بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
دیدگاههای دورکیم در بستری شکلگرفت که مواجه با فایدهگرایی اقتصاد بازار و بازسازی همبستگی اجتماعی دو مساله اصلی فرانسه بود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص130. </ref> وی همبستگی را به دو نوع مکانیکی؛ مبتنی بر شباهت و وجدان جمعی در جوامع سنتی و ارگانیک؛ مبتنی بر تخصص، تقسیم کار و وابستگی متقابل در جوامع مدرن، تقسیم کرده است.<ref>جهانی نسب، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، ۱۴۰۱، ص ۱۵۵.</ref> در کتاب تقسیم کار دورکیم در گام اول نفس تقسیم کار را بهعنوان علت همبستگی اجتماعی مطرح کرده است، ولی در ادامه بهرهمندی برابر از فرصتهای شغلی و موقعیتهای اجتماعی برای همۀ اقشار اجتماعی را بهعنوان شرط اصلی همبستگی اجتماعی مطرح کرده است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 296.</ref> در درسهای جامعه شناسی شکلگرفتن گروهای واسط را علت اصلی ایجاد همبستگی اجتماعی ذکر نموده است. اما در اینجا هم تصریح نموده است که شکلگیری اخلاقیات معین پشتوانۀ اعضای این گروه است. شکلگیری این اخلاقیات نیز محصول آموزش و مسئولیت پذیری دولت است. در کتاب صوربنیانی حیات دینی همبستگی اجتماعی با دین گره خورده است. تنها اخلاق قدسی است که میتواند خود خواهیهای افراد را مهار و همبستگی اجتماعی را شکل بدهد. از نظر دورکیم همبستگی اجتماعی در هنگام غلیانهای اجتماعی به اوج خود میرسد. در این شرایط قواعد قدیم میمیرد و قواعد جدید شکل میگیرد و همبستگی جدید بر مبنای این قواعد خلق میشود. جوهر دین همین آرمانهای جمعی است که انسانها را به فراتر رفتن از خود تشویق میکند. اینجاست که ایثار متولد شده و عدالت را تضمین میکند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 296-298.</ref> دورکیم مدعی است که عدالت، نیکوکاری و خیریهگرایی شرط لازم همبستگی اجتماعی است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 298.</ref> فعالیت اقصتادی بیشتر نیز منوط به همبستگی اجتماعی و روحیه برادری است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 300.</ref> | دیدگاههای دورکیم در بستری شکلگرفت که مواجه با فایدهگرایی اقتصاد بازار و بازسازی همبستگی اجتماعی دو مساله اصلی فرانسه بود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص130. </ref> وی همبستگی را به دو نوع مکانیکی؛ مبتنی بر شباهت و وجدان جمعی در جوامع سنتی و ارگانیک؛ مبتنی بر تخصص، تقسیم کار و وابستگی متقابل در جوامع مدرن، تقسیم کرده است.<ref>جهانی نسب، «بررسی مفهوم همبستگی اجتماعی در آراء و اندیشه های ابن خلدون و امیل دور کیم»، ۱۴۰۱، ص ۱۵۵.</ref> در کتاب تقسیم کار دورکیم در گام اول نفس تقسیم کار را بهعنوان علت همبستگی اجتماعی مطرح کرده است، ولی در ادامه بهرهمندی برابر از فرصتهای شغلی و موقعیتهای اجتماعی برای همۀ اقشار اجتماعی را بهعنوان شرط اصلی همبستگی اجتماعی مطرح کرده است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 296.</ref> در درسهای جامعه شناسی شکلگرفتن گروهای واسط را علت اصلی ایجاد همبستگی اجتماعی ذکر نموده است. اما در اینجا هم تصریح نموده است که شکلگیری اخلاقیات معین پشتوانۀ اعضای این گروه است. شکلگیری این اخلاقیات نیز محصول آموزش و مسئولیت پذیری دولت است. در کتاب صوربنیانی حیات دینی همبستگی اجتماعی با دین گره خورده است. تنها اخلاق قدسی است که میتواند خود خواهیهای افراد را مهار و همبستگی اجتماعی را شکل بدهد. از نظر دورکیم همبستگی اجتماعی در هنگام غلیانهای اجتماعی به اوج خود میرسد. در این شرایط قواعد قدیم میمیرد و قواعد جدید شکل میگیرد و همبستگی جدید بر مبنای این قواعد خلق میشود. جوهر دین همین آرمانهای جمعی است که انسانها را به فراتر رفتن از خود تشویق میکند. اینجاست که ایثار متولد شده و عدالت را تضمین میکند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 296-298.</ref> دورکیم مدعی است که عدالت، نیکوکاری و خیریهگرایی شرط لازم همبستگی اجتماعی است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 298.</ref> فعالیت اقصتادی بیشتر نیز منوط به همبستگی اجتماعی و روحیه برادری است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 300.</ref> | ||
=== مارسل موس و | === مارسل موس و پارادایم هدیه === | ||
مارسل موس با طرح پارادایم هدیه در برابر منطق فایدهگرایی صرف، استدلال میکند که پایههای اخلاقی همبستگی اجتماعی از طریق چرخه دادن، گرفتن و پس دادن و ادای بدهی اجتماعی یعنی مسئولیت فرد در قبال جامعهای که از مواهب آن بهرهمند شده، شکل میگیرد. وی برای تبیین همبستگی اجتماعی فرد و دولت ایدۀ بدهکاری متقابل را مطرح کرد. وی تلاش داشت که با طرح همبستگی اجتماعی در برابر نیولیبرالیسم مقاومت کند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 116-117. </ref> | مارسل موس با طرح پارادایم هدیه در برابر منطق فایدهگرایی صرف، استدلال میکند که پایههای اخلاقی همبستگی اجتماعی از طریق چرخه دادن، گرفتن و پس دادن و ادای بدهی اجتماعی یعنی مسئولیت فرد در قبال جامعهای که از مواهب آن بهرهمند شده، شکل میگیرد. وی برای تبیین همبستگی اجتماعی فرد و دولت ایدۀ بدهکاری متقابل را مطرح کرد. وی تلاش داشت که با طرح همبستگی اجتماعی در برابر نیولیبرالیسم مقاومت کند.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 116-117. </ref> | ||
ژرژ باتای امر قدسی را بهعنوان فعالترین، تامترین و حیاتیترین بیان حیات اجتماعی مطرح کرد و بیان داشت که امر قدسی همان پدیده مشخصی است که جامعه را پیوند میدهد. امری که قابل کاستن به قرارداد اجتماعی نیست و در برابر ارزشهای فایدهگریانه است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 317-318.</ref> در این دیدگاه آغاز جامعه با منفتجویی، گرفتن و انباشت نیست. مخاطره و دهش است که همبستگی اجتماعی تولید میکند. قربانی کردن نقطه اوج چنین مخاطرهای است. چون قربانی در حد انتهای منطق هدیه است که در برابر منطق مبادله اقتصادی میایستد و آن را نفی میکند. با قربانی شدن جامعه ساخته میشود. تخطی همان غلیان جمعی است که در آن لحظه فرد به کمک آرمان پردازی جمعی از خود فراتر رفته و از طریق پیوستن به جمع جامعه دوباره بازتولید میشود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 319.</ref> براساس غلیان جمعی معطوف به قبول ناهمگونیها و عدم قبول ناهمگونیها باتای دو نوع همبستگی اجتماعی مطرح کرده است: همبستگی عامگرا/ مثبت؛ مبتنی بر انسانیت مشترک و پذیرش تفاوتها و خاصگرا/ فاشیستی؛ مبتنی بر عدم پذیرش و طرد دیگری تقسیم شده است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 321.</ref> | ژرژ باتای امر قدسی را بهعنوان فعالترین، تامترین و حیاتیترین بیان حیات اجتماعی مطرح کرد و بیان داشت که امر قدسی همان پدیده مشخصی است که جامعه را پیوند میدهد. امری که قابل کاستن به قرارداد اجتماعی نیست و در برابر ارزشهای فایدهگریانه است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، صص 317-318.</ref> در این دیدگاه آغاز جامعه با منفتجویی، گرفتن و انباشت نیست. مخاطره و دهش است که همبستگی اجتماعی تولید میکند. قربانی کردن نقطه اوج چنین مخاطرهای است. چون قربانی در حد انتهای منطق هدیه است که در برابر منطق مبادله اقتصادی میایستد و آن را نفی میکند. با قربانی شدن جامعه ساخته میشود. تخطی همان غلیان جمعی است که در آن لحظه فرد به کمک آرمان پردازی جمعی از خود فراتر رفته و از طریق پیوستن به جمع جامعه دوباره بازتولید میشود.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 319.</ref> براساس غلیان جمعی معطوف به قبول ناهمگونیها و عدم قبول ناهمگونیها باتای دو نوع همبستگی اجتماعی مطرح کرده است: همبستگی عامگرا/ مثبت؛ مبتنی بر انسانیت مشترک و پذیرش تفاوتها و خاصگرا/ فاشیستی؛ مبتنی بر عدم پذیرش و طرد دیگری تقسیم شده است.<ref>ذاکری، همبستگی اجتماعی و دشمنان آن، 1400ش، ص 321.</ref> | ||
از نظر لوی استراوس اجتماعی محصول عمل کنشگران در درون ساختارها است. | |||
=== '''تالکوت پارسنز''' === | === '''تالکوت پارسنز''' === | ||