بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
چافز معتقد است؛ قشربندی، به تقسیم کار در جامعه مربوط میشود. اگر این تقسیم برحسب جنس باشد، مردان منابع بیشتری از زنان دریافت میکنند و مزیت منابع مالی، به تفاوتهایی در قدرت بین مردان و زنان میانجامد. هنگامی که مردان امتیازاتی را در نتیجه این تقسیمکار کسب میکنند، احتمال زیادی دارد که مناصب مهم را که در آن منابع قدرت وجود دارد بر عهده گرفته و حفظ کنند.<ref>[https://social.um.ac.ir/article_44567_5b8f233cca34f1d391a9d7bb9abfdc0b.pdf نیازی و دیگران، «طراحی الگو و ابعاد نابرابری جنسیتی با رویکرد فراترکیب»، 1402ش، ص112.]</ref> | چافز معتقد است؛ قشربندی، به تقسیم کار در جامعه مربوط میشود. اگر این تقسیم برحسب جنس باشد، مردان منابع بیشتری از زنان دریافت میکنند و مزیت منابع مالی، به تفاوتهایی در قدرت بین مردان و زنان میانجامد. هنگامی که مردان امتیازاتی را در نتیجه این تقسیمکار کسب میکنند، احتمال زیادی دارد که مناصب مهم را که در آن منابع قدرت وجود دارد بر عهده گرفته و حفظ کنند.<ref>[https://social.um.ac.ir/article_44567_5b8f233cca34f1d391a9d7bb9abfdc0b.pdf نیازی و دیگران، «طراحی الگو و ابعاد نابرابری جنسیتی با رویکرد فراترکیب»، 1402ش، ص112.]</ref> | ||
===خاستگاه جسمی=== | ===خاستگاه جسمی=== | ||
استضعاف زنان ریشه در ساختار متفاوت جسمی، عاطفی و ادراکی زنانه و مردانه دارد. مردان دارای عضلات نیرومند بوده و بهلحاظ روانی حالات تهاجمی و پرخاشگری دارند، اما زنان از ظرافت بدنی برخوردار بوده و دارای عواطف آرامبخش و منعطف هستند. | استضعاف زنان ریشه در ساختار متفاوت جسمی، عاطفی و ادراکی زنانه و مردانه دارد. مردان دارای عضلات نیرومند بوده و بهلحاظ روانی حالات تهاجمی و پرخاشگری دارند، اما زنان از ظرافت بدنی برخوردار بوده و دارای عواطف آرامبخش و منعطف هستند.<ref>[http://mohsenzade.com/zm/ravanshenasi_3/ غلامی، «زن، مرد؛ تفاوتها»، وبسایت حجتالاسلام محسنزاده.]</ref> | ||
===خاستگاه ذهنی=== | ===خاستگاه ذهنی=== | ||
از دیدگاه کارول گیلیگان؛ رقابتهای اجتماعی نیازمند اتخاذ بینش فردگرایانه و رقابتی است و زنان ذاتا با این نوع بینش فاصله دارند؛ مردان، دنیای اجتماعی را دنیایی فردگرایانه و مبتنی بر قواعد و حقوق میبینند و زنان آن را دنیای ارتباطات متقابل و مسئولیتپذیری در قبال دیگران دانسته و در نتیجه نمیتوانند با مردان رقابت کنند. | از دیدگاه کارول گیلیگان؛ رقابتهای اجتماعی نیازمند اتخاذ بینش فردگرایانه و رقابتی است و زنان ذاتا با این نوع بینش فاصله دارند؛ مردان، دنیای اجتماعی را دنیایی فردگرایانه و مبتنی بر قواعد و حقوق میبینند و زنان آن را دنیای ارتباطات متقابل و مسئولیتپذیری در قبال دیگران دانسته و در نتیجه نمیتوانند با مردان رقابت کنند. | ||