|
|
| خط ۳۱: |
خط ۳۱: |
|
| |
|
| ===نقش وطن در رشد تابآوری جمعی=== | | ===نقش وطن در رشد تابآوری جمعی=== |
| تجربۀ تاریخی ایران در جنگهای تحمیلی، نمونهای از تبدیل مفهوم انتزاعی وطن به عامل عمل جمعی است. بر اساس برخی خوانشهای روانشناختی، در این دوره، وطن از یک احساس تعلق فراتر رفته و به ساختار معنایی زندگی، تبدیل شده که واکنش طبیعی گریز از خطر را به ایستادگی آگاهانه بدل کرده است. این فرآیند را میتوان در چارچوب نظری ویکتور فرانکل، روانپزشک اتریشی، توضیح داد که معتقد است انسان زمانی قادر به تحمل رنج است که در دل آن معنایی بیابد. در پرتو معنا، حتی مرگ نیز تهدید مطلق نبوده بلکه به خدمت زندگی درمیآید. در این نگاه، ایمان و وطن بهعنوان «معنای والا» عمل کرده و تابآوری جمعی معنا محور را در برابر فشارهای روانی جنگ ممکن میسازند<ref group="دیدگاه">خیلی مباحث انتزاعی شده است و ارتباط آن با وطن مبهم است</ref>.<ref>[https://civilica.com/note/20776/ گریباوی، «در جستوجوی معنای وطن؛ خوانشی فرانکلی از روان ملت ایران در جنگ»، وبسایت سیویلیکا.]</ref>
| | در جنگهای تحمیلی ایران، وطن به چارچوب معنایی تبدیل شد که واکنش طبیعی گریز از خطر را به ایستادگی آگاهانه بدل کرد. بر اساس نظریۀ ویکتور فرانکل، انسان هنگامی قادر به تحمل رنج است که در دل آن معنا و هدفی والا بیابد. در این چارچوب، وطن بهمثابه یک «معنای جمعی والا» عمل میکند که تابآوری در برابر فشارهای روانی جنگ را ممکن میسازد.<ref>[https://civilica.com/note/20776/ گریباوی، «در جستوجوی معنای وطن؛ خوانشی فرانکلی از روان ملت ایران در جنگ»، وبسایت سیویلیکا.]</ref> |
|
| |
|
| == رویکردها و دیدگاههای نظری دربارهٔ وطن == | | == رویکردها و دیدگاههای نظری دربارهٔ وطن == |