرده است: همبستگی عامگرا/ مثبت؛ مبتنی بر انسانیت مشترک و پذیرش تفاوتها و خاصگرا/ منفی؛ مبتنی بر عدم پذیرش و طرد دیگری تقسیم شده است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 321.</ref> | ||
=== '''تالکوت پارسنز''' === | === '''تالکوت پارسنز''' === | ||