زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) بدون خلاصۀ ویرایش |
زهرا غلامی (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
واژۀ آخور در اشعار فارسی نیز دیده میشود. بهطور مثال سنایی در بیتی بیان کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/sanaee/divans/ghazal-sanaee/sh424 سنایی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره ۴۲۴، بیت ۱۲، وبسایت گنجور.]</ref> | واژۀ آخور در اشعار فارسی نیز دیده میشود. بهطور مثال سنایی در بیتی بیان کرده است:<ref>[https://ganjoor.net/sanaee/divans/ghazal-sanaee/sh424 سنایی، دیوان اشعار، غزلیات، غزل شماره ۴۲۴، بیت ۱۲، وبسایت گنجور.]</ref> | ||
{{شعر جدید | {{شعر جدید | ||
| متن = | | متن = | ||
لطف تو ببست جان و دل را\\بر آخور چرب دوستکانی | لطف تو ببست جان و دل را\\بر آخور چرب دوستکانی | ||
| خط ۲۸: | خط ۲۵: | ||
در دورهای که حکومت ترکان در ایران رو به زوال بود، ضربالمثل «ترک از ده میرفت، آخور برای اسبش میساخت» در میان مردم رایج شد. این مَثل، کنایه از شخصی است که زوال قدرت داشته و جهت اغفال مردم تظاهر به بقای قدرت میکند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۱۳۳۴.</ref> | در دورهای که حکومت ترکان در ایران رو به زوال بود، ضربالمثل «ترک از ده میرفت، آخور برای اسبش میساخت» در میان مردم رایج شد. این مَثل، کنایه از شخصی است که زوال قدرت داشته و جهت اغفال مردم تظاهر به بقای قدرت میکند.<ref>شاملو، کتاب کوچه، ۱۳۶۱ش، ج۵، ص۱۳۳۴.</ref> | ||
در ادبیات عرفانی نیز از آخور در مفهوم دنیا استفاده شده زیرا به پیروی از قرآن کریم، اهل دنیا و دنیاطلبان، در مرتبۀ ستوران انگاشته میشوند. مولانا، آدمی را به اسب و عالم را به آخور تشبیه کرده است. او بر این باور است که اسب و سوار نباید از یک موضع تغذیه کنند و غلبۀ خوی حیوانی را به ماندن در آخور، تشبیه کرده است.<ref>تاجدینی، فرهنگ نمادها و نشانهها در اندیشه مولانا، ۱۳۸۳ش، ص۳۷-۳۸.</ref> | در ادبیات عرفانی نیز از آخور در مفهوم دنیا استفاده شده زیرا به پیروی از قرآن کریم، اهل دنیا و دنیاطلبان، در مرتبۀ ستوران انگاشته میشوند. مولانا، آدمی را به اسب و عالم را به آخور تشبیه کرده است. او بر این باور است که اسب و سوار نباید از یک موضع تغذیه کنند و غلبۀ خوی حیوانی را به ماندن در آخور، تشبیه کرده است.<ref>تاجدینی، فرهنگ نمادها و نشانهها در اندیشه مولانا، ۱۳۸۳ش، ص۳۷-۳۸.</ref> | ||
==آخور در فرهنگ ایرانیان== | ==آخور در فرهنگ ایرانیان== | ||
اقوام ایرانی در بازیهای سنتی خود از آخور استفاده میکنند.<ref>شریعتی، بازیهای سنتی کودکان و نوجوانان در استان یزد، ۱۳۸۰ش، ص۳.</ref> در قصههای آنها آخور برای ترسیم وضعیت زندگی و معیشت شخصیت اصلی داستان حضور دارد.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۱۴۱.</ref> در برخی مناطق کرمان، آخورهای بزرگ را به آخورهای کوچکتر تقسیم کرده و به آنها «آخورک» میگویند.<ref>پورحسینی، فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم کرمان، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷.</ref> آنها آخور کوچکی نیز در دیوار میسازند که «آخورچه» نام دارد.<ref>اکبری شالچی، فرهنگ گویش خراسان بزرگ، ۱۳۷۰ش، ص۱۴.</ref> | اقوام ایرانی در بازیهای سنتی خود از آخور استفاده میکنند.<ref>شریعتی، بازیهای سنتی کودکان و نوجوانان در استان یزد، ۱۳۸۰ش، ص۳.</ref> در قصههای آنها آخور برای ترسیم وضعیت زندگی و معیشت شخصیت اصلی داستان حضور دارد.<ref>شریعتزاده، فرهنگ مردم شاهرود، ۱۳۷۱ش، ص۱۴۱.</ref> در برخی مناطق کرمان، آخورهای بزرگ را به آخورهای کوچکتر تقسیم کرده و به آنها «آخورک» میگویند.<ref>پورحسینی، فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم کرمان، ۱۳۷۰ش، ص۱۶-۱۷.</ref> آنها آخور کوچکی نیز در دیوار میسازند که «آخورچه» نام دارد.<ref>اکبری شالچی، فرهنگ گویش خراسان بزرگ، ۱۳۷۰ش، ص۱۴.</ref> | ||