imported>Fatemi بدون خلاصۀ ویرایش |
imported>Fatemi بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
مردم منطقه و خانواده او امید داشتند او به علوم حوزوی روی بیاورد و راه اجدادش را ادامه دهد. خانواده اش از او مراقبت می کردند و نذر می کردند. پدرش با اینکه ملا بود و از بازاریان شهر بود روضه نمی خواند و در خانه هم روضه نمی گرفت به کربلا یا مشهد نمی رفت و معتقد بود سرمایه اش را باید صرف نیازمندان کند. و معتقد بود نان ملایان نان شرک است به همین دلیل به جای ملایی به بازار روی آورده بود. <ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | مردم منطقه و خانواده او امید داشتند او به علوم حوزوی روی بیاورد و راه اجدادش را ادامه دهد. خانواده اش از او مراقبت می کردند و نذر می کردند. پدرش با اینکه ملا بود و از بازاریان شهر بود روضه نمی خواند و در خانه هم روضه نمی گرفت به کربلا یا مشهد نمی رفت و معتقد بود سرمایه اش را باید صرف نیازمندان کند. و معتقد بود نان ملایان نان شرک است به همین دلیل به جای ملایی به بازار روی آورده بود. <ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | ||
کسروی در سن 12 سالگی پدرش ر از دست داد و برای تدبیر امور پدر و خانواده اش به شغل پدر که کارخانه فرش بافی داشت، روی آورد. همچنین یکی از کارهایی که به گردن او افتاد، عمامه به سر کردن و عبا پوشیدن بود تا راه پدر و اجدادش را ادامه دهد و در مجالس شادی و عزای مردم شرکت می کرد. هرچند که به اعتراف خودش از ملایی بیزار بود. اطرافیان از او می خواهند سلوک و روش طلبگی را در ظاهر حفظ کند اما او نمی پسندد و می گوید من نمی توانم، او تصمیم می گیرد وارد بازار شود و برادرانش را برخلاف روش مرسوم به جای مکتب به مدرسه بفرستد.<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | کسروی در سن 12 سالگی پدرش ر از دست داد و برای تدبیر امور پدر و خانواده اش به شغل پدر که کارخانه فرش بافی داشت، روی آورد. همچنین یکی از کارهایی که به گردن او افتاد، عمامه به سر کردن و عبا پوشیدن بود تا راه پدر و اجدادش را ادامه دهد و در مجالس شادی و عزای مردم شرکت می کرد. هرچند که به اعتراف خودش از ملایی بیزار بود. اطرافیان از او می خواهند سلوک و روش طلبگی را در ظاهر حفظ کند اما او نمی پسندد و می گوید من نمی توانم، او تصمیم می گیرد وارد بازار شود و برادرانش را برخلاف روش مرسوم به جای مکتب به مدرسه بفرستد.<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> به همین جهت او از طلبگی خارج می شود و به دنبال شغلی جدید می گردد و با مطالعه کتب و نشست برخاست در کنار آزادیخواهان و... روزگار می گذراند و سال ها زندگی را به سختی می گذراند. | ||
==تحصیلات== | ==تحصیلات== | ||
کسروی بنا برعلاقه ای که به یادگیری سواد داشت به مکتب رفت و به سرعت الفبا و قرآن را آموخت، و به یادگیری فارسی روی آورد، او به اصرار اطرافیان به مدرسه طالبیه رفت این مدرسه، بزرگترین مدرسه تبریز بود تا علوم حوزوی را دنبال کند | کسروی بنا برعلاقه ای که به یادگیری سواد داشت به مکتب رفت و به سرعت الفبا و قرآن را آموخت، و به یادگیری فارسی روی آورد، او به اصرار اطرافیان به مدرسه طالبیه رفت این مدرسه، بزرگترین مدرسه تبریز بود تا علوم حوزوی را دنبال کند که به اذعان خودش علاقه و اعتقادی به دروس حوزوی را نداشت و جز در ادبیات عرب سایر علوم حوزوی آشنایی عمیق و دقیق نداشت او پس از مدتی از این مدرس خارج می شود.<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | ||
===تحصیلات نوین=== | ===تحصیلات نوین=== | ||
پس از اتفاقاتی که در زندگی او رخ می دهد تمایل پیدا می کند علوم روز از جمله نجوم،هندسه، ریاضیات را مطالعه کند و به آموزش زبان های متعدد خارجی روی می آورد او به مدرسه آمریکایی ها وارد می شود و از پنجم دبستان آغاز می کند و انگلیسی را در مدرسه آموزش می گیرد، و در طول عمر خود، زبان های متعددی را آموزش می گیرد.<ref> زندگانی من، کسروی، احمد</ref> و در این زمینه کتاب هایی را نوشته است. | پس از اتفاقاتی که در زندگی او رخ می دهد تمایل پیدا می کند علوم روز از جمله نجوم،هندسه، ریاضیات را مطالعه کند و به آموزش زبان های متعدد خارجی روی می آورد او به مدرسه آمریکایی ها وارد می شود و از پنجم دبستان آغاز می کند و انگلیسی را در مدرسه آموزش می گیرد، و در طول عمر خود، زبان های متعددی را آموزش می گیرد.<ref> زندگانی من، کسروی، احمد</ref> و در این زمینه کتاب هایی را نوشته است. | ||
| خط ۴۷: | خط ۴۵: | ||
او در سال1298 وارد عدلیه می شود و حدود ده سال در عدلیه می ماند.<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> در طی خدمت ده ساله خویش در آن وزارتخانه، مقامات زیر را پیمود: عضویت استیناف مازندران، ریاست دادگستری اردبیل، زنجان و خوزستان، دادستانی تهران و خراسان، عضویت دیوان عالی جنایی، و ریاست محاکم بدایت. آنگاه از قضاوت دست کشید و به وکالت دعاوی مشغول گردید.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | او در سال1298 وارد عدلیه می شود و حدود ده سال در عدلیه می ماند.<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> در طی خدمت ده ساله خویش در آن وزارتخانه، مقامات زیر را پیمود: عضویت استیناف مازندران، ریاست دادگستری اردبیل، زنجان و خوزستان، دادستانی تهران و خراسان، عضویت دیوان عالی جنایی، و ریاست محاکم بدایت. آنگاه از قضاوت دست کشید و به وکالت دعاوی مشغول گردید.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | ||
==دیدگاه== | ==دیدگاه== | ||
حضور او در آذربایجان که جریان های روشنفکری در آن فعال بودند و قرار گرفتن در کنار افراد | حضور او در آذربایجان که جریان های روشنفکری در آن فعال بودند و قرار گرفتن در کنار افراد روشنفکر، مشروطه خواهان و... او را متمایل کرد تا به عقاید روشنفکری روی آورد سفر او به تفلیس عقاید او را محکم تر کرد | ||
او موافق مشروطه بود به همین سبب مورد مخالفت اطرافیان و ملاهای اطرافش بود.او با آزادیخواهان آن روز آشنا می شود و به آن ها تمایل پیدا می کند که این افراد در او تاثیرگذار می باشند پس او به مطالعه کتاب های روشنفکران می پردازد<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | او موافق مشروطه بود به همین سبب مورد مخالفت اطرافیان و ملاهای اطرافش بود.او با آزادیخواهان آن روز آشنا می شود و به آن ها تمایل پیدا می کند که این افراد در او تاثیرگذار می باشند پس او به مطالعه کتاب های روشنفکران می پردازد<ref>رک: زندگانی من، کسروی، احمد</ref> | ||
| خط ۵۶: | خط ۵۴: | ||
مواضع تند کسروی بر ضد آیین تشیع و پیشوایان آن، بسیاری از آثار وی (از آن جمله: تاریخ مشروطه ایران) را دقیقاً و عمیقاً پوشش داده و بررسی این مساله، میتواند نقطه شروع خوبی برای آشنایی با «زاویه نگاه» و «شیوه عمل» وی در عرصه تاریخنگاری مشروطیت باشد.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | مواضع تند کسروی بر ضد آیین تشیع و پیشوایان آن، بسیاری از آثار وی (از آن جمله: تاریخ مشروطه ایران) را دقیقاً و عمیقاً پوشش داده و بررسی این مساله، میتواند نقطه شروع خوبی برای آشنایی با «زاویه نگاه» و «شیوه عمل» وی در عرصه تاریخنگاری مشروطیت باشد.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | ||
تشیع و روحانیت را مایه بدبختی و عقبماندگی ایران شمرده و معتقد است که باید از هر وسیله و افزاری (از جمله: نگارش و تحلیل تاریخ) برای مقابله با این دین و فرهنگ بهره جست و از حرکتهای «هنجارستیزانه» و «ساختارشکنانه» در این مرز و بوم، بهویژه در قرون اخیر (از اقدامات نادر افشار تا مشروطه سکولار) به شدت حمایت کرد و تصویری مطلوب از آنها به ملت ایران ارائه داد.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | کسروی تشیع و روحانیت را مایه بدبختی و عقبماندگی ایران شمرده و معتقد است که باید از هر وسیله و افزاری (از جمله: نگارش و تحلیل تاریخ) برای مقابله با این دین و فرهنگ بهره جست و از حرکتهای «هنجارستیزانه» و «ساختارشکنانه» در این مرز و بوم، بهویژه در قرون اخیر (از اقدامات نادر افشار تا مشروطه سکولار) به شدت حمایت کرد و تصویری مطلوب از آنها به ملت ایران ارائه داد.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | ||
اهل نظر نوعاً به وسعت دانستهها و معلومات کسروی در بعضی از رشتهها و موضوعات علمی، معترفاند. اما، به لحاظ منش و روش اخلاقی و عملی، او را واجد خصوصیات منفی زیر میشمارند: محدودیت اطلاعات و در عینحال اظهارنظر و داوری تند و جزمی در همه زمینهها و موضوعات علمی (بدون داشتن آگاهی و تخصص کافی در آنها)، بیذوقی و | اهل نظر نوعاً به وسعت دانستهها و معلومات کسروی در بعضی از رشتهها و موضوعات علمی، معترفاند. اما، به لحاظ منش و روش اخلاقی و عملی، او را واجد خصوصیات منفی زیر میشمارند: محدودیت اطلاعات و در عینحال اظهارنظر و داوری تند و جزمی در همه زمینهها و موضوعات علمی (بدون داشتن آگاهی و تخصص کافی در آنها)، بیذوقی و کجسلیقگی و استبداد به رای، جزماندیشی و یکدندگی، پرخاشگری و خشونتزبانی، قلمی و حتی یدی با مخالفان فکری و سیاسی، و بالاخره: عناد و غرضورزی روش او بود.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | ||
او در موضوعات متعدد مثل موضع گیری در مورد پهلوی ها و رضا خان، میرزا کوچک خان، خیابانی دچار تناقض گویی شده است و در مرحله ای از آن ها به بزرگی یاد می کند و در | او در موضوعات متعدد مثل موضع گیری در مورد پهلوی ها و رضا خان، میرزا کوچک خان، خیابانی دچار تناقض گویی شده است و در مرحله ای از آن ها به بزرگی یاد می کند و در مرحله دیگر آنها را نقد می کند. او در زمینه دین ورزی یا عدم دین ورزی مردم هم دچار تشتت فکری بود. | ||
کسروی تحکیم همبستگی ملی و اجتناب از پراکندگی ایجاب میکند که مردم از نظر باور و اعتقاد راهی روشن و واحد داشته باشند. تشتت عقاید و تعدد کیشها موجب پراکندگی مردم و تزلزل مبانی ملت است. بنابراین ملتی که بخواهد به وحدت و یکپارچگی خود دوام بخشد، باید یک دین واحد و خردمندانه داشته باشد. | کسروی می گوید تحکیم همبستگی ملی و اجتناب از پراکندگی ایجاب میکند که مردم از نظر باور و اعتقاد راهی روشن و واحد داشته باشند. تشتت عقاید و تعدد کیشها موجب پراکندگی مردم و تزلزل مبانی ملت است. بنابراین ملتی که بخواهد به وحدت و یکپارچگی خود دوام بخشد، باید یک دین واحد و خردمندانه داشته باشد. | ||
اما در جواب این سوال که چگونه میتوان یک دین واحد و خردمندانه داشت میگوید: «بیاید ده تن و بیست تن فراهم نشسته خرد را پیشوا سازیم و معنی درست دین را دریابیم و کشاکش و پراکنده سخنی را کنار نهاده همگی یک دل و یک زبان باشیم و آنگاه دیگران را به سوی دین خوانیم». | اما در جواب این سوال که چگونه میتوان یک دین واحد و خردمندانه داشت میگوید: «بیاید ده تن و بیست تن فراهم نشسته خرد را پیشوا سازیم و معنی درست دین را دریابیم و کشاکش و پراکنده سخنی را کنار نهاده همگی یک دل و یک زبان باشیم و آنگاه دیگران را به سوی دین خوانیم». | ||
| خط ۷۰: | خط ۶۸: | ||
<ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | <ref>https://fa.wikifeqh.ir/احمد_کسروی</ref> | ||
او به طور کلی معجزه و وحی را رد می کند و دربارة وحي چنين ميگويد: «وحي را چنين گرفتهاند كه به يك پيغمبري فرشتهاي از آسمان ميآيد و از سوي خدا دستورهاي ميآورد و آن فرشته نيز جبرئيل است... ولي همة اينها پندارهاي عاميانه است اينها نمونههايي از نافهميهاي آخوندهاست... من بياد ندارم كه سخني از ديده شدن جبرئيل يا فرشتة ديگري در بيرون، در قرآن رفته باشد.»[10] | |||
احمد كسروي معجزه را دروغ ميداند و ميگويد اين از دروغهايي است كه يهوديان ساختهاند. «جاي گفتوگو نيست كه اينها دروغ است... من ميخواهم بگويم كسي كه به راهنمايي گروهي برخاسته به معجزه چه نياز دارد؟ اساساً معجزه به كار او ارتباط ندارد و نتيجهاي از آن در دست نتواند بود...»[https://www.pasokh.org/fa/Question/View/8598/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%83%D8%B3%D8%B1%D9%88%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%AD%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%A7%D9%87%D9%84- مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات] | احمد كسروي معجزه را دروغ ميداند و ميگويد اين از دروغهايي است كه يهوديان ساختهاند. «جاي گفتوگو نيست كه اينها دروغ است... من ميخواهم بگويم كسي كه به راهنمايي گروهي برخاسته به معجزه چه نياز دارد؟ اساساً معجزه به كار او ارتباط ندارد و نتيجهاي از آن در دست نتواند بود...»[https://www.pasokh.org/fa/Question/View/8598/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%83%D8%B3%D8%B1%D9%88%D9%8A-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%83%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AD%D9%82%D9%8A%D9%82-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%AD%D8%B5-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8-%D8%A7%D9%87%D9%84- مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات] | ||
===دیدگاه او در مسائل زنان=== | ===دیدگاه او در مسائل زنان=== | ||
اولين شماره مجله پيمان، در اول آذرماه 1312ش منتشر شد؛ ديدگاههاى اجتماعى و عقيدتى كسروى را مىتوان در خلال شمارههاى پيمان بدست آورد. كسروى در شمارههايى ابتدائى پيمان سعى كرد چهره حقيقى خود را برملا نسازد و با ارائه مقالات مختلف، از اسلام تعريف و تمجيد مىكرد. ولى به تدريج با بىپروايى جملات خويش را عليه فرهنگ اسلام شروع كرد.<ref>https://wikinoor.ir/%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF</ref> | اولين شماره مجله پيمان، در اول آذرماه 1312ش منتشر شد؛ ديدگاههاى اجتماعى و عقيدتى كسروى را مىتوان در خلال شمارههاى پيمان بدست آورد. كسروى در شمارههايى ابتدائى پيمان سعى كرد چهره حقيقى خود را برملا نسازد و با ارائه مقالات مختلف، از اسلام تعريف و تمجيد مىكرد. ولى به تدريج با بىپروايى جملات خويش را عليه فرهنگ اسلام شروع كرد.<ref>https://wikinoor.ir/%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%8C_%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF</ref> | ||
او در مجله پیمان نظرات خود را در موضوع زن و خانواده منتشر کرد که | او در مجله پیمان نظرات خود را در موضوع زن و خانواده منتشر می کرد، اما بنابر در خواستی که از او شد آنچه نوشته بود و یا تمایل داشت بگوید در قالب کتابچه کوتاهی با نام« خواهران و دختران ما»منتشر کرد. این کتاب شامل مباحث متعددی در موضوع حجاب و عفاف، | ||
===حجاب و عفاف===: کسروی به توصیف حجاب زنان ایرانی می پردازد و عوامل موثر در کاستن حجاب زنان در دوره معاصر را توصیف می کند. او مشروطیت را آغاز موج روشنفکری علیه حجاب می داند، و مدارس را عامل کاهش روگیری زنان معرفی می کند. رخ دادن تحولات متعدد موجب کاستن حجاب زنان و غیرت مردان در موضوع حجاب می شود . تا اینکه رضاخان گام آخر را بر می دارد و حجاب را برای زنان منع می کند، کسروی روباز شدن زنان را آرمان نیکخواهان ایران می داند که افرادی مثل او سال ها قبل از کشف حجاب اجباری، در روزنامه ها نوشته ها به ترویج آن می پردازند. او سیاست بدخواهانه دوره پهلوی دوم را موجب لغو قانون کشف حجاب اجباری می داند و عملکرد مسئولان دوره پهلوی دوم را در این موضوع ضعیف معرفی می کند. که موجب شده آخوندها، کهنه پرستان و زنان نافهم و... به حجاب بازگردند. | |||
او چادر را پوشش زنان توانگر دوره باستان می داند که به سایر زنان هم رسوخ می کند ولی عمومیت پیدا نمی کند زیرا زنان عشایر و... چادر ندارند و معتقد است روگیری به معنای پوشاندن چهره زن در اسلام نیست بلکه اسلام جواز داده است که چهره زن باز باشد، او رود این موضوع به زندگی مسلمانان را، حاصل تاثیر فرهنگ ایران باستان بر مسلمانان می داند. | |||
==آثار== | ==آثار== | ||
کسروی علاوه بر روزنامهها و ماهنامهها، کتابها و رسالههای بسیاری در زمینههای مختلف تالیف کرد که تعداد آنها بیش از هفتاد جلد بهصورت رسالههای کوچک است. تالیفات وی را میتوان از لحاظ مفهوم و محتوی بر سه دسته طبقهبندی کرد: کتابهای تاریخی، کتابهای تحقیقی در زبانشناسی و کتابهای انتقادی در زمینههای اجتماعی، ادبی و مذهبی. تاریخ مشروطه ایران و تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان، از نوشتههای برجستۀ کسروی است.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C</ref> | کسروی علاوه بر روزنامهها و ماهنامهها، کتابها و رسالههای بسیاری در زمینههای مختلف تالیف کرد که تعداد آنها بیش از هفتاد جلد بهصورت رسالههای کوچک است. تالیفات وی را میتوان از لحاظ مفهوم و محتوی بر سه دسته طبقهبندی کرد: کتابهای تاریخی، کتابهای تحقیقی در زبانشناسی و کتابهای انتقادی در زمینههای اجتماعی، ادبی و مذهبی. تاریخ مشروطه ایران و تاریخ هیجده سالۀ آذربایجان، از نوشتههای برجستۀ کسروی است.<ref>https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%DA%A9%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C</ref> | ||