صفحهای تازه حاوی «ایران در عصر صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه. ایران در دوره صفویه (۹۰۷-۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایة تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تش...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
ایران در عصر صفویه؛ سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه | '''<big>ایران در عصر صفویه؛</big>''' سرزمینی با اتحاد سیاسیِ کشور، حکومتی ملی و وحدت مذهبیِ شیعه امامیه. | ||
ایران در دوره صفویه (۹۰۷-۱۱۳۵ق) براساس یک دولت متمرکز ملی متحد شد و هویت نوینی بر پایة تشیع اثنیعشری به دست آورد. جریانهای فکری ناشی از آمیختگی تصوف و تشیع، زمینهساز شکلگیری این دولت بود و در درون آن، ایرانهای متعددی تجربه شد که در مجموع سرپا ماند. علت این تداوم در انعطاف فرهنگ سیاسی سهرکنی تصوف، تشیع، سلطنت و توانایی تغییر مبنای مشروعیت از طریقت به شریعت بوده است. ایران این دوره، منبعی ارزشمند برای آگاهی از زندگی تودههای مردمی، ساختار سیاسی، تشکیلات اداری، مذهب و ساختار دینی، اوضاع اجتماعی و فرهنگی طبقات اجتماعی، آداب و رسوم، باورها، آیینها، مناسک مذهبی، اقوام و ایلات، اوضاع کشاورزی و اقتصادی مانند نظام مالیاتی، نظام زمینداری، شیوه آبیاری، خراج، داد و ستد، شيوه توليد به شمار میرود. | |||
== مرزهای جغرافیایی == | |||
ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل میداد. افزون بر سرزمینی که بهطور ویژه ایران نامیده میشد، بخشهای بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکتنشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران به شمار میرفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه مییافت و تا سرزمین سند پیش میرفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت. | ایران در دوره صفویه سرزمینی بسیار گسترده بود که از چهار سو به قلمروهای بزرگ همسایه محدود میشد. از شمال به دریای خزر، از جنوب به دریای محیط یا اقیانوس هند، از شرق به ممالک مغولان کبیر یا هندوستان و از غرب به ممالک دولت عثمانی که دو رود دجله و فرات، مرز طبیعی میان آن دو را تشکیل میداد. افزون بر سرزمینی که بهطور ویژه ایران نامیده میشد، بخشهای بزرگی از آشور قدیم، ارمنستان کبیر، ممالک پارت قدیم، سرزمین ماد و مملکتنشین لار و هرمز نیز جزو قلمرو ایران به شمار میرفت. همچنین همه نواحی و قطعاتی که در شرق ایران تا آن سوی قندهار ادامه مییافت و تا سرزمین سند پیش میرفت که همان مرز پایان قلمرو ایران بود در تصرف دولت صفوی قرار داشت. | ||
== زیرساخت فرهنگ سیاسی == | |||
در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت آماده کرد. صفویان با حمایت ترکمانان قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایرانشهری برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظلالله نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند. | در ایران در این دوره، تصوف زمینه را برای گسترش مفاهیم شیعی مانند ولایت آماده کرد. صفویان با حمایت ترکمانان قزلباشان به قدرت رسیدند و در ابتدا شاه را مرشد کامل خوانده و در ابتدا برتری وجه صوفیانه غالی بر تشیع اعتدالی را پذیرفتند. اما نهاد سلطنت خصوصاْ سلطنت به سبک ایرانشهری برای تثبیت قدرت خود، به تدریج مبنای مشروعیت را از طریقت به شریعت تغییر داد و شاه را ظلالله نیز نامید. این تغییر، تصوف و تشیع را از تعامل به تقابل کشاند و شاهان صفوی خود را نه فقط مرشد طریقت، بلکه نایبان امام زمان نیز معرفی کردند. این تلفیق فکری، بعد از قرنها زمینة نظری لازم برای ایجاد دولتی متمرکز و هویتی نوین بر پایة تشیع را در ایران فراهم کرد. | ||
== ساختار و نظام سیاسی و حکومتی ایران == | |||
بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است. در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت. ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به ارادة شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود. مشاغل دربار یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. در ایران نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود. با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهلسنت بود. | بهلحاظ ساخت سیاسی، دولت در دوران صفویه از نوع پاتریمونیالیسم بوده است. در این دوره، شاه نقشآفرین اصلی و در رأس نظام حکومتی و ساختار سیاسی-اداری ایران قرار داشت. ایجاد و انحلال سازمانهای اداری، تعیین حدود اختیارات و مسئولیتها، تقسیمات کشوری و انتخاب کارکنان عالیرتبه، همه به ارادة شاه بود. نظام اداری این دوره، برگرفته و تلفیقی از نظامهای اداری دوران حکومت عباسی، مغولان و تیموریان بود. با توجه به نقش قزلباشان نظام سیاسی-اداری ایران در آغاز به صورت غیرمتمرکز بود. مشاغل دربار یکساله بودند و چنانچه صاحبمنصبان بر اثر خطا و اشتباه عزل میشدند، اموال و املاکشان به نفع دیوان ضبط میشد. در ایران نهادهای اداری شامل درگاه مُعّلی شاهی، مجالس مشورتی (شاهی) و امرای غیردولتخانه بود. با توجه به تغییر مذهب کشور، مهمترین تفاوت، جایگزینی قواعد فقه شیعه به جای فقه اهلسنت بود. | ||
مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد یک دولت متمرکز ایرانی پس از حدود ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان بود. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری ایران کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی تمرکزگرایی اداری در ایران بیشتر شد و قدرت والیان محدود گردید. در این دوره، ریشههای نظریة دولت مبتنی بر ولایت فقیه و پذیرش همکاری روحانیون با حکومت سلطنتی در ایران نمایان شد. | مهمترین اقدام شاه اسماعیل اول، ایجاد یک دولت متمرکز ایرانی پس از حدود ۹۰۰ سال از سقوط ساسانیان بود. شاهان بعدی نیز بر تمرکز ساختار اداری ایران کوشیدند؛ در دوره میانه و اواخر صفوی تمرکزگرایی اداری در ایران بیشتر شد و قدرت والیان محدود گردید. در این دوره، ریشههای نظریة دولت مبتنی بر ولایت فقیه و پذیرش همکاری روحانیون با حکومت سلطنتی در ایران نمایان شد. | ||
== مذهب و ساختار دینی == | |||
تشکیل دولت شیعه | |||
شاه اسماعیل اول با تداوم حمایت قزلباشان و | === تشکیل دولت شیعه === | ||
شاه اسماعیل اول با تداوم حمایت قزلباشان و حکومتهای محلی شمال ایران از جمله خاندان آل¬کیا، در آستانه سده ۱۰ق/۱۶م پس از پیروزی بر مهمترین و آخرین رقیب الوند بیگ آققویونلو در نبرد شرور به سال 907ق/1501م. در تبریز تشکیل دولت صفوی را اعلام کرد. او پس از جلوس بر تخت سلطنت، خطبه را به نام ائمه اثنیعشر خواند و تشیّع را بهعنوان مذهب رسمی کشور اعلام نمود و وحدت ملی ایرانیان در قالب پدیده دولت-ملت که برای نخستین بار در ایران اسلامی شکل گرفت، در این آیین تجلی یافت. وی در تبریز خطبه به نام دوازده امام خواند، اذان را با عبارت «أشهَدُ أَنّ عَلیاً ولیُّ الله» به شیوه شیعیان تغییر داد و با تأسیس نهاد تبرائیان دستور لعن خلفای سهگانه را صادر کرد. | |||
=== روابط متقابل روحانیت و حکومت === | |||
شاه اسماعیل اوّل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند. عواملی چون ضرورت سیاسی شاهان صفوی برای کسب مشروعیت و تثبیت حکومت از طریق تبدیل نظام تصوف به یک قدرت مهم سیاسی مذهبی، رقابتهای منطقهای با همسایگان اهلسنت بهویژه عثمانی، تلاش حکومت برای کسب مشروعیت، مصونیتبخش به نهاد سیاست در برابر علمای شیعه مخالف حکومت، ضرورت تغییر در پشتیبانهای نظامی و معنوی صفویان و ایجاد فضای مناسب برای فراهم کردن آموزهها، شعائر و مناسک مذهبی شیعه، در زمینه همگرایی متقابل برخی علمای شیعه با حکام صفوی موثر بوده است. برخی علمای شیعه ازجمله شیخ ابراهیم قطیفی، مقدس اردبیلی (متوفی ۹۹۳ق)، صدرالمتألهین شیرازی (متوفی ۱۰۵۰ق) و شیخ حسن عاملی (متوفی ۱۰۱۱ق) همکاری با حکومت صفوی را جایز نمیدانستند. دستاوردهای همکاری علمای شیعی و حکومت عبارتند از: | |||
# '''اختلاف نظر در بیان دستاوردهای همگانی:''' با وجود اینکه برخی از افراد در بیان همکاری این دو گروه در ایران اظهارنظرهای بدبینانه دارند با قدرتیابی صفویان، پس از ظهور اسلام مذهب شیعی اثنیعشری برای اولینبار توانست قدرت سیاسی کامل را به دست آورد. این مسئله در حکومتهای آلبویه و سربداران بینتیجه مانده بود. | |||
# '''آزادی در انجام شعائر و مناسک مذهبی شیعه:''' در این دوره انجام شعائر هم از طریق دستگاه سیاسی و هم دینی حاکم بر کشور، تشویق میشد. برپایی مراسم به صورت جمعی همچون عزاداری روز عاشورا، جشن غدیر و سبّ و لعن خلفای اولیه اسلام توسط تبرائیان، برگزار میشد. هرچند رفتار و عملکرد برخی از شاهان صفوی دوگانه و پیچیده بود و مثلاْ شاه عباس اول، با آنکه پای پیاده به زیارت امام رضا میرفت، گاهی اوقات در جمع مهمانان و سفرای خارجی شراب مینوشید. | |||
# '''آثار علمای شیعی بر ایجاد و غنای فرهنگ شیعی:''' پیوندهای خویشاوندی این مهاجران، تصاحب و کنترل برخی مناصب مهم دینی، پیروی شاگردان مختلف از این اساتید و تأثیرگذاری عمیق و مستمر بر نهاد سیاست و حکومت صفوی به دلیل مسئولیتهایی در ساختار نهاد مذهب. | |||
# '''ایجاد تغییر و تحولات جدید در اندیشه سیاسی شیعه:''' در این دوره برخی موضوعات مانند حدود اختیارات فقه، خراج و نماز جمعه فصلی جدید از تاریخ فقه شیعه شدند. | |||
# '''ورود نهاد مذهب در دستگاه دیوانسالاری و استقلال نهاد قضا.''' | |||
# '''نقش سادات و علما در حقوق شهروندی:''' علما تدوینگر قوانین و مقرارت جامعه طبقاتی ایران و و ناظر بر اجراء احکام صادره و حقوق مردم بودند. | |||
نهادهای دینی | === نهادهای دینی === | ||
از آنجایی که تشیع مهمترین عامل در تبلیغات مذهبی و ایدئولوژی سیاسی صفویه بود و طبقه روحانیان شیعه نمایندگان تشیع بودند شاه اسماعیل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند. | از آنجایی که تشیع مهمترین عامل در تبلیغات مذهبی و ایدئولوژی سیاسی صفویه بود و طبقه روحانیان شیعه نمایندگان تشیع بودند شاه اسماعیل از علمای شیعة جبل عامل و بحرین دعوت کرد تا به ایران مهاجرت کنند. | ||
از اواخر دورة شاه اسماعیل و اوایل دورة شاه طهماسب علما وارد ساختار حکومت صفوی شدند و مناصب گوناگونی را بر عهده گرفتند، ازجمله: صدر، شیخالاسلام ، وکیل حلالیات، ملاباشی، قاضی، قاضیعسکر، نقیب، مفتیان، صدر اعظم/وزیران، مدرسان، امام جمعه و حتی متولی امور اوقاف. | از اواخر دورة شاه اسماعیل و اوایل دورة شاه طهماسب علما وارد ساختار حکومت صفوی شدند و مناصب گوناگونی را بر عهده گرفتند، ازجمله: صدر، شیخالاسلام ، وکیل حلالیات، ملاباشی، قاضی، قاضیعسکر، نقیب، مفتیان، صدر اعظم/وزیران، مدرسان، امام جمعه و حتی متولی امور اوقاف. | ||
نهاد مدنی دینی | === نهاد مدنی دینی === | ||
نهاد مدنی از مهمترین نهادهایی است که کارکرد خود را در زمینههای مختلف اجتماعی از جمله تقویت وجدان جمعی بهمنظور تقویت دین مشخص کرده و توانسته است تأثیرگذارترین عامل در مدیریتهای کلان اجتماعی باشد. مناسک و آئینها نمونه آشکار این موضوع است. منابع کاربردی موجود در مناسک ایرانیان در دوران صفویه شامل منابع انسانی، منابع اطلاعاتی، منابع تأسیسی و منابع مالی میشد. | نهاد مدنی از مهمترین نهادهایی است که کارکرد خود را در زمینههای مختلف اجتماعی از جمله تقویت وجدان جمعی بهمنظور تقویت دین مشخص کرده و توانسته است تأثیرگذارترین عامل در مدیریتهای کلان اجتماعی باشد. مناسک و آئینها نمونه آشکار این موضوع است. منابع کاربردی موجود در مناسک ایرانیان در دوران صفویه شامل منابع انسانی، منابع اطلاعاتی، منابع تأسیسی و منابع مالی میشد. | ||
منابع انسانی: روضهخوانان، واعظان و خطبا هستند که عامل جامعهپذیری و انتقال ارزشهای انسانی به مردم ایران بودند. | |||
منابع اطلاعاتی: همان منابع گفتمانی هستند که به متن معروف شدند. این متون میتوانند دارای چند کارکرد از جمله انتقال معنا، تخلیه احساسات، دستور دادن، انتخاب پاسخها، ایجاد سؤال و تحقق اعمال باشند. نمونه آن در ایران عصر صفویه کتاب روضه الشهدا اثر ملا حسین واعظ کاشفی (م۹۱۰.ق) است که هرچند در دوره قبل از صفویه نوشته شده اما بهعنوان یک منبع اطلاعاتی تأثیر بسیار زیادی در فضای دینی ایران در این دوره داشته است. | # '''منابع انسانی:''' روضهخوانان، واعظان و خطبا هستند که عامل جامعهپذیری و انتقال ارزشهای انسانی به مردم ایران بودند. | ||
منابع تأسیسی: فضاهای خاص و ویژهای مانند مساجد، مدارس و تکایا که با اجرای مناسک هویت جمعی را تقویت کردند و توانستند مظهر پیوند زمان و مکان و انسان شوند. | # '''منابع اطلاعاتی:''' همان منابع گفتمانی هستند که به متن معروف شدند. این متون میتوانند دارای چند کارکرد از جمله انتقال معنا، تخلیه احساسات، دستور دادن، انتخاب پاسخها، ایجاد سؤال و تحقق اعمال باشند. نمونه آن در ایران عصر صفویه کتاب روضه الشهدا اثر ملا حسین واعظ کاشفی (م۹۱۰.ق) است که هرچند در دوره قبل از صفویه نوشته شده اما بهعنوان یک منبع اطلاعاتی تأثیر بسیار زیادی در فضای دینی ایران در این دوره داشته است. | ||
منابع مالی: وقف که توانست سرمایه اجتماعی را در راستای اهداف مطرح در مناسک دینی به کار ببرد. | # '''منابع تأسیسی:''' فضاهای خاص و ویژهای مانند مساجد، مدارس و تکایا که با اجرای مناسک هویت جمعی را تقویت کردند و توانستند مظهر پیوند زمان و مکان و انسان شوند. | ||
# منابع مالی: وقف که توانست سرمایه اجتماعی را در راستای اهداف مطرح در مناسک دینی به کار ببرد. | |||
== نهاد مدیریتیِ تعلیم و تربیت رسمی == | |||
در این دوره از ایران، صفویان با باز تولید و احیای ساختار اداری و دیوانسالاری و تحول در کارکرد و عملکرد مناصب آن بهعنوان مهمترین مکانیسمهای جامعهپذیری در نهاد تعلیم و تربیت، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند. | در این دوره از ایران، صفویان با باز تولید و احیای ساختار اداری و دیوانسالاری و تحول در کارکرد و عملکرد مناصب آن بهعنوان مهمترین مکانیسمهای جامعهپذیری در نهاد تعلیم و تربیت، تشکیلات جدیدی را به وجود آوردند. | ||
ساختار اداری تعلیم و تربیت | |||
=== ساختار اداری تعلیم و تربیت === | |||
استاد یا مدرس مسلط و متبحر در علوم مختلف اسلامی و شیعی بود که معمولاً در مدارس وابسته به حکومت مستقیماً از طرف پادشاهان پس از مشورت با مقام ملاباشی، صدر و شیخالاسلام انتخاب و منصوب میگردید. در سایر مدارس نیز انتخاب مدرس از اختیارات صدر بود که پس از توافق با واقف برگزیده و منصوب میشد. جدا از ساختار اداری در هر مدرسه براساس وظایف در یک تقسیمبندی متولّی، ناظر، مدرس، طلبه، مؤذن، خادم و آبکش مشخص میشدند. | استاد یا مدرس مسلط و متبحر در علوم مختلف اسلامی و شیعی بود که معمولاً در مدارس وابسته به حکومت مستقیماً از طرف پادشاهان پس از مشورت با مقام ملاباشی، صدر و شیخالاسلام انتخاب و منصوب میگردید. در سایر مدارس نیز انتخاب مدرس از اختیارات صدر بود که پس از توافق با واقف برگزیده و منصوب میشد. جدا از ساختار اداری در هر مدرسه براساس وظایف در یک تقسیمبندی متولّی، ناظر، مدرس، طلبه، مؤذن، خادم و آبکش مشخص میشدند. | ||
مراکز آموزشی | |||
=== مراکز آموزشی === | |||
دوران صفويان به لحاظ تعدد و تغییر کارکرد مراکز آموزشي از شکوفاترين دوره¬هاي تاريخ ايران است به گونه¬اي که حتي موجب حيرت سياحان اروپايي شده است. در اين زمان، مهاجرت علماي اماميه به ايران زمينه را براي توسعه هرچه بيشتر مراکز آموزشي فراهم کرد. نظام آموزشی ایران در این دوره محاسن و کاستیهایی به همراه داشت. از نظر کمّی در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک و حتی برخی روستاهای ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، قزوین، تبریز، کرمان، کاشان، قم، همدان، سبزوار، هرات و سایر شهرهای دیگر و از نظر کیفی بهمثابه مدارس دینی و شیعی روند رُشد فزایندهای داشته است. بهعنوان نمونه در اصفهان ۵۷، تبریز ۴۷، شیراز ۱۰، مشهد ۷ مدرسه ساخته شده بود. تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است. | دوران صفويان به لحاظ تعدد و تغییر کارکرد مراکز آموزشي از شکوفاترين دوره¬هاي تاريخ ايران است به گونه¬اي که حتي موجب حيرت سياحان اروپايي شده است. در اين زمان، مهاجرت علماي اماميه به ايران زمينه را براي توسعه هرچه بيشتر مراکز آموزشي فراهم کرد. نظام آموزشی ایران در این دوره محاسن و کاستیهایی به همراه داشت. از نظر کمّی در اغلب شهرهای بزرگ و کوچک و حتی برخی روستاهای ایران مانند اصفهان، مشهد، شیراز، قزوین، تبریز، کرمان، کاشان، قم، همدان، سبزوار، هرات و سایر شهرهای دیگر و از نظر کیفی بهمثابه مدارس دینی و شیعی روند رُشد فزایندهای داشته است. بهعنوان نمونه در اصفهان ۵۷، تبریز ۴۷، شیراز ۱۰، مشهد ۷ مدرسه ساخته شده بود. تعدد مدارس وقفی و غیروقفی و سلطنتی و غیرسلطنتی تأسیس شده و فراهم شدن امکان تحصیل برای عموم افراد جامعه، فارغ از پایگاه طبقاتی آنها، گویای عام شدن پدیده علم در ایران است. | ||
نظام آموزشی | نظام آموزشی | ||